چهارشنبه سوری، جشنی عربی كه ايرانيزه شد ؟!

  • 1396/12/19 - 17:03
به ادعای موبدان زرتشتی، چهارشنبه سوری ربطی به زرتشتيان ندارد. می‌گویند چهارشنبه سوری (يوم الاربعاء) مربوط به عرب عصر جاهليت بوده است، و يا در بهترين حالت، تركيبی از سنت‌های بومی ايرانی و سنت‌های عرب عصر جاهلی است. پس چرا عده‌ای با همه وجود می‌كوشند كه اين سنت ناموزون و بی‌محتوا را زنده نگه دارند؟ آيا اين جشن كذايی، توهين به هويت مردم ايران نيست؟

پايگاه جامع فرق، اديان و مذاهب_ رفته رفته به پايان سال خورشيدی می‌رسيم. روزهایی كه برای بسياری، همراه با شور و شوق و برای بسياری عذاب و ناآرامی است و صدای هولناك انفجار اشياء محترقه آرامش و آسايش را از آنان سلب نموده است. خيلی‌ها گمان می‌كنند كه چهارشنبه سوری يك جشن مقدس ملّی است! و از همين روی آن را [به بدترين شيوه] گرامی می‌دارند! پس لازم است حقايقی را بيان كنيم.
- چهارشنبه سوری ربطی به آيين زرتشتی ندارد
در گاهشماری زرتشتی، «هفته» موضوعيت ندارد. به تعبيری صريح‌تر، در گاهشماری‌های بومی ايرانی؛ هفته وجود داشت، اما در تقويم مذهبیِ زرتشتی، هفته وجود نداشته و ندارد و اگر بخواهيم دقيق‌تر بنگريم، ورود «هفته» به تقويم‌های ايرانی در اثر نفوذ فرهنگ سامی (عربی-عبرانی) به فرهنگ ايران بود.[1] فی الواقع، در آيين زرتشتی چيزی به نام چهارشنبه وجود ندارد، و بالتبع، چهارشنبه سوری نيز در اين آيين وجود ندارد. خانم دکتر کتایون مزداپور از محققان صاحب‌نام زرتشتی می‌نويسند: «خیلی از آنها (جشن‌ها و آیین‌ها) هرگز زرتشتی نبوده اند، مثل چهارشنبه سوری.»[2]
موبد موبدان ايران، جهانگير اوشيدری می‌نويسد: «شک نیست که افتادن این آتش‌افروزی به شب آخرین چهارشنبه سال، پس از اسلام است، چه، ایرانیان باستان شنبه و آدینه نداشتند. چون روز چهارشنبه نزد اعراب روز شوم و نحسی بود لذا برای رفع نحسی اقداماتی می‌کردند. بنابراین چهارشنبه سوری جزو جشن‌های ایران باستان نیست.»[3]
همچنين دکتر کورش نیکنام، موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ایران باستان، عقیده دارد که چهارشنبه سوری هیچ ارتباطی با زرتشتیان ندارد و شکل گیری این مراسم را پس از حمله اعراب به ایران می‌داند: «در گاهشماری زرتشتیان اصلاً هفته وجود ندارد. شنبه و یکشنبه و...  بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ایران وارد شد. بنابراین اینکه ما شب چهارشنبه‌ای را جشن بگیریم (چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده) خودش گویای این هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ایران مرسوم شد.»[4] در تكمله سخن موبد نيكنام بايد به عرض برسانيم كه هرچند در بين عرب، چهارشنبه (يوم الاربعاء) نحس شمرده می‌شد،[5] ليكن در قرآن و روايات صحيح، نحس بودنِ چهارشنبه مورد تأييد نيست (چون در عقائد اسلامی، هيچ روزی ذاتاً نحس نيست) ولذا جشنی با عنوانِ چهارشنبه سوری و مشابه اين در منابع اسلامی وجود ندارد (بلكه اين رسم و رسومات احمقانه مربوط به عرب عصر جاهلی بوده است كه برخلاف تعاليم اسلامی، تا ساليان دراز ادامه پيدا كرد). حتی آقا جمال خوانساری در كتاب «كلثوم ننه» (كتابی طنز در نقد باورهای خرافی)، به صراحت، چهارشنبه سوری را مربوط به تقويم عربی و در آخرين چهارشنبه ماه صفر می‌داند كه بسياری از مردم آن را ايرانيزه كرده و با درهم آميختن خرافات، آن را جشن می‌گيرند.[6]
- چالش !
روشن است كه اين جشن، ربطی به زرتشتيان ندارد، و انتساب آن به ايران باستان ابداً صريح نيست. چهارشنبه سوری (يوم الاربعاء) مربوط به عرب عصر جاهليت بوده است، و يا در بهترين حالت، تركيبی از سنت‌های بومی ايرانی و سنت‌های عرب عصر جاهلی است. پس چرا عده‌ای با همه وجود می‌كوشند كه اين سنت ناموزون و بی‌محتوا را زنده نگه دارند؟ آن همه عربده كشی، ايجاد فضای تنش‌زا، مردم آزاری و ايجاد صداهای مهيب و دلخراش، خرد شدن شيشه‌ها ناشی از موج انفجار، تلفات يا زخمی شدن نيروی انسانی كه فضا را به بدترين شكل برای شهروندان ناامن می‌كند،[7] آيا اينها چيزی جز نابخردی است؟ چرا عده‌ای به خاطر شادیِ چند ساعته (آن هم از نوع نشاط كاذب)، حاضر می‌شوند به هر ذلت و حماقتی تن دهند و آسايش را از ديگران سلب كنند ؟ آيا ساديسم، مصداقی غير از اين دارد؟ آيا اين جشن كذايی، توهين به هويت مردم ايران نيست؟
عجيب‌تر اينكه باستانگرايان افراطی كه رسماً با اسلام (به علت عربی بودن كتابِ مقدس آن) مخالفت می‌كنند، و بر اساس منش نژادپرستانه‌ی خود، معتقد به حذف «هرگونه پيوند با عرب» هستند، در اين موضع، كاملاً خود را به «نفهميدن» و «نديدن» و «نشنيدن» زده‌اند. چون باستانگرايان به خاطر اهداف سياسی، حاضرند هويتِ مورد ادعای خود را لگدمال كنند!

پی‌نوشت:

[1]. مری بويس، زرتشتيان، باورها و آداب دينی آنها، ترجمه ع.بهرامی، تهران: نشر ققنوس، 1391، ص 99
[2]. مجله‌ی هفت آسمان، بهار ۱۳۸۴، شماره ۲۵، صفحه ۱۸
[3]. جهانگير اوشيدری، دانشنامه مزدَیَسنا، تهران: نشر مركز، 1389، ص ۳۳۳، ذیل عنوان «سوری»
[4]. بی بی سی فارسی، چهارشنبه سوری، جشنی در استقبال از نوروز، ‌15 مارس 2009، 25 اسفند 1387
[5]. ابن كثير الدمشقی، البداية و النهاية، بيروت: دار الفكر، 1986، ج 1 ص 128
[6]. كلثوم ننه، باب هشتم، (در بيان سازها و افعال آنها)، ص 42
[7]. روزنامه مردم سالاری، سنت چهارشنبه‌ سوری به چهارشنبه‌ ستيزی مبدل گرديده، نويسنده مقاله: ناصر توسلی نيکخو، شماره 3155، تاريخ 1391/12/22، همچنين بنگريد به جام جم آنلاین، ۲۳ اسفند ۱۳۸۹

تولیدی

دیدگاه‌ها

تا حالا نشنيده بودم

واقعً ميخام بدونم اين باستان پرست ها چی جواب ميدن . احتمالً باز هم فحش طبق معمول

عجب حالا عرب ها بد شدن؟

چهرشنبه سوری ایرانی است و عربی نیست.البته چون زرتشتی ها آتش را گرامی می دارند از روی آن نمی پرند و هر جایی آتش روشن نمی کنند

اگر شما کمی در مورد زرتشتیان اطلاع داشتید، می دیدید که روی آتش هم می پرند و در کوچه و خیابان هم آتش روشن می کنند.

عرب ها از سال قمری استفاده میکنند که مدام در حال چرخش است.چهارشنبه سوری مربوط به سال خورشیدی است که ثابت است.روزهای هفته نیز مربوط به فرهنگ یهود است و هیچ ارتباطی به عرب ندارد.

1. اعراب به دلیل قرابت و روابط با ایرانیان و رومیان، همواره از تقویم خورشیدی نیز در کنار تقویم عربی استفاده میکردند. امروزه تمامی تقویمهای چاپ شده در کشورهای عربی به دو تاریخ (و بعضاً 3 تاریخ) ثبت میشود. قمری، میلادی و رومی باستانی. استفاده از ماههای رومی باستان -که یک تقویم خورشیدی است و برخی ریشه آن را در دیگر اقوام سامی میدانند- از عصر جاهلیت در میان قوم عرب مرسوم بود. این ماهها که هنوز هم توسط عربها -در کنار تقویم قمری- مورد استفاده است عبارت اند از: آذار، نیسان، ایار، حزیران، تموز، آبف ایلول، تشرین اول، تشرین ثانی، کانون اول ، کانون ثانی، شباط. پس عربها هم تقویم خورشیدی دارند (داشتند و هنوز هم دارند). 2. اسناد نحس بودن چهارشنبه نزد عرب روشن است. اسناد ارائه شد. اینکه عربها در تقویمهای خود "هفته" دارند، امری روشن و مبرهن است. جایی برای انکار وجود ندارد. 3. شما میگویید چهارشنبه سوری یک رسم ایرانی است؟ اگر چنین ادعایی دارید پس لااقل یک سند از ایران قبل از اسلام از عصر هخامنشیان و ساسانیان ارائه کنید که چنین رسمی در میان ایرانیان وجود داشته است. دقت کنید... سندی که مربوط به پیش از اسلام باشد.

در حال حاضر ما به نوروز عید نوروز میگوییم.آیا بدلیل اینکه از واژه عید برای نوروز استفاده میکنیم،نوروز هم مراسمی عربی است؟؟؟دست از ایران ستیزی بردارید.دست از جهالت بردارید.خورشید حقیقت ایران بسیار روشن تر از آنست که شما و امثال شما با پاشیدن مشتی خاک جلوی تابش آن را بگیرید.مهدی موعود پشت و پناه ایران است

http://www.mashreghnews.ir/news/699782/%DA%A9%D9%86%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%BE%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B8%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%87%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 این هم سند دشمنی اسراییل با پارس ها (هخامنشیان) و ایرانی ها و میهن پرستان ایرانی و زرتشتی ها

ناشناس کورش پرست به کاهدون زدی !!!!! این لینک میگه اسرائیل با مدافعین حرم دشمن هست! تو چجور این رو دشمنی اسرائیل با زرتشتی ها خوندی ؟!! مغز علیلت رو به کار بنداز تا اینجور فضله پراکنی نکنی ! من موندم واقعاً چجوریه که ادعای مخالفت با اسرائیل و یهود رو داری ولی هر سال 7 آبان روز آزاد شدن یهودیها از اسارت بابل رو جشن میگیری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!

http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1967851/ این هم از اظهارات وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران

ارتباط سخنان ظریف با چهارشنبه سوری چیست؟ سخنان بیربط است

تا حالا نمیدونستم که هامان در دوره هخامنشی مدافع حرم بوده؟؟؟ خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ البته کوروش و داریوش مدافع حرم دانیال نبی (ع) بودند و به همین دلیل صهیونیست های بی دین با ایرانی ها دشمن بوده و هستند.

زرتشتیان پیش از آمدن نوروز آتش بر پا می کنند و حتی روی پشت بام های خود آتش را قرار می دهند و آتش را در محلات خود می گردانند و گفته میشود این رسم چهارشنبه آخر سال از آنجا ریشه میگیرد.سور به معنای جشن است و چهرشنبه سوری،جشنی است که در چهرشنبه آخر سال برگزار می شود.در این گزارش آمده که مربوط به مسائل آخر صفر است.باید بگویم که در آخر صفر مراسماتی انجام میشود و ماه صفر چون در سال قمری تعریف میشود مدام در حال گردش است.در حالیکه چهرشنبه سوری در آخرین چهارشنبه مانده به نوروز برگزار میشود و در سال خورشیدی قرار دارد.

لطفاً یک سند پیش از اسلام ارائه کنید که زرتشتیان چهارشنبه آخر سال را به جشن و سرور میپرداختند (لطفاً فقط سند ارائه کنید و از لفّاظی و بازی با کلمات پرهیز کنید). این نوشتار اسنادی روشن ارائه کرده است که چهارشنبه سوری تخت تأثیر عربهای عصر جاهلی رخ داده است. هرچند ممکن است زمان آن به مرور تغییر کرده باشد، اما اصل تأثیر از فرهنگِ بی فرهنگیِ عرب جاهلی قابل انکار نیست. همچنان منتظریم که سندی مربوط به جشن زرتشتیان در چهارشنبه آخر سال ارائه کنید.

تو اصلا میدونی سند یعنی چه؟یعنی شما نیمدانی زرتشتی ها در 5 روز آخر سال خورشیدی برای درگذشتگان آتش روشن می کردند و این آیین پس از اسلام و در میان ایرانی های مسلمان فقط در یک روز (چهارشنبه) انجام میشه.عرب ها از تقویم قمری استفاده می کنند.عرب ها با سال شمسی یا خورشیدی کاری ندارند.تازه در فرهنگ ایرانی و ادبیات فارسی ما معدل جمعه، آدینه را داریم که احتمالا نشان می دهد در ایران باستان روزهای هفته وجود داشته است.در ضمن همه میدانند پیش از اسلام در میان عرب ها روزهایی مانند قربان و ایامی مرتبط با سال قمری وجود داشته است که وقتی بررسی می کنیم هیچ ارتباطی با آتش افروزی و یا اینکه نام روز بر آنها باشد را پیدا نمی کنیم.حالا چطور مدعی هستید که عرب ها یک مرتبه یک جشنی ساختند که با آتش و روز چهارشنبه آخر سال خورشیدی است این از لجاجت شماست.

چرا از آوردن سند فرار میکنی ؟؟؟؟؟؟ مگه نمیگی چهارشنبه سوری ریشه در ایران باستان داره ؟؟؟؟ مگه نمیگی ریشه در زرتشتیگری داره ؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب یه سند بیار ! اصلا همین که اعتراف میکنی بعد از اسلام روز چهرشنبه سوری موضوعیت پیدا کرد یعنی اصالت ایرانی نداره ! درباره تقویم خورشیدی هم بدون که بین عربها از زمان باستان تقویم خورشیدی هم بوده و هنوز هم هست. منتها تقویم قمری رسمی هست و تقویم خورشیدی تقویم دوم اونها حساب میشده. یک کم تاریخ بخون کورش پرست بی سواد لجباز ! درباره ادعای پنجه آخر هم بدون که ادعات بر باده ! سال 1391 چهارشنبه سوری اصلا جزو اون 5 روز آخر نبود !!!!

مگه نگفتم زرتشتی ها در 5 روز آخر سال شمسی برای درگذشتگان آتش روشن میکردند؟؟؟شما که بسیار بسیار بسیار مستند سخن میگویید به من بگویید حضرت موسی (ع) دقیقا از کجای نیل رد شد؟البته نقطه gps را درج کنید

شما میگویید زرتشتیان 5 روز انتهای سال را آتش روشن می‌کشتند. حال فرض کنید سه شنبه 1 فروردین باشد (برای یکی از سال‌ها این را لحاظ کنید). خوب در این صورت 5 روز آخر سال می‌شود: پنجشنبه، جمعه، شنبه، یکشنبه، دوشنبه. (در نتیجه اصلا آخرین سه شنبه یا چهارشنبه سال جزو جشن نیست که بخواهد چهارشنبه سوری باشد. خود هم می‌دانید که چهارشنبه سوری نمونه بارز تأثیرپذیری از جامعه عرب جاهلی است.

شما برای پاسخ ندادن رود نیل را بهانه قرار دادید، و الا اگر پاسخ درستی داشتید، هیچ موقع رود نیل و امثال آن را بهانه نمی کردین. در داستان حضرت موسی یکتا پرستی و مقابله با ظلم ملاک است و محل رود نیل و عبور از آن هیچ دخل و تصرفی در حضرت موسی و راه و روش او ندارد.

اين جماعت ساديسمی خيال باف فقط به دنبال لج و لجبازی هستن منطق در حد جلبكها

دوست دارم بدونم اين مريض های روانی چحور ميخان قضيه رو ماست مالی كنن !!!!

من نمیدونم جماعت سادیسمی اسلام گرایانی چون شما که کوک ازاری و مردم ازاری و زن ازاری و کشتار مردم و حیوانات را در تمام جهان برگزار میکنند مثل شما چه عقلی دارند شاید بک هزارم جلبک ! بروید سگ آزاری و گاو آزاری کنید و لذت ببرید واقعا در عجبم چه کسی به کی میگوید سادیسمی! لذتشون فقط تماشای اعدام است !! یه مشت روانی که دنبال کشتار و فروش برده جنسی هستند !! ماشالله به این عقل و منطق!

ناشناس تو محصول فرهنگی هستی كه ازدواج با محارمش درش مقدس بوده ! واسه همين بدجوری از انواع و اقسام بيماری ها رنج ميبری ! به جای جواب دادن به مقاله اومدی يه مشت فحش كه لايق خودته رو تحويل ديگران دادی ! فكر كردی همه چی حل شد ؟! خدا شفات بده بدبخت كودن ! ضمناً اونی كه از مجازات اعدام لذت ميبره فرهنگ ناب عاريایی هست !!!!!‌ در اين باره قبلا يه مقاله نوشته شده برو بخون : http://www.adyannet.com/news/11107

الان 2 هفته هست كه سر و صدای ترقه و آتيش بازی رو شروع كردن اعصاب برامون نذاشتن هرچی هم بهشون ميگيم نكنيد ما تو خونه مريض داريم حاليشون نميشه يا ميگن ما به تفريح نياز داريم خوب بريد باشگاه استخر كوه پارك سينما بريد تو بيابون آتيش بازی و نارنجكبازی كنيد يا ميگن جشن باستانی هست اگر اين هست كه بريد بميريد با اين جشن باستانی كه مردم آزاری ميكنيد

ترقه بازی مربوط به فرهنگ چین است و ارتباطی به فرهنگ ایران ندارد.شما که ناراحت هستید درخواست بدید که جلوی واردات و قاچاق ترقه گرفته شود

من ریشه و بنیان این جشن رو به شما میگم/// فردید این پژوهشگران به اینه که این باور و دیدگاهی که امروزه به این جشن (چهارشنبه سوری) دارند (منظور همان این کارای ناشایست و ازار رسانی هاییست که میکنند:ترقه زنی , سروصدا ها و........) هیچ پیوندی با فرهنگ ما ندارد درستم گفتند ... ولی ریشه ی این جشن و پایکوبی و شادمانی در اوستا و شاهنامه است: سیاوش یکی از سیتم کشیده ترین چهره هی اوستا و شاهنامست که به خواسته نامشروع نامادریش تن در نداد و با پاپوشی که برای او ساختند سخت مورد خشم پدر خود روبرو شد و سیاوش برای نشان دادن بی گناهی خود از پدرش خواست که از هفت تونل آتش گذر کند و اگر از اتش رهایی یافت ان را سبب بی گناهی او بداند. این ازمون بنا به گفته ایی در واپسین سه شنبه سال انجامید و او سرفرازانه و پیروزمندانه بیرون امد و بدستور کیکاووس این روز جشن میهنی و مردمی شناخته شد./// این جشن به یادمانی پیروزی سیاوش بر دشمنی نامادریش یا به واژاکی پیروزی روشنایی بر تاریکی جشن گرفته میشود. هتا بازهم در شاهنامهٔ فردوسی نمارش هایی دربارهٔ بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان‌دهندهٔ کهن بودن این جشن است. مراسم پیوند با این جشن میهنی و ملی ، که از دیرباز در فرهنگ باستانی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.(منبع:در شاهنامهٔ فردوسی اشاره‌هایی دربارهٔ بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان‌دهندهٔ کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملّی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.) و ایین قاشق‌زنی از این باور سر چشمه گرفته که روان نیک درگذشتگان در رستاخیز پایانی سال به میان زندگان بازگشته و به چهره ی کسانی که رویشان پوشیده است به خانه بازماندگان سر می‌زنند و زندگان برای یادبود و برکت به آنان پیشکشی می‌دهند.(بن مایه=حسین میرزایی. «آیین نوروزی و کارکردهای آن». انسان‌شناسی و فرهنگ، نوروز ۱۳۹۳. بازبینی‌شده در ۱۰ فروردین ۱۳۹۴.)) در زند اوستا آمده است که پنج روز پایانی سال تا روز پنجم فروردین اورمزد دوزخ را تهی می‌کند و روانها رها می‌شوند. قاشق زنی استفادهٔ روان نیاکان از زبان بدنی به جای زبان گفتاری است(بهار مختاریان. «نمادشناسی نوروز». بازبینی‌شده در ۱۰ فروردین ۱۳۹۴.) چهارشبه سوری یک جشن و ایین ایرانی و میهنی است.

یکی از بن مایه هارو فراموش کردم بنویسم: «آداب شب چهارشنبه سوری». پیام آشنا. نوشته شده در ۱۳ مارس ۲۰۰۷.

خدمت كامبيز ! 1. سروصدا و عربده كشی و بدمستی لازمه جشن های زرتشتی هست ! باور نمی كنی سده رو ببين ! فيلم ها رو ببين چجور شلوغ ميكنن ! 2. گفتی قضيه سياوش و درخواست نامادريش و ... خوب بعدش گفتی اين قضيه بنا به گفته ایی در واپسین سه شنبه سال انجامید ! كو سند ؟ باز هم كه بی سند حرف زدی 3. تقويم خورشيدی هميشه در حال تغيير بود. مثلا بعضی وقتها عيد نوروز در اول پاييز برگزار ميشد ! چون تقويم ايرانی از قديم 5 روز كم داشت و اينجور تقويم در حال گردش بود مثل تقويم قمری (كتاب مری بويس رو بخون) . خوب ابن سه شنبه آخر سال مال كدوم روز سال بود ؟!! 4. گفتی تو شاهنامه هم جشن چهارشنبه پايان سال ! خوب باز هم كه سند ندادی ! اگه به حرف زدن باشه هركی ميتونه از اين حرفها بزنه 5. كپی پيست جالبی نبود !!!!

اقای وحید از شما که در هیچ چیزی سررشته نداری بیش از این چشمداشتی نیست. شما سخنانت بن مایه نداره اگه خوب ببینی میبینی که بن مایه هاشو گذاشتم.خیلی سخنان سینه به سینه هست و من گفتم. اگه اینگونه باشه نوشتار شمام جز کپی پیست بی ارزش چیزی نیست میدونی چرا چون جز دروغ سخنی برای گفتن نداری.

جانم مغلطه نكن ! به موارد 5 گانه جواب بده !!!!!! به هر كسی هم اعتماد نكن ! اينايی كه گفتی هيچ جای شاهنامه نيومده ! چهارشنبه سوری و سه شنبه سوری تو شاهنامه ؟؟!!!!!! عجبا !

من با شما هماوردی ندارم. شما در اندازه ایی نیستی که بخوام باهات جستار کنم.شما از دید روانی با چالش روبرویی.شگفت اور اینه که همیشه ما باید پاسخگو باشیم.شما نخست برو پرسشای پسین رو پاسخ بده تا برسیم به اینجا.

در پیوند با چهارشنبه سوری دستکی از شاهنامه دادم////افزون بر شاهنامه نسک کهن دیگری نامی از جشنی در چهارشنبه برده است : * نسک «تاریخ بخارا» نوشته ابوبکر محمد بن جعفر نَرشَخی (۳۵۸- ۲۸۶ ق) است .این نسک بسیار پراوازه و نامدارست و هتا به نام «مزارات بخارا» شناخته میشود در آن نمارشی به چهارشنبه سوری شده: «و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هر چه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آنگاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون شبِ سوری چنانکه عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند. پاره‌ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.” *در این نوشتار شایدآشکارا به زمان برگزاری جشن , نمارشی نشده ، ولی گزاره ی «هنوز سال تمام نشده بود» و «شب سوری» به شیوه ایی نمارش به جشن چارشنبه‌ سوری دارد. *باز به شاهنامه برمیگردیم ,افزون بر داستان یاوش نمارش دیگری در شاهنامه هست که اشکارا نام چهارشنبه را اورده انجایی که در داستان بهرام چوبینه با «پَـرموده» پسر ساوه‌شاه آمده است که هنگامی که هر دو سپاه آماده رزم بودند، ستاره‌شناسی بهرام را اندرزمی‌دهد که: ستاره‌شمر گفت بهرام را/ که در «چارشنبه» مزن کام را. اگر زین بپیچی گزند آیدت/ همه کار ناسودمند آیدت. یکی باغ بُـد در میان سپاه/ از این روی و زان روی بُـد رزم‌گاه. بشد «چارشنبه» هم از بامداد/ بدان باغ که امروز باشیم شاد. ببردند پر مایه گستردنی/ می و رود و رامشگر و خوردنی. . . . ز جیحون همی آتش افروختند/ زمین و هوا را همی سوختند. *به 2 نکته باید پروا داشته باشی:1-در سراسر شاهنامه به نام 2 روز هفته ((یکشنبه و چهارشنبه)) نمارش شده که این نشان میدهد ,هفته که هیچ, نام گذاری هفتگی نیز وجود داشته است( ان هم در زمان ساسانیان) . 2-در همین داستان بهرام چوبینه ,که ریشه و بنیانش به زمان ساسانی باز میگرده, اشکارا و روشن نام جشن چهارشنبه اورده شده و به وارونه ی نوشته ی شما ,نیاکان ما نه تنها این روز را که بلکه روزهای دیگری بدشگون و بداختر نمیدانستند و به جشن و پایکوبی سرگرم بودند. پاینده باد ایران

درست هست که بن مایه شاهنامه برای زمان ساسانیان است ولی شاهنامه را فردوسی سروده و دلیلی ندارد که از ایام هفته نامی نبرده باشد... و وقتی خود موبدان زرتشتی ادعا می کنند ایام هفته در پیش از زمان اعراب نبوده است، شما چگونه می گویید نامگذاری ایام هفته در زمان ساسانیان وجود داشته است؟!!

كامبيز ! هر كی حرفهاتو بخونه ميفهمه كه تو با چالش روانی مواجهی ! دروغی گفتی كه از اثباتش عاجزی ! واسه همين به جای جواب دادن به طرف مقابلت توهين ميكنی ! چالش روانی هم مال كسی هست كه با ناموس خودش... !!! همه كورش پرستها همين هستيد

لطفاً به كامبيز زرتشتی بگيد كجای شاهنامه اين داستان اومده

نقد كامنت کامبیز زرتشتی، ۱۳۹۴/۱۲/۲۶ - ۲۱:۱۶ ---- به شيوه عزيزان نقدي بر گفتار شما ارائه ميكنم. 1. جناب وحيد كه سؤالاتي از شما پرسيدند، و شما به بدترين شيوه او را به بدترين نسبت‌ها متهم كرديد. كامنت جناب وحيد نيز كه نشانگر ناراحتي فوق العاده ايشان از توهين‌ها بود منتشر نخواهد شد.(به درخواست خودشان) 2. حكايت سياوش و آن جشن در روز سه شنبه يا چهارشنبه را بيان كرديد، پاسخ دهيد كه در كجاي شاهنامه چنين داستاني آمده است؟ اين حق مخاطب است كه از شما سند بخواهد و شما نيز حق نداريد سؤال را با فحاشي پاسخ دهيد. 3. آنچه از تاريخ بخارا نقل كرده ايد، مربوط به قرن 4 هجري است و آن هم در عصر حكومت امیر منصور بن نوح. اين چه ارتباطي با تاريخ باستان دارد؟ 5. در تاريخ بخارا، نويسنده معيار تقويم را سال و ماه قمري گرفته است. در همان متني كه آورده ايد آمده كه شوال سال 350... كه تاريخي قمري است و به همين قرينه منظور از پايان سال، سال قمري است. اين چه ارتباطي با تقويم خورشيدي دارد؟ و واژه چهارشنبه را از كجاي تاريخ بخارا اقتباس كرديد؟ چون در ماجراي سوري حرفي از چهارشنبه در ميان نيست. 6. در داستان بهرام چوبینه و پسر ساوه‌شاه كه اشاره به چهارشنبه ميكند، و در ادامه سخن از "آتش به پا شدن" است، و اين ربطي به چهارشنبه سوري ندارد. دليل ما اين است كه عبارت را ناقص بيان كرديد. عبارت صحيح اين است: بخنجر همی آتش افروختند / زمین و هوا را همی‌سوختند / ز ترکان جنگی فراوان نماند / ز خون سنگها جز به مرجان نماند ... (يعني به وسيله خنجر آتش افروختند و زمين و هوا را به آتش كشيدند. اين كنايه از بالا گرفتن جنگ و درگيري است). در ادامه ميگويد كه تركان جنگي همه كشته شدند. (اين هم دليلي ديگر بر اينكه منظور از اين آتش، آتش جنگ است. نه چهارشنبه سوري). متن كامل شعر را خوانندگان عزيز ميتوانند در اين لينك مشاهده كنند: [http://ganjoor.net/ferdousi/shahname/hormozd/sh7/] شماره بعدي... 7. گفتيد در فرهنگ زرتشتي هفته و اسامي هفته وجود داشت. آن هم به استناد شاهنامه، اولاً بايد بدانيد كه شاهنامه در حوالي قرن 4-5 هجري سروده شد و بسياري از الفاظ و عبارات و اصطلاحات آن مربوط به عصر اسلامي است. نه عصر باستاني. براي مثال فردوسي از جشن رسيدن به 63 سالگي سخن ميگويد كه يك جشن كاملاً مربوط به عصر اسلامي است و هنوز هم در افغانستان و تاجيكستان و بسياري نقاط خراسان رايج است. پس همه اصطلاحات و عبارات شاهنامه ريشه در فرهنگ ماقبل اسلامي ندارد. 8. ديدگاه خود را نسبت به كلام موبد جهانگير اوشيدري صريح بيان كنيد. 9. همچنين ديدگاهتان نسبت به كلام موبد نيكنام. 10. و نيز ديدگاهتان نسبت به كلام دكتر كتايون مزداپور... با تشكر

اقای سامان خودتون رو به بیراهه نزنید.اقای وحید بارها و بارها بی احترامی بمن کرده بودند(در کامنتای دیگشون) و من تاجایی که میتونستم پاسخی نمیدادم ایشون بگونه ایی سخن میگن انگار از ما بستانکارند یا توهین به پدر و مادر و نیاکان ما میکنند(نمونش که گفتند = چالش روانی هم مال كسی هست كه با ناموس خودش...)) یا فحش و ناسزا سخن میکنند , خب این یعنی چی ؟!؟!؟ ایشون از این که یک تلنگر بسیار کوچیک من دلخور شدن ولی ما نباید به ناسزاگویی های ایشون واکنشی نشان بدهیم این درسته ؟؟ ( من ناسزا به نیکانشون گفتم یا ایشون بما؟؟؟) این شیوه جستار و گفتگو رو تابحال در کجا دیده اید؟!؟!؟! بایدم از ایشون جانبداری کنید چون دوست و هم کیش شماست. من هیچ فحاشی نکردم تنها چامه ایی براشون گفتم که در برابر ناسزاگویی های ایشان هیچ هست(پیراهن عثمان درست نکنید). ادامه...

فحشهاي ناموسي كه از IP شما به اسلام و مسلمين و قوميت‌ها -از جمله ترك‌ها و عربها- نثار شده هنوز در آرشيو سايت باقي است و تحت پيگيري و پيگرد قرار دارد. وقتي در مقابل مستندات، لب به فحاشي باز ميكنيد، انتظار داريد ديگران ساكت بمانند و دم برنياورند؟ هرچند كه بين ما "داوران" فراوان اند. اما ادامه بحث...

اقای سامان من هیچ فحاشی به ناموس کسی نکردم وقتی اینکونه بحثارو راه می اندازید باید هرگونه پیامدی را در نظر بگیرید .پس روشن شد شد هدف شما بحث نیست شما هدف دیگری دنبال میکنید...

من که در حق ناسزا گویی نکردم اگه بی احترامی شده پوزش میطلبم

من بشما قول میدم دیگ بی احترامی از سوی ما ها نشه.بدرود پاینده باشید

اسلام گفته هر کی فحش داد بهش فحش بدید؟ راستی کشتار ها و قتل عام های عرب ها و ترک ها و این قوم های نازنین را بنویسید همچنین فحاشی های عظیم ترک و عرب به ایرانیان! ممنون میشیم از داوریتان ! ( متاسفانه منم در جوابشان طاقت نیاوردم) من خودم ایشون را میشناسم یک کامنت بدون توهین تا حالا نگذاشته و فقط اسناد بی اعتبار ساخته شما را تکرار میکنه. حالا نمیخواهید برای توجیه دم از ip بزنید چون حرف های ایشان هزاران برابر بدتر است..

ناشناس ! برو !!!! خودتی !!!!!!! فكر كردی همه مث خودت ضريب هوشی در جد جلبک دارن ؟! خخخخخخخخ باستان پرستها به چه حقارتی افتادين

اگه بحث پیگرد باشه این سایت تماما مخالف قانون اساسی و حقوق اسلامی است

اگر چنین گمان میکنید، پس بروید از طریق قانونی پیگیری کنید. ببینید "طبق قانون" فعالیت این سایت، تخلف است یا خیر؟ لطفا پیگیری بفرمایید و نتیجه را حتما به مخاطبین این سایت اعلام بفرمایید.

طبق قانون فعالیت این سایت مصداق نشر اکاذیب و توهین به ادیان مصرح در قانون اساسی است

بسم الله الرحمن الرحیم: اگر قانون اساسی برای شما مهم باشد، پس باید بدانید که قانون اساسی، فقه شیعه را فقه رسمی ایران میداند. حال بروید فقه شیعه را در باب رفتار با معاندین و محاربین بخوانید تا دریابید که آنچه در این سایت نوشته میشود "تنها بخشی کوچک از آنچه باید انجام شود"، است. گذشته از این، در این نوشتار بحثی مستند و منطقی به همراه اسناد و مدارک ارائه شده است که گویا شما تحمل همین را نیز ندارید. پیشنهاد: اگر گمان میکنید که این سایت مصداق نشر اکاذیب و توهین به قانون اساسی است، پس بروید شکایت کنید تا ببینید مرجع تصمیم گیری -که قانون اساسی آن را معین کرده- چگونه حق را به ما میدهد. حتماً پیگیری کنید و نتیجه را ذیل مقالات سایت، به مخاطبین سایت اعلام کنید.

ناشناس 1395/12/19 - 11:58 تو که دم از قانون اساسی میزنی! میدونی که ولایت فقیه هم رکن قانون اساسی هست! حالا یه عده اومدن به اسم کورش و زرتشت دارن به ولایت فقیه و اسلام حمله میکنن. تو خودت برای مقابل با اینها و دفاع از قانون اساسی چیکار کردی؟؟؟؟؟ دم از قانون اساسی میزنی پس لابد باید از قانون اساسی در مقابل اون اذال و اوباش دفاع کرده باشی. میخام ببینم چکار مثبتی انجام دادی که حالا داری ادعا میکنی

ادامه: **1-بریم سر جستار خودمان-داستان سیاوش رو من از نسک و کتاب اندرزنامه نوشته اقای جواد نوشین بازگو کردم که به دیب و نثری روان برگرداندن /// در بخش سیاوشگرد از ص 79 ت ص 82 این داستان بازگو شده.داستان سیاوش افزون بر شاهنامه در اوستا و دیگر کتب(مانند اسکندر نامه -روایت کالیستن دروغین-که پیش از شاهنامه نگارش شده و با داستان شاهنامه هماهنگ است) بازگو شده .داستان سیاوش هتا زبان به زبان و سینه سینه گفتگو میشد و در زمان هخامنشیان نیز بوده(به کتاب سیاوش در تاریخ داستانی ایران -نوشته دکتر ذوالفقار علامی بنگرید). و با پرسشایی که من از بزرگان و خویشاوندان خودم کردم باور به این دارند که این داستان در روز بهرام شید انجام شده که برابر با سه شنبه امروزیست و امروزه نیز هتا مشخص شده به وارونه گفته شما ,در ایران باستان پیش از ساسانیان (دوران هخامنشی و هتا پیش از ان ) هفته وجود داشته :کیوان شید (شنبه),مهرشید,مه شید,بهرام شید(سه شنبه),تیرشید,اورمزد شید,ناهیدشید(جمعه که به ادینه نیز میگغتند)(بن مایه= نام روزهای هفته در ایران کهن / خبرگزاری بین‌المللی آزادنگار). شاید در زمان ساسانیان ماه رو به سی روز کرده بودن(تقویم درباری) ولی با صراحتی هم که شاهنامه نام از روزهای هفته بخصوص چهارشنبه اورده(ستاره شُـمَـر گفت بهرام را که در چارشنبه مزن کام را)نشون میده تقویم باستانی در میان مردم فراگیر بوده و فردوسی با شنیدن این داستان روز را با تقویم ان روز همخوان کرده.و برپایه روایات سینه به سینه ما باور داریم سیاوش در روز بهرام شید این ازمونو گذرانده و این ایین چهارشنبه سوری از ان ماست. **در باره تاریخ بخارا به کتاب :چهارشنبه سوری؛ پژوهش مردمشناسی در زمینه جشنهای آتش در سرزمینهای ایرانی-نوشته فرشته فرشته رفیع زاده بنگرید از این کتاب نوشتم برآورد رسا و اسپور هست. **بله با شما همداستانم من در باره شعری که از بهرام چوبینه نوشتم دچار یک غلت نوشتاری شما(بن مایه ایی که بمن دادن غلت بود پوزشمو بپذیرید) ولی در مورد نام گذاری روزهای هفته که فردوسی نام برده نکته 1رو بنگرید . درباره دیدگاه های کسانی که نامبردین دیدگاه ویژه ایی ندارم . باید پژوهس کنم ایا چنین سخنی گفتن یا نه تا سپس دیدگاهمو بگم.

صفحه‌ها

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.