اعتقادات

صالح علیشاه
08/23/1401 - 11:44

کتاب پند صالح تالیف محمد حسن بیچاره بیدختی (صالح علیشاه) بعد از تالیف، مورد توجه اقطاب بعد از خود واقع شد و با توجه به اینکه سخنان اقطاب صوفیه برای پیروانشان حجت است لذا این کتاب می تواند ملاکی باشد برای سنجش پیروان این فرقه صوفیه که تا چه میزان تابع دستورات اقطاب خویش می باشند.

علم
08/03/1401 - 17:08

صوفیان فرقه گنابادی ادعا می کنند که اقطاب ایشان دارای مقام ولایت و علم غیب هستند. اما دروغ بودن این ادعا با کوچک ترین پرسش علمی از این اقطاب، روشن خواهد شد.

ابوبکر
08/01/1401 - 16:41

دکتر نورعلی تابنده در حین سخنان خود اشاره ای به شخصیت ابوبکر کرده و او را قبل از غصب فدک و خلافت، مسلمانی باتقوا و با گذشت معرفی کرده است. با جست و جو در تاریخ و منابع روایی، هیچ گونه مطلبی که اشاره به فضیلت و تقوای او داشته باشد به دست نیامده و باید دقت نمود که روایات در فضلیت ابوبکر در منابع اهل سنت، به اعتراف عالمان اهل سنت در زمان معاویه جعل شده اند.

صلح
08/01/1401 - 16:01

یکی از انحرافات متصوفه، اعتقاد صلح کلی آنهاست که البته برای این اعتقاد خویش دلایلی نیز ذکرمی کنند. نورعلی تابنده در سخنرانی خویش برای تایید این مسئله، به داستانی از زندگی حضرت موسی (ع) تمسک کرده و آن را دلیل بر مدعای خویش می دانست. در صورتی که آن داستان در هیچ یک از منابع حدیثی، بیان نشده است و باید دانست که معنای آن با آیات قرآن متعارض است به همین دلیل برای ما قابل پذیرش نیست.

عطار
07/21/1401 - 15:53

اقطاب فرقه صوفیه گنابادی با وجود اینکه فرقه خود را جزء شیعیان می دانند به خواندن کتاب تذکرة الاولیاء که مملو ازداستان های غیرواقعی است و رنگ و بوی غیر شیعه آن را فرا گرفته است توصیه می کنند. در حالی که طبق روایات، باید با بیان علوم اهل بیت(ع) احیای امر اهل بیت (ع) اتفاق بیفتد.

امام زمان
07/21/1401 - 10:13

یکی ازباورهای حق شیعیان اثنی عشری، اعتقاد به امام زمان(ع) است. در بین اقطاب ذهبیه علاء الدوله سمنانی در بعضی از کتاب های خود قائل به فوت امام زمان(ع) شده است. بعضی نیز در مقام توجیه کلام او برآمده اند که آن توجیهات نیز قابل پذیرش نمی باشد و با اندکی تامل، آن توجیهات مردود خواهد شد.

توحید
06/29/1401 - 13:50

در بین تصوف و وهابیت از جنبه های مختنلف، جدایی وجود دارد. یکی از جنبه های اختلافی، توسل است. وهابيت به جز توسل به دعای نبي در زمان حيات و قيامت، مابقي وجوه توسل را شرک مي دانند. درصورتی که متصوفه، توسل را پذیرفته است و در این مسئله، اعتقادی همچون شیعیان دارند.

ولایت در تصوف، ولایت وجه اشتراک یا افتراق، ولایت نوعیه, ولایت شخصیه, مهدویت شخصیه
07/01/1400 - 14:07

درحالی برخی از ولایت، به‌عنوان وجه مشترک بین تصوف و تشیع نام می‌برند که بنیان‌گذاران تصوف در میان مسلمانان، همه از میان اهل سنت برخاسته‌اند و قبل از قرن هشتم یک قطب هم شیعه نبوده است. همچنین با ورود تصوف به تشیع، اقطاب صوفیه قائل به مهدویت نوعیه شدند و ولایت را از مهدویت شخصیه به مهدویت نوعیه تعمیم دادند و بدین‌وسیله تک‌تک اقطاب خویش را ولی خدا و مهدی امت خواندند.

قطب صوفی, ولایت در صوفیه, ولایت اهل سنت در تصوف
07/01/1400 - 10:41

با توجه به آنکه همه اقطاب صوفیه تا قرن هشتم سنی مذهب بودند، معنای اتخاذ شده از ولیّ در میان صوفیان، به برداشت اهل‌سنت نزدیک‌تر است. اما با ورود تصوف به تشیع، معنای ولایت در نزد آن‌ها نیز تا حدودی تغییر کرد و آن‌ها نمادی از جایگاه و مقام ولی منصوص و معصوم که شیعه بر مبنای قرآن و روایات به آن معتقد است را تا حدودی پذیرفته و آن را در مسلک تصوف به‌وجود آورده و نام آن را مرشد یا قطب گذاشتند.

02/11/1400 - 15:25

دراویش گنابادی معتقدند که خلافت امری انتخابی است و ائمه اطهار (ع) مطابق اراده مردم عمل می‌کردند. ایشان درباره علت صلح امام حسن (ع) معتقدند که حضرت، چون احساس کردند که برای پذیرش خلافت ایشان مردم دچار اختلاف هستند و بخشی از جامعه به هر دلیلی به امامت ایشان رضایت ندارند، لذا آن امام، طی اقدامی کاملاً دموکراتیک، جوان مردانه و آزادمنشانه، حکومت را طی شرایطی به آن بخش واگذار کردند.

02/11/1400 - 12:48

یکی از مروجان فرقه صوفیه گنابادی درباره مسئله خلافت در اسلام، به اظهارنظر پرداخته و معتقد است که اهل‌بیت (علیهم السلام) درباره امر خلافت، مطابق خواست مردم عمل می‌کردند و هیچ تلاش و کوششی برای به دست آوردن آن نمی‌کردند. ایشان درباره امام علی (ع) می‌گوید که حضرت نسبت به امر خلافت، کاملاً بی‌تفاوت بودند و تلاشی برای رسیدن به خلافت نداشتند و اگر 5 سال آخر عمر خویش هم به خلافت رسیدند فقط به خواست مردم بوده است.

01/28/1400 - 10:25

عده‌ای از دراویش، علت عدم بیعت خود با جذبی را ندیدن اثر صحیح از ایشان می‌دانند. ملاسلطان گنابادی صحت قطبیت را به نص صریح و اثر صحیح می‌داند و اثر صحیح را این‌گونه تشریح می‌کند که هرگاه اجازه صحیحه صریحه درباره کسی رسید، قول آن‌کس را خداوند با تأثیر قرار می‌دهد. اما به این نکته هم اشاره می کند که اگر دارای نص صریح یا اثر صحیح هم نباشد، بازهم از باب قاعده تسامح در ادله سنن این ضعف قابل چشم پوشی است.

01/25/1400 - 09:01

بعد از به جانشینی رسیدن سیدعلیرضا جذبی به‌عنوان قطب فرقه سلطان علیشاهی عده‌ای از دراویش این فرقه به بهانه مشکوک بودن نص صریح یا به بهانه ندیدن اثر صحیح از جناب جذبی از تجدید بیعت با ایشان امتناع کردند. اما با اینکه مشایخ این فرقه به همه مریدان خود دستور داده بودند که با جناب جذبی تجدید بیعت کنند ولی عده ای از آنها از اوامر مشایخ خود سر باز زدند و گویا اینکه فراموش کردن که تبعییت از مراد، جزئی لاینفک از اصول درویشی است.

01/25/1400 - 08:59

طبق گفته ملاسلطان گنابادی در این فرقه، قطب جدید باید دارای نص صریح و اثر صحیحی باشد که خداوند در قول او قرار می‌دهد. با مرگ نورعلی تابنده، عده‌ای از دراویش با جذبی تجدید بیعت کردند و عده ای به این بهانه که اثر صحیحی از ایشان ندیدند، از تجدید بیعت با ایشان امتناع ورزیدند. اما چطور ممکن است که اکثر دراویش و مشایخی که با ایشان تجدید بیعت کردند اثر صحیح را ندیده باشند و به اشتباه با جذبی بیعت کرده باشند.

صفحه‌ها