حضرت زهرا سلاماللهعلیها، محروم از حق خویش
.
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ سران سقیفه توانستند ظرف مدت کوتاهی، با به کارگیری روشهای مختلف، از بیشتر مردم مدینه و بزرگان انصار و مهاجر، بیعت بگیرند، ولی تنها خانهای که تن به بیعت ندادند، بیت فاطمه و علی علیهماالسلام بود و حاکمیت، این خانه را یک مانع برای حکومت خود میدانست. خلیفه وقت میدانست که با تهدید و تطمیع اهل بیت علیهمالسلام نمیتواند راهی از پیش ببرد؛ لذا برای اینکه آنها را در محذوریت و فشار قرار دهد، راه فشار اقتصادی را در پیش گرفت و اولین اقدامش در این راستا، غصب فدک بود که به عنوان یک پشتوانه مالی خوبی برای اهل بیت علیهمالسلام محسوب میشد.
شاید این سؤال به ذهن خطور کند که چرا حکومت، برای مقابله با بنیهاشم که بیعت نکردند و خصوصاً حضرت علی و حضرت زهرا علیهماالسلام، دست به تصرف فدک زد؟
برای پاسخ به این سؤال، با کمک منابع و وقایع تاریخی، میتوان چند علت را بیان کرد:
1) استفاده ابزاری برای بیعت گرفتن از حضرت علی علیهالسلام
حکومت با ابزارهای مختلف توانسته بود در کمتر از ده روز، بزرگان اصحاب و اکثر قریب به اتفاق اهل مدینه را به بیعت با ابوبکر وادار کند و فقط بنیهاشم که در رأسشان اهل بیت رسول خدا علیهمالسلام بودند، از بیعت سرباز زدند. از آنجایی که بیعت اهل بیت علیهمالسلام برای حکومت بسیار مهم بود و یک نوع مشروعیت به آنان میداد، حاکمان درصدد آن برآمدند که به هر نحوی از اهل بیت علیهمالسلام بیعت بگیرند.
آلوسی در کتابش آورده است: «أن أبابكر بعث إلى علی قنفذا حین بایعه الناس ولم یبایعه علی و قال: انطلق إلى علی و قل له أجب خلیفه رسول الله ص فانطلق فبلغه فقال له: ما أسرع ما كذبتم على رسول الله و ارتددتم والله ما استخلف رسول الله غیری ...[1] زمانی که مردم با ابوبکر بیعت کردند و حضرت علی علیهالسلام بیعت نکرد، ابوبکر قنفذ را به محضر علی علیهالسلام فرستاد و گفت: به دنبال علی برو و به او بگو، خلیفه رسول خدا را اجابت کن. قنفذ پیش علی علیهالسلام رفت، و پیغام ابوبکر را به ایشان عرض کرد. علی علیهالسلام فرمود: چقدر زود به پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله دروغ بستید و مرتد شدید؛ به خدا قسم! پیامبر، غیر از من، کسی را به خلافت منصوب نکرد ...»
خلیفه وقتی دید، با مذاکره نمیتوان حضرت علی علیهالسلام را مجاب کرد، لذا دست روی فدک گذاشته، به تصور اینکه چون فدک از درآمد بالایی برخوردار است، قطعاً حضرت علی علیهالسلام برای باز پس گرفتنش، وارد معامله سیاسی خواهد شد که تنها راه آن، بیعت با ابوبکر خواهد بود.
2) علت دیگر گرفتن فدک از اهل بیت علیهمالسلام، به خاطر این بود که حاکمان میدانستند که اگر فدک در دست خاندان رسول خدا باقی بماند، به عنوان بهترین سند و دلیل بر حقانیت اهل بیت خواهد بود؛ لذا آن را از اختیار آنها، خارج کردند.
در این خصوص، ابن ابیالحدید معتزلی، سخن قابل ملاحظهای دارد. او میگويد: «از استادم، علی بن فارقی پرسيدم: آيا فاطمه سلاماللهعلیها در ادعايش صادق بود؟ پاسخ داد: بله! پرسيدم: پس چرا ابوبكر، فدك را به او واگذار نكرد، با اينكه میدانست فاطمه سلاماللهعلیها راستگو است؟! استاد تبسّم كرد و گفت: اگر روز اول، به مجرد ادعای حضرت زهرا سلاماللهعلیها، فدك را باز میگرداندند، فردا ادعای خلافت همسرش را مطرح میساخت و میبايست ابوبكر از مقام خلافت كنارهگيری كند و در اين مورد، عذر زمامدار خلافت پذيرفته نبود؛ چرا كه با عمل نخستين، اقرار به صداقت و راستگويی دختر پيامبر صلیاللهعلیهوآله كرده بود، و بايد پس از آن، بدون نياز به بيّنه و شهود، هرگونه ادعایی میكرد، قبول نمايد.»[2]
3) سومین علت، فشار اقتصادی و مالی بر اهل بیت بود
سرزمین فدک، دارای درآمد بالایی برای اهل بیت علیهمالسلام بود؛ در برخی نقلها نوشتند که فدک، با درآمدی بالغ بر 25 تا 70 هزار دینار پشتوانه اقتصادی محکمی برای خاندان رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بود و این پشتوانه اقتصادی، میتوانست منجر به یک قدرت سیاسی بزرگ شود؛ چرا که میشد با این منبع اقتصادی، در برابر حکومت قد علم کرد. سران سقیفه، برای اینکه توان سیاسی حضرت علی علیهالسلام را از بین ببرند، اقدام به مصادره فدک کردند.
ابن ابیالحدید در این خصوص مینویسد: «خلیفه اول و دوم، حضرت زهرا سلاماللهعلیها را از فدک محروم نکردند، مگر اینکه خواستند حضرت علی علیهالسلام برای مبارزه تقویت نگردد و به همین جهت، خمس را در مورد بنیهاشم تعطیل کردند؛ زیرا فقیر بیپول، شخصیتی کوچک و ذلیل میگردد و زمینهای برای ریاست پیدا نمیکند.»[3]
موارد مذکور، تنها بخشی از دلایلی است که میتوان برای غصب فدک توسط حکومت وقت، بیان کرد. شاید بتوان با کنکاش بیشتر و دقیقتر دلایل دیگری را نیز پیدا کرد.
پینوشت:
[1]. روح المعانی، آلوسی، دارالکتب العلمیة، ج3، ص120.
[2]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، مکتبه آیت الله مرعشی نجفی، ج16، ص284.
[3]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، مکتبه آیت الله مرعشی نجفی، ج16، ص236 و 237.
نویسنده: محمد یاسر بیانی

افزودن نظر جدید