مرام ومسلک اهل حق

06/17/1397 - 14:20

گرچه پاره‌ای از عقاید و آداب‌ورسوم اهل حق با آموزه‌ها و باورهای ادیان باستانی، مسیحیت و یهود شباهت‌هایی دارد، اما مبانی بنیادین آن مانند حلول و گردش روح (دونادون) بیش از هر دین یا مذهبی، با فرقه‌هایی از غلات شیعه مانند مخمسه و منصوریه شباهت دارد و اصل تجلی مطرح شده در اهل حق، مقتبس از عرفان نظری است. بنابراین نظریه استقلال اهل حق از اسلام سخن باطلی است.

06/17/1397 - 14:07

اکثر اندیشه‌ها و باورهای اهل حق چنان با افسانه‌سازی و نقل‌های اساطیری همراه بوده است که در باور بسیاری از پژوهشگران و منتقدان این فرقه، اهل حق مسلکی است که بر پایه افسانه‌سازی و خرافه‌گویی استوار است. اما پیروان و سرسپردگان مسلک اهل حق که مسیر تعصب کورکورانه را پیش گرفته‌اند، از دیدگاه مذکور برآشفته شده و آن را قبول ندارند.

04/16/1397 - 23:36

نورعلی الهی، یک‌باره به مشاغل اجتماعی و اداری روی آورد. او، در یکجا علت ورود خود به امور اداری را، دستور سلطان اسحاق دانسته اما او درجایی دیگر در سخنی متناقض با ادعای قبلی خود، علت ورود به مشاغل اداری را، ترس از دستگیری توسط دولت وقت، اعلام می‌کند.

04/16/1397 - 23:28

منابع مطالعاتی اهل حق اذعان دارند که بزرگان و مرشدان این فرقه نه تنها از وظایف محوله خود که در عصر سلطان اسحاق برای آنان تعریف‌شده است تخلف می‌کنند، بلکه همواره به اعمال سلیقه‌های فردی در آداب و ارکان یاری همت گماشته‌‌اند.

04/16/1397 - 23:17

پیروان و سرسپردگان اهل حق، همواره با خرافه‌گویی و داستان‌سرایی بزرگان و مرشدان خود را یاد می‌کنند. مجید القاصی، یکی از نویسندگان اهل حق با بیان مطالبی، تا حدودی اشاره به برخی از واقعیات زندگی سلطان اسحاق و یاران او می‌کند و زندگانی آنان را از حالت افسانه‌ای و تخیلی خارج می‌کند.

04/14/1397 - 22:23

نورعلی الهی که به گمان مریدانش عارفی کامل و شخصیتی در نهایت ایمان است، در قالب داستان یکی از پیامبران الهی، خداوند متعال را "خدعه کار" معرفی می‌نماید که بیان این مطالب، پرده از افکار پلید نورعلی الهی برمی‌دارد.

04/14/1397 - 22:18

نورعلی الهی اظهار می‌کند که در خانواده او بوقی وجود دارد که توسط دراویش پیرو پدرش نعمت الله جیحون‌آبادی به آنان هدیه داده‌ شده است که هر وقت قرار بود درجایی بلایی نازل شود، در آن دمیده می‌شد و بلا نازل می‌شود.

04/14/1397 - 21:54

"نورعلی الهی"، پایه‌گذار جریان "مکتب" در فرقه اهل حق، که مدعی تبعیت از شریعت اسلامی و مکتب علوی است، برای عوام‌فریبی و کسب مقام و موقعیت در بین مردم ساده‌لوح، مدعی است که با انداخته شدن قطره‌ای از آب دهان پدرش در دهان او، صاحب فتوا گشته است.

04/14/1397 - 21:46

سادات اهل حق در طول تاریخ و در سیر تطور این مسلک، به خاطر حفظ مقام و موقعیت خود که تنها از راه موروثی و بصورت خودکار نه به خاطر شایستگی یا فضایلشان، به آن دست‌ یافته‌ و برای نفوذ در جامعه یارسان، همیشه سعی داشته‌اند که پیروان خود را در فقر فرهنگی و بی‌سوادی نگه‌دارند و آنان را از کسب سواد، منع می‌کردند.

04/13/1397 - 23:49

"نورعلی الهی"، پایه‌گذار جریان "مکتب" در فرقه اهل حق، برای عوام‌فریبی و کسب مقام و موقعیت در بین مردم ساده‌لوح، مدعی است که امام حسین (علیه‌السلام) خود را در مقابل او کوچک می‌کند و حال آنکه بیان چنین داستانی از سوی افرادی که به نوعی خود را منسوب به دین و دینداری می‌کنند واقعا بعید است.

04/06/1397 - 23:38

نورعلی الهی در کتاب آثار الحق، که توسط پسرش، بهرام الهی، جمع‌آوری‌شده است، به حضرت موسی (علیه‌السلام) مطالبی نسبت می‌دهد که سراسر توهین و افترا می‌باشد. وی آن حضرت را، الكن، لال، بي‌سواد، تندخو و عصباني می‌خواند و حال آنکه پیروان ادیان الهی برای پیامبران احترام خاصی قائل هستند.

04/03/1397 - 18:42

با بررسی منابع مطالعاتی اهل حق، متوجه می‌شویم، پیروان این مسلک مانند بسیاری از عقاید و آداب‌ورسوم خود، درباره نحوه به وجود آمدن"جَوز" داستان‌سرائی و افسانه‌سازی خرافی بیان کرده‌اند. در این منابع آمده است که درخت جوز، با ریختن قطره‌ای از عرق پیشانی "پیر بنیامین" از یاران خاص سلطان اسحاق، به وجود آمده است.

02/09/1397 - 12:07

یکی از اندیشه‌های سرسپردگان فرقه اهل حق، تجلی ذات حق‌تعالی در برخی از انسان‌ها است. اهل حق بر این باور هستند که همراه چنین شخصی تعدادی از مقامات آیینی که ظهور و بروز خواهند داشت. اما ازآنجاکه هیچ مستند و برهانی و منبع وحیانی برای اثبات این مُدعی وجود ندارد، آمار، قانون و معیاری برای ظهور مقامات آیینی بیان‌نشده است.

02/03/1397 - 09:52

قرآن کریم وقتی حکم روزه را بیان می‌کند در ذیل آن با جمله‌ای کوتاه به فلسفه روزه اشاره‌ کرده و می‌فرماید: "لعلّکم تتقون." اما هدف از گرفتن سه روز "روزه مرنو" در اهل حق تنها گرامی داشت حادثه نجات سلطان اسحاق و سه نفر از یاران او از تعقیب سپاهی موسوم به "چیچک" است.

صفحه‌ها