اعتقادات

12/15/1397 - 09:01

پیشوایان بهائیت استفاده از شعارهای صلح دوستی و جنگ‌ستیزی را فقط در تبلیغات‌شان، آن هم برای تحریک اذهان عمومی بهره می‌گیرند. لذا طبیعی است آنانی که به دلیل جنگ، داغ‌دار شده‌اند، به این جملات سر تایید تکان می‌دهند؛ حال آن‌که این جملات تنها شعارهای تبلیغاتی بوده که بهائیت نه در سخن و نه در عمل (تا جای ممکن) به آن‌ها پایبند نبوده است.

12/06/1397 - 09:49

پیشوایان بابیت و بهائیت با تقسیم سال به 19 ماه و هر ماه 19 روز، تقویمی به ظاهر جدید و مطابق با تقویم شمسی ابداع کرده و اسامی عربی جدیدی برای روزهای هفته انتخاب کرده‌اند! اما اگر این اسامی اینقدر بیهوده و غیرقابل استفاده‌اند که حتی بهائیان هم از آن‌ها استفاده نمی‌کنند، پس چرا تشکیلات بهائیت هنوز هم از آن‌ها تمجید بیهوده می‌کند؟!

12/02/1397 - 09:22

حسینعلی نوری، با جاهل خواندن غیربهائیان، شناخت و ایمان به خود را تنها راه نجات بشریت معرفی نموده است. اما به راستی، بهائیتی که یکی از آموزه‌های خود را وحدت اساس ادیان معرفی می‌کند و به نوعی به پلورالیسم دینی باور دارد، چگونه با انحصارِ رستگاری در فرقه‌ی خود، در خلاف جهتِ این شعار گام برداشته است؟!

12/01/1397 - 09:40

طبق باور بهائیت، مكاشفات پيامبران حقيقی هستند و در عالم بيداری رُخ می‌دهد. اما پیامبرخوانده‌ی بهائیت در برخی مکاشفاتش، از عشق بازی خود با روح القدس سخن به میان آورده است! اما به راستی مگر روح القدس در منظر بهائیت، همان روح مقدسی نیست که پیامبران را در انجام رسالتشان یاری می‌کرد؟! پس چگونه جناب بهاء با او عشق‌بازی می‌کرد؟!

11/23/1397 - 10:25

در بهائیت، تعلیم «احتیاج بشر به نفثات روحانی» و لزوم تجدید ادیان، ابتدا به گونه‌ای بیان می‌شود که مخاطب صرفاً برداشت فطری نیاز به هدایتگری آسمانی در هر زمان را دارد. اما چون این تعلیم شکافته می‌شود، ناگهان با این امر عجیب مواجه می‌گردد که منظور از احتیاج بشر به نفثات روح القدس، پیامبرخوانده‌ی بهائی و تعالیم منتسب به اوست.

11/17/1397 - 22:59

بهائیان با منحصر دانستن تأمین نیاز معنوی بشر و تداوم فیض الهی در نزول ادیان جدید، تلاش دارند تا خاتمیت اسلام را رد کنند. اما به راستی چرا باید تداوم فیض الهی تنها با عَرضه‌ی دین‌های جدید تحقّق یابد؟! آیا این امکان وجود ندارد که خداوند حکیم دین کاملی را به عنوان برنامه‌ی جاودانه‌ی سعادت بشر در اختیار او قرار دهد؟!

10/26/1397 - 16:11

مبلّغان بهائی در توجیه وحشی خواندن ترک‌زبان‌ها توسط باب، مدعی شدند که وی به روایتی مشهور استناد کرده است. این در حالیست که منبع این روایت را از منابع اهلسنت آورده‌اند؛ حال چگونه ممکن است روایتی از اهلسنت میان شیعیان معروف باشد و مدعی مهدویت به آن تمسک کند؟! از طرفی روایتی که بر خلاف آیات قرآن باشد را چگونه می‌توان پذیرفت؟!

09/29/1397 - 08:45

معصومین (علیهم السلام) به تبعیت از فرمان خدای تعالی، با غالیان در مقامشان برخورد تندی داشته و حتی از همنشینی شیعیان با آنان نهی می‌نمودند. این در حالیست که مدعی پیامبری بهائیت، نه تنها بر خلاف سیره‌ی انبیاء الهی، خود را خدای خدایان معرفی کرده، بلکه در عمل نیز سپاس‌گزار پذیرندگان ادعای خدایی‌اش بوده است.

07/21/1397 - 11:13

پیامبرخوانده‌ی بهائی بر خلاف تفسیری که از قیامت ارائه داده و آن را به ظهور پیامبران تعبیر کرده، به مخالفین خود وعده‌ی آتش جهنم داده است. لذا در حالی که پیامبرخوانده‌ی بهائی تأویل گفتار خود را نهی کرده، چه توجیهی برای این تناقض وجود دارد؟! از طرفی چگونه ادعای زدودن تعصبات دینی با لایق آتش دانستن مخالفین خود قابل جمع است؟!

07/19/1397 - 09:22

مبلغ بهائی در پاسخ به این پرسش که چرا رهبران بهائی به عنوان مدعیان پیامبری ایرانی، ادبیات فارسی را پاس نداشته‌اند، به نقل گفته‌ای از جایگاه زبان فارسی و پیش‌بینی جهان‌شمولی آن در سخنان پیشوایان خود اشاره کرد. این در حالیست که حتی نهاد رهبری بهائیت هم حاضر نشده برای تحقق این پیش‌گویی، دست‌کم پیام‌هایش را به زبان فارسی ارسال کند!

07/11/1397 - 08:23

وحید رأفتی (از مبلّغین بهائی)، وجود تعداد بیشماری از اشعار دیگران و کلمات عامیانه در نوشته‌جات به اصطلاح وحیانی پیامبرخوانده‌ی بهائی را موجب جذاب شدن کلام او برشمرده است! اما این ادعا در حالیست که پیامبرخوانده‌ی بهائی چنین روش نگارشی را دلیل بر اکتسابی بودن علوم نویسنده و نشان بر بطلان شخص مدعی دانسته است.

07/10/1397 - 10:50

مبلّغ بهائی با استناد به کتاب اقدس پیامبرخوانده‌ی خود، بوسیدن دست دیگران را حرامی الهی برشمرد. این در حالیست که تصاویر و اسناد موجود گویای آن است که دومین پیشوای بهائیت عبدالبهاء، نه تنها با این حرام مقابله نمی‌کرد، بلکه اجازه به بوسیدن دستش می‌داد. از طرفی بوسیدن دست ظالمین و متجاوزین را نیز لازم برشمرد!

07/10/1397 - 10:25

مبلّغ بهائی یکی از دلایل حقانیت پیامبرخوانده‌ی بهائیت را اُمّیت وی دانست. اما پس از آن‌که ادعای اُمّیت او در کودکی رد شد، متداول نبودن دروس او را دلیل بر اُمّیتش گرفت. این در حالیست که جناب بهاء در بزرگ‌سالی هم درس‌خوانده بوده و هر زمان که نیاز به فهم مطلب علمی داشته، به کتاب‌ها مراجعه می‌نموده و ادعای احاطه بر کتبش، پوچ است!

07/09/1397 - 09:35

در گفت‌وگوی یک مبلّغ بهائی با پژوهشگر مسلمان، موضوع خاتمیت در اسلام و بهائیت مورد بررسی قرار گرفت. مبلّغ بهائی موضوع خاتمیت را مخالف با تداوم فیض الهی و عقل بشری دانست. از این‌رو پژوهشگر مسلمان، خاتمیت اسلام را ممکن و تداوم فیض را جاری دانسته و ادعای خاتمیت پیشوایان بهائی را در رد اساس استدلال مبلّغ بهائی مطرح کرد.

صفحه‌ها