مباحث کلامی

04/02/1397 - 09:51

دو دیدگاه در باب اثبات عصمت انبیاء بر محور حکمت الهی مطرح است. دیدگاه اول متعلق به اهل‌سنت است که عصمت را تنها در باب دریافت وحی از باب معجزه واجب می‌دانند. اما این نظر با انجام گناهان در عرصه‌های دیگر زندگی انبیاء سازگاراست که این موجب تنفر از ایشان می‌شود.

03/28/1397 - 14:53

امام حافظ شرع بوده و حافظ شرع باید معصوم باشد. چرا که او شرع را به ما منتقل می‌کند و در صحت انتقال آن عصمت شرط است. در این صورت امام باید معصوم باشد تا توان حفاظت از شرع را داشته باشد. از سوی دیگر امت نیز نمی‌توانند امام را از احتمال خطا در انتقال معارف بازدارند، چرا که ایشان نیز مشتکل از افراد بوده و احتمال خطا در ایشان نیز است.

03/27/1397 - 13:06

اهل‌سنت به دو دلیل در امام عصمت را شرط نمی‌دانند: 1. شناسایی شخص معصوم در توان خداست و افزون بر این احکام دینی بر همه آشکار است. در پاسخ باید گفت که بنا بر رای شیعیان امام معصوم توسط امام مشخص شده و آشکار بودن احکام در عمل امام موثر نیست.

03/27/1397 - 12:58

ماتریدیه از فرقه‌های اسلام‌گرای اهل‌سنت است که نقش امام را تنها به امور دنیوی تنزیل داده و از جایگاه وی در تقرب الهی غفلت کرده است. این در حالی است که از دیدگاه شیعه، امام هم در امور دنیوی و هم در امور اخروی دارای نقش است.

03/23/1397 - 10:49

ابن‌قتیبه می‌گوید: «بسیاری از محدثان از بازگو کردن فضائل حضرت علی (علیه السلام) و اظهار مواردی که شایسته مقام آن حضرت بود خودداری می‌کردند. هر محدثی را که نامی از حضرت علی (علیه السلام) می‌برد و یا حدیثی درباره فضائل ایشان بیان می‌کرد، طرد می‌کردند.»

03/21/1397 - 06:44

دشمنی مروان بن حکم با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و جسارت‌های بی‌ادبانه وی به امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین (علیهم‌السلام) بر کسی پوشیده نیست، اما بخاری در کتاب صحیح خود از وی حدیث نقل کرده که مورد اعتراض برخی علمای اهل سنت نیز واقع شد.

03/20/1397 - 22:59

عصمت امام، به عنوان مساله‌ای پر اهمیت از دیرباز مورد توجه بوده است. از این‌روی عقل بر آن، مهر صحت نهاده و نبودن امام معصوم را در میان انسان‌ها منجر به تسلسل می‌داند. چرا که هیچ‌گونه امری هم‌چون عدالت نفسانی و... تا زمانی که در پرتو تایید الهی قرار نگیرید (یعنی عصمت)، جواز خطا را در کسی زائل نمی‌کند.

03/19/1397 - 23:17

عصمت برای امام ضرورت ندارد، چرا که ما توان انتخاب امام معصوم را نداشته و افزون بر آن نیز امامانی هم‌چون ابوبکر، عمر و... دارای عصمت نبوده‌اند؛ پاسخ به این گفته‌ها: اولا ابوبکر و... از سوی خداوند به عنوان امام مشخص نشده‌اند و اجماعی بر امامتشان محقق نگشته است، ثانیاً خداوند امام را مشخص کرده و این از وظایف بشر نیست.

03/17/1397 - 06:42

کسانیکه خود را منتسب به اهل سنت پیامبر می‌دانند، سال‌ها علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) را مورد سب و دشنام قرار دادند و به راحتی از کنار آن گذشتند. ایشان نسبت به قاتلان عثمان بن‌عفان که اکثرشان صحابی بودند بغض و کینه داشته و آنان را سبّ و شتم می‌کنند.

03/14/1397 - 21:12

برخی از علمای اهل‌سنت بر خلاف وهابیت، برپایی مراسم جشن به مناسبت میلاد پیامبر را ستایش کرده و آن را از اعمال نیک برشمرده‌اند که از جمله آنان رفاعی است که می‌گوید: ادله جواز احتفال و برپایی مراسم در میلاد پیامبر بسیار است، ازجمله اینکه، تعبیری از شادی و سرور به محمد مصطفی است.

03/13/1397 - 10:34

عبدالرحیم بن حسین عراقی معروف به حافظ عراقی ضمن پذیرش و تایید مطابقت نحوه حنک انداختن عالمان شیعه با سنت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، با تاثیر از تفکرات امویان و ابن‌تیمیه، مهم‌ترین دلیل خود برای رد این عمل را موافقت شیعیان با این سنت بیان می‌کند.

03/10/1397 - 11:28

ابن ابی‌هریره که از بزرگان مذهب شافعی به شمار می‌رود، به عنوان یکی از مدافعان بنی‌امیه با پیروی از اندیشه‌های امویان می‌نویسد: اگر بلند خواندن «بسم الله الرحمن الرحیم» جزء شعارهای شیعیان شده باشد، مستحب است به خاطر مخالفت با آنان «بسم الله الرحمن الرحیم» را آهسته بخوانیم.

03/10/1397 - 11:21

فخر رازی در جمع‌بندی نهایی خود می‌نویسد: «بلند خواندن «بسم الله الرحمن الرحیم» توسط حضرت علی (علیه‌السلام) به تواتر به ما رسیده است و کسانیکه در دین خود به علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) اقتدا کنند، راه راست را انتخاب کرده‌اند و هدایت شده‌اند.

03/09/1397 - 11:23

نووی شافعی ضمن افضل دانستن دست راست برای انگشتر، در رد قول فورانی (که آن را که می‌گفت: به جهت مخالفت با شیعیان باید در دست چپ قرار داد) گفت: این عمل اگر هم از شعارهای شیعیان باشد، نباید به خاطر مخالفت با شیعیان، سنّت پیامبر را کنار بگذاریم و انگشتر را در دست چپ قرار دهیم.

صفحه‌ها