مناظره: جنگ جمل «درایت» و توبه طلحه و زبیر «روایت»

  • 1404/09/27 - 19:56
عیسی رمّانی، عالم سنی گفت: آیه غار درایت و حدیث غدیر روایت است و روایت توان برابری با درایت را ندارد. شیخ مفید گفت: حکم خروج کننده بر امام عادل چیست؟ رمّانی: كافر است؛ شیخ مفید: امامت امیرالمؤمنین چگونه است؟ رمانی: امام مسلمین است. شیخ مفید: حکم طلحه و زبیر چیست؟ رمانی: توبه كردند. شیخ مفید: جنگ جمل درایت و توبه كردن طلحه و زبیر روایت است.
جنگ جمل

.

پایگاه جامع فرق، ادیان ومذاهب_ داستان حضور در جلسه درس و مناظره شیخ مفید با عالم سنی معتزلی و برخورد صادقانه و صمیمانه این استاد سنی، خود دلیلی بر وحدت و رابطه خوب و علمی شیعه و سنی بوده است و این شیوه روابط، در بین عالمان سنی و شیعه، رواج داشته و برای کسب علم و ادب از محضر هم‌دیگر استفاده می‌کردند.

داستان بدین قرار است که «ابویاسر غلام ابوجیش» استاد شیخ مفید، به وی گفت «علی بن عیسی رمّانی»، از بزرگان علمای كلام اهل سنت معتزلی است؛ چرا نزد او نمی‌روی تا از او استفاده كنی؟! شیخ مفید به توصیه استادش، روزی در مجلس درس «رمّانی» حاضر شد و در صف آخر نشست و به تدریج كه مجلس خلوت شد، نزدیك‌تر رفت. در آن اثناء، مردی از اهل بصره آمد و از رمّانی پرسید: نظرتان درباره حدیث غدیر كه به عقیده شیعه، پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله امیرمؤمنان، علی علیه‌السلام را جانشین بلافصل خود گردانید، و داستان غار كه به اعتقاد اهل سنت، دلیل بر خلافت ابوبكر است، چیست؟ رمّانی گفت: داستان غار درایت است، یعنی امری مسلم و معقول بوده و حدیث غدیر، روایت و منقول؛ آن‌چه از درایت و امر مسلم استفاده می‌شود، از روایت مستفاد نمی‌گردد و روایت، توان برابری با درایت را ندارد. مرد بصری سكوت كرد و برخاست و از مجلس بیرون رفت.

در این موقع، شیخ مفید خود را به «علی بن عیسی رمّانی» نزدیك گردانید و گفت: سؤال دارم. رمّانی گفت: بگو! شیخ مفید گفت: چه می‌فرمایید درباره كسی‌كه بر امام عادل خروج كند و با وی جنگ کند؟ رمانی گفت: او كافر است، نه بلکه فاسق است. شیخ مفید پرسید: راجع به امامت امیرالمؤمنین، علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام چه می‌گویید؟! رمانی گفت: او امام مسلمانان است. شیخ مفید گفت: درباره طلحه و زبیر (دو آتش‌افروز جنگ جمل ضد امیرالمؤمنین) چه می‌فرمایید؟ رمانی گفت: آن‌ها از این عمل توبه كردند. شیخ مفید گفت: جناب استاد! داستان جنگ جمل، درایت و امر مسلمی است، و توبه كردن طلحه و زبیر روایت است.

رمّانی كه متوجه موضوع شد، گفت: اشكال تو وارد است! آن‌گاه پرسید: تو كیستی و نزد كدام‌یك از علمای این شهر درس می‌خوانی؟! شیخ مفید گفت: نزد شیخ «ابوعبدالله جعل». رمّانی گفت: بنشین تا من مراجعت كنم. سپس برخاست و به درون خانه رفت و پس از لحظه‌ای برگشت و نامه‌ای سربسته به وی داد. گفت: این را به استاد خود بده؛ مفید نامه را آورد و به استادش تسلیم كرد. استاد، نامه را گشود و شروع به قرائت آن كرد و طی مطالعه آن به خنده افتاد. پس از قرائت نامه گفت: رمّانی ماجرایی را كه میان تو و او در مجلس وی روی داده، نوشته و سفارش تو را کرده و تو را ملقب به «مفید» كرده است.[1]
این داستان که حاکی از وحدت و صمیمیت بین شیعه و سنی بود، می‌تواند الگوی خوبی برای جوامع مسلمین باشد.

پی‌نوشت:
[1]. تنبيه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعه ورام)، ورّام بن أبی‌فراس، مكتبه فقيه‌، ج2، ص302 و 303. «فَقَالَ أَ هُوَ مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ فَقَالَ غُلَامٌ لَا أَعْلَمُ إِلَّا أَنَّهُ يُؤْثِرُ الْحُضُورَ بِمَجْلِسِكَ فَأَذِنَ لَهُ فَدَخَلَ عَلَيْهِ فَأَكْرَمَهُ وَ طَالَ الْحَدِيثُ بَيْنَهُمَا فَقَالَ الرَّجُلُ لِعَلِيِّ بْنِ عِيسَى مَا تَقُولُ فِي يَوْمِ الْغَدِيرِ وَ الْغَارِ فَقَالَ أَمَّا خَبَرُ الْغَارِ فَدِرَايَةٌ وَ أَمَّا خَبَرُ الْغَدِيرِ فَرِوَايَةٌ وَ الرِّوَايَةُ لَا تُوجِبُ مَا تُوجِبُ الدِّرَايَة ...»
کتاب ندای وحدت، مجموعه گفتارهای دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی «آیت‌الله واعظ زاده خراسانی» در نمازجمعه تهران، 1374ش، ص229.

تنظیم و تدوین

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.