رستم فرخزاد با ایران چه کرد ؟؟؟

  • 1393/02/08 - 12:39
این مقاله، مستنداتی درباره‌ی نقش «رستم فرخزاد» در به‌هم‌ریختگی اوضاع سیاسی-اجتماعی ایران، همزمان با حمله‌ی اعراب، ارائه می‌کند. نگارنده‌ی این نوشتار، نه با رستم فرخزاد و نه با هیچ کس دیگر کینه و دشمنی ندارد، هدف تنها بیان حقایقی است که کمتر شنیده می‌شود. به راستی، رستم فرخزاد چه نقشی در سقوط ساسانیان ایفاء کرد؟

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ جنگ قادسیه و نبردهای پیش و پس از آن، همواره محل گفتگو بوده است. در این زمینه هرچه بیشتر مطالعه و تحقیق می‌شود، نکاتی شگفت‌انگیزتر به دست می‌آید. از آن جمله بررسی ابعاد گوناگون شخصیت رستم فرخزاد (فرمانده ارتش ساسانیان در زمان حمله‌ی لشکریان عمر بن الخطاب به ایران) است. این مقاله، مستنداتی درباره‌ی نقش «رستم فرخزاد» در به‌هم‌ریختگی اوضاع سیاسی-اجتماعی ایران، همزمان با حمله‌ی اعراب، ارائه می‌کند. نگارنده‌ی این نوشتار، نه با رستم فرخزاد و نه با هیچ کس دیگر کینه و دشمنی ندارد، هدف تنها بیان حقایقی است که کمتر شنیده می‌شود.
یکی از مهم‌ترین و سنگین‌ترین ضرباتی که رستم فرخزاد بر پیکره‌ی ایرانِ ساسانی وارد نمود، کودتای وی علیه آزرمیدخت (ملکه‌ی وقت ساسانیان) بود. بدین صورت که رستم فرخزاد به خاطر مسائل شخصی، با ارتش تحت امر خود به تیسفون حمله کرده؛ آزرمیدخت را کور کرد و سپس او را کشت.[1] همین امر موجب بروز یک شکاف عمیق و جبران‌ناپذیر در جامعه‌ی ایرانی شد. چه اینکه آزرمیدخت در شش ماه حکومتش، توانست به بخشی از جامعه سر و سامان دهد. لیکن کودتای رستم فرخزاد علیه وی دقیقاً در زمانی رخ داد که اعراب به ایران حمله کرده بودند.[2] در حقیقت این اقدام خودخواهانه‌ی رستم فرخزاد موجب شد وضعیت کشور متشنج شده؛ جنگی داخلی رخ دهد.
از دیگر اقدامات خائنانه‌ی رستم فرخزاد، تنش‌های وی با فیروزان بود که در نهایت موجب شد جامعه‌ی ساسانی به طور کامل دچار ازهم‌گسیختگی شود. این دو نفر، فرماندهان ارتش ایران بودند که بر سر قدرت، با یکدیگر به نزاع پرداختند. آن هم در زمانی که ایران ساسانی در بدترین شرایط ممکن قرار داشت؛ در وضعیتی کاملاً شکننده، که بخشی زیادی از کشور به تصرف سپاهیان عربی درآمده بود. منابع متعدد تاریخی گویای این است که مردم ایران در ماجرای جنگ قادسیه، این دو فرمانده ارتش را بزرگترین مقصر در نابسامانی کشور می‌دانستند.[3] رفتارهای نابخردانه و ننگین رستم فرخزاد به اندازه‌ای شدید بود که در ماجرای جنگ قرقس (یکی از نبردهای سنگین میان سپاه عرب و ساسانیان)، پارسیان علیه او شوریدند و همین امر سبب شد که ارتش ساسانیان ضعیف‌تر گشته؛ جنگ داخلی تشدید گردید.[4]
دیگر نکته‌ی قابل توجه این است که در دین زرتشتی، زنان و دختران از نسل اهریمن شمرده می‌گردند [5]، لذا پادشاهی یک زن بر کشور، برای اشراف و بزرگان ساسانی، قابل تحمل نبود. لیکن چون در دربار ساسانیان هیچ شاهزاده‌ای از جنس مذکر نمانده بود، به اجبار و از سر ناچاری، پوراندخت (دختر خسرو پرویز) به پادشاهی رسید. اقدامات حیرت‌انگیز رستم فرخزاد در این زمینه هنگامی بود که وی‏ نزد پوراندخت (ملکه وقت ساسانیان) رفت. او از پوراندخت درخواست کرد تا تمامی «زنان» خسروپرویز را معرفی کند. پوراندخت چنین کرد. سپس رستم فرخزاد دستور داد تا زنان درباری (از جمله همسران خسروپرویز) را شکنجه کردند (!) تا اگر فرزند مذکّری دارند، اعلام کنند! در اثر این رفتار بی‌شرمانه‌ی رستم فرخزاد، پسرکی به نام یزدگرد سوم (که از ترس جانش مخفی شده بود) را یافتند و به زور بر تخت پادشاهی نشاندند! [6] و پوراندخت نیز به طرزی مشکوک از صفحه روزگار محو گردید. 
دیگر لکه‌ی سیاه که در کارنامه‌ی رستم فرخزاد دیده می‌شود، که حقیقتاً ضربه‌ای مهلک بر پیکره‌ی جامعه‌ی ساسانی بود، پیشگویی‌های وی مبنی بر پیروز شدن اعراب بر جامعه‌ی ساسانی بود. وی منجّم بود و از حرکت ستارگان، سرنوشت ساسانیان را دریافته بود که شکستی سنگین از سپاهیان عرب خواهند خورد.[7] لذا این پیشگویی وی موجب تضعیف روحیه‌ی بخش عظیمی از جامعه‌ی ساسانی شده بود. چنان‌که جمشید گرشاسب چوکسی (پژوهشگر زرتشتی) درباره‌ی نقش ادبیات پیشگویانه در تصرف ایران، می‌نویسد که رستم فرخزاد پس از بررسی اجرام فلکی و دریافتن این مسئله که اعراب در این نبرد پیروز می‌شوند، این مسئله را با مردم نیز در میان گذاشت! [8] البته نقش رستم فرخزاد در فروپاشی نظام حکومتی ساسانی، بسیار شدیدتر از این است. وی قبل از این حوادث نیز سپاهیان ایران را علیه خسرو پرویز شورانده بود. در حالی که می‌توانست بین قوای نظامی و سیاسی، صلح و دوستی برقرار کند، اما با حیله‌گری‌هایش موجب بروز اختلافات و درگیری بین قوای ایرانی شد. حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه می‌گوید که خسرو پرویز بر اثر یک اشتباه (یا حتی یک مسئله واقعی) بر بعضی سپاهیان خشم گرفت. آن گاه رستم فرخزاد را مأمور نمود تا سپاهیان را اخطار دهد. لیکن رستم فرخزاد به جای اینکه با نرمی مسئله را خاتمه دهد، سپاهیان را علیه خسرو پرویز تحریک و تهییج نمود.[9] چه اینکه خود از فرمان شاه سرپیچیده بود:

         كه پيچيده بد رستـــــم از شهــــــــريار            بجايى خود و تيــغ زن ده هـــزار [10]

وی به اندازه‌ای سخن‌چینی و نمامی نمود تا اینکه سپاهیان را علیه خسرو پرویز به شورش درآورد و کشور را به لبه‌ی پرتگاه رساند:

         بدَر بر همــــــى بود تا هــــر كســــــــــــى            همــى كـــرد زان آزمايـــــــــــش بســـــى‏
         همى ساخــت همــــواره تا آن سپـــــــــاه            بپيچيـــــــد يك سر زِفَـــرمان شـاه [11]

سپس كار را به جايى رسانید، كه شاه را بركنار كردند.[12] آنگاه شیرویه (پسر خسرو پرویز) به پادشاهی رسید، لیکن ایران سراسر جنگ داخلی، آشوب و شورش شده بود.[13] بی‌تردید قدرت‌طلبی‌ها و رفتارهای نامعقول رستم فرخزاد نقشی اساسی در سقط حکومت ساسانیان داشت. چنانکه وی خود نیز بر اندیشه‌ی ناثواب و طمع‌ورزی‌هایش اقرار نمود. چنان که شخصی به او گفت: «تو كه واقع حال [شکست خوردن ساسانیان از سپاه عرب] را مى‏‌دانى چرا اين كار [فرماندهی سپاه] را پذيرفتى؟» گفت: «از روى طمع و علاقه به رياست».[14] در نهایت نیز رستم فرخزاد، در نبرد به دست سعد بن ابی‌الوقاص کشته شد.[15]

پی‌نوشت :

[1]. آرتور كرستين‌سن، ايران در زمان ساسانيان، ترجمه: رشيد ياسمى،‏ انتشارات دنياى كتاب، تهران ۱۳۶۸، ‏ص 649-647
سر جان مالكوم، تاريخ كامل ايران‏، ترجمه: ميرزا اسماعيل حيرت‏، انتشارات افسون‏، تهران ۱۳۸۰، ج 1 ، ص 106
عباس قدیانى‏، فرهنگ جامع تاریخ ایران‏، انتشارات آرون‏، چاپ ششم، تهران‏، ج 1 ، ص 21
و از منابع کهن نیز بنگرید به :
تاريخ طبری، ترجمه ابو القاسم پاينده‏، انتشارات اساطير، تهران‏ ۱۳۷۵، ج‏ 2 ، ص 784
ابن مسكُـوَيه، تجارب الامم، ترجمه الف. امامى و ع. منزوى‏، ناشر: سروش / توس‏، تهران‏، ۱۳۶۹ / ۱۳۷۶، ج ‏1 ، ص 224 و ...
[2]. تاريخ طبري، همان، ج ‏ 4 ، ص 1592
[3]. ابن مسكُـوَيه، تجارب الامم، همان، ج‏ 1 ، ص 288     
[4]. تاريخ طبري، همان، ج‏ 4 ، ص 1601 ؛ ابن مسكُـوَيه، تجارب الامم، همان، ج ‏ 1 ، ص 281
[5]. بنگرید به مقاله «عقل زن در نگاه دين زرتشتی» و «برتری پسر بر دختر در دین زرتشتی»
[6]. ابن مسكُـوَيه، تجارب الامم، همان، ج‏1، ص: 289
[7]. شاهنامه فردوسی، بر اساس نسخه چاپ مسکو، ناشر: مؤسسه نور، تهران، ص 1343 ، بيت 48754 –48759
[8]. جمشید گرشاسب چوکسی، ستیز و سازش؛ مسلمانان غالب و زرتشتیان مغلوب، ترجمه نادر میرسعیدی، انتشارات ققنوس، تهران 1385، ص 74-75
[9]. شاهنامه فردوسی، بر اساس نسخه چاپ مسکو، ناشر: مؤسسه نور، تهران، ص  1314 ، در فهرست: "برگشتن سپاه ايران از خسرو و رها كردن شيرويه از بند" و ص 1316 بیت 47802-47804
[10]. شاهنامه فردوسی، بر اساس نسخه چاپ مسکو، ناشر: مؤسسه نور، تهران، ص 1317 ، بیت 47814
[11]. شاهنامه فردوسی، بر اساس نسخه چاپ مسکو، ناشر: مؤسسه نور، تهران، ص 1317 ، بيت 47819
[12]. شاهنامه فردوسی، بر اساس نسخه چاپ مسکو، ناشر: مؤسسه نور، تهران، ص 1317
[13]. شاهنامه فردوسی، بر اساس نسخه چاپ مسکو، ناشر: مؤسسه نور، تهران، ص 1317- 1319 
[14]. تاريخ طبری، همان، ج‏ 4 ، ص 1594-1593
[15]. شاهنامه فردوسی، بر اساس نسخه چاپ مسکو، ناشر: مؤسسه نور، تهران، ص  1349
 

برچسب‌ها: 
تولیدی

دیدگاه‌ها

چرا برن پا بوس شاه عربستان همون برن عضو داعش بشن تموم شد رفت!!! اما به نظر من هر کسی رو از روی این کامنتایی که می زاره نمیشه شناخت پشیوتین عزیز

میشه کسی که از تاریخ کشوروش متنفره و تمام بزرگان کشوروش رو بد میدانه چه انتظاری میشه داشت جز خیانت میگن تریخ ایران 7000 ساله نه 2500 سال بعد به 1400 سالش افتخار میکنن میشن ادم خوب اره ما هم میدانیم 2500 سال نیست وبه 7000 سال افتخار میکنیم چه قبا 1400 جه بعد 1400بعد بدرتفکر این منافقین هرکس قبل از اون بود انسان نبود جاهل بود پادشاه خوب نبود یک سلسله کلا بد وغیره منافقین = دشمن مردم و ملت

کسی همه بزرگان ایران باستان رو بد نمیدونه. فقط باید با دروغ مقابله کرد. کورش الان نماد دروغ و جعلیات تاریخی هست. باید باهاش و دروغهایی که درباره ش گفته میشه مقابله کرد. ایننکه یک فراماسون رو به عنوان بزرگترین آزادی خواه جهان به خورد ملت میدن دروغی هست که باید باهاش جنگید

دروغ گو با دروغ مقابله کنه خنده داره کوروش در اون زمان فراماسونر بود همین دیگه کم مانده بود گفته بشه که گفته شد

آقا اصلا شما کسایی که به کوروش کبیر میگین فراماسون بیاید به من بگین این چیزا رو تو کدوم کتاب یا سایت معتبری خوندین منم برم بخونم !!!!دستتونم درد نکنه بابت حمایتتون از تاریخ ایران وکوروش کبیر که اگر نبودن ما الان نبودیم یا باید روزی هزارتا سرکوفت و تحقیراز کشورهای دیگه میشنیدیم !!!برین حداقل خدارو شکر کنین که یه نفر بود باعث سربلندی ایران بشه که شماها دارین این رو هم انکار می کنین

چی شد پس؟؟؟نمی خواید اسم اون کتاب یا سابت معتبرتون رو بگید؟(اندرام عزیز)

سلام گرامي؛ اسناد در اين زمينه را ملاحظه كنيد: http://www.adyannet.com/news/16794 [اگر آقاي اندرام اسنادي در اين زمينه دارند، به مقاله اضافه مي‌كنيم. با تشكر]

چرا رستم زردمیخت کشت

صرف اوردن چند سند (که درستی و نادرستی آنها باید سنجیده شود) نمیتوان نتیجه گرفت و با لطایف الحیلی به خواننده نظرات خود را الغا کرد. در باب پژوهشی این چنینی باید عمری را صرف بررسی کرد و نتیجه را به قضاوت خوانندگان واگذار نمود.

کدام یک از منابع مشکل دارد؟ مطالبی که جمع آوری شده از منابعی است که در مورد ایران باستان درست هست. شاید شما اطلاعات تاریخی زیادی در این مسائل نداری. ....

متاسفم.ما ایرانیها با این طرز تفکراتمون به هیچ جا نمیرسیم.

مرگ بر اعراب

مرگ بر عاريايي كثيف

چه گفتار نیک زیبایی

متن شما کاملا اشتباست تاریخ نویسان ارمنی و شاهنامه قشنگ مخالف این رو میگن حالا شما از کدوم گوری تو عربستان اوردین خدا میدونه. کوروش انسان بزرگی هست هنوز برای خیلی اگرم شما نمیدونید بدونید کوروش برای رفاه هموطنانش کشور گشایی کرد و به اسیران و مردم شهر ها رحم میکرده. شما چطور میگین بده! رستم شخصیت بزرگیه و نباید به حرف مسخره ی اعراب پرستان و خوده اعراب نابود شه. چطور تاریخ خودتونه به اعرابی که در اون زمان نصفشون سواد نداشتن و دختران را زنده زنده خاک میکردن ترجیح میدین و میگین ( در دین زرد تشت دختران را موجودات اهریمنی میدیدند)در صورتی که همه جا حتی تو کتاب های آموزش پرورش هم میگن اعراب همچنین آدمایی بودن. چطور به عمر که با شنیدن یه بیت از شاهنامه فردوسی رو اعدام میکنه باور دارین. من یه جواب قانع کننده میخوام که رستم که در شاهنامه ی ملی که مال خودمونه و خوده فردوسی نوشتتش و نزاشت زبان ملیمون از بین بره بد بوده !!

رفیق دمت گرم ولی کی قبول داره جز دوستان ما؟؟؟؟؟اینم بگم که ایرانیان هخامنشی همگی باسواد بودند وحتی چوپانی که کوروش بزرگ رو مدتی بزرگ کرد هم سواد داشت پس وای به حال اعراب بی سواد سوسمار خور!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

این دستهای بیگانست که فرخزاد را خائن خطاب میکند ای مومن اگر او بدنبال ریاست بود پس چرا در میدان جنگ کشته شد چرا مثل برادرش فرار نکرد او فبل از مرگش کاملا سری در نامه ای به برادرش گفت نه علنی به مردم که همه چی به ضرر ماست کریستین سن همان کسی که میگوید خسروپر ویز خود را خدا خواند برادر من اونا اجنوی هستن تو باور نکن فردوسی در ان زمان نبوده این اعتقاد منه او هم از داستان های دیگران شاهنامه را تمام کرده مانند فرخزاد درتاریخ ایران نمونه است شواهدی هست که حتی او قسطنطنیه را هم گرفته چیزی که هیچ مورخی به ان اشاره نکرده ولی حیف که نمیشود ثابت کرد و همه بیشتر شواهد شخصیه

دوست من حتی به فرض محال هم اگه رستم به ایران خیانت کرد بیا من و تو با ثابت کردن این مسائل وفادار بمونیم!!!!!!

تعصب را کمر در بسته چون شیر- شده بر من سپر بر خصم شمشیر … که احسنت ای جهاندار معانی- که در ملک سخن صاحبقرانی … فریب بت پرستان بفکن از مشت - فسون خوانی مکن چون زند و زردشت …… در توحید زن کاوازه داری- چرا رسم مغان را تازه داری- سخندانان دلت را مرده دانند- اگر چه زند خوانان زنده خوانند-

دردنامه رستم فرخ زاد به برادرش در آستانه شكست از اعراب به نظم حكيم ابوالقاسم فردوسي یــکــی نـامــــه سـوی بـرادر بـه درد # نـوشـت و سـخـنـهـا هـمـه یـــاد کـــرد نـــخـسـت آفــــریـن کــرد بر کـردگـار # کـــــــزویـسـت نـیـک و بـــــد روزگــــار دگـــر گـفـت کـــــز گــردش آسـمـان # پــژوهـنـــده مـردم شـود بـــــد گـمــان گـــنــهـکــارتـــر در زمـــانـــه مــنــــم # ازیـــــرا گــــــــرفـتـــــار اهـــریـمـنــــم که این خانه از پادشاهی تهی است # نــه هـنـگــام پـیـروزی وفـرهـی است ز چـــارم هــمــی بــنــگــرد آفــتــاب # کــز ایـن جنـگ مـا را بــد آیــد شـتـاب ز بـهـرام و زهـره اسـت مـا را گـزنــد # نـشـایــد گـــذشـتـن ز چــرخ بـلــنــــد هـمـان تـیـرو کـیـوان بـرابـر شدست #عـطـارد بـه بـرج دو پـیـکـــــر شدسـت چنین است وکاری بزرگ است پیش #هـمـی سیـر گـردد دل از جان خویـش هـمــه بــودنـیــــهـا بـبـیـنـم هــمـی # وزان خامـشـی بــــرگــزیـنــم هــمـی بــه ایــرانــیــان زار وگــریــان شــدم # ز سـاسـانـیـــــان نـیـــز بـریـان شـدم دریـغ آن سـر و تـاج و اورنـگ و تـخت # دریـــغ آن بــزرگــی و آن فـــر و بـخـت کـزیـن پـــس شکست آیـد از تـازیـان # سـتــــاره نـگـــــردد مـگـر بـــــر زیــــان بـــــــدیـن سـالـیـان چـارصـد بـگـذرد # کـزیـن تـخـمـه گیتـی کـسی نـشمـرد از ایــشــان فـــرسـتـاده آمـد بـه مـن # سـخـن رفـت هــر گـونــه بــر انـجـمـن کـــــه از قــادسـی تــا لــب رود بـــار # زمـیـن را بـبـخـشـیـم بــــا شـهـریـــــار وز آن ســو یـکـی بــــرگـشـایـیـم راه # بــه شـهـری کـجـا هـسـت بـازارگــــاه بــدان تا خــریــم وفــروشــیـم چــیــز # از ایــن پــس فـــزونـی نـجـویـیـم نــیـز پــذیــریــم مــــا ســاو و بــاژ گـــــران # نــــجـویـیـم دیـهـیــــــم گـــنـــــد آوران شـهـنــشـــاه را نـیـز فـرمـان بـریـــم # گـــر از مــا بـخـواهـد گـروگـان بـــــریـم چـنـیـن است گـفـتـار وکــردار نیست # جــز از گــــردش کــژ پـرگـــار نـیـسـت بــریــن نـیــز جـنـگـی بـود هـر زمــان # کـه کـشـتـــه شـود صـد هــژبـر دمـان بــزرگـان کـه با مـن به جـنـگ انـدرنـد #بـه گـفـتـار ایـشـــــان هـمـی نـنـگرند چــــو مـیـروی طـبـری وچـون ارمـنـی # بـه جـنـگ انــــد بــا کـیـش آهـرمـنـی چــو کـلبـوی سـوری و ایـن مـهـتـران #کــــــــه گــوپــال دارنـــد وگــرز گـــران هـمـی سـرفــرازان کـایـشـان کـیـنـد # بــه ایـــــران و مــازنــدران بـــر چــیـنـد اگــــر مـرز وراه اسـت اگـر نـیـک وبـد # بـه گـرز و بــه شـمـشـیـر بـایـد سـتــد بــکــوشــیـم و مـردی بــه کـار آوریـم # بـر ایـشـان جـهـــان تـنـگ و تـار آوریـم نـــدانــد کـسـی راز گـردان سـپـهـــر # دگـر گـونه گـشـتـه است بـا ما به چهر چـــو نــامـه بــخـوانـی خــردرا مــران # بــــپــــرداز و بـــرســاز بــــا مــهـتـــران همه گرد کن خواسته هـرچه هست # پـــرسـتـنـده و جـامـه هـای نـشـسـت هـــمـــی تـــــاز تــا آذر آبــــــادگـــان # بــــه جــــــای بـــــزرگــــان و آزادگـــان هـمـیـدون گلـه هـر چه داری ز اسپ # بــبـــر سـوی گـنـــجـور آذر گـشـسـب ز زابـلـسـتـان گـــر ز ایــران ســپــــاه # هـــر آنــکـس کــــه آیـنـد زنـهـار خـواه بــــــدار وبــپــوش وبـیـــــارای مــهــر # نـگـه کــــن بـدیـن کـار گـردان سـپـهـر ازو شــــادمــانــی وزو در نـــهـــیـــب # زمـانـی فـــــرازسـت و روزی نـشـیـب سخن هرچه گـفـتـم بـه مـادر بـگـوی # نـبـیـنــــد هـمــــانــا مـــــرا نـیـــز روی گــــر از مـن بــد آگـاهـی آرد کـسـی # مـبـاش انـدریـن کـار غـمـگـیـن بـسی چـنـان دان کــه انـدر سـرای سـپـنـج # کـسـی کـو نـهـد گـنـج بـا دست رنـج چـو گـاه آیـدش زیـن جــهــان بـگـذرد # از آن رنـــــج او دیـــگــری بــــر خــــورد همـیـشه بـه یـزدان پـرسـتـان گـرای # بـپـــرداز دل زیــــن سـپـنـجـی سـرای کـه آمـد بـــه تــنــگ انــدرون روزگــار # نـبـیـنـد مـــرا زیـن سـپـس شـهـریـــار تــــــو بــا هر کــه از دوده ی مــا بـود # اگــــــر پـیــــر اگــــر مــرد بـرنـا بــــــود هـــمـه پـیـش یـزدان نـیـایـش کنـیـد # شـب تـیــــره او را ســتــــایـش کـنـیـد بکوشـیـد و بـخـشـنـده باشـیـد نــیـز # ز خـوردن بــــه فـردا مـمــانـیـد چـــیــز که من با سپاهی بـه سـخـتـی درم # بــه رنــج و غــم و شــور بـــخـتـی درم رهــایـی نـیـابـم ســــرانـجـام از ایـن # خـوشـا يـــاد نــــوشـیــن ایـران زمـیـن چـو گـیـتـی شـود تـنـگ بـر شهـریـار # تـــو گـنـج و تـن و جـان گـرامـی مــدار کـزیـن تـخـمـه ی نــــامـدار ارجـمـنـد # نـمـانــــدسـت جـــــز شـهـریـار بـلـنـد زکوشش مکن هیچ سستی به کـار # بـگـیـتـی جــــز او نـیـسـتـمـان یــادگـار ز سـاسـانـیـان یــادگـار است و بـس # کــز ایــن پـس نبـیند از این تخمه کس دریغ ایـن سر و تـاج و ایـن مهـر و داد # که خواهد شد این تخت شاهی به باد تـــو بــدرود بـــاش و بــی آزار بـــاش # ز بـهـــــر تــــن شــه بــه تـیـمـار بـاش گر او را بـد آیـد تــو سـر پـیـش اوی # بـه شـمـشـیـر مـی دار و یـاوه مـگوی چــو بـــــا تـخـت مـنـبـر بـرابـر کـنـنـد # هــــمـه نــام بـوبـــکـر و عـمـر کــنـنــد تــبــه گــردد ایــــــن رنــج هــای دراز # نــــشیـبـی دراز است پــــیـش فــــراز نـه تـخـت و نـه دیـهیم بینی نه شهر # ز اخـتـر هـمـه تـازیــــان راسـت بـهـــر چــــو زور انـــــــدر آیـــــــد به روز دراز # شــود نـــاســزا شـــاه گـــردن فــــراز بـپـوشنـد از ایـشـان گـروهـی سیـاه # ز دیـــبـــا گـــذارنـــد بــــــر سـر کـــلاه نـه تـخـت و نـه تاج و نـه زرینه کفش # نـه گـوهـر نـه افـسر نـه بـر سر درفش بــرنــجــد یــکــی دیــگــری بــرخـورد # بـه داد و بـه بـخـشـش هـمـی نـنـگرد شب آیـد یـکی چشمـه رخشان کند # نـهـفـتــه کـسی را خـروشـــــان کـنـد سـتـانـنـده ی روزشـان دیـگـر اسـت # کـمـر بــر مـیـــــان و کـله بـر سر است ز پـیـمـان بـگــــــــردنـد و از راسـتـی # گـــــرامـی شـود کــــــژی و کـاسـتـی پــیــاده شــود مـــــردم جـنـگ جـوی # سـوار آن کـه لاف آرد و گفـت و گـــوی کــشـاورز جـنـگـی شـود بـی هـنـــر # نــــــژاد و هـنـــر کــمـتــر آیــد بــه بـــر ربـــــایـد هـمـی ایـن از آن،آن از ایـن # ز نـفـــــریــن نــــدانـنـــد بـــاز آفــــریـن نـهــــــان بــــدتــر از آشـکــــارا شـود # دل مـردمــــــان سـنــگ خـــارا شـــود بـــدانـدیــش گـــردد پــدر بــر پــســر # پـدر بـر پـسـر هـم چـنـیـن چـاره گــــر شـود بـــنـده ی بـی هــنـر شـهـریـار # نــــژاد و بــــــزرگـی نـیـــــایـد بـه کـــار بـه گـیـتـی کـسـی را نـمـانــــد وفــا # روان و زبـــانــهـــــا شـــود پـــر جــفـــا از ایـــــران و از تـــرک و از تــازیــــــان # نـــژادی پـــدیــــد آیــــد انـــدر مـیـــــان نـه دهـقـان نـه تـرک و نـه تازی بـــود # سـخـن هـــا بـه کـــردار بـــازی بــــود هـمـه گــنـــج ها زیــــر دامـن نـهـنـد # بـمـیـرنـد و کـوشش بـه دشمن نـهنـد بـــود دانــشــومــنــد و زاهــد بــنــام # بـکـوشـد از ایـن تـا کــه آیـــد بــه کـام چـنـان فـاش گـردد غـم و رنـج وشـور # کـه شـادی بـه هـنـگـام بـهـرام گـــــور پـــدر بـا پــســر کـــــیـن سـیــم آورد # خـورش کـشـک و پـوشش گـلـیـم آورد زیــان کـسـان از پـی ســود خـویـش # بـجـویـنـــد و دیــــن انــــدر آرنـد پـیـش نــبــاشــد بـهــــار و زمـستـان پـدیـد # نـیــــارنـــد هـنـگــــام رامــش نـبـیـــــد چــو بـسـیـار از ایـن داستـان بـگـذرد # کـسـی ســــوی آزادگـــی نــنــگـــــرد بــریــزنــد خــــــون از پـی خـواسـتـه # شــود روزگـــار مــهـــــــان کــاســتـــه دل مـن پــر از خـون شـــد و روی زرد # دهـــن خــشـک و لـب ها شده لاژورد کـه تـا مـن شـدم پـهـلـوان از مــیـان # چـنـیـن تـیـره شـد بـخـت ساسانیـــان چنین بی وفـا گـشت گـردان سپـهـر # دژم گـشـت و از مــــــا بـبـریـــــد مـهـر اگـــــر تـیـر بـــــر کــوه آهــن زنــــــم # گذاره کنـم زان کـه رویـیـن تنم کنون تــیــز پــیــکـــان آهــن گـــــذار # هـمـی بـــر بـــرهـنـه نـیـــایـد بـه کــار همــان تـیـغ کــان گردن پیل و شـیـر # فـکـنـدی بــــه زخــــم انـدر آورد زیــــر نـبـــرد هـمـی پـوست بــــــر تـازیـان # ز دانــــش زیــــان آمـــدم بــــر زیــــان مـــرا کـاشـکـی ایـن خـرد نـیـسـتـی # گـر انـدیـشـه نـیـک و بـــــد نـیـسـتـی بـزرگــان کـــه در قـادسی بــا مـنـنـد # درشـتـنــد و بـــــــر تـازیــان دشـمنـنـد گمانـنـد کـایـن بـیـشه پــر خون شود # ز دشـمـن زمـیـن رود جـیـهـون شـــود ز راز ســپـهــری کـس آگـاه نـیـسـت # نـدانـنـد کــایــن رنـج کـوتـــاه نـیـسـت چـو بـــــر تـخـمـه ای بـگـذرد روزگـــار # چـه ســـود آیـــــد از رنـــج و از کـــارزار تــــــرا ای بــــرادر تــــن آبـــــاد بـــاد # دل شــاه ایــران بــه تــو شــاد بـــــاد کـه ایـن قـادسـی گـور گــاه منـست # کـفـن جـوشـن و خـون کــلاه مـنـست چـــنــیــن اسـت راز سـپـهـر بـلـــنـد # تـــو دل را بـه درد مــــن انــــدر مـــبـند دو دیــده ز شــاه جــهـان بــر مــــدار # فـــدا کــن تــــن خــویــش در کـــــارزار کـــه زود آیــد ایـــن روز اهـــریـمـنـی # چـو گــردون گــردان کـــنــد دشـمـنـی چـو نـامـه بــه مـهـر انـدر آورد گـفـت # کـــه پـیـــونــده بــا آفـریـن بـاد جـفـت

اونایی که اینجا به طرفداران کوروش فوش میدهند کاملا نادان هستند یکم انسان باید شعور داشته باشه اولا رستم فرخزاد سپهسالار ایرانه داداش من من خودم تاریخ خونم والا نمیدونم این حرفها رو از کجا در میارد دوما کار ودین زرتشت به تو شما ها ربطی نداره از ما شیعه و ثنی ها بهترند که به جون هم افتادیم

جناب ابولفضل... اين ترفندها قديمي شده است. لطفا با چهره واقعي خود نظر بدهيد. اينكه رستم فرخزاد با ایران چه کرد، در اين نوشتار با سند آمده است. اگر حرف منطقي براي گفتن داريد ميتوانيد بگوييد تا همه استفاده كنند. با تعصبات نژادپرستي و قوم‌گرايي نميتوان ديگران را به قضاوت‌هاي اشتباه وادار كرد. بهتر است در رفتار خود تجديد نظر كنيد.

رستم فرخزاد قهرمان ملی ایران و شاهنامه فردوسی است. لطفا عرب و عرب پرست برن در مورد تاریخ خودشون یا همون تاریخ اسلام مطالعه کنن. مثلن ببین قبل اسلام چه تمدن هایی وجود داشته در عرب!! خخخخخخخ

رستم فرخزاد مطمئناً یک خائن قدرت طلب بود که آخرش هم سر قدرت طلبی جونش رو از دست داد. و الان هم فقط یه عده متعصب نژادپرست سر توهمات نژادپرستانه ازش حمایت میکنند. بگذریم !!!!! شاهنامه میگه جد زرتشت عرب پرست بود ! باور نمیکنی سند و شعرش رو بخون جیگرت حال بیاد !!!!! http://www.adyannet.com/fa/news/12972

زنده باد ایران و خاک اریا

در مورد خاک آریایی خیلی اختلاف هست، شما منظورتون دقیقا کدام خاک هست؟

واقعا متاصفم برای اونهایی که به قومیت و اصل آریایی توهین میکنن.... البته ایرانی نیستن و از اعراب هستن و تمامی اعراب نطفه ی صحرایی و زیر بوته ایی دارن... سپاس

اولا خاک بر سر خودت که اینقدر بیسواد هستی متأسف رو نوشتی (متاصف) ! دوما خاک بر سر مادرت که دامنش آلوده به فحشا هست و لجنی مثل تو رو پس انداخت که نژاد پرست هستی و به عربها ( به همه عربها ) توهین کردی. یعنی بین خوب و بد فرقی نذاشتی و به همه توهین کردی. سوما خاک بر سر پدرت که حاضر شده یک زن فاحشه خبیث نجس رو تو خونه ش نگه داره. فقط یک حرومزاده میتونه اینجور به همه مردم یک قوم توهین کنه

متاسفم برای افرادی که از سیبری هستند و اصل آریایی سیبریایی دارند و الان در این سرزمین زندگی می کنند...

دوستان ایرانی پرست و اسلام پرست دقت کنید همه شما دارید فریب دشمنی رو میخوردید که با طرح اینگونه شبه ها دارن تو ما ضعف ایجاد میکنن عزیزانی که بر ضد کوروش مطلب میگید خدمتون عرض کنم که آیت الله طباطبایی و ایت الله مکارم شیرازی هر دو بر این باورند که نزدیک ترین شخص به ذوالقرنین همین کورشه خواهشا کمی سواد رسانه ای داشته باشید به هم توهین نکنید همه ما یکی هستیم و انسان هستیم

کلا این مطالب بالا اشتباه هست و درست نمی باشد و هدف ایجاد تفرقه و حس سرخوردگی دادن به تاریخ قبل از اسلام هست دیگر اینکه درسته که فرمانده سپاه عرب سعد بن ابی وقاص بوده ولی در طول چهار روز جنگ اعراب با ایران دچار تب و لرز شدید شده بوده و شدیدا بیمار بوده و فرماندهی سپاه عرب رو به شخص دیگری داده که الان حضور ذهن ندارم فکر میکنم قهقاعه بوده البته در مورد اسم شک دارم و رستم بطور اتفاقی کشته شده نه در نبرد مستقیم میگن که رستم در سایه شتری استراحت میکرده که بار شتر طلا و سکه در جعبه های بزرگ بوده و یک عرب به قصد دزدی رفته بوده که با شمشیر طناب بار بند شتر را پاره میکنه و یکی از جعبه های سنگین روی کمر رستم میفته و کمر رستم می شکند و بقیه ماجرا و سعد بن ابی وقاص هیچ نقشی در جنگ و کشتن رستم نداشته و خیلی دیگر از مسائل به دروغ نوشته شده پیشنهاد من به دوستان اینه که بروند و به منابع معتبر رجوع بکنند و دست از فحاشی و حرفهای نژاد پرستانه بردارند اهالی محترم خوزستان قبل اسلام مردمانی بوده اند با تاریخ پنج هزار ساله که به خوزی معروفند و بعد از حمله عمر به ایران زبانشان عربی شده مثل مردم مصر که عرب نبودند و بعد از اسلام عرب شدند تورک، کورد، عرب ( خوزی ) ،بلوچ ، لر، فارس، .... همه ایرانی هستند و ایران زمانی معنی دارد که همه این اقوام در کنار هم باشند عده ای جیره خوار بیگانه هستند که با یه سری کارها میخوان تفرقه ایجاد کنند و ایران را تکه تکه کنند

شما داری خصمانه قضاوت میکنی این متن خارج از واقعیت است

اتفاقا شما دارید در مقابل حقیقت خصمانه برخورد میکنید. تعصبات قومی و نژادی رو کنار بگذارید تا ببینید چخبره

مرگ بر هرچه عرب زده و عرب زاده که درایران حضور دارند . شما تفاله های بازمانده هجوم اعراب هستید . امیدوارم به زودی آخرین تفاله ها هم ازبین برود وایران بزرگ ازوجود شما پاکسازی شود . رستم هرکس بود با دلاوری وجوانمردی در مقابل خلفای قاتل و جنایتکار واحمق اعراب ایستادگی کرد وشهید شد.

جواب به ایرانی (ایرانی قلّابی) : 1. کورش پرستی تو و امثال تو رو به حدی از توحش و دگم اندیشی رسونده که دقیقا مثل هیتلر جنایتکار معتقدی که باید بقیه رو قتل عام کرد تا فقط نژاد خودتون باقی بمونه. این نهایت بدبختی و بی شرفی موجودات انسان نمایی مثل تو هست. 2. از امثال تو انتظار نمیره که در مقابل حقیقت زانو بزنن. ادعای وطن پرستی داری ولی به زور میخای خیانت های رستم فرخزاد رو مسایت مالی کنی. خیلی از عربها بدت میاد ؟ خوب اگر خیانت ها و لا ابالی گری ها و قدرت طلبی های اون نبود که هیچ وقت عربها نمیتونستن ایران رو فتح کنن. پس بهتره به جای رگ گردن ، عقلت رو به کار بندازی شاید رستگار بشی

یک تار موی رستم فرخزاد رو با صدتا تازی عوض نمیکنم.زنده باد ایران

1. ما که هر چی در تاریخ گشتیم رستم فرخزاد تو متون تاریخی نه زن داشت نه بچه ! حالا تو چطوری از نسل اونی ؟؟؟؟؟ نکنه... (استغفر الله) بگذریم... 2. حرفت نشون میده تعصبی و بی‌خرد هستی... رستم فرخزاد حتی اگه خائن هم باشه باز هم اون رو بزرگتر از 100 تازی میدونی ! 3. اگه حکومت ساسانی سر پا میموند مطمئناً رستم فرخزاد به خاطر ایجاد تفرقه در سپاه ایران محاکمه نظامی میشد ! اون وقت تو چطور ازش دفاع میکنی؟؟؟؟ واقعاً وطن فروش هستی که داری از یک خائن دفاع میکنی ! 4. زنده باد ایران !

واقعا از این چرت و پرتا چی میخؤاین بفهمین برین شاهنامه فردوسی رو بخونین تا بفهمین رستم کی بود چه کار کرد بعدم زستم به اعراب کمک کنه که بعدش کشته بشه چی مصرف کردی خدایی

morteza فکر کنم دچار اشتباه شدی. رستم دستان با رستم فرخزاد فرق میکنه. دو شخصیت مجزا هستند

واقعا متاسفم که از سایت شما دیدن کردم ، بسی جای تاسف

آقای امیر واقعاً باید برای خودتون متأسف باشید که تحمل شنیدن حقیقت رو ندارید. آینه چون نقش تو بنمود راست/ خود شکن آینه‌شکستن خطاست

درود بر رستم فرخزاد و لعنت بر هر چی عرب و عربی و شخصیت عربی

آقای مدیر سایت برو شرم کن برو دروغ تحویل مردم نده

آقای محترم شما منابع درست هم در دست واسه ارائه دارین که چنین شخصیتی رو زیر سؤال میبریم برو شرم کن خدا خوشش نمیاد اقا

اگر مطلب را مطالعه می نمودید، متوجه می شدید که منابع در انتهای مطلب بیان شده است و افرادی باید شرم کنند که بدون جهت چشمان خود را بروی واقعیت بسته اند.

قشنگ معلومه این کریم محترم ازونایی هست که تو مدرسه همیشه نمره عربیش زیر 10 بود !!!!!! از اونجا عقده داره ! عزیز من تو اسم و رسمت همه ش عربیه ! چی میگی ؟ حالت خوبه ؟ سنتی و صنعتی رو هم با هم زدی ؟؟؟؟

ببینید اولا که من اهل توهین به کسی نیستم ولی بی ادبی روهم نمی تونم تحمل کنم ..اگه قراره کسی فحش بده قطعا اون شخص منم چون دلم از همه ی شما ها خونه..ببینید لطفا منطقی فکر کنیدو یک بار توی عمرتون اول خوب گوش کنید ببیند من چی میگم بعد هر فحشی خواصتی بده چون چیزی ازمن کم نمیشه....خب اول از همه بگم طرف حساب من مسلمانان ایرانی وشیعیان هستش وبا اهل سنت کاری ندارم پس از من دلخور نشن....خب انشا الله ابراهیم پیامبر رو که میشنا سید؟؟؟ پدر ومادر اون ایرانی بودن که به بابل مهاجرت کردند دانشمندان این رو ثابت کردند و در آریایی بودن ابراهیم شکی نیست....حالا منظورم چیه؟؟؟خب پیامبر ماه از نسل ابراهیم بود پس ایشون هم آریایی هستش و بگم که از خودم در نیاوردم واین رو هم دانشمندان گفتن..... پیامبر خودش گفت (من عربم ولی عرب از من نیست). فهمیدی منظورش چی بود؟؟؟حالا این رو بیخیال مگه عمر قاتل حضرت فاطمه نبود ..مگه بهش سیلی نزد ...مگه فاطمه نگفت که ای عمر اللهی شکمت پاره بشه....علی عمر رو نکشت چون خواست به قولی که به پیامبر داده بود عمل کنه و بعدا کشتن عمر را به یک سردار عرب جنگ ایرانی به اسم فیروز که دوست علی هم بود سپرد و اون هم با6ضربه چاقو عمر راکشت و طبق نفرین فاطمه شکم عمر پاره پاره شد .حال تو فکر میکنی حمله ی عمر به ایران درست بوده؟؟؟اگه مولای تو علی هست پس بی خود طرف عمر رو نگیر ...عرب ها هر سال به مناسبت فتح ایران جشن می گیرن ومارو مسخره می کنن چون ما در همون روز ورود عرب هارو به ایران جشن میگیریم...عرب ها در حماه به ایران 3کار مهم کردن که در تایخ ثبت شده 1قتل عام مردم بیگناه2سوزاندن کتاب های علمی مانند مغول ها و3تجاوز به زنان ایرانی...عزیز من پیامبر فقط پیشبینی کرد که عرب ها ایران رو فتح می کنن نه که بگه به ایران حمله کنید...الان میرم ولی باز برمیگردم تا شما هارو قانع کنم....

شما که دلتون خون هست، ای کاش برای حرفهاتون یک دلیل و رفرنس هم بیان می کردید.

یکبار برای همیشه میگم اون دسته از فرومایگانی که از عرب و عرب پرستی پلی برای بقای خود ساخته اند بیزارم و در چرخش این چرخ گردون پست تر و حقیرتر از جماعتی که به ریشه و خون و نژاد خود پشت کرده اند ندیدم . و به حق که تمامی شان خوار و نگون بخت و بی ریشه و ابلغ بوده هستند و خواهند بود. حالا بازم دروغ نویسی کنید که ایرانیان چه بد بودند و تازیان خون خوار خوب

1. جناب حمید می‌کوشند که با اتهام‌زنی و کشاندن بحث به مسائل احساسی (همچون خون و نژاد و...) ضعف منطقی و نقصان فکری و حقارت ایدئولوژی خود را مخفی کنند. این شیوه از سوی ایشان و امثال ایشان کاملاً عادی است. چون راهی غیر این ندارند. به تعبیر معروف، قافیه چو تنگ آید، شاعر به جفنگ آید. 2. این سایت هیچگاه ظالمین را خوب و مبرا از ظلم نشان نداده است. در همین سایت بیش از 2000 مقاله مستند در نقد همان اعراب ظالم نوشته شده است که از قرار معلوم جناب حمید از دیدن آنها قاصرند. شاید هم خود را به خواب زده اند. شاید هم تمامی قوم عرب را بد میدانند (نگاه نژادپرستانه) وگرنه هر عاقلی میداند که خوب و بد در هر قومی وجود دارند. 3. اگر به ‌تازی‌پرستی باشد که فریدون جد اعلای زرتشت هم معتقد به برتری تازیان بر ایرانیان بود. آنچنانکه در متن شاهنامه آمده است. بماند که اعلیحضرت همایونی شاهنشاه (قطب و قبله باستان‌پرستان) خود در جنگ ظفار، جوانان ایرانی را فدای عرب‌ها کرد. بدون اینکه فایده‌ای برای هویت ملی یا مذهبی ایرانیان داشته باشد. پس "تازی‌پرستی" بهانه‌ای است برای عقده‌گشایی... همین باستانگرایان به وقت لذت، لحظه‌ای از آغوش عرب‌های متعصب خلیج بیرون نمی‌آیند. اما نفاق و دورویی سبب شده که اکنون به جهت عقده‌گشایی، خود را ضد عرب جلوه دهند. وگرنه آن وقت که شاه، ایرانیان و بلکه خاک ایران را فدای عرب‌ها می‌کرد، همین جماعت مانند کبک اخته سر در برف فرو کرده بودند. 4. بهترین دلیل بر حقیقت بودن محتوای این مقاله همین است که اولاً مستند است و آنچه گفته شده با سند بیان شده و ثانیاً امثال حمید و بلکه بزرگتر این جماعت هم توان نقد منطقی و پاسخ مستند ندارند. از همین روی... به تنگ آمده اند.

صفحه‌ها

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.