کوروش بزرگ، زرتشتی نبود!

  • 1392/03/07 - 01:22
هیچ دلیل عقلانی و تاریخی بر زرتشتی بودن کورش وجود ندارد. بلکه طبق اسناد تاریخی، کورش خدایان مختلفی را پرستش می‌کرد که یکی از آنان بت مردوک (به معنی گوساله) و دیگری بعل بود. جالب اینکه هخامنشیان، یک خدای دیگری را نیز پرستش میکردند به نام آلیلات که پرستش این خدا را از عرب‌ها یاد گرفته بودند...

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ آیا کورش دوم (مشهور به کوروش بزرگ) فردی زرتشتی بود یا خیر؟ در این نوشتار به این مسأله خواهیم پرداخت که کورش بزرگ، زرتشتی نبود. دلایل، شواهد و قرائنی ارائه خواهیم کرد که نشان می‌دهد کورش، بی‌تردید زرتشتی نبود.

- در منابع یونانی به ویژه از نگاه هرودوت (Herodotus)، پارس‌ها، چندگانه پرست بودند. از جمله یکی از خدایان آن‌ها، آلیلات (Alilat) نام داشت که پرستش این خدا را از عرب‌ها آموخته بودند.[1] گزنفون (Xenophon) دیگر تاریخ‌نگار یونانی هم دقیقاً اشاره می‌کند که کورش چندگانه پرست بود. او بارها تصریح می‌کند که کورش خدایان را می‌پرستید و برای آنان قربانی می‌کرد.[2]

- در منابع زرتشتی هم که ابداً و مطلقاً نام کورش به عنوان شاه ایران نیامده است. امروز، برخلاف تبلیغات دروغ موبدان زرتشتی و باستانگرایان (که مدعی هستند عرب‌ها همه کتاب‌ها را به آتش کشیدند) لیکن هزاران صفحه از متون فارسی میانه زرتشتی، از دوران پیش از اسلام و نیز عصر اسلامی باقی مانده است ولیکن نام کورش در این کتاب‌ها به عنوانِ شاه ایران نیامده است. اگر کورش زرتشتی بود، یقیناً نام او در متون و تاریخ شفاهی به عنوان شاه ایران ثبت و ضبط می‌شد.

- طبق یافته‌های باستان‌شناسی کورش زرتشتی نبود. برای نمونه در منشور کورش هخامنشی (همین استوانه مشهور) به بت‌های بعل و مردوک قسم یاد شده است. به ویژه مردوک که خدای آسمان‌ها و زمین خوانده شده و کورش می‌گوید که همواره به دنبال پرستش و نیایش مردوک بوده است. حتی خود را برگزیده وی می‌داند. کورش، مردوک را سرور بزرگ خود می‌خواند و برای تحکیم معبد اسانگیلا، تلاش بسیار می‌کند. در منشور کورش، بیش از 10 مرتبه از مردوک یاد شده است. جالب اینکه امروزه از حیث علمی ثابت شده که مردوک در اصل به معنی گوساله است.[3]

- باز هم از نگاه باستان‌شناسی، ثابت شده است که در مجموعه پاسارگاد (که امروزه مشهور است) نماد یک بعل فینیقی وجود دارد. این بعل هم خدای بت‌پرستان فینیقیه بود که نماد آن در کاخ منسوب به کورش موجود است. به راستی نماد بعل در کاخ منسوب به کورش چه می‌کند!؟ جالب اینکه در تورات و قرآن شدیداً از پرستش و ستایش بعل، نهی شده است. به ویژه در تورات، آنانی که بعل‌پرستی و بعل‌ستایی را ترویج می‌کنند لعنت شده؛ خونشان مباح شمرده شده است.[4] پرستش بت بعل در دیانت زرتشتی جایی ندارد. همین خود نشان می‌دهد که کورش زرتشتی نبود.

- در هیچ کتیبه‌ای از کورش، ابداً نامی از اهورامزدا (خدا در آیین زرتشتی) و مطلقاً نامی از زرتشت وجود ندارد. اگر او زرتشتی بود حداقل در یک سندِ اصیل، نام خدا و پیامبر زرتشتیگری را بر زبان می‌آورد. اما دریغ از کمترین اشارت!

- طبق منابع یونانی، کورش وصیت کرد که بدنش به خاک سپرده شود.[5] این در حالی است که در دین زرتشتی، خاکسپاری ممنوع بوده است. به عبارتی دیگر، زرتشتیان مردگان خود را دفن نمی‌کردند. بلکه درون دخمه‌ها قرار می‌دادند تا خوراک جانداران شوند و این رسم تا همین اوائل دوران حکومت پهلوی برقرار بود. چون زرتشتیان معتقد بودند که خاک عنصری مقدس است و نباید آلوده شود (از همین روی دفن مردگان در خاک را گناهی بزرگ می‌دانستند). حال اگر فرض بگیریم که کورش زرتشتی بوده؛ پس چرا دقیقاً خلاف تعالیم زرتشتیگری وصیت کرده بود؟ همین خود نشان می‌دهد که او زرتشتی نبود.

- ماکس مالوان هم تصریح می‌کند مدرک برای زرتشتی بودن کورش وجود ندارد.[6] از همین روی عرض می‌کنیم کسانی که مدعی زرتشتی بودن کورش هستند، در پی فریب مردم هستند.

یک قاعده عقلانی برخاسته از حکمت وجود دارد که می‌گوید: «یقین، با احتمال و گمان نقض نمی‌شود.» و به عبارتی دیگر، یقین سابق، با شک لاحِق نقض نمی‌شود. یعنی فقط یقین است که می‌تواند یقینِ دیگری را کنار بزند. از آنچه گفته شد، درمی‌یابیم که کورش زرتشتی نبود و یقیناً سندی بر زرتشتی بودن او وجود ندارد. در این میان، مدعیانی که اصرار می‌کنند کورش، زرتشتی بود، باید دلایلی روشن و قانع‌کننده و متقن ارائه کنند. نه اینکه از احتمالات و اما و اگرها سخن بگویند. در مجموع هیچ دلیل عقلانی و تاریخی بر زرتشتی بودن کورش وجود ندارد.

پی‌نوشت:

[1]. بنگرید به: «آیا هخامنشیان عرب‌پرست نبودند؟»
[2]. بنگرید به: «سرنوشت کورش از نگاه گزنفون مورخ يونانى»
[3]. بنگرید به: «کورش هخامنشی و پرستش مردوک»
[4]. بنگرید به: «هخامنشیان و بعل»
[5]. بنگرید به: «سرنوشت کورش از نگاه گزنفون مورخ يونانى»
[6]. ماکس مالوان، تاریخ ایران کمبریج، جلد ۲، قسمت ۱ (کورش بزرگ) ترجمه تیمور قادری، تهران: نشر مهتاب، 1387، ص 494

تولیدی

دیدگاه‌ها

دینشون درسته این اسمایی هم که گفتی بعضی مردم میذارن وگرنه معانی اسم اهل بیت خیلی هم قشنگه

ایا میدانید اعراب در حمله به دیگر نقاط چه میکردند چرا نظرات من رو چاپ نمی کنید به نفعتون نیست عدالت الله عرب = کشتن مردان مردان قوم بنی قریظله و گرفتن اموال و تقسیم خانه هایشان و برده کردن زنان عدالت عرب -= خالد بن ولید فرمانده خلیفه کشتن تمام اسیران در جنگ عین التمر رفتارش با مالک بن نویره هم اکنون هم هیچ محمد هم هر کاری کرد اکثریت اعراب ادم نشدن داعش رو ببینید در وفاداری مثل اهالی کوفه اخه چی دارن اعراب هیچی بدبختا هر کاری کنید کوروش بزرگ هست و خواهد بود می توانید از حرس خوردن بمیرید چاپ کن اگه بشه که نمیشه

کوروش بزرگ هست و روز جهانی دارد، آیا برای این مطلب رفرنس و منبع و مدرکی هم وجود دارد؟ کوروش خداوند یکتا را پرستش می کرده است، پس احترام و پرستش مردوک چی هست؟ چرا تا 100 ، 150 سال قبل اسمی از کوروش در کتابهای وجود نداشته است؟ چرا در شاهنامه که اسامی شاهان ایرانی، از شاهان اسطوره ای تا شاهان ساسانی هست، نامی از کوروش کبیر نیست؟ اگر کمی در مورد نحوه مبارزه و جنگ های پیامبر اسلام مطالعه داشته باشین، متوجه می شوید که سبک ابتدایی جنگ اعراب با ایران، سبک اسلامی نبوده است.... در مورد داعش هم اگر تحقیق کنید، پشت پرده آنها و بازیگردان اصلی آنها، اعراب و اسلام نیست...

ایران 14 قرن در تاریکی مانده دینی که تحمیلی باشه همین توری میشه تو قرآن و اوستا به سراحت نوشته در دین هیچ اجباری نیست ولی اگر حکام مردم را به اجبار وتحمیل بر دینی مجبور کنند .شاه اسماعیل صفوی مذهب شیعه را در ایران رسمی علام کرد وچه خوریزیها داشت به خاطر شیعه کشی عوامل وهابی هادر دوران نجوانی شاه زاده ها .ولی باز دمتون گرم مردم عزیز بازم نتونستند فرهنگ اعرابی را قبول کنید بعضی ها خیلی ادعا شون می شه ولی باز هم زرتشتی اند چون دین اسلام رو کسی نتو نسته به هش عمل بکنه

بله در دین زوری نیست نیست الانم کسی رو به زور مسلمون نکردن من خودم تا 19سالگی بی تفاوت بودم نسبت به دین ولی بعد خودم دیندار شدم درضمن الان اکثریت مردم ایران مسلمون شیعه اند نه زرتشتی دین اسلامو اگه کسی نتونسته عمل کنه از بی لیاقتی خودشه بخاطر گمراهی وتنبلی واسیر هوای نفس بودنه اسلام از ادیان دیگه کاملتره

رفتار هرکس وهر مسلمون نمایی به اسلام ناب محمدی ربط نداره وبه حقانیتش ضربه نمیزنه واسه مسلمانان شیعه پیامبران وامامان وبزرگانی چون حضرت زهرا وحضرت زینب وحضرت ابوالفضل و... حسابند ومقدسند وبقیه اعراب ملاک نیستن داعشم فقط عربی نیستن کشورها وملیتهای مختلف عضو داره درکل درسته بشریت وماها اونجور که خدا از ما میخواست نشدیم وبه حرفهای وپیامبران وامامان وبزرگان گوش نکردیم اما بازم خداروشکر که این بزرگان بودن وگرنه اوضاع از این هم به مراتب بدتر میشد

كورش بنيان‌گذار هخامنشي نبود!!!! داریوش اول

6236 آيه قرآن راجع به پیغمبر رو گزاشتید کنار راجع به دو تا آیه که اونم شاید راجع به کورش باشه بحث میکنید من تا حالا هیچ جا ندیدم بحثی راجع به پیغمبر باشه

متن ترجمه آیات 83 تا 99 سوره کهف_الهی قمشه ای و از تو (ای رسول) سؤال از ذوالقرنین می‌کنند، پاسخ ده که من به زودی حکایتی از او بر شما خواهم خواند. (۸۳) ما او را در زمین تمکن و قدرت بخشیدیم و از هر چیزی رشته‌ای به دست او دادیم. (۸۴) او هم رشته‌ای را پی گرفت. (۸۵) تا هنگامی که (در سیر خود) به مغرب رسید خورشید را (که در دریای محیط غروب می‌کرد) چنین یافت که در چشمه آب تیره‌ای رخ نهان می‌کند و آنجا قومی را یافت که (چون کافر بودند) به ذوالقرنین دستور دادیم که درباره این قوم یا قهر و عذاب (اگر ایمان نیاوردند) یا لطف و رحمت (اگر ایمان آرند) به جای آور. (۸۶) ذو القرنین به آن قوم گفت: اما هر کس (از شما) ظلم و ستم کرده او را به کیفر خواهیم رسانید و سپس هم که (بعد از مرگ) به سوی خدا بازگردد خدا او را به عذابی بسیار سخت کیفر خواهد کرد. (۸۷) و اما هر کس به خدا ایمان آورد و نیکو کردار باشد نیکوترین اجر خواهد یافت و هم ما امر را بر او سهل و آسان گیریم. (۸۸) و باز وسیله و رشته‌ای را پی گرفت (و سفر را ادامه داد). (۸۹) تا چون به مشرق زمین رسید آنجا دید که خورشید بر قومی می‌تابد که ما میان آنها و آفتاب ساتری قرار نداده‌ایم (یعنی لباس و خیمه و مسکنی که از حرارت خورشید سایبان کنند نداشتند). (۹۰) همچنین بود، و البته ما از احوال او کاملا باخبر بودیم. (۹۱) باز وسیله و رشته‌ای را پی گرفت (و به سمت شمال سفر را ادامه داد). (۹۲) تا چون رسید میان دو سد (دو کوه بین دو کشور در شمال یا جنوب خاک ترکستان) آنجا قومی را یافت که سخنی فهم نمی‌کردند (و سخت وحشی و زبان نفهم بودند) (۹۳) آنان گفتند: ای ذوالقرنین، قومی به نام یأجوج و مأجوج در این سرزمین (پشت این کوه) فساد (و خونریزی و وحشیگری) بسیار می‌کنند، آیا چنانچه ما خرج آن را به عهده گیریم سدی میان ما و آنها می‌بندی (که ما از شر آنان آسوده شویم). (۹۴) ذوالقرنین گفت: تمکن و ثروتی که خدا به من عطا فرموده (از هزینه شما) بهتر است (نیازی به کمک مادی شما ندارم) اما شما با من به قوت بازو کمک کنید (مرد و کارگر از شما، وسایل و هزینه آن با من) تا سدی محکم برای شما بسازم (که به کلی مانع دستبرد آنها شود). (۹۵) برایم قطعات آهن بیاورید. (آن‌گاه دستور داد که زمین را تا به آب بکنند و از عمق زمین تا مساوی دو کوه از سنگ و آهن دیواری بسازند) تا چون میان آن دو کوه را برابر ساخت گفت: در آتش بدمید؛ تا چون آهن را بسان آتش بگداخت، گفت: برایم مس گداخته آورید تا بر آن فرو ریزم. (۹۶) از آن پس آن قوم نه هرگز بر بالای آن سد شدن و نه بر شکستن آن سد و رخنه در آن توانایی یافتند. (۹۷) و القرنین گفت که این (قدرت و تمکن بر بستن سد) لطف و رحمتی از خدای من است و آن‌گاه که وعده خدای من فرا رسد (که روز قیامت یا روز ظهور حضرت ولی اللّه اعظم است) آن سد را متلاشی و هموار با زمین گرداند و البته وعده خدای من محقق و راست است. (۹۸) و روز آن وعده که فرا رسد (طایفه یأجوج و مأجوج یا) همه خلایق محشر چون موج مضطرب و سرگردان باشند و درهم آمیزند، و نفخه صور دمیده شود و همه خلق را در صحرای قیامت جمع آریم. (۹۹)

اول سلام خدمت همه دوستان ـ بعد اینکه کوروش خود پیامبر زرد تشت بود تو خیلی از کتابا هستش دوم اینکه کوروش به تمام ادیان الهی اجازه میداده که در ایران تبلیغات کنن ولی همه چون میدونستن زردتشت بهترین دین الهی زردتشتی میشدند و کوروش سر انسانیت که دید یهودیان رنج کشیدن به اونا جا و مکان داد

اخه بحث اینجا کوروش هستش یا عرب؟؟!!! تمام کسایی که پای اعراب را به این بحث میکشن همه طرفدار کوروش هستند و این خود نشان از ضعف اوناست که هیچ حرفی برای گفتن ندارن و با مقلطه میخوان جلوی حقیقت بایستند. خیلی هم جالبه تمام کسایی که مزخرفاتشونو رد میکنند میشن عرب پرست و این عزیزان خودشونو از ایرانیان اصیل میدونند دلیلشونم اینه که کسایی که کوروش را قبول ندارن مسلمانند و شیعه و چون پیامبر بزرگ و عظیم الشان اسلام (که درود خدا بر آن حضرت و خاندان پاکش باد) عرب بودند پس ما هم میشویم عرب پرست, اگر اعتقاد داشتن به پیامبری که از طرف پروردگار منتخب به نجات انسانها شده و پذیرفتن دین ایشان باعث این میشود که کور باطنهایی مانند شما ما را بیگانه و یا وطن فروش بنامند برایمان شیرین است, یک نفر خواهشا از غلامان کوروش در اینجا که این بحث را به جنگ اعراب به ایران ربط میده نقطه مشترک بحث زرتشتی بودن کوروش را با حمله اعراب به ایران را به من توضیح بده ببینم چه ربطی داره این موضوعات به هم ؟! منتظر جوابم هستم ممنون

مخلص در مورد لقب شمشیر اسلام و کشتار یهودیها هم بگو کسانی که کوروش رو قبول ندارن مسلمانن جک نگو مخلص چه ربطی داره عرب پرست = کسی که کوره و تاریخ ایران و قدرتمند ترین دورش رو نمیبیته

اقای دکتر پس لطف کن بگو ببینم که اون تاریخی که تو ازش حرف میزنی و یقینن دوران سلطنت کوروش هستش اگر کسی اونجوری که شما بیانش میکنید بیان نکنه و دیدش با شما فرق داشته باشه با چه دلیل و استدلالی میشه عرب پرست؟؟؟ مگر غیر از اینه که شما دوستاران کوروش مسلمان نیستید؟ اگر مسلمون بودید که هیچموقع بحث را به اسلام اعراب و... ربط نمیدادید و پیامبر اسلام را خیلی عادی و بدون احترام به اسم پاکشان نمینوشتید محمد!! کسی که مسلمون هستش نام پیامبر دینش را با احترام و خیلی با وقار میاورد همونجور که کوروش را کوروش کبیر یا بزرگ بیان میکنید بیان میکردید.

مخلص اهل بیت اگه علاقه و دوست داشتن پیامبر امین و خاندان برگزیده ی او میشه عرب پرستی بذار به ما بگن عرب پرستن البته این نامسلمونا خبر ندارن تو دین وآیین ما هر پرستشی غیر از خدا چه اسمی چه عملی باطل وبیهودست بت پرستی و شیطان پرستی و خود پرستی وهواپرستی وشهوت پرستی وپول پرستیو عرب پرستی و نژاد پرستی ووطن پرستی و...شاملش میشه

1- تمام زندگی کوروش در جنگ و کشور گشایی گذشته لذا میراث مکتوب کم داره و زندگیش در پرده ابهام قرارداره 2- پادشاهان بعدی چون داریوش به صراحت از اهورا مزدا سخن گفته اند. 3- دلیلی نداره روش تدفین کوروش را با زرتشتیان امروز مقایسه نمود. روشها در دوره های زمانی به مقتضای زمان تغییر خواهد نمود. کما که بعد انقلاب تغییر کرد. 4- در مقبره هیچ یک از پادشاهان هخامنشی جسدی یافت نشد. بخصوص کوروش

ایران پس از اسلام دچار تفکیک و جدایی های منطقه ای شد و بیشتر پارسیان اصیل مجبور به مهاجرا کردند و اعراب سگ صفت بر ایران حاکم شدند و پس از زورگویی ها تفکرات خود را تحمیل کردند که امروزه شاهد ان هستیم وبه خصوص شروع به تحریف دین زرتشیت کردند چون بزرگان اسلام از این هراس داشن=تند که فرهنگ و دین غنی قبل از اسلام موجب گرویدن دوباره ایرانیان شود یعنی اسلام از ایرانیان به عنوان سپر خود استفاده میکند.کوروش یک زرتشیتی بود واین از اپار مقبره ی ایشان قابل توجیح است در کل امیدوارم ناکارامدی دین اسلام در ایران و سایر ملل مشخص شده باشه چون بعد از این دین حملات تروریستی و سر بریدن انسان زنده امری عادی شده.با تشکر

مهران عزیز سپاس بر تو --------------------------------- .دوستان بحث عرب وپارس خداوند خواسته که بر هر قومی به زبان خودش پیامبر بفرسته .

بعضی پیامبران خودشون ودینشون جهانیند خصوصا آخرین دین اسلام درضمن توخود تاریخ طبری که شماها خیلی به درستیش در زمینه ی حمله ی اعراب ایمان دارین وبهش اکتفا میکنید نوشته زرتشت از فلسطین به ایران اومد

دین اسلان برترین وکاملترین دینه ورفتار بد هرکس هم ربطی به اسلام نداره درضمن زرتشت قبل اسلام تحریف شده بود کتابش سوزانده شده بود واینکه حملات تروریستی وبریدن سر عادی شده هم ربطی اسلام نداره خداهدایت کنه شما دشمنان اسلام که همتون لجوج وبهانه جویین

مهران کورش پرست (لاشی پرست) بنگی سگ صفت. بدون که این تفکرات تو یه چیز عادی هست چون هیچ بنگی و معتادی توان درست فکر کردن نداره. حتی موبدان زرتشتی در متون پهلوی نوشتند که زرتشت برای ترویج دین خود بین ایرانیان از بنگ و حشیش استفاده میکرد برای همین بنگ گشتاسپی در تاریخ زرتشتی مقدس بود. حتی اون پارسیان اصیل که به هند فرار کردن هم حافظ و نگهبان متون پهلوی چون دینکرد بودند. مسلمان شدن ایرانیان هم به نظر تمام مورخین با انصاف و دانشمند از روی اختیار بود. برتولد اشپولر، حتی احسان یارشاطر بهایی و حتی جمشید کرشاسب چوکسی زرتشتی (به قول تو بنگی از پارسیان اصیل هست) و ساکن انگلستان هست گفته که ایرانیان اکثرا با اختیار مسلمان شدند. زرتشتیان هم دینشان را تحریف کردند هم قبل از اسلام و هم بعد از اسلام. خیلی از حرفهای خاک برسری که سگ صفتی اونا رو روشن میکرد رو حذف کردن تا آبروشون نره. ولی نتونستند خیلی چیزها را حذف کنند. تا ناکارآمدی دین خودشون رو مخفی کنند. اما نتونستند. حتی جمشید کرشاسب چوکسی زرتشتی چنان اعتراف میکنه که هر آدم عاقلی حقیقت رو قبول میکنه. ولی مهران بنگی کورش پرست قبول نمیکنه. کورش زرتشتی نبود . کجای مقبره کورش نشون دهنده زرتشتی بودن زرتشت هست ؟ چرا دروغ میگی تو بچه خویدوده هستی و دروغ میگی . سربریدن و کشتن انسانها سنت ایرانی هست. در شاهنامه و اوستا همیشه اومده که اهورامزدا دستور به سربریدن میداد.

لطفا مواظب حرف خود باشید .پاسخ وجواب بدین ولی تحین نکنید آیا توحین وجود دارد؟؟؟؟؟؟؟

اصولا در حوزه اعتقادات، هر نظام فکری و طرحی باید از مسأله عقل شروع کرد، اگر بخواهیم وجود و یگانگی خدا(توحید)، وجود پیامبر و وحی(نبوت) و مسائلی از این قبیل را اثبات کنیم، نیز اگر بخواهیم به دیگران نشان دهیم که چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است، قطعا باید از مسأله عقل آغاز کنیم. در زمینه تشخیص عقیده صحیح از غیر صحیح نیز این عقل است که به کمک انسان می آید و مرز میان حقیقت و خرافه را معین می کند, متاسفانه افرادی اینجا هستن که از این حیث بهره نمیبرن و میان چاک دهنشونو میکشن و هر چیزی که لیاقت خودشون و کسایی که این تفکرات تو کله پوکشون کردنو به همه کس و همه چیز نصبت میدن, انقدر بی عقل و بیشعوره مردیکه میگه اسلام ناکارامده, اخه کسی که فهم, عقل, شعور, خانواده و... داشته باشه به کاملترین دین خدا توهین میکنه؟ خب این حیوان ادم نما عقلی نداره که بخوایم باهاش حرف بزنیم, من نمیگم قران میگه «وَ إِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُواْ مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ ءَابَاءَنَا أَ وَ لَوْ كاَنَ ءَابَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيًْا وَ لَا يَهْتَدُونَ(170) وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِى يَنْعِقُ بمَِا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَ نِدَاءً صُمُّ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ(171)» «چون به ايشان گفته شود كه از آنچه خدا نازل كرده است پيروى كنيد، گويند: نه، ما به همان راهى مى‏رويم كه پدرانمان مى‏رفتند. حتى اگر پدرانشان بيخرد و گمراه بوده‏اند. (170) مَثَل كافران، مثَل حيوانى است كه كسى در گوش او آواز كند، و او جز بانگى و آوازى نشنود. اينان كرانند، لالانند، كورانند و هيچ درنمى‏يابند. (171) وقتی خدا جواب به این واضحی و شیوایی داده من دیگه کی باشم که بخوام حرفی بزنم.

هردینی که داشته انسانیت داشته باید دین او را زنده نمود تا وهابیت نابود شود

کی انسانیت داشته؟

بحث تون درباره کیه

اگر به جای اینکه این قدر درباره ی کسی دیگر نیست تا از خودش دفاع کند نظر می دادید درس می خواندید برای مملکت و خودتان مفید تر بودید

احتمالا این سایت یک یهودی هست.و حتما این حرف منو درج نمیکنی چون یهودی هستی که ایرانیو خراب میکنی با اینکه کمکت کرده.اینه اخر عاقبت کمک یه یهود.

ناشناس گرامی شما چقدر خودت درس خوندی و الان کدوم طرف این مملکتو گرفتی و مفید واقع شدی؟؟؟؟ حرفهای اینجا اتفاقا خیلی مفید هستش برا مملکت چون میخواد یکسری افراد که بازی قدرتهای غربی را خوردن و با تاریخ خودمان به ما حمله کردن را به انها بفهماند تا کشورمان مثل سرطان از داخل نابود نشود.... اونا ویروس انداختن بین جوانهای ما و ما وظیفه کمک به مبتلا شدگان را داریم.

هیج ملتی مثل ایرانی ها دنبال رد کردن کدشته و اجدادشون نیستن ....هیچ قومی مثل ایرانی ها دنبال اثبات رایج بودن ازدواج محارمشون نبودن (حرامزادگی اجدادشون؟؟؟؟).....هیچ مردمی مثل ایرانی ها تاریخ خودشونو به لجن نکشیدند... هیچ ........(البته بعضبی از ایرانی ها رو میکم) خدا رحم کنه

دوست عزیز... ایرانی محترم... اینجور صحبت کردن درباره هموطنانی که با عقاید شما مخالف هستن جلوه خوبی نداره و توهین محسوب میشه.... پس خواهشا به جای اینکه درباره دیگران قضاوت کنید و حرفی بزنید مقداری مطالعه و تفکر کنید که اگر حرفی خواستید بزنید مربوط به بحث و علمی باشه و الا توهین کردن زیاد مشکل نیست....کسی نمیخواد به تاریخ کشورش لطمه ای وارد کنه و اگر حرفی هم زده میشه برای روشن شدن حقیقته چون پرداختن به تاریخ ایران باستان نه تنها دارای ایراد نیست بلکه امری بسیار قابل تحسین است، چون هر ملتی باید هویت تاریخی خودش را دریابد و در نتیجه پرداختن به ریشه های تاریخی جوامع امری ضروری است و ما نباید احساس کنیم پرداختن به تاریخ ایران باستان امری خطا یا مخالفت با اسلام است. قبل از ورود اسلام به ایران، ما در فلات ایران یک تاریخ کهن داریم که قطعا آگاهی از این تاریخ می تواند رشد سیاسی ما را باعث شود.هر چه ما به تاریخ تجربیات و تاریخ اداره جامعه و تاریخ زیست متمدنانه مان بیشتر بپردازیم و هر چه بیشتر ما توانسته باشیم از این تاریخ برای حیات روزمره مان بهره بگیریم با قدرت بیشتری می توانیم جامعه مان را به سامان برسانیم.اما نکته ای که در پرداختن به تاریخ باستان باید مورد توجه قرار گیرد این است که ما جریاناتی را در چندصد ساله اخیر شاهد بوده ایم که برای سلطه بر جوامع سعی می کنند بر تاریخ دست اندازی کنند.ما در اینجا یک تحریف تاریخ را به وضوح می بینیم و این البته در قوم یهود سابقه طولانی دارد.قوم یهود در زمینه دست اندازی در تاریخ و تلاش برای محروم کردن ملتها از تجربیات تاریخی شان ید طولایی دارد. در صدر اسلام هم اشرافیت یهود بسیار حساب شده در مورد تاریخ عمل می کردند تا حدی که قسمت قابل توجهی از روایت های ساختگی و ناروای دینی وتاریخی آن دوران به اسرائیلیات معروف شده است. چون این جماعت تلاش زیادی داشته اند که با جعل کردن تاریخ اهداف خودشان را دنبال کنند و به همین خاطر بسیاری از معارف بشری که از طریق تجربیات تاریخی به دست می آید ضربه دیده است. این مساله در سه صده اخیر بسیار چشمگیرتر و بارزتر است و البته محدود به وقایع تاریخی خودشان مانند جنگ های جهانی و مساله هولوکاست و یهودی سوزی های اغراق آمیز و... نیست . آنها با جعل تاریخ، اهداف اقتصادی و سیاسی خاصی را دنبال می کنند که البته در اینجا موضوع بحث ما نیست.به همین دلیل آنچه که ما در پردازش تاریخ ایران باستان باید به آن توجه داشته باشیم این است که از نقل طابق النعل به نعل و تکرار تاریخ و آنچه برای ما نوشته شده است پرهیز کنیم. اگر واقعا به تاریخ اعتقاد داریم و اگر معتقدیم که تاریخ هویت ساز است و تحریف تاریخ ملتها باعث امکان ایجاد سلطه می شود،پس بیاییم محققانه عمل کنیم.چون متاسفانه در فضای تاریخ نگاری باستانی فضایی ایجاد کرده اند که کسی امکان تشکیک و سوال و درخواست مستندات نداشته باشد. باید این امکان فراهم شود که از مورخانی که در این زمینه کتاب نوشته اند سوال شود که شما بر اساس چه مستنداتی اینگونه تاریخ را روایت کرده اید؟ما در زمینه تاریخ هر چه مستندتر کار کنیم به واقعیت تاریخی نزدیکتر خواهیم شد. ما باید بدون اینکه در این زمینه حساسیتی به خرج دهیم باید دعوت کنیم از جامعه که آنچه برای ما به نگارش در آمده است را مطالعه کنیم ولی دربست نپذیریم و امکان تامل و تدبر را برای خودمان محفوظ بداریم.متاسفانه هنوز بعد از ۳۰ سال آنچه در کتابهای درسی ما آمده متاثر از منابعی است که امثال "حبیب لوی" برای ما نوشته اند. کسی که به صراحت در کتاب خاطرات خود اعتراف می کند من یک صهیونیسم متعصب هستم! ایشان کتابی نوشته به نام "تاریخ یهود در ایران" و این کتاب منبع بسیاری از نوشته های دانشگاهی ما شده است و اصلا کسی سعی نکرده که در مورد مستندات تاریخی این کتاب سوال کند.همگان می دانیم که کوروش با قتل پدربزرگ خود حکومت را در دست گرفت و به بابل لشکر کشی کرد و یهودیان را از بابل آزاد کرد و به آنها امکان داد که وارد مشرق زمین شوند.ازهمین روی آنها کم کم، نزدیک دستگاه حکومتی هخامنشیان می شوند . در تورات اشاره شده است که در چند سال آخر حکومت کوروش، او محدودیتهایی را برای آنها ایجاد کرد.برخی مانند لوی گفته اند که این کار به علت خبرچینی همسایگان از یهودیان نزد کوروش صورت گرفته است اما تورات در این زمینه به تخلفات قوم یهود اشاره دارد.بعد از کوروش کمبوجیه نیز سیاست پدر را تقویت کرد و محدودیتهایی را برای اشرافیت یهود ایجاد کرد اما می بینیم که بردیا و کمبوجیه(پسران کوروش) که نسبت به اشرافیت یهود حساسیت داشته اند یکباره از سر راه برداشته می شوند و حساسیتهایی که در دربار هخامنشیان نسبت به یهودیان ایجاد شده بود از بین می رود و دربار هخامنشیان به دست یهود می افتد. تا جایی که داریوش(داماد کوروش و پادشاه بعد از کمبوجیه) حتی دستور به حمایت از یهودیان و سرکوب مخالفان یهودیان می دهد. .(تورات ،کتاب عزرا باب ششم صص:۶-۱۲) یعنی با روی کار آمدن داریوش یک چرخش آشکاری نسبت به اشرافیت یهود در دستگاه هخامنشی ها دیده می شود.لوی و دیگر مستشرقین این تغییر رویه را اینگونه توجیه می کند که"... بعد از کوروش کمبوجیه که به قدرت رسید برادر خود "بردیا" را کشت و برای فتح مصر راهی آن کشور شد.بعد از بازگشت از مصر متوجه می شود که کسی دیگری خود را بردیا خوانده و حکومت را از آن خود کرده است. از همین رو کمبوجیه قبل از ورود به ایران خودکشی می کند. داریوش که داماد کوروش بوده است بعد از کمبوجیه بردیای دروغین را می کشد و حکومت را در دست می گیرد. داریوش با یهودیان نزدیکتر است...".اما مستندات تاریخی حکم می کند که روایت کشته شدن بردیا توسط کمبوجیه بسیار سست باشد. اما چرا این روایت به صورت یک روایت قطعی در کتابهای درسی ما باید حاکم باشد؟می دانیم که کوروش ۸ سال قبل از مرگش، ۲ پسرش (بردیا و کمبو جیه) را در مناطق مختلف(بخش شرقی و غربی قلمرو پادشاهی هخامنشیان) به حکومت رساند.آیا قابل پذیرش است که در چند سالی که کمبوجیه به مصر لشکر کشی کرده است کسی متوجه نشده باشد که بردیا توسط کمبوجیه کشته شده است و شخصی دروغین به جای او نشسته است؟ بردیا یک فرد عادی نبوده است. او پادشاه بخش شرقی قلمرو هخامنشیان بوده است و مرگ او نمی توانسته اینقدر مخفیانه صورت گرفته باشد که کسی متوجه نشود!حتی زن و فرزندان و اطرافیانش هم متوجه نشده اند؟ اگر یک فرد قلابی جایگزین بردیا شده است پس شما مورخین چگونه این مطلب را فهمیدید؟ اصلا بردیای واقعی کی کشته می شود:قبل از رفتن کمبوجیه به مصر یا بعد از آن؟ هر کدام از این سوالات آنقدر محل شک و شبهه است که روایت کشته شدن بردیا توسط کمبوجیه نمی تواند به راحتی مورد پذیرش واقع شود اما این روایت در کتابهای تاریخی و درسی ما به راحتی تکرار می شود.اگر بخواهیم بر اساس روایت های خود تورات قضیه را تفسیر کنیم می توانیم روایت منطقی تری داشته باشیم. در طول تاریخ اشرافیت یهود برای جمع آوری پول و سرمایه هر کاری را مباح می دانستند و بعد از ورود به دربار هخامنشی ها نیز همین رویه را دنبال کردند که تورات نیز به آن اشاره می کند و به همین خاطر کوروش محدودیتهایی را برای آنها ایجاد کرد. یکی ازاین کارها این بود که در این دوران پادشاه یهودیه درجنوب فلسطین با اسباط دهگانه در شمال فلسطین درگیر شدند و با مدد گرفتن از پادشاه آشور اسباط دهگانه را قتل عام کردند و... طبق روایت تورات قطعا عملکرد اشرافیت یهود باعث ایجاد این محدودیت ها از سوی کوروش شد و کمبوجیه هم این را تشدید کرد. و بر این اساس می توان روایت مرگ کمبوجیه و به قدرت رسیدن داریوش را اینگونه روایت کرد که" اشرافیت یهود با کمک داریوش ، کمبوجیه را قبل از رسیدن به ایران کشتند و با این ادعا که این بردیا هم بردیای واقعی نیست بردیا را هم کشتند و جهت حکومت را تغییر دادند. در کتاب "عزرا" تورات هم به فرمان داریوش اشاره می کند که او بر سرکوب و کشتار مخالفان اشرافیت یهود تا کید دارد و از این به بعد نه تنها محدودیتی نیست بلکه کلیه امکانات حکومت در اختیار آنها قرار می گیرد. کلیه شواهد در این جهت است که قطعا کودتایی صورت گرفته است و موانع از سر راه اشرافیت یهود برداشته شده است. الواح باقی مانده نشان می دهد که داریوش به شدت علیه کمبوجیه موضع گرفته و حتی او را به دروغگویی متهم کرده است و حتی پس از مرگ کمبوجیه برای او بارگاهی درست نمی کند.(کتیبه بیستون،ستون اول، سطور ۲۶ تا ۳۵)در حقیقت آنها می خواهند ورود اشرافیت یهود به ایران را منشا خیر و برکت و به نفع مردم جلوه دهند برا ی همین نسبت به تاریخ هخامنشیان گزینشی برخورد می کنند.این کار البته به صورت جدی در دوران پهلوی ها دنبال شد. پهلوی ها که می خواستند گذشته تاریخی ایران یعنی ایران باستان را در مقابل هویت دینی قرار دهند تحت تاثیر مستشرقین سعی کردند نسبت به تاریخ گزینشی عمل کنند و سعی کردند تاریخ شروع تمدن ایرانی را از زمان هخامنشیان قرار دهند و با اینکار گذشته متمدنانه قبل از هخامنشیان را حذف کردند و این گزینشی برخورد کردن با تاریخ باستان، هویت تاریخی ما را مخدوش کرده است.امروز کسانی که تاریخ باستان ایران را به صورت گزینش مطرح می کنند در حقیقت ضد تاریخ ما عمل می کنند. مبدا تاریخ ما هخامنشان نیست. ظلم بزرگی به تاریخ باستان است اگر مثلا تمدن عیلامی ها قبل از هخامنشان را حذف کنیم. البته علت این گزینشی عمل کردن این است که می خواهند به ما بباورانند که ورود اشرافیت یهود به ایران مساوی است با عظمت یافتن و هویت یافتن ایران! یعنی هر چیزی که ملت ایران دارد از زمانی شروع شد که اشرافیت یهود از بابل به ایران آمدند و برای همین هدف است که تاریخ ایران را تقطیع کردند.ما مستندات جدی ای داریم که اینها علاوه بر تقطیع تاریخ برخی آثار و ابنیه قبل از هخامنشی ها را عامدانه نابود کرده اند.گزینش و سپس تحریف دو کار عمده ای است که آگاهانه در دوران پهلوی اول شروع می شود و بعد ادامه می یابد.گر خوب دقت کنیم می بینیم اگر هخامنشیان را اصل و مبدا تاریخ ایران بگیریم دقیقا عکس بزرگی و عظمت ایران باستان حرکت کرده ایم! از نظر این سناریوی تاریخی ملت ما موقعی عظمت و بزرگی یافتند که اشرافیت یهود وارد ایران شدند. در حقیقت این نوع هخامنشی گرایی هویت بخشی به اشرافیت یهود است و از این تاریخ نگاری عظمت ملت ایران در نمی آید.اگر تازه آنچه نوشته اند درست باشد که "بله! هخامنشیان اول تاریخ شماست" اما همین را هم گزینشی مطرح می کنند و از نفوذ و توطئه های یهودیان در دربار هخامنشی ها و قتل عام واقعه پوریم که در منابع اصلی خودشان مطرح شده حرفی نمی زنند.از زمانی که انگلیسی ها بر این کشور مسلط شدند کار تحریف تاریخ و گزینش کردن آن شروع شد. به ما می گویند شما یک زمانی در تاریخ درخشیدید اما این از خودتان نبود از زمانی بود که ما وارد کشور شما شدیم و ما هم همان را تکرار می کنیم و می گوییم که هخامنشی ها مبدا تاریخ هستند در صورتی که عظمت تمدن ایرانی در زمان عیلامی ها به مراتب بیشتر بود. اما در کاوش های باستان شناسی که از زمان رضا خان شروع شد تمام الواح قبل از دوران هخامنشی ها را یا نابود کردند و یا اسمی از آن نبردند. ما ۳۴۰۰۰ لوح به خط عیلامی داریم که در بنیاد ایران شناسی شیکاگو با مدیریت یهودیان ایرانی نگهداری می شود ولی اجازه بررسی آنها را به ما نمی دهند تا واقعیات تاریخی را کشف کنیم.این مساله در خود کتابهای به جا مانده از مستشرقین هم اذعان شده است. مثلا در کتابی که اشمیت نوشته است در سال ۴۲ و بنگاه فرانکلین آن را چاپ کرده است در کاووشهای اطراف تخت جمشید به وضوح آثار عیلامی ها در اطراف تخت جمشید دیده می شود اما همان موقع این آثار را از بین بردند تا فقط تخت جمشید باقی بماند. الان هم کمترین آثاری از عیلامی ها اطراف تخت جمشید نیست و از بین رفته است. چون می خواستند ثابت کنند که قبل از هخامنشی ها ما چیزی نبوده ایم و ورود یهود از بابل باعث ایجاد تمدن در ایران شد. البته این یک نمونه از جنایتهای فراوانی است که در حق تاریخ این ملت روا داشته اند. دوستان عزیز من عاجزانه از شما میخوام که با دید باز و تفکر و تحقیق درباره شنیدهایتان تصمیم بگیرید. همانگونه که اگر حرفی در مورد اشنایان و یا خانوادهایتان از کسی میشنوید و برای اینکه به حقیقتش پی ببرید همه جور سوال و پرسش و تحقیق میکنید در این مورد عمل کنید.

مخلص چقدر مینویسی چقدر میگی کوروش پدربزرگش رو کشت در حالی که نکشت اخه تمدن ایلام از هخامنشیان بهتر بود تمدن ایلام بزرگ بود ولی هخامنشیان بزرگتر بود با هم قابل مقایسه نیستن مخلص فقط گیرتون ازاد کردن یهودیانه

ببین دوست عزیز شما اصلا در حد سواد من نیستی بخوام باهات بحث کنم.....شما باید بری با کسایی مثل خودت صحبت کنی.....بحث من علمی هستش و با دلیل و مدرک و یکسری مطالب که عمومت داره و همه اگاهی دارن ازش.....ولی متاسفانه شما به خاطر امی بودنت صحبتهای من برات سنگینه و قابل درک نیست.....من اینهمه وقت گداشتم و این مطالب را تایپ کردم ولی تو چیزی نفهمیدی ازش.....در ضمن ایلامی نه عیلامی دکتر جان!!!!!!!!

مخلص چه سوادی داری برای ما هم بگو مدرکت چیه چه کاری بالا بالا میگردی میگی تمام مدارکت نابود شده ولی دست تو هست نکنه تو لوح های که در امریکا هست رو دیدی هرچی میشه پای یهوددیها رو میاری وسط دارن به جهان حکومت میکنن همان یهودی ها دروازه اورشلیم رو روی اسکندر هم باز کردن کسی طرفداره یهود نیست مخلص توانای داری قدرتشون رو بگیر مطالبت عمومیت هم نداره در مورد سواد مدرک وکارت هم بگو

مخلص چقدر سواد داری چه کارهی مدرکت چیه این قدر بالا بالا میگردی اخه چون میخواستن اثبات کنن قبل از هخامنشیان هیچی نبوده بوده ولی عظمت هخامنشیان رو نداشته گذشته قبل از هخامنشیان 2 کشور در ایران بودن از بقیه هیچ مدرکی نیست

فکر نمیکنم که به شما ربطی داشته باشه مدرک تحصیلی من و کار من..... تا به امروز هم اشتباه می کردم که جوابتو میدادم ودیگه نخواهم کرد اینکارو چون با جواب دادن به شما من در اصل به خودم توهین میکردم ....دلیلم هم اینه که تو خیلی از نطر سطح علمی از من پایین هستی و به هیچ وجه قابل مقایسه نیست....قضاوت هم بر عهده خود عزیزانی که مطالب را میخوانند.....پس لطفا منو مورد خطاب قرار نده و حرف خودتو بزن چون جواب دیگه نمیدم به شما.

من شخصا روز پدر را روز 7 آبان روز کوروش میدانم وجشن میگیرم.

من شخصا روز پدر را روز 7 آبان روز کوروش میدانم وجشن میگیرم.

به خودت ربط داره ولی اسمتو عوض کن لیاقت این اسمو نداری

مخلص اهل بیت، وحید باقرزاده و پشیوتن، کامنت‌های شما به دلیل بحث‌های حاشیه‌ای، احساسی، بی‌ربط و غیرعلمی منتشر نمی‌شود. بحث‌های شخصی را در جایی دیگر مطرح کنید. با تشکر

کامنت های دوستان همه اهانت به حقوق بشر است و عرب ها وایرانی ها خداوندیکتا دارند من مطمعن هستم در هر کتاب مذهبی احترام به حقوق بشر واجب هست و یا اگر در مملکتی نباشد قانون براش ایجاد میشه به نظر من کار ماها اشتباه` .ما نبا ید دینی را تبلیغ کنیم باید همانند کوروش ،اختیار را بر فرد مخاطب رها کنیم واین ارزش به سزایی دارد و وقتی فردی که دین را بر اختیارخودانتخاب کرد آن وقت هیچ گاه فر بر دینش پشت نمی کند.

آقا سامان نویسنده سایت که هی میگی مردوک بته میشه لطف کنین به سوال من جواب بدین خط 15 منشور کوروش میگه او خدای بزرگ یعنی مردوک کوروش را بر انگیخت تا راه بابل در پیش گیرد در حالی که خود دوشادوش کوروش گام بر می داشت اگه مردوک بت بوده چه جوری میشد گام برداره از کی تا حالا بت حرکت میکنه؟؟این جمله دقیقا مثل جمله ای که در زمان ما به کار برده میشه خدا به همراهت متنی که نوشتم دقیقه دقیقه از متن اصلی منشور کوروش

آقا سامان یه سوال دیگه هم داشتم که خیلی مهمه این ترجمه دقیق متن انگلیسی منشور کوروشه خط5 منشور او نبونید پادشاه بابل معبدی ساختگی برایه شهر اور یا اورشلیم ساخت او رسم قربانی کردن را که پیش از این سابقه نداشت زا رواج داد دوست عزیز قربانی کردن انسان در برابر بت ها از رسوم اصلی بت پرستیه همان طور که اعراب جاهلیت فرزندان خود را در مقابل بت ها قربانی میکردند در سوره انعام آیه 137 امده و در تاریخ هست اسکندر مقدونی برایه سیاره مشتری قربانی میکرد اگر کوروش بت پرست بود چرا هیچ مورخی ذکر نکرده کوروش فلان جا قربانی کرد و تازه در منشورش از رواج قربانی کردن توسط شاه یایل انتقاد میکنه و اینکارو کنار کارایه بد دیگه شاه بابل و از دلایل حمله خود به بابل ذکر میکنه

_________________________زانو نمی زنم حتی اگر سقف آسمان کوتاه تر از قد من باشد. کوروش بزرگ

اقایون وخانمهای محترم مهم این بوده که انسان بوده وبه فکر مملکت حالا هر دینی میخواست داشته باشه انسان با وجدان ووطن پرستی بوده وخیلی خیلی زیاد برای اذیت نشد ن مردم کشورش فعالیت می کرده چی میخواین دیگه

كوروش حتى از پيامبراى عادى بالاتره اون پيامبرا حتى نتونستن يه كار كوروشو بكنن

تو به احتمال زیاد دشمن کوروشی و طوری وانمود میکنی که انگار موافق کوروشی و با این نظر افراطیت میخوای موافقان کوروش را احمق جلوه بدی کوروش ذوالقرنین بود ویکتا پرست ولی برترین پیامبر حضرت محمد (ص) خاتم پیامبران است

از پیامبران عادی شاید ولی از پیامبران بزرگ ومعروف واز امامان عمرا

سلام .... واقعا متاسفم برای نویسنده ی سایت که کوروشو فردی یهودی میدونه!!! این نا آگاهی نویسنده رو میرسونه کسی که هیچ اطلاعاتی نداره و به خودش حق قضاوت میده!!! برادر من شما بهتره اول تحقیقی در مورد دین یهود بکنی و تمام کتبشونو مطالعه کنی تا افکار یهودیارو بشناسی سپس با کوروش رو با یک ادم یهودی مقایسه کنی!!! اینکه که کوروش یهودی ها رو از بند ازاد کرد و ازادشون گذاشت و .... هیچ شکی توش نیست اما کوروش فقط یهودی هارو ازاد کرد؟؟ نه بلکه تمام مردمی رو که برده بودند ازاد کرد و تمام اونارو در ازادی عقیده ی خودشون ازاد گذاشت اگه شما کمی در تورات مطالعه کنی میبینی که خدا جز قوم یهود کس دیگه ایی رو ادم حساب نمیکنه و حتی دستور قتل و کشتار غیر یهودیانو بخاطر یهود موجه میدونه ... کوروش کدوم دفه چنین رفتاریو کرد ؟ اول مطالعه کنید سپس صحبت کنید جناب نویسنده چون در مورد تاریخ و شخصیت کوروش هیچ اطلاعی نداری اینگونه جاهلانه قضاوت میکنی در اینکه کوروش زرتشتی بوده هیچ شکی وجود ندارد و او طبق ایین خود رفتار میکرده است(در دین زرتشت ازادی عقیده بیان شده است) پس کوروش و داریوش بزرگ نیز به تمام ادیان احترام میگذاشتن کوروش علاوه براینکه یکتا پرست بوده مرد سیاست نیز بوده است و برای حفظ امپراتوری و ایجاد صلح بسیار زیرکانه عمل مینموده است.... نویسنده کوچولوی ما نمیدونه که کتیبه ی کوروش یک اعلامیه ای سیاسی است نه توجیه دین و اعتقاد شخصی او!!! حتی داریوش بزرگ در کتیبه هایش خود را مزدا پرست نامیده و همه موفقیت های خود را مرهون اهورا مزدا میداند... ولی به همه ادیان مناطق زیر سلطه اش احترام میگذاشته و سعی در ترویج انها می نموده است. به همین دلیل مغان را که در ایران طبقه روحانیون بودند مانند تمام روحانیون سرزمین های دیگر مورد پشتیبانی و تایید قرار داده استهمانگونه که از روحانیون نیت در سائیس مصر و یهوه در بیت المقدس , آپولون در ماگنزیا , مردوک در بابل و .... حمایت کرده است.مغان را هم که نماینده مذهبی یک ملت بودند از نظر مذهبی ازادی داده و انها را تاکید به شرط انکه در خدمت دربار در ایند. سیاست کوروش و داریوش بر این بود که مردم به مذهب متوجه شده و در کار سیاست دخالت نکنند لذا ادیان جوامع را محترم شمرده و کاهنین را تایید میکردند و حتی در همه سرزمین ها قانون ان جامعه را ,که همان کتاب مذهبی انان بود مورد تایید قرار میدادند.جالب است که در زمان داریوش قوانین همه سرزمین ها مجددا تنظیم شد ولی اثری از قانون ایران قدیم تا کنون نیافته اند, یعنی قوانینی که در همه امپراتوری ایران قابل اجرا باشد.دلیل ان است که داریوش مایل بود هر سرزمینی به قوانین خود متکی باشد.مثلا طبق یک پاپیروس مصری داریوش دستور داد در سال سوم سلطنتش ,دانایان ,جنگاوران,روحانیون و نویسندگان مصری جمع شوند تا قوانین مصر را تنظیم و تحریر کنند....یا در زمان خشایار شاه کاهنی بنام غزرا در فلسطین مامور شد تا قانون موسی یا پنج کتاب پنتاتویخ را برای جامعه یهود تنظیم نماید.تاسیس جامعه یهود اصولا نتیجه یک سیاست مذهبی دولت ایران بود و حتی امروز مسلم شده که وضع این قوانین به دستور پادشاه ایران انجام شده است. کوروش و داریوش با این سیاست متوجه ساختن مردم به مذاهب و عدم دخالت در سیاست ,محیطی ایجاد کردند که دویست سال ارامش در این امپاتوری عظیم برقرار گردید. در ان زمان بسیار دور و تاریک که کشت و کشتار و خونریزی و غارت و چپاول , افتخار محسوب میشد , کسانی ظهور کردند که این قضیه را تغییر دادند و شرافت و انسانیت را افتخار دانشتند و به ابادانی سرزمین ها پرداختند. این کارها فقط میتواند کار کسانی باشد که در ادوار تاریک با پیام زرتشت اشنایی یافته است.تا دو هزار سال پس از کوروش و داریوش هم ما به شاهانی نظیر داریوش و کوروش برخورد نمیکنیم . برخورد مردمی و انسانی کوروش و داریوش با مغلوبین در هیچ یک از ادیان ان دوران(حتی یهود) سابقه ندارد و در دولت های همزمان انها بی نظیر است چند نکته ایی را باید متذکر شوم در زمان کوروش و داریوش ادیان دارای کانن شکل گرفته و مشخصی نبودند و مهمترین مشخص مذاهب مختلف خدا یا خدایان انها ,معابد و دستگاه کهانت و اداب و رسوم و قربانی بود.ادیان دارای پایه گذار و پیامبری نبودند و دین بنام خدای بزرگ و معبد ان نامیده میشد.مثلا دین یهود به بنام موسی مشخص نمیگردید بلکه دین یهوه نامیده میشد.سلاطین بابلی و اشوری هم عصر کوروش همیشه نام خدایان خود را ذکر میکردند و اغلب نام خدای بزرگ و یا خدای معبدی که پادشاه به ان وابسته بود در کتیبه ها نام برده میشد و یا شکل او بر فراز سر پادشاه نقش میگردید متاسفانه اغلب افراد مثل با برداشت های زمان خود به برسی موضوع میپردازند,در حالی که حادثه در زمان های بسیار دور رخ داده و باید به زمان و مفاهیم ان به توجیه مساعل پرداخت دوم انکه کوروش و داریوش نیز برای تقویت امپراتوری و قدرت خویش از وجود کاهنین و روحانی نمایان جامعه بهره گیری کرده اند .فتح بابل یک نمونه جالب این سازش است .اثار بدست امده حاکی است که بین پادشاه بابل و کاهنان در سر تقسیم قدرت برخوردهایی به وجود امد و این خادمین را خدا!!!! که قدرت و سود هود را بر همه چیز دیگر ترجیح میدهند با یک فرمانروای خارجی کنار امده تا با سقوط فرمانروای یکه تاز دست انها برای استثمار توده ها باز گردد.کاهنین در زیر پرچم مردوک مردم را تشویق رمیکنند تا مقدم کوروش را گرامی دارند.مسلم است که کوروش باید بگونه ایی رضایت این لاشخوران را جلب کند .اون به ظاهر سر بر استان مردوک خم میکند ولی در واقع دهان کاهنین را میبندد و دستگاه کهانت انها را به زیر سلطه خود در می اورد همانطور با روحانیون سرزمین های دیگر چنین کرد.این سیاست کوروش بزرگ بزرگ را میرساند شما فقط نام مردوک را دیده ایی که بر زبان کوروش جاری شده ولی از اقداماتی که او انجام داده بی خبر است اینکه او برده داری را بر انداخت(کای که خدای یهود و مسلمانان انجام نداد) عبادتگاه ها را از نو ساخت(مانند معبد سلیمان برای یهود) ازادی عقیده را بنیان نهاد و غیره و غیره... که این کارها و اقدامات را کسی میتواند انجام دهد که پیام زرتشت اشنا بوده باشد

درود برشما دوست وهموطن آریایی ‌ چقدر زیبا بزرگی کورش را بیان کردین .ای کاش همه ایرانیها اینو میدونستن

دوشت عزیز چرا نظرمو نذاشتی تو سایت؟؟

صفحه‌ها

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.