حجاب و حیای شاهدخت‌های ایران به روایت شاهنامه

  • 1402/09/15 - 11:30

«حکیم ابوالقاسم فردوسی» در شاهنامه می‌گوید: دختران «گشتاسپ» پادشاه ایران، خواهران «اسفندیار»، هنگامی که به اسارت دشمن درآمدند، ناله می‌کردند که سرِمان برهنه است و اگر از این ننگ، بمیریم، جا دارد. در فرهنگ ایران باستانی؛ برهنه بودن سر برای دختران ایران، مایه ننگ بود. جا دارد که دختران ما به اصالت خود وفادار باشند و بازیچه رسانه‌های ابلیس نشوند.

.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_  اسفندیار شاهزاده ایران، پس از آنکه خواهرانش به اسارت تورانیان درآمدند، به سوی توران روانه شد و از هفت خان گذشت تا به رویین‌دژ رسید. پس جامه‌ی بازرگانان به تن کرد و درون دژ رفت.

پس در آن‌جا خواهرانش را دید، اما چهره خود را از آنان پنهان کرد تا شناخته نشود.

این دو شاهدُخت ایران، برادر خود را نشناختند، گمان کردند که او بازرگانی ایرانی است. پس با شرم و حیا و با ناله و زاری از او پرسیدند:

برفتند هر دو به نزديک اوى            ز خون بر نهاده به رُخ بر دو جوى‏
بخواهش گرفتند بيچارگان            بران نامور مرد بازارگان‏
بدو گفت خواهر كه اى ساروان            نخست از كجا راندى كاروان‏
كه روز و شبان بر تو فرخنده باد            همه مهتران پيش تو بنده باد
ز ايران و گشتاسپ و اسفنديار            چه آگاهى است اى گو نامدار

ای ساربان! از کجا می‌آیی؟ روز و شب بر تو فرخنده و مبارک باد، آیا از ایران و از گشتاسپ (پادشاه) و اسفندیار (شاهزاده ایران) آگاهی داری/ اگر از آنان خبر داری، به ما بگو...

بدين سان دو دخت يكى پادشا            اسيريم در دست ناپارسا
برهنه سر و پاى و دوش آبكش            پدر شادمان روز و شب خفته خوش‏
برهنه دوان بر سر انجمن            خنك آنك پوشد تنش را كفن‏ [1]

ما دختران پادشاه ایران هستیم که اکنون به دست یک خبیثِ ناپارسا، اسیر هستیم. در حالیکه سر و پای ما برهنه است و ناچار به بُردن و آوردن آب هستیم. ولی پدرمان روز و شب را به خوشی می‌گذراند و ما این چنین گرفتاریم. برهنه از این سو به آن سو می‌رویم، پس همان بهتر که از این ننگ، بمیریم و کفن به تن کنیم.

پس از آن، اسفندیار نقاب از چهره برداشت و خواهران خود را از اسارت آزاد کرد.

بله، خواهران اسفندیار دو شاهدخت ایران، 3 درد خود را این گون بیان کردند: برهنگی سر، برهنگی پا و ناچار به کارهای جسمانی سخت... و از این میان این سه، برهنگی و نداشتن پوشش را بدترین عذاب برای خود نامیدند و گفتند که اگر از این ننگ بمیریم، بهتر است.

پی‌نوشت:
[1]. ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه، بر اساس نسخه مسکو، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی و مرکز خدمات کامپیوتری نور، 1389، شماره ثبت کتابخانه ملی: 815279، ص 703.
میترا مهرآبادی، شاهنامه کامل فردوسی به نثر پارسی، تهران: انتشارات روزگار، 1379، ج 2، ص 486-487.

تولیدی

دیدگاه‌ها

کانال «باستان‌نامه» پیرامون تاریخ ایران باستان، دین زرتشتی و دفاع از مکتب اسلام ::::::::::::::::: ایتا، اینستاگرام و سروش: ir_bastan ــــــــــــــــــــ تلگرام: n_bastan ــــــــــــــــــ روبیکا: ir_bastan2

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.