حقایقی از فتح آذربایجان توسط سپاه عرب

  • 1393/05/02 - 02:10
بسیاری از نواحی ایران با صلح به دست عرب فتح شد. از جمله این سرزمین‌ها، آذربایجان بود که در این نوشتار به حکایت فتح آن می‌پردازیم. پس از اینکه همدان به دست سپاهیان عرب فتح شد، عمر دستور حرکت به سمت آذربایجان را صادر نمود. سپاه عرب به سمت آذربایجان روانه شد. این سپاه در میانه‌ی راه با اسفندياذ پسر فرخزاد مواجه شد و این نخستین مواجهه‌ی دو لشکر بود

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ بسیار دیده می‌شود که در بررسی قضیه‌ی فتح ایران به دست سپاه عرب، افراط و تفریط‌هایی رخ داده و حقیقت پوشانده می‌شود. مخصوصاً از سوی جریانات باستانگرای افراطی که این فتوحات را جولانگاهی برای رفتارهای نژادپرستانه‌ و انتقام‌جویی‌های خود قرار داده‌اند. سابقاً بیان کردیم که بسیاری از نواحی ایران با صلح به دست عرب فتح شد. از جمله این سرزمین‌ها، آذربایجان بود که در این نوشتار به حکایت فتح آن در عصر خلافت عمر بن خطاب می‌پردازیم. 
پس از اینکه همدان به دست سپاهیان عرب فتح شد، عمر دستور حرکت به سمت آذربایجان را صادر نمود. سپاه عرب به سمت آذربایجان روانه شد. این سپاه در میانه‌ی راه با اسفندياذ پسر فرخزاد مواجه شد و این نخستین مواجهه‌ ی دو لشکر بود. درگیری‌های رخ داد و در پایان اسفندياذ(فرمانده ایرانی) شکست خورد و به اسارت درآمد. هنگامی که اسفندیاذ اسیر شد به فرمانده عرب(بکیر بن عبدالله) گفت: «شما عربان جنگ را دوست می‌دارید یا صلح را؟» بکیر پاسخ داد: «صلح را». اسفندیاذ گفت که پس مرا نزد خود نگه دار تا همراه تو باشم. چه اینکه اگر من نزد تو نباشم، مردم آذربایجان به کوهستان‌ها فرار می‌کنند. (مرا نزد خود نگه دار تا مردم مرا ببینند و احساس امنیت کرده و با شما صلح کنند). پس بكير بن عبدالله، اسفندياذ را پيش خود نگه داشت و مردم نیز حاضر شدند با سپاه عرب صلح کنند و فقط برخی قلعه‌‏ها راضی به صلح نشدند که آنان نیز پس از مدتی فتح شدند. به این ترتیب مسلمین به آذربایجان وارد شدند. 
عمر نیز پس از فتح آذربایجان، عتبة بن فرقد را والی آن ناحیه قرار داد. پس از فتح آذربایجان نیز برخی تلاش کردند تا با ایجاد درگیری، سپاه عرب را از آذربایجان بیرون برانند، از جمله بهرام پسر فرخزاد که بر سر راه عتبة بن فرقد کمین کرد و خواست او را بکشد، اما خود کشته شد (و یا فرار کرد) و اسفندیاذ نیز پیمان صلح دائمی با سپاه عرب برقرار نمود و بدین ترتیب آذربایجان با این صلح نهایی، به تصرف سپاهیان عرب درآمد. 
عتبة بن فرقد ميان خويش و مردم آذربايجان قراردادی مكتوب نوشت: «به نام خداى رحمان رحيم، اين امان‌نامه‌ای است كه عتبة بن فرقد عامل عمر بن خطاب، به مردم آذربايجان مى‏‌دهد، از دشت‌ها و كوه‌ها و دره‏‌ها و اهل همه‌ی دين‌ها، كه‏ جان‌‌ها و مال‌ها و آیین‌های مذهبیِ همگان در امان است، به شرط آنكه جزيه دهند به قدر توانشان. بر كودك و زن بيمارى كه چيزى از دنيا به كف ندارد، و عابد خلوت‏‌نشين كه چيزى از دنيا به كف ندارد، جزيه نيست. امان براى مردمان است و هر كه تحت سرپرستی آنان باشد. بايد مسلمانِ سپاهى، مسلمانان را راهنمايى كنند. هر كس از مردم كه عضو سپاه شود، جزيه‌ی آن سال از او برداشته می‌شود و هر كه عضو سپاه نباشد، مانند دیگران جزیه باید دهد و هر كه بخواهد برود در امان باشد، تا به پناه خود برسد». 
نکته‌ی قابل توجه در این میان، تلاش سپاهیان عرب برای فتح شهرها بدون جنگ بود. چنانکه گفته شد و به تعبیر ابوعلی بلعمی (وزیر دولت سامانیان) «پس اين عتبة بن فرقد از يك سوى آذربايگان برفت و بكير بن عبداللّه از يك سوى، و نخستين كسى كه پيش بكير آمد ملكى بود از ملوک آذربايگان، نام او اسفنديار، و بكير او را اسير كرده بود. و آن شهرها كه گرداگرد او بود هنوز نگرفته بودند، و اسفنديار او را گفتا: كدام دوست‌تر دارى كه اين شهرهاى آذربايگان به صلح بگشايى يا به جنگ؟ گفتا: به صلح». همین گونه هم شد. مردم آذربایجان اکثراً با سپاه عرب صلح نمودند، دادنِ جزیه (مالیات) را پذیرفتند و جان و مال و ناموسشان در امان ماند. در حقیقت آذربایجان که سالیانی دراز تحت ظلم و ستم شاهان ساسانی و موبدان ززتشتی قرار داشتند، حکومت عرب (و یا بهتر است بگوییم حکومت اسلام و ورود مسلمین) را بر حکومت ساسانی ترجیح دادند و به همین سبب حاضر به جنگ با عربان نشدند.

طبری تاریخ‌نگار ایرانی متوفای 310 هجری در تاریخ مشهور خود[1]، ابوعلی بلعمی، تاریخ‌نگار ایرانی متوفای 329 هجری در مکتوبات تاریخی خود[2]، احمد بن على بن مسكويه، تاریخ‌نگار ایرانی متوفای 421 هجری در تجارب الامم[3]، ابن اثیر جزری متوفای 630 هجری در «الکامل فی التاریخ»[4]، ابی‌الفداء اسماعيل بن كثير الدمشقی، متوفاى 774 هجری در «البدایة و النهایة»[5]، ابن خلدون متوفای 808 هجری در تاریخ خود[6] و ياقوت الحموی متوفای 626 هجری در «معجم البلدان»[7] ماجرای این فتح را نقل کرده‌اند. برخی منابع تاریخی، بیانگر این نکته هستند که مدتی پیش از این صلح نهایی نیز برخی از صحابه همچون حذیفة بن الیمان و مغیرة بن شعبة نیز درگیری‌هایی در مرز آذربایجان با مرزبان این ناحیه داشته‌اند که البته آن درگیری‌ها نیز به صلح موقتی انجامیده بود[8]. آنچه گفته شد همه در زمان خلافت عمر بن خطاب صورت گرفت. نامه‌ی حضرت علی (علیه السلام) به فرماندار آذربایجان نیز بر همگان روشن است که ایشان به فرماندار آذربایجان امر کردند که جان و مال و ناموس مردم را محترم بشمار و از آزار آنان پرهیز کن[10]. این همان حقیقتی است که برای آریاگرایان نژادپرستِ افراطی قابل تحمل نیست! 

پی‌نوشت:

[1]. محمد بن جرير طبرى‏، تاريخ الامم و الملوك (تاريخ الطبري‏)، بيروت: روائع التراث العربى، ۱۹۶۷. ج ‏4، ص 153-155
و تاريخ طبری، ترجمه ابو القاسم پاينده‏، تهران: انتشارات اساطير، ۱۳۷۵. ج‏ 5، ص 1979-1981
[2]. تاریخ بلعمی، تهران: انتشارات سروش، ۱۳۷۸. ج ‏3، ص 529-530
[3]. احمد بن على بن مسكويه‏، تجارب الامم‏، تهران: انتشارات سروش، 1379. ج ‏1، ص 400-399
[4]. و ابن اثير جزرى، تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ترجمه: عباس خليلى، ابو القاسم حالت‏، تهران: انتشارات مؤسسه مطبوعات علمى‏، ۱۳۷۱. ج‏ 9، ص 39-40
ابن اثير جزرى، الكامل في التاريخ، بيروت‏، دارالصادر، ۱۹۶۵. ج‏ 3، ص 27-28
[5]. ابوالفداء اسماعيل بن كثير الدمشقي، البدایة و النهایة، بیروت: دار إحياء التراث العربي، 1988. ج 7، ص 138
[6]. تاريخ ابن خلدون، بيروت: دار احياء التراث العربي، ج 2، ص 119
[7]. یاقوت حموی، معجم البلدان، بيروت: دار الفكر، ج 1، ص 130-129
[8]. یاقوت حموی، همان، ج 1، ص 129
[9]. نهج البلاغه، خطبه 3 (مشهور به خطبه شقشقیة)، قم: انتشارات دارالهجرة، ص 48
[10]. بنگرید به مقاله «نامه ها و سخنان حضرت علی (ع) درباره ی مردم ایران»

برچسب‌ها: 
تولیدی

دیدگاه‌ها

چه با جنگ و چه با صلح اشغال ایران و گرفتن باج و خراج از مردم و فرستادن برای عمر که از نظر شیعیان مسلمان به علی (ع) و زهرا (س) جفا کرد چه توجیهی دارد؟چرا عربها باید به آذربایجان و سایر دیگر مناطق ایران لشکر کشی کنند که حالا چند جا با گرفتن پول و جزیه صلح کرده باشند؟نفس کار غلط است.عمر و لشکریان عمر در آذربایجان چه میخواستند؟

فتح یک سرزمین اگر بر اساس مبانی الهی و در مسیر تعالی انسان باشد، ایرادی ندارد. هخامنشیان همواره به کشورگشایی و فتوحات میپرداختند. ساسانیان و نقطه اوج آن (انوشیروان) بخشی عظیم از عمر خود را به کشورگشایی پرداخت. امروزه نیز مدعیان حقوق بشر کشورگشایی و فتوحات دارند. مدعیان خردورزی نیز بسیاری در برابر این فتوحات سکوت میکنند و با سکوتشان بر آن صحه میگذارند. اما اینکه عمر و یارانش در آذربایجان چه میخواستندف مطمئناً هدفشان خالص برای نشر اسلام نبود. بلکه اهداف مادی داشتند که ما آن را صحیح نمیدانیم.

تما چیزی به نام تجاوز الهی و معنوی نداریم و اینها همه سرپوشی برای تصاحب ثروت دیگران بوده و هست! شما که صحبت از کشورگشایی کوروش می کنید تاریخ جنگهای وی را به درستی نخوانده اید کوروش بزرگ با دو دولت بزرگ جتگید لیدیا و بابل اولی نبردی دفاعی بود و انگیزه های گشایش بابل هنوز روشن نیست. تقریبا از بعد از خشایارشا کشورگشایی جدی از سوی ایرانیان نداشتیم. کار اشکانیان و ساسانیان بیشتر تثبیت مرزهای ایران و مقابله با رومیان بود. بنابراین تلاش واهی نکنید و بی مطالعه سخن نگویید.

پس چرا کوروش و داریوش فتوحاتشون باعث افتخاره ؟؟ اگر به فکر شما باشد پس باید مغولان و ازبکان به چنگیز و تیمور و یونانیان واروپاییان به اسکندر و بیزانس افتخار کنند

کسی که چنگیز و تیمور را فارغ از خوی آدمکشی و رفتار حیوانیشان با کوروش و داریوش هم ردیف می داند در واقع اوج کم خردی اش را نشان می دهد. کوروش و داریوش فرهنگ ساز و تمدن ساز بودند نه آدمکش خونخوار شهوت ران!

مجید گرامی با حلوا حلوا کردن دهان آدمی شیرین نمی‌شود. با ادعا و تکرار ادعا، حتی تخم گشنیز هم جوانه نمی‌زند. شما به رفتارهای خشن و کشتارهای کورش و داریوش نگاه کنید: [http://www.adyannet.com/fa/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%D9%8A%D8%A7%D9%86]

کانال تلگرامی نقد و بررسی زرتشت و باستانگرایی، مربوط به تیمِ ادیان‌‌نت: @n_bastan

کوروش و داریوش ، بعد از اینکه شهری را می‌گشودند، به دختران و زنان شوهردار تجاوز جنسی نمی کردند ، کودکان و زنان اسیر را بعنوان برده نمی فروختند و... آمینوس مارسلینوس یک افسر رومی ست که مورخ نیز بوده است . در جنگی رومیان با شاهنشاه شاپور دوم کردند، این افسر حضور داشته و روم شکست خورد و شهر به دست ایرانیان افتاد.این افسر با تمام بغض و کینه ای که از ایران داشته ، با تعجب نوشته؛ ایرانیان به زنان تجاوز نمی‌کردند و این را رسم عجیبی دانسته و نوشته شاهنشاه ایران دستور داد که به شوهران این زنان پیغام بدهند که بیایند و همسران خود را ببرند...

۱. آمینوس مارسلینوس صدها سال بعد از کورش و داریوش بوده و اصلا در زمان ایشان زندگی نمی‌کرد و در جنگ‌های آنان نیز حضور نداشت. ۲. در شاهنامه آمده که شاهان ایرانی زنان و دختران دشمن را به غنیمت میگرفتند. در همین سایت مقاله ای در این زمینه نوشته شده است با سند و مدرک.

شما از کجا اجتهاد گرفته اید؟در کجای قرآن گفته است به سرزمین های دیگر حمله کنید و آنان را یا مسلمان کنید یا بکشید یا از آنان جزیه بگیرید؟چرا حکم به حمله و تجاوز و خشونت و مسلمان سازی با شمشیر میدهید؟هخامنشیان چه ارتباطی با اسلام و تجاوزات خلفا دارند؟آیا کوروش هم به زور مردم را به دین خود داخل کرد یا آنان را در دین خود آزاد گذاشت؟آیا ساسانیان به شهر رم لشکر کشیدند یا اینکه این رومیان بودند که از اروپا سرازیر شده و به بین النهرین و قفقاز و ارمنستان لشکر میکشیدند؟کاری که امروز هم در منطقه انجام میدهند.

کوروش هخامنشی هرچند دین خود را به مردم تحمیل نمیکرد (و آنان را در بت پرستی و خرافات آزاد میگذاشت) اما حاکمیت خود را بر مردم تحمیل میکرد. فتوحات وی و حملات او به دیگر سرزمین ها نشانگر همین امر است. ساسانیان نیز به روم لشکرکشی هایی داشتند و بارها به خاک روم تجاوز کردند. انوشیروان نیز حاکمیت خود را به زور بر مردمان غالب می نمود. بنگرید به : قتل عام مردم بلوچستان به دست انوشیروان : http://www.adyannet.com/news/1438 و تازش انوشیروان به روم از نگاه شاهنامه : http://www.adyannet.com/news/5166 و قتل عام مردم گیلان و دیلمان به دستور انوشیروان : http://www.adyannet.com/news/1644 و بلایی که انوشیروان بر سر خاقان چین و هپتالیان آورد ... : http://www.adyannet.com/ar/node/2034 و انوشیروان با هندوستان چه کرد ؟ : http://www.adyannet.com/ar/node/2138 و نگاهی به رفتارهای انوشیروان در تازش به لازیکا : http://www.adyannet.com/ar/node/4180 و پیمان شکنی های متعدّد انوشیروان در تازش به روم : http://www.adyannet.com/ar/node/3235 و ...

البته مطالب فوق به معنی بی عدالتی انوشیروان نیست. اما چه میشود کردف وقتی جنگ حق و باطل همیشه بوده و هست و خواهد بود. کسی که میخواهد زنده بماند باید مبارزه کند و کسی که دست از مبارزه بردارد آن هم در جهانی که هستی آن وابسته به مبارزه کردن است لایق زنده ماندن نیست. اگر ما اهل حقیقت باشیم، چاره ای نداریم مگر اینکه در مقابل باطل بایستیم و بجنگیم. جنگ هست. تا وقتی که باطل هست، جنگ هم هست. چاره ای نیست. جنگهای انوشیروان و سرکوب گری های او گرایش به حق داشت. از دید ما در مقابل باطل بود. چاره ای از آن نیست.

در کجای قرآن آمده است که فتح یک سرزمین اگر بر اساس مبانی الهی و در مسیر تعالی انسان باشد ایرادی ندارد و چه خوب خودتان اعتراف دارید که متجاوزان عرب در حمله به ایران هدفشان مطمئنا برای نشر دین مبین اسلام نبوده و اهداف مادی داشتند پس همه آنچه که اتفاق افتاد ظلم و ستم جبران ناپذیر بر مردم ایران بود.در ضمن داعش هم همین استدلال را برای حمله بکار میبرد.نشر اسلام حقیقی.تو را بخدا بس کنید.

النور : 55 وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَني‏ لا يُشْرِكُونَ بي‏ شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ * ترجمه : خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‌‏اند وعده مى‌‏دهد كه قطعاً آنان را حكمران روى زمين خواهد كرد، همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روى زمين را بخشيد و دين و آيينى را كه براى آنان پسنديده، پابرجا و ريشه‌‏دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنيّت و آرامش مبدّل مى‌‏كند، آن چنان كه تنها مرا مى پرستند و چيزى را شريك من نخواهند ساخت. و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند

اینکه آنان اهداف مادی داشتند، دلیل بر این نیست که "همه آنچه که اتفاق افتاد ظلم و ستم جبران ناپذیر بر مردم ایران بوده باشد". بسیاری از نواحی بدون درگیری فتح شد.

جناب سامان در گفتار شما تناقض بسیار است درباره کورش میگویید که او مردم را آزاد گذاشت تا جهل و بت پرستی بمانند.آیا باید مانند اعراب مسلمان متجاوز به آنها میگفت یا پول و جزیه بدهید یا کشته شوید یا به آیین من در آیید؟ این چه منطقی است که شما دارید؟پس کوروش هم باید مانند اعراب مسلمان میگفت که پول بدهید ودر جهالت خود بمانید.پول مهم است و نه آزادی شما.اما در باره آیه شریفه کجای این آیه و قرآن آمده که شهرهای سرزمین دیگر حمله کنید؟معنای حکمرانی حمله و اشغال نیست بلکه همانطور که در ترجمه آمده این آیه سفارش به کارهای شایسته است که از این راه مردم به سمت افراد نیکوکار جلب شوند و همچنین به نظر میرسد مربوط به آخرالزمان است.حتی میتوان برداشت عرفانی از آن داشت.به هر حال خداوند اگر میخواست به روشنی میگفت که برای گسترش اسلام شمشیر بردارید و به کشورهای دیگر حمله کنید.اما آیا واقعا به نظر شما کسانیکه به ایران حمله کردند مشمول این آیه هستند؟اگر از نظر شما غاصبان خلافت از امام علی و قاتلان زهرای اطهر و فرزندانش مشمول این آیه هستند من دیگر حرفی ندارم چون شما با استناد به این آیه و ارتباط دادن آن به جنایتکاران و متجاوزینی مانند سعد ابی وقاص و خالد ابن ولید و ابوموسی اشعری و یزید ابن مهلب و.....شان قرآن را پایین آوردید.

رفتار کوروش با رفتار عمر از جهتی شبیه به هم بود. هر دو در پی تحمیل حاکمیت به مردم بودند. اما از جهتی با هم متفاوت بودند. کوروش از اینکه مردم در جهل و خرافات بمانند ناراحت نبود. اما عمر بن خطاب خود را موظف میدانست مردم را به آن راهی که درست میداند، راهنمایی کند. کوروش دقیقاً همان کاری را کرد که شما گفتید."کوروش هم باید مانند اعراب مسلمان میگفت که پول بدهید ودر جهالت خود بمانید." بله. کوروش به موجب منشور خود از مردم باج گرانی گرفت. درباره مجوّز حمله هم نظری ندارم. شاید عمر اشتباه کرده باشد. من خود عمر را غاصب میدانم. اما معتقدم که همه کارهایش اشتباه نبود.

قرار دادن زنا زاده ای چون عمر ابن خطاب که تمدنش ملخ خواریست و بادیه نشینی و دختر کشی در کنار کوروش کبیر که اولین منشور مکتوب بشر را نوشت جفای بزرگیست در حق انسانیت .

حکایت شما حکایت افتادن از چاله به چاه است.کوروش بیشتر جاها را با آغوش باز مردم گرفت و عمر تا به امروز لعن و نفرین میشود.عمر که غاصب خلافت از علی و بی توجه به وصایای رسول الله و قاتل حضرت زهراست چطور خود را موظف به راهنمایی مردم میداند؟این دیگر از جک های تاریخ است.حتما از اجداد عمر و تولد وی هم خبر دارید؟دیگر آنکه هر کس پول بدهد میتواند در جهالت بماند.عجب.....

تولد عمر از شرمآور ترین نقاط تاریخی است. و ما هم طرفدار او نیستیم. اما حقیقت را باید گفت. بسی از نقاط ایران زمین بدون جنگ به دست عربان افتاد.

در کجای این آیه میگوید به کشورهای دیگر حمله کنید یا جزیه بگیرید؟بله در آخر زمان آنان که شایسته هستند حاکم زمین خواهد شد اما جناب سامان آیا عمر و عثمان و خلفای اموی و عباسی مشمول این آیه شریفه هستند؟

خیر. عمر و عثمان و خلفای اموی و عباسی مشمول این آیه شریفه نیستند. ولی چنان هم نبود که در فتح ایران همه رفتارهایشان نادرست باشد. به قول رستم فرخزاد مهاجمین عرب بسیار بهتر از مأمورین حکومت ساسانی با مردم ایران رفتار میکردند.

جناب سامان بحث ما درباره کوروش نیست و در هیچ کجای منشور کوروش صحبتی از باج کلان نیامده است. نوشتار مرا هم سانسور نکنید.عمر و عثمان و لشکریانشان از دستور پیامبر درباره امام علی نافرمانی کردند و حتی به زهرای مرضیه جسارت نمودند.مگر نشنیدی که فرمود هر کس فاطمه را بیازارد مرا آزرده و هر کس مرا بیازاراد خدا را آزرده است.پس چطور است کسانیکه قلب نازنین زهرای اطهر و رسول اکرم و خدای متعال را آزرده اند مردم ایران را هدایت کنند؟به جای این جنگ بیهوده اهل بیت را معرفی کنید و نوید آمدن منجی عالم بشریت مهدی موعود و جهان ایده آل را بدهید.

سلام گرامی ؛ هیچ یک از دیدگاه های شما سانسور نشده و همگی تمام و کمال نشان داده شده است. سانسور و خاموش نمودن مخالفین جزو سیاست‌های این پایگاه نیست. درباره آنچه شما فرمودید، ما نیز ابوبکر و عمر و عثمان را مجرم میدانیم. و درباره حمله به ایران هم آنان مجاز به حمله نبودند. حق با شماست. اما حقیقت این است که به گفته ی رستم فرخزاد، عرب بسیار بهتر از مأمورین حکومت ساسانی با مردم ایران رفتار میکرد. اسناد این گفتار را در اینجا بخوانید: http://www.adyannet.com/news/11218 درباره هدایت مردم ایران هم، من عرض کردم: "اما عمر بن خطاب خود را موظف میدانست مردم را به آن راهی که درست میداند، راهنمایی کند." دقت کنید که گفتم "به آن راهی که درست میداند، خود درست میداند". ما نیز هیچ گاه عمر بن خطاب و رفتارهای نادرستش را بر اهل بیت پیامبر ترجیح نمیدهیم. اما حقایق را نباید پوشاند. درباره کوروش هم از مردم باج گران میگرفت. ترجمه فارسی از متن اصلی بابلی: پروفسور شاهرخ رزمجو ، بخش خاور میانه موزه بریتانیا، http://www.britishmuseum.org/pdf/cyrus_cylinder_translation_persian_v2.pdf بند 30 را مطالعه بفرمایید. البته معتقدیم که رفتار کوروش لزوماً نادرست بود. پیامبر هم از اهل کتاب جزیه میگرفتند. (البته پیامبر، پیرمردان و زنان و کودکان و ناتوانان را از دادن جزیه معاف کرده بودند. از افراد سالم هم به صورت توافقی و بر اساس قرارداد جزیه میگرفتند).

در هیچ کجای تاریخ نیامده که مردم آذربایجان یا دیگر مناطق ایران نامه ای به عرب ها نوشته باشند که بیایید ما را مسلمان کنید.اگر شواهدی دارید ارائه دهید.

اینکه فکرکنیم کووش وهخامنشیان با شاخه زیتون به شهرهای مردم وارد میشدند کمی ساده لوحانه است هیتلر .چنگیز اتیلا واسکندر هم همین را میگفتند .ما برای صلح میجنگیم کوروش شکم سپاه چنصد هزار نفری خو دا چگونه سیر میکرد .حتما از اسمان ورردی میخواند وباران مرغ وماهی میبارید یا نه از حاصل ودسترنج مردم مظلوم میگرفت وشکم سپاهیان خود ا سیر میکرد کوروش هم برای تصرف سرزمین های دیگر ادم کشت وخشونت به خرج داد اصلا کشو گشایی وتصرف سردمین های دیگران هم مگر بدون خونریزی امکان دارد بنا بر کتب تاریخ مرجع تاریخ ابن خلدون ص 180 جلد اول کوروش بابل را شاغال کد ودستور داد تا ان را ویران کنند

عرب نه برای خدا که برای شکم فقط و فقط جنگ کرد و بنیاد ایران را به باد داد و هنوز ما در حهل دین ماندیم

سلام سروش گرامی، در میان سپاه عرب افرادی گوناگون با تفکراتی متفاوت حضور داشتند. برخی برای شکم و ...، برخی نیز با نیت "به زیر کشیدن" حکومت ظالم و طاغوتی ساسانیان جنگیدند. اما آنچه میتوان از روی قرئن فهمید این است که فتح ایران به دست عرب، هم ایراداتی داشت و هم نتایج مثبتی به ارمغان آورد. (در مجموع بنیاد ایران بر باد نرفت). حتی عبدالحسین زرینکوب هم در کتاب دو قرن سکوت میگوید که ایران به شدت به اسلام نیاز داشت. هر چند ما با بسیاری از وقایع و اتفاقات در فتح ایران موافق نیستیم، ولی حقیقتاً فتح ایران به دست عرب سبب شد که نظام طبقاتی ساسانی از میان برود و مردم عادی حق تحصیل دانش بیابند. حتی مردم عادی (ولی لایق) میتوانستند حاکم شوند. شکاف طبقاتی کم شد. بسیاری از استعدادها شکوفا شد (چون در عصر ساسانی مردم عوام حق پیشرفت و رسیدن به مراتب بالاتر را نداشتند. مثلاً یک کشاورززاده مجبور بود کخ تا ابد کشاورز بماند). بسیاری از احکام و قوانین سختگیرانه و نابخردانه از میان رفت و تأثیراتی دیگر...

ضمن اینکه، دینی که به عقلانیت دعوت می‌کند نمیتواند با جهل یکجا قرار بگیرد. اگر قرار است چیزی را جهل را بنامیم، آن «بی‌دینی» است (فاصله از دین حق)، که مصداق بارز جهل است.

با سلام اولا یه مسلمون بهتر از آتیش پرسته حتی اگر اون آتیش پرست کوروش باشه... در ثانی کجای تاریخ نوشتن که مردم بین النهرین از ایرانیا برا فتح بابل درخواست کردن تجاوز تجاوزه.... فرقی نداره چه بدست کوروش چه بدست دیگری ولی جالبه که بدونین تمام این فتوحات با نظر سلمان محمدی. همسو بوده چون که هیچ اعتراضی نکرده تازه مقام والی مدائن رو هم داشته... با نظر امام همسو بوده چون به فتح خراسان ترغیبشون کرده..... و خدا خلفا رو وسیله ای گذاشت که ایرانیان از جهالت دربیان... تا با خواهر و مادرشون ازدواج نکنن... مثل کمبوجیه که مادرشو به زنی گرفت. والسلام

خلفای شما چرا علی را کنار زدند؟ خلفای شما چرا در جنگ جلولا بی حیایی اعراب را دانسته و افسار شیاطین را نکشیدند؟ خلفای شما چرا کتابخانه ها را سوزاندند؟ خلفای شما چرا ابن زیاد حرامزاده را مامور فتح خراسان کردند؟ چرا چرندیات را باور میکنید کدام زردشتی با محرمش ازدواج کرده ؟تو کمبوجیه را دیده بودی؟ من راجع به خلیفه تان بسیار چیزها شنیده ام از مادرش و.. آیا خوبست که بگویم؟ آتش پرست یعنی چه خوبست آنها به تو بگویند سنگ پرست؟ چرا جلوی سنگ سجده میکنی؟ نه..بگو آتش را آنها و کعبه را ما نماد و قبله میگیریم؟تو میفهمی یا خدا؟ که فرمود ای مسلمین شما را با مجوس چه کار به دین خود برسید که نوکری آمریکا در تمام سنی نشینان رسم شده؟ و ان کان هکذا علی الاسلام والسلام

با سلام کوروش وقتی بابل را فتح کرد (بدون جنگ و خونریزی) کسی را نکشت و چند هزار نفر که در زندان بودند آزاد کرد از جمله سموعیل نبی یکی از پیامبران یهودی و به او اجازه داد که دین خود را تبلیغ کند.

برای آزادی سموئیل نبی سندی وجود دارد؟ سموئیل جزو داوران بنی اسرائیل (دیانیم) بودو 800 سال قبل از کورش می‌زیست. جناب رحمت از شما خواهش میکنم به سخنان بی‌سند و دروغ کانال‌ها و سایت‌های باستانگرا توجه نکنید. همچنین باید بدانیم که کورش هخامنشی هزاران بی‌گناه را در اوپیس قتل عام کرد: [http://www.adyannet.com/fa/tags/%D9%83%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D9%83%D8%A8%D9%8A%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D9%88%D9%BE%D9%8A%D8%B3] صهیونیسم، کورش را عَلَم کرده تا به اسلام ضربه بزند. اسناد موجود است.

اصلا این چه منطق عجیبیه.که ما میگیم اعراب به ما حمله کردن یه عده معلوم الحال میگن کوروش چرا حمله کرده؟پس حمله ی اعراب کار درستی بوده.اصلا این چه ربطی به اون داره من متوجه نمیشم.یعنی اگه ما قبول کنیم که کار کوروش اشتباه بوده شما باید قبول کنید که کار دینتون اشتباهه دیگه.ببینید دوستان،اسلام یه دین ساختگیه،اسلام اول اوند با یه سری احکام اپتدایی نه کشت و کشتاریو منع کرد نه کار خاصی کرد،ادم های خوب و بد هم موندن که موندن،اجازه به برده داری داده شد اجازه به تجاوز داده شد،اجازه به غارت داده شد،و...فقط یه مقدار بهش چارچوب دادن و یه سری قوانین مسخره دادن بهش.خودتونو گول نزنید که اسلام با صلح وارد شد انگار ته انگار اتفاقی افتاده،ناموستونو به یغما بردن واقعا براتون مهم نیست؟

پاسخ به عجب: معلومات و سخنان شما درباره اسلام، بسیار پایین و در سطح یک کودک دبستانی هم نیست. من ادعای مسلمانی ندارم ولی شما اگر میخواهید درست قضاوت کنید باید مطالعه کنید. شما میگید اسلام کشت و کشتار را منع نکرد! در حالیکه در قرآن بارها و بارها از کشتن بی‌گناهان منع کرده و فقط دستور به کشتن افراد ظالم و آن هم در شرایط خاصی داده. بقیه حرفهای شما هم به همین صورت ناپخته و کودکانه است. ضمناً شما را دعوت می‌کنم وصیت نامه شهید محمد ابراهیم "همت" و شهید محمود کاوه و دیگر سرداران شهید را بخوانید و ببینید چطور درباره حقیقت اسلام حرف میزنند. همه این‌ها خود را تربیت شده قرآن و اهل بیت معرفی کردند و در وصیت نامه از "شما" خواستند راه قرآن و اهل بیت را ادامه دهید. به وصیت نامه شهدا و به عقیده شهدا لگد نزنید.

نفرین بر فاتحان بی شرف ایران از عمر ابن خطاب ملعون تا ابوعبید سقفی ملعون .

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.