سلفیت

02/20/1397 - 21:49

قاضی القضاه کمال الدین بن زملکانی شافعی در ابتدا از مدافعین ابن‌تیمیه بود، ولی پس از شناخت دقیق از افکار باطل و انحرافی ابن‌تیمیه، با نگارش کتاب «الدرة المضیئه فی الرد علی ابن تیمیه» در مسأله طلاق و کتاب «العمل المقبول فی زیاره الرسول» در مسأله کلامی، به رد عقاید ابن تیمیه پرداخته است.

02/19/1397 - 22:45

مهم‌ترین شاگردان و همفکران ابن‌تیمیه در به چالش کشاندن جامعه اسلامی عبارتند از عبدالمنعم بن نجیب حرانی حنبلی؛ عمادالدین احمد بن ابراهیم واسطی؛ فاطمه بنت عباس بن ابوالفتح بن محمد، معروف به امّ زینب؛ جمال الدین ابوحجاج یوسف بن عبدالرحمن بن یوسف؛ شمس الدین ابوعبدالله محمد بن احمد بن عثمان ذهبی

02/19/1397 - 21:27

با مروری بر اعمال و رفتار ابن‌تیمیه می‌توان به این نتیجه دست یافت که وی علاوه بر مسلمین، با غیر مسلمین نیز درگیر بوده است. درگیری ابن تیمیه با مسلمین شامل فرق مختلف اهل‌سنت و شیعیان می‌شود.

02/19/1397 - 09:17

ابن تیمیه با تظاهر به زهد و پرهیزکاری بسیاری از مردم شام را شیفته خود کرد به گونه‌ای که اگر کسی نسبت به سخنرانی‌های ابن‌تیمیه اعتراض می‌کرد، مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفت و این در حالی بود که بسیاری از علما و مذاهب اهل‌سنت به افکار باطل او پی برده بودند.

02/18/1397 - 23:40

پس از رسوایی عقیده ابن تیمیه، حکومت در دمشق اعلام کرد: هر کس عقاید ابن تیمیه حنبلی را داشته باشد، به ویژه حنبلی‌ها، خون و مالش مباح و هدر است. به دنبال آن حنبلی‌ها و افراد دیگری که در معرض اتهام بودند، از مذهب حنبلی اعلام برائت کردند و ادعای پیروی از مذهب و عقیده شافعی را نمودند.

02/18/1397 - 23:16

تقی الدین ابوعباس احمد بن عبدالحلیم بن عبدالله بن ابوالقاسم بن تیمیه، معروف به ابن تیمیه در دهم ربیع الاول سال 660 یا 661 قمری و حدود پنج سال پس از سقوط دولت هلاکوخان در شهر «حرّان» متولد شد. وی پس از تحصیل و کسب علوم حنبلی به تدریس پرداخت و در سال 684 تدریس تفسیر قرآن را در مسجد اموی دمشق شروع کرد.

02/18/1397 - 22:49

زمانی که ابن تیمیه از جانب مردم «حماه» در مورد آیاتی از قرآن مانند: «الرحمن علی العرش الستوی» و... مورد سؤال واقع شد، کتاب «الحمویه الکبری» را نوشت و در آن بر جسم بودن خداوند تصریح کرد. در این جریان ابن‌تیمیه به واسطه فتاوا و ارائه تفسیرهای شاذ و نادرست از قرآن و روایات، شهرت یافت.

02/18/1397 - 21:57

رعایت عدالت، اختصاص به حالت صلح و آتش‌بس ندارد، بلکه قرآن به مسلمانان دستور می‌دهد در صحنه جنگ و خون‌ریزی نیز در حق کفار و مشرکان عدالت را رعایت کنند. شاید توجه به چنین آموزه‌هایی بود که برخی از خلفا را بر آن داشت تا در مواجهه با کفار سختگیری بی‌جا نکنند.

02/18/1397 - 21:42

قرآن در مواجهه با کفار و مشرکان علاوه بر امر به قتال، دستور به نیکی و احسان و همچنین دستور به صلح و زندگی مسالمت‌آمیز در کنار آنان داده است و تنها راه تعامل با کفار و مشرکان جنگ، نبرد و قتال نیست. در کنار بررسی مسئله قتال علیه کفار و مشرکان، دو مسئله مهم، یعنی مصادیق رعایت عدالت و برقراری صلح با کفار نیز در آیات قرآن قابل بررسی است.

02/18/1397 - 21:20

نباید گفت که اسلام در هیچ جا اجازه قتال علیه مسلمان را نداده است، بلکه منظور این است که در اسلام بدون دلیل نمی‌توان کسی را کشت و حتی در جاهایی که دستور به قتال داده است (مانند باغی) کشتن وی را هدف اصلی قرار نداده است. لذا باید در امور جنگی و جهاد علیه مسلمانان احتیاط و دقت عمل به خرج داد.

02/16/1397 - 00:03

اخنس بن شریق مردی زیبا و خوش‌زبان بود و تظاهر به دوستی با پیامبر (ص) می‌کرد و خود را مسلمان جلوه می‌داد، و سوگند می‌خورد که آن حضرت را دوست دارد. رسول خدا که مأمور به ظاهر بود با او به گرمی و با محبت رفتار می‌کرد، ولی او در باطن مرد منافقی بود. در ماجرایی، زراعت بعضی مسلمانان را آتش زد و چهارپایان آنان را کشت.

02/15/1397 - 23:53

تفسیرهای غلط از مفهوم‌های دینی باعث شده است نیروها و پتانسل گروه‌های اسلامی بدون فایده برای جامعه اسلامی و برخلاف مصالح اسلامی به هدر رود. یکی از تفاسیر غلط و ناصواب در فهم دینی عدم فهم درست و منطقی معنای جهاد و سبیل الله و سبیل الطاغوت است. کلمه‌ای که اشتباه آن باعث شده است، رفتارهای ناصوابی از گروه‌های تکفیری دیده شود.

02/12/1397 - 00:48

سلفیان تکفیری آیه 256 سوره بقره را برای قاعده «من لم یکفر الکافر» دلیل می‌آورند و کفر به طاغوت را به معنی تکفیر طاغوت و تکفیر پرستش کنندگان آن می‌دانند ومی‌گویند کسی‌که طاغوت را تکفیر نکند، به خداوند ایمان نیاورده است. پاسخ: مفسرین اهل سنت جمله «یکفر بالطاغوت» را نپذیرفتن طاغوت تفسیر کرده‌اند.

02/12/1397 - 00:36

افراط که شاخصه اصلی در اندیشه سلفیان جهادی است، در قاعده ای به نام قاعده تکفیر کافر متجلی می‌شود. این در حالی است که برخی از جریانات سلفی خود این قاعده را قبول ندارند و معتقدند که هر کس کافری را کافر نداند حداکثر فاسق است و می‌گویند این قاعده از اجتهادات علماء است، لذا کسیکه با قاعده‌ای از قواعد علما (قواعدی اجتهادی) مخالفت کند، حتی فاسق هم نیست.

صفحه‌ها