مدعیان پوشیدن خرقه پیامبر (ص)

  • 1400/07/20 - 08:00
برخی از متصوفه برای اعتباری بخشی به این عمل، خرقه پوشی را سنت پیامبر (ص) دانستند و لذا خرقه خود را به پیامبر (ص) رساندند. برخی از بزرگان صوفیه نیز مدعی داشتن خرقه رسول خدا (ص) بودند و ادعا میکردند که خرقه آنها دقیقاً همان خرقه رسول خدا (ص) است.
مدعیان پوشیدن خرقه پیامبر (ص)

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ یکی از رفتارهای صوفیان متقدم که با افراط و تفریط های آنان با گذشت زمان، به انحرافی در این فرقه تبدیل شد خرقه پوشی است. برای یک صوفی خرقه وی، اصل و نسب او محسوب شده و مقام خرقه گیرنده به نسبت عظمت خرقه دهنده مشخص می شود، به همین جهت صوفیان هر عصر برای گرفتن خرقه از مشایخ بزرگ زمان خود به خانقاه آنها رفته و در سلک مریدان آنان در می آمدند تا بتوانند کسب خرقه نمایند، غالبآً در کتب شرح احوال صوفیان مانند "نفحات الانس" یا "تذکرة الأولیاء" نسبت خرقهٔ اولیاء صوفیه بیان شده است.

برخی از متصوفه برای اعتباری بخشی به این عمل، خرقه پوشی را سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) دانستند و لذا خرقه خود را به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و حضرت علی (علیه السلام) رساندند. البته برخی از بزرگان صوفیه نیز مدعی داشتن خرقه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودند و ادعا میکردند که خرقه آنها دقیقاً همان خرقه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است. برخی دیگر هم مدعی گرفتن خرقه از حضرت خضر نبی (علیه السلام) هستند.

به عنوان مثال جامی در نفحات در مورد خرقهٔ محی الدین عربی مینویسد: «نسبت خرقهٔ وی در تصوّف به یک واسطه به شیخ محیی الدین عبد القادر گیلانی قدس الله تعالی سرّه می رسد، و نسبت دیگر وی در خرقه به حضرت خضر (علیه السلام) می رسد به یک واسطه. قال (رضی الله عنه):« لِبستُ هذه الخرقةَ المعرُوفةَ من یدِ ابی الحسن علی بن عبد الله بن جامع ببُستانِه بالمقْلی خارجِ الموصِلِ سنةَ إحدی وستّمائة، و لَبَسَها ابنُ جامع من یدِ الخضر (علیه السلام)  و فی الموضعِ الّذی ألْبَسَه إیاها ألْبَسَنیها ابنُ جامع و علی تِلک الصّورة من غیر زیادةٍ و نقصانٍ.» و نسبت دیگر وی به خضر (علیه السلام) می رسد بی واسطه. قال (رضی الله عنه): "صحبت أنا و الخضر علیه السلام وتأدبْتُ به و أخَذْتُ عنه فی وَصیةٍ أوصانیها شِفاهاً التّسلیم لمقامات الشیوخ و غیر ذلک، و رأیتُ منه ثلثَة أشیاء من خرقةِ العواید: رایتُه یمْشی علی البحر و طی الارض و رأیتُه یصلّی فی الهواء"»[1]  

همان طور که مشاهده می شود محیی الدین ابن عربی ادعای اخذ خرقه از حضرت خضر (علیه السلام) دارد، که البته این نوع ادعاها در میان صوفیان برای تحکیم هرچه بیشتر جایگاه خود و بالابردن شأن و مقام خود، به صورت فراوان یافت میشود.

 همچنین احمد بن سلیمان نقشبندی مدعی است که مقابل حجر الأسود، خرقه از دست خضر (علیه السلام) پوشیده است و خضر به او گفته است که آن را در مدینه از دست رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پوشیده است.[2]

درحالی متصوفه خرقه خود را به حضرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می رسانند و برخی حتی مدعی گرفتن خرقه از شخص رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستند که اولاً برخی از مورخین اصل پشمینه پوشی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را منکر شدند. [3]

ثانیاً اگر هم بپذیریم که پیامبر (صلی الله علیه و آله) و خاندان آن حضرت لباس پشمینه پوشیده است، این مربوط به زمانی خاص بوده است که قناعت در تمام امور زندگی مسلمانان امری ضروری بوده و بعضی پشمینه‌پوشی را لباس تمام کسانی می‌دانند که به‌نوعی در فقر مادی به سر می‌بردند. نه اینکه سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باشد.

ثالثاً حضرت علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بدون علتی لباس بافته از مو و پشم نمی‌پوشیدند»[4] و حتی آورده شده که جز از روی ناچاری نمی‌پوشیدند یا حتی وقتی گروهی را می‌بینند که لباس پشمی و موئی در تن دارند می‌فرمایند: «پنبه بپوشید که آن لباس رسول‌الله است.» [5]

رابعاً آنچه از متصوفه درباره خرقه پوشی به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نسبت داده می شود یا از روایات اهل سنت است یا از روایاتی است که برخی از اهل سنت و برخی از بزرگان صوفیه نیز آنها را جعلی میدانند. [6]

پی نوشت:
[1]. جامی، عبدالرحمان، نفحات الانس، تهران، ۱۳۷۰، ص 546
[2]. الهامی، داوود، داوريهاي متضاد درباره ابن عربی، مکتب اسلام، قم، 1379، ص34
[3]. واضح یعقوبی، احمد، ترجمه تاریخ یعقوبی، ترجمه آیتی، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1343، ج 1، ص 458
[4]. ابن‌بابویه، محمدبن‌علی، خصال، نشر جاویدان، تهران، 1362، ج 2، ص 250
 

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.