زرتشت، مجوس و اهل‌کتاب

  • 1395/11/21 - 10:59

علامه طباطبايی: «روايات هر چند مجوس را اهل كتاب خوانده، كه لازمه‌‏اش آن است كه اين ملت نيز براى خود كتابى داشته باشد و يا منسوب به يكى از كتاب‌هايى از قبيل كتاب نوح و صُحُف ابراهيم و تورات موسى و انجيل عيسى و زبور داود باشد كه قرآن آن‌ها را كتاب آسمانى خوانده و ليكن قرآن هيچ متعرض وضع مجوس نشده و كتابى براى آنان نام نبرده و كتاب اوستا كه فعلا در دست مجوسيان است نامش در قرآن نيامده، كتاب ديگرى هم كه نامش در قرآن آمده باشد در دست ندارند.»

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ آیا زرتشتیان همان مجوسیان هستند؟ آیا مجوسیان از اهل‌کتاب‌اند؟ در پاسخ به این سؤالات باید گفت:

مقدمه:

در اصطلاح فقه، به كسی كه دين اسلام يا يكى از ضروريات آن را نپذيرد «كافر» گفته می‎شود. كافران نيز در يك نگاه كلی، به دو دسته تقسيم می‌شوند. دسته نخست، «كفار ذِمّی» هستند که به پیروان ادیان آسمانیِ غیر اسلامی گفته می‌شود كه با حكومت اسلامی، عقد ذمّه منعقد نمايند. طبق اين قرارداد، حكومت اسلامى در قبال دريافت ماليات مخصوص (يا همان جزيه)، امنيّت جانى، مالى و ناموسى آنان را تأمين ميكند. نكته قابل توجه اين است كه عقد ذمّه مخصوص كفار كتابی (اهل كتاب یا همان پیروان ادیان آسمانی از قبیل مسیحیت، یهودیت و ...) است. دسته دیگر، كفار حربی هستند. اين دسته از كفار، به چند گروه تقسيم می‌شوند. از جمله كافر حربی مستأمن (يعنی كسی كه با قصد تجارت يا سفارت يا... به سرزمين اسلامی قدم ميگذارد و قصدش فتنه‌گری نيست، چنين شخصی بنا بر قرارداد در امان است)، همچنين كافر حربی مُعاهِد (يعنی كسی كه پيرو هيچ يك از اديان الهي نيست، وليكن در عين حال با مسلمانان پيمان صلح دارد، چنين شخصی نيز در امان است)، و دسته آخر، كفار حربی غير معاهد هستند كه پيرو اديان آسمانی نيستند و پيمان صلحی نيز با مسلمين ندارند.[1]
    

آیا زرتشتیان همان مجوسیان هستند؟

واژه مجوس شكل عربی ‏شده كلمه‌‏ای است كه در زبان در پارسى باستان «مَگوش» و در زبان اوستايى «مَگاو» خوانده مى‏‌شده و آن نامى بوده است كه روحانيان دين باستانى ايران را به آن نام مى‏‌خوانده‏‌اند.[2] این واژه در زبان آرامی (Aramaic) وارد شده و به صورت مَگوس خوانده شد و پس از ورود به زبان عربی، شکل «مجوس» به خود گرفت. در حقیقت، این عنوان، صرفاً منحصر در زرتشتیان نبود. بلکه مصادیق متعددی داشت و شامل فرَق، مذاهب و مکاتب گوناگونی بود که یکی از آن‌ها «آیین زرتشتی» بود. مصادف با ظهور اسلام نیز زرتشتیان در ایران و نواحی دیگر زندگی می‌کردند که در سنت نبوی و سیره معصومین، آنان نیز با عنوان «مجوس» خوانده می‌شدند و لذا زرتشتی‌گری، نه مطابق با مجوس، بلکه یکی از مصادیقِ آن (در حقیقت، یکی از فرقه‌ها و شاخه‌های مجوس) شمرده می‌شود.

آیا مجوسیان از اهل کتاب اند ؟

ظاهر قرآن نشانگر اين است كه مجوسيان از اهل كتاب‌اند، چه اينكه خداوند فرمود: «إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ الَّذِينَ هَادُواْ وَ الصَّبئِينَ وَ النَّصَارَى‏ وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ شهَيدٌ.[3] مسلّماً كسانى كه ايمان آورده‌‏اند، و يهود و صابئان و مسيحيان و مجوس و مشركان، خداوند ميان آنان در روز قيامت داورى مى‌‏كند (و حق را از باطل جدا مى‏‌سازد) خداوند بر هر چيز گواه (و از همه چيز آگاه) است.» در اين آيه، مجوسيان از مشركين (الَّذِينَ أَشْرَكُواْ) جدا شده و هم‌رديف يهوديان و صابئيان و مسيحيان دانسته شده‌اند. ‌روايات متعددی نيز در اين باب وجود دارد، كه مجوسيان پيامبری داشتند كه او را كشتند و كتابش را سوزاندند.[4] رواياتی نيز وجود دارند كه پيامبر از مجوسيان هَجَر (بحرين) جزيه گرفتند و اين نشانگر اين است كه در سنت نبوی با آنان معامله‌‎ اهل كتاب شده است.[5] استاد شهيد مطهری (رضوان الله تعالی عليه) نيز می‌فرمايند: «هيچ مانعی نيست كه‏ آيين زردشتی را يك آيين توحيدی بدانيم، يعنی آيينی بدانيم كه در اصل و ريشه توحيدی بوده است».[6] از سويی ديگر، علامه طباطبايی در تفسير الميزان می‌فرمايند: «روايات هر چند مجوس را اهل كتاب خوانده، كه لازمه‌‏اش آن است كه اين ملت نيز براى خود كتابى داشته باشد و يا منسوب به يكى از كتاب‌هايى از قبيل كتاب نوح و صُحُف ابراهيم و تورات موسى و انجيل عيسى و زبور داود باشد كه قرآن آن‌ها را كتاب آسمانى خوانده و ليكن قرآن هيچ متعرض وضع مجوس نشده و كتابى براى آنان نام نبرده و كتاب اوستا كه فعلا در دست مجوسيان است نامش در قرآن نيامده، كتاب ديگرى هم كه نامش در قرآن آمده باشد در دست ندارند و كلمه اهل كتاب، هر جا در قرآن ذكر شده، مراد از آن يهود و نصارا است كه خود قرآن براى آنان كتابى نام برده كه خداى تعالى براى ايشان نازل كرده است».[7] همچنين رواياتی (بعضاً صحيح السند) نيز وجود دارد، كه در باب احكام، مجوسيان را از اهل كتاب جدا نموده است. از جمله رواياتی در باب نكاح با زنان اهل كتاب، كه از نكاح با زنانِ مجوسی (بر خلاف زنان مسيحی و يهودی) منع شده است.[8] همچنين آيت‌الله جوادی آملی می‌فرمايند: «ممكن است التقاط مجوس با برخی از سنّت‌‎‏های شرک‌‎‏آلود، آنان را در بعضی از احكام، به مشركان ملحق كرده باشد».[9] و نيز علامه سيد محمدحسين حسينی طهرانی بر اساس روايات فرمودند كه مجوسيان صاحب كتاب و شريعت الهی بودند، ليكن انحرافات و عدول آنان از اصول سبب شد كه «خداوند، نور علم را از سينه‌هايشان محو كرد و كتابش را از ميانشان برداشت».[10] شواهدی از اين قسم، سبب شده كه بين فقهای مسلمان در مسئله «اهل كتاب بودنِ مجوسيان» اختلاف نظر وجود داشته باشد.[11] با اين حال فقها (اعم از شيعه و سنّی) بر اين نظرند كه پيامبر و خلفای راشدين با مجوسيان معامله اهل‌كتاب می‌كردند. در اصطلاح فقهی؛ سَنّوا بِهِم سُنَّةَ اَهلِ الكِتاب (يعنی با آنان مانند اهل‌كتاب رفتار كنيد).[12] در اين زمينه گفتار فاضل مقداد (مقداد بن عبداللّه سيورى حلّى، عالم بزرگ شیعه) قابل توجه است كه فرمود: «اهل كتاب واقعى، يهود و نصارى هستند. امّا مجوس و آتش‌پرستان شبهۀ كتاب دارند و گفته شده است كه اين افراد اهل كتاب نيستند، چون خداوند متعال مى‌فرمايد: إِنَّما أُنْزِلَ الْكِتابُ عَلى طائِفَتَيْنِ مِنْ قَبْلِنا [انعام/156] يعنى كتاب به دو گروه پيش از ما (مسیحیان و یهودیان) نازل گرديده است و كلمۀ «انّما» بيانگر «حصر» مى‌باشد... و پيامبر خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) فرمودند با آنان رفتار اهل كتاب را داشته باشيد».[13] خلاصه كلام اينكه در مجموع، چه مجوسيان از اهل كتاب باشند، چه نباشند، «اجماع فقها» بر اين است كه با مجوسيان مانند اهل كتاب رفتار می‌شود.[14]

نکته تکمیلی:

مدتی است که برخی از هموطنان، در مراجعه به این پایگاه، سؤالات و نکاتی را مطرح کردند که جای بررسی دارد. خلاصه کلام این عزیزان چنین است:

طبق نص صریح قرآن، چنانکه در آیه 17 سوره حج آمده، دین زرتشتی یک دین الهی است. چرا آن را نقد می‌کنید؟ چرا درباره آن خوشبین نیستید؟ چرا خلاف دستور خدا عمل می‌کنید؟ مگر خداوند در قرآن نفرموده که زرتشتیگری یک دین الهی است؟!!!!

در پاسخ باید بگوییم که مراجعه یک جوان مسلمان به قرآن و اندیشه در آن امر مثبتی است. اما نباید تعصبات و تمایلات قوم‌گرایانه را در فهم قرآن دخالت داد. اینکه ما ایرانی هستیم نباید موجب شود که آیات را به سود خود تفسیر کرده و تفاسیرِ شخصی خودرا نص صریح قرآن بخوانیم. حقیقت این است که آیه 17 سوره حج -همانطور که پیشتر گفتیم- چنین می‌گوید: «إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ الَّذِينَ هَادُواْ وَ الصَّبئِينَ وَ النَّصَارَى‏ وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ شهَيدٌ.[3] مسلّماً كسانى كه ايمان آورده‌‏اند، و يهود و صابئان و مسيحيان و مجوس و مشركان، خداوند ميان آنان در روز قيامت داورى مى‌‏كند (و حق را از باطل جدا مى‏‌سازد) خداوند بر هر چيز گواه (و از همه چيز آگاه) است.» این آیه هیچ افتخاری را برای زرتشتیان ثابت نمی‌کند. چه اینکه اولا این آیه درباره مجوسیان است، و عرض کردیم که زرتشتیگری، یک شاخه از مجوس است، نه مطابق با آن! ثانیاً در همین آیه، زرتشتیان (به فرض اینکه مصداق مجوس باشند) همردیف ادیان تحریف شده و منحرفی چون مسیحیت و یهودیت و صابئین قلمداد شده است. ثالثاً این آیه لحن تهدید داد، چه اینکه در پایان آیه می‌فرماید که خداوند در روز قیامت به حساب کسانی که ایمان نیاوردند، می‌رسد. از همین روی، افتخاری برای دین زرتشتی نیست. همچنین اگر نص صریح قرآن برای ما ملاک باشد، پس باید بدانیم که اسلام، ناسخ همه ادیان (از جمله زرتشتیگری) است. قرآن می‌گوید با آمدن اسلام، جایی برای دیگر ادیان نمانده است: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ شَهِيدًا.[فتح/28] او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاده تا آن را بر همه ادیان غالب کند؛ و کافی است که خدا گواه این موضوع باشد.» همچنین نص صریح قرآن گویای این است که هر کس که ندای اسلام را بشنود و به آن ایمان نیاورد، محکوم است: «وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ.[آل‌عمران/85] و هر کس جز اسلام، آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زیانکاران است.» و نیز نص صریح قرآن از این قرار است که هر کس از پیروان ادیان آسمانی که در مقابل ندای توحیدی اسلام، گردنکشی کند، باید تحقیر شده و به ذلّت افکنده شود: «قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّـهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّىٰ يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ.[توبه/29] با آن دسته از اهل‌کتاب که نه به خدا، و نه به روز جزا ایمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم کرده حرام می‌شمرند، و نه آیین حق را می‌پذیرند، پیکار کنید تا زمانی که با ذلت و حقارت، به شما جزیه دهند». اگر نص صریح قرآن ملاک و معیار باشد، پس زرتشتیان به خاطر انکار نبوتِ نبی اعظم، محکوم اند و جایی برا افتخار و فخرفروشی نمی‌ماند.

پی‌نوشت:

[1]. فقه اهل بيت (ع)، تأليف و نشر مؤسسة دايرة المعارف فقه اسلامى، شماره 45، ص 206-209 ؛ سيد ابن طاووس، أجوبة مسائل و رسائل فی مختلف فنون المعرفة‌، قم: انتشارات دليل ما، 1429 هجری قمری، ص 228 ؛ مقداد بن عبد اللّه حلّی سيورى، ‌التنقيح الرائع لمختصر الشرائع‌، تصحيح: سيد عبداللطيف حسينى كوه‌كمرى‌، قم: نشر كتابخانه آية الله مرعشى نجفى، 1404 ه‍ ق‌، ج 1، ص 61.
[2]. ابراهیم پورداود، یادداشت‌های گاتها، تهران: انتشارات اساطیر، 1380، ص 60 ؛ محمد مهدی ملایری، تاريخ و فرهنگ ايران در دوران انتقال از عصر ساسانى به عصر اسلامى، تهران: انتشارات توس، 1379، ج‏6، 308.
[3]. سوره حج، آيه 17
[4]. شيخ جعفر سبحانی، ‏نظام النكاح في الشريعة الإسلامية الغراء، ج 1، ص 464-465
[5]. ابوجعفر، محمد بن يعقوب كلينى، الكافی، تهران: دار الكتب الإسلامية‌، 1407 ه‍ ق‌، ج 3، ص 568 ؛ آيت الله عبدالله جوادی آملی، تفسير تسنيم، قم: انتشارات اسراء،‏ ج 5، ص 50 ؛ ابو جعفر محمد بن حسن طوسى، ‌تهذيب الأحكام‌، تهران: دار الكتب الإسلامية‌، 1407 ه.ق، ج 4، ص 113
[6]. مرتضی مطهری، خدمات متقابل اسلام و ايران، تهران: انتشارات صدرا، 1392، ص 205
[7]. سيد محمدحسين‏ طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن‏، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏‌ى مدرسين حوزه علميه قم‏، 1417 ه.ق، ج‏3، ص 306
[8]. شيخ جعفر سبحانی، ‏نظام النكاح فی الشريعة الإسلامية الغراء، ج 1، ص 467
[9]. آيت الله عبدالله جوادی آملی، تفسير تسنيم، قم: انتشارات اسراء،‏ ج 5، ص37.
[10]. سيد محمد حسين حسينى طهرانى، ‏امام‏ شناسى، مشهد: انتشارات علامه طباطبائى‏، 1422 هجری قمری، ج 12، ص 333
[11]. آيت الله عبدالله جوادی آملی، تفسير تسنيم، قم: انتشارات اسراء،‏ ج 22، ص72 ؛ مرتضی مطهری، خدمات متقابل اسلام و ايران، تهران: انتشارات صدرا، 1392، ص 206
[12]. فقه اهل بيت (ع)، تأليف و نشر مؤسسة دايرة المعارف فقه اسلامى، شماره ‏8، ص 12 ؛ علامه حلّی، منتهى المطلب في تحقيق المذهب‌، مشهد: مجمع البحوث الإسلامية‌، 1412 ه‍ ق، ج 14، ص 65
[13]. مقداد بن عبد الله سيورى حلّى، كنز العرفان في فقه القرآن، ترجمه عبدالرحيم عقيقى‌ بخشايشى، ج 1، ص 423.
[14]. علامه حلّى، تذكرة الفقهاء، قم: انتشارات مؤسسه آل البيت عليهم السلام، ‌ج 9، ص 279.

تولیدی

دیدگاه‌ها

تو را عِزّ لولاک تمکین بس است، ثنای تو طه و یس بس است... چه وصفت کند سعدی ناتمام؟ علیک الصلوة ای "ن بیّ " السلام (اللهم صل علی محمد و آل محمد)

عجب حالا دیگه قرآن رو هم تحریف میکنید.ظاهر قرآن نشانگر اینست ..... شما چه قدر پر مدعا هستید که متن صریح قرآن را با شک بیان میکنید

جناب ناشناس با دروغ و تهمت و مغلطه نمیتوانید حرف نادرست و برداشتهای ذهنی خود را بر دیگران تحمیل کنید. در متن مقاله به اندازه کافی سند از قرآن و منابع فقه اسلامی بیان شده است. شما چقدر پرادعا هستید که 1400 سال سابقه و قدرمت فقه (که بر مبنای قرآن و سنت است) را نادیده میگیرید و برداشت ذهنی خود را "متن صریح قرآن" میخوانید...

پس فقها هم هنوز گیج هستند. خخخخخخخخخخخ

میدونم که عرب نیستی! یک کورش‌پرست اصیل هستی که با این رفتار میخای بقیه را خراب کنی!!!!! اتفاقا فقها گیج نیستن! اختلاف نظر دارن و اختلاف نظرشون هم به خاطر برداشت‌های تاریخی هست! این اختلاف نظر که اتفاقا خیلی هم محترمانه و محققانه هست تو همه جای دنیا نشونه اندیشه پویا هست!!! فقط یک کورش پرست میتونه اختلاف نظرهای محترمانه رو به معنی گیجی بدونه !!!!

اگر قرآن در سوره حج آیه 17 به روشنی به مطلب اشاره کرده که از دیدگاه زبانشناسی هم هیچ شکی در آن نیست پس دلیل اختلاف در چیست؟؟؟

ناشناس جان! در بهترین حالت، طبق آیه 17 حج (بنا بر برداشت امثال تو)زرتشتیها هم مثل مسیحیا و یهودیا پیرو یک مکتب انحرافی و آلوده به تحریف هستن که کج فهمی تا عمق مبانی و اصولش پیش رفته !!!این آیه اصلا افتخار واسه زرتشتیها نیست ! این آیه داره میگه زرتشتیگری هم در بهترین حالت همردیف بقیه منحرفین -مثل مسیحیت و یهودیت و صابئی- هست که آلوده شده ! روز قیامت هم خدا به حسابشون میرسه ! کجای این افتخار هست!!؟!؟!

افتخار یعنی چه؟؟؟ما درباره مسائل حقوقی صحبت میکنیم.در این آیه از این سوره مبارکه این ادیان از مشرکین جدا شده و صاحب کتاب نامیده شدند.البته تایید قرآن باید باعث افتخار باشد چون که من معتقدم قرآن از جانب خدا توسط جبرییل امین بر پیامبر اکرم و راستگو و امین نازل شده است.

در جنوب ایران صابئین مندایی زندگی میکنند اما هیچ مرد مسلمانی زنی از آنان را به عقد خود درنیاورده است.با استدلال شما و بعضی از فقها آنها هم اهل کتاب نیستند.در پژوهش علوم دینی ارجحیت با متن صریح و نص صریح قرآن است و اجتهاد دیگران ارزشی ندارد

نه داداچ ! داری اشتباه میزنی! فقها گیج نیستن. گیج اونیه که به دختر خودش تجاوز کرد! (http://www.adyannet.com/fa/news/22246)

بترسید از روزی که ما و شما باید پاسخگوی عمل و کردار خود باشیم.برای جواب دادن به توهین های دیگران نباید جهنم را برای خود بخریم.بجای این فحاشی ها به دیگران برای ظهور آقا امام زمان (عج) دعا کنید تا همه حقایق بر همگان روشن شود

در قرآن نامی از مسیحیت نیامده و مسیحیان نصارا خطاب شدند.درباره یهودی ها هم اینها در جامعه به کلیمی مشهور هستند. اما همه میدانیم نصارا همان مسیحیان و کلیمی ها همان یهودی هستند.زرتشتی ها خود را زرتشتی خطاب نمیکردند و به خود بهدین می گفتند.مجوس واژه و عبارتی است که در ان زمان در میان عرب ها رایج بود و به همین دلیل در قرآن به بهدینان یا زرتشتیان مجوس می کفتند. طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که با تایید فقها و مراجع رسیده است زرتشتیان همان مجوس بوده که اهل کتاب هستند. دست از ایران ستیزی بردارید.

جناب اهوازی (که البته اهوازی نیستید) در قرآن از مسیح نام برده و نصارا پیروان مسیح خوانده شدند. پس مسیحی خواندنِ نصرانیان چیزی غریبی نیست. درباره یهودیان نیز می‌دانیم و روشن است که همان کلیمیان هستند. اما چنین وضوح و بداهتی درباره ارتباط مجوس و زرتشتیگری معنی ندارد. همانطور که در متن مقاله آمده است، مجوس مساوی زرتشتیگری نیست. بلکه در بهترین حالت، زرتشتیگری فرقه‌ای از مجوس است. همانطور که در تاریخ اسلام، از هندوها و حتی میترائیست‌های اروپا هم به عنوان "مجوس" یاد می‌شد. ثانیاً در فقه شیعه مجوسیان اهل کتاب نیستند. بلکه تنها ملحق به اهل کتابند. اسناد فقهی هم ارائه شد و آنچه در قانون اساسی آمده بر اساس نظرات آیت الله خمینی بود. آن هم به نظر می‌رسد مصالح اجتماعی مد نظر قرار گرفت. وگرنه اگر بحث فقهی (در کتب شیعه و سنی) مطرح شود، وضع به گونه‌ای دیگر خواهد بود. در بیش از 100 هزار روایت شیعه و سنی حتی یک بار از زرتشت به عنوان پیامبر الهی نام برده نشده و ابداً دین زرتشتی دین الهی خوانده نشده است و آنچه درباره پیامبر مجوس هم آمده بدیهی است که ربطی به شخص زرتشت ندارد. پس دست از حقیقت ستیزی بردارید.

درود بر شما خیلی از منابع اعتقاد دارند که منظور از مجوس همان آیین میثره / میترا (مهر) است.

پس طبق قران همه ادیان به جز اسلام، آیینی زیانکاران هستند...و باید سرشان را برید...همان کاری که داعش می کنه...

چنین چیزی از متن این مقاله برداشت نمی‌شود. هر چند کسی که از روی عقده مقاله را بخواند ممکن است چنین برداشت ابلهانه‌ای از مقاله بکند. در مجموع نگاهی به قتل عام مردم اوپیس به دست کورش کبیر هم بیندازید بد نیست: [http://www.adyannet.com/fa/tags/%D9%83%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D9%83%D8%A8%D9%8A%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D9%88%D9%BE%D9%8A%D8%B3]

همچنین قتل عام مردم خوزستان به دست داریوش هخامنشی به این خاطر که مردم خوزستان اهورامزدا را پرستش نمی‌کردند: [http://www.adyannet.com/fa/news/19644]

باشه عزیزم فقط دین اسلام درست همه ادیان دیگه اشتباهند من فقط می خوام بدونم کدوم دینه که پیروانش سر بقیه رو می برند،انگشتا رو قطع می کنند و داد می زنند الله اکبر ما که ندیدیم زرتشتیا مثل شما سر مردم رو ببرند و داد بزنند یا اهورامزدا یه زرتشتی به صدتای شما مسلمونا می ارزه

پاسخ یه تی کی: 1. آنچه در این مقاله آمده یک بحث مستند علمی است. احساسی برخورد نکنید. وسط بحث علمی و عقیدتی، لجبازی جایی ندارد. 2. زرتشتیان وقتی قدرت داشتند، چه بسیار سرها بریدند و دست و پاها قطع کردند. امروز قدرت دستشان نیست این کارها را نمی‌کنند. ملاک، وقتی است که کسی قدرت داشته باشد. ببینید آن موقع چه می‌کند و چه‌ها نمی‌کند. در همین سایت کلی مقاله مستند نوشتیم که زرتشتیان آنقدر سر بریدند که داعش در مقابل آنان بچه دبستانی محسوب می‌شود. 3. پاک ترین و بیدارترین جوانان تاریخ ایران، تربیت شدگان اسلام بودند. در زمان دفاع مقدس، زرتشتیان کمکار ترین قشر جامعه بودند. برخلاف ادعای وطن پرستی، اما تاریخ زرتشتی پر است از خیانت به ایران. برای مثال زرتشتیان در حمله پشتونها به ایران (بین زمان صفویه و افشاریه) با افغانها همدست بودند. بسیاری از مردم ایران را کشتند و به زنان تجاوز کردند

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.