ورود آریایی‌ها به فلات ایران ؛ با ناز و عشوه؟ یا با جنگ و خونریزی؟

  • 1393/01/25 - 13:51
آریایی‌گرایان خود را مالک علی‌الاطلاق سرزمین ایران دانسته و هر قوم و نژادی را بیگانه و متجاوز می‌دانند! لیکن حقیقت این است که ورود آریاییان به فلات ایران (و تصرف سرزمین‌های ایرانی به دست آریاییان) نیز با خشونت و درگیری همراه بود. پس باید دانست که آریاییان نیز گروهی ...

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ آریایی‌گرایی و برتر‌انگاری نژاد آریایی، نگرشی نژادپرستانه، بی‌اساس و برخواسته از توهمات است. آریایی‌گرایان با نادیده گرفتن اصول و مبانی علمی، سخن از نژاد خالص آریایی می‌زنند، و همواره دیگر اقوام و ملل را به چشم بیگانه و متجاوز می‌نگرند. حال آنکه روشن است، مردم ایران تلفیقی از نژادهای گوناگون‌اند. فلات ایران از زمان‌های بسیار دور، گذرگاه شرق و غرب جهان بود. همین امر باعث شد تا اقوام بسیاری، از نژادهای گوناگون در ایران ساکن شوند. از آن جمله می‌توان به اقوامی اشاره کرد که پیش از مهاجرت آریاییان در فلات ایران ساکن بودند. برای مثال هیتی‌ها (Hittites)، اورارتوها (Urartians)، میتانی‌ها یا هوری‌ها (Hurrian)، ماناها (Mannaeans)، لولوبی‌ها (Lullubians)، کاسی‌ها (Kassites)، گوتی‌ها (Guttians)، تپورها (Tapyri/Tapours)، ایلامیان و...[1]. بعدها اقوام مدیترانه‌ای، یونانی، سامی، ترک‌ها و ساکنین آسیای میانه نیز به ایران مهاجرت کردند و همگی در یکدیگر ترکیب شده؛ اختلاط یافتند. لیکن به راستی، ورود آریاییان به فلات ایران، با آرامش بود یا جنگ و خونریزی و درگیری در پی داشت؟ به زبانی ساده‌تر، ورود آریاییان به ایران چگونه بود؟ 
آریاییان، قومی نیمه کوچنده بودند که معمولاً با پای پیاده و برای چراندن حیوانات اهلی کوچ می کردند.[2] موطن اصلی آنان، جنوب جلگه­‌ی سیبری (یعنی جنوب غربی استپ­‌های روسیه)، کمی پایین تر از دریاچه آرال، و حوالی صحرای قراقوم تا رشته های هندوکش بوده است. برخی نیز سکونتگاه اولیه ی آنان را در استپ های روسیه تا شرف رود ولگا دانسته اند.[3] به طور مجموع، یعنی منطقه ای در حوالی آسیای مرکزی.[4] آریاییان به دلیل کمبود چراگاه‌ها و مراتع برای دام‌هایشان، و نیز به دلیل سردی هوا و کمبود منابع غذایی، و همچنین به علت ناامنی در قلمرو سکونتشان دست به مهاجرت زدند.[5] آریاییانی که وارد ایران شدند، به سه دسته‌ی عمده‌ی پارت‌ها، مادها و پارس‌ها تقسیم شدند. 
جالب است بدانیم، آریاییان که قومی بیابان‌گرد بوده و در اثر گرسنگی و کمبود منابع غذایی به فلات ایران مهاجرت کرده بودند، هیچ‌گاه از سوی بومیان و ساکنین پیشین فلات ایران مورد استقبال قرار نگرفتند. بلکه ورود آنان به فلات ایران و نواحی اطراف، با مهاجمه (تهاجم و حمله) و درگیری همراه بود.[6] البته مهاجمین آریایی در ابتدای امر، به دلیل وجود دولت‌ها و تمدن‌های قدرتمند در غرب فلات ایران و همچنین به دلیل وجود رشته کوه‌های موازی زاگرس‌، نتوانستند سرزمین‌های ساکنین بومی فلات ایران را به اشغال خود در بیاورند،[7] گرچه بعدها آن تمدن‌ها را مستهلک (نابود) کردند.[8] حتی در برخی منابع تاریخی آمده است وقتی مهاجرین آریایی به نواحی جدید (سرزمین های امروزی ایران) می‌رسیدند، به خدمت امرای محلی درمی‌آمدند. اما به تدریج، پس از گذر زمان جایگزین زمین داران و مرتع داران قبلی شدند! در حقیقت ساکنین بومی مجبور می‌شدند که زمین‌ها و املاک خود را به آریاییان (که به فلات ایران تاخته بودند) تسلیم کنند.[9] ریچارد نلسون فرای (Richard Nelson Frye) ایران‌شناس مشهور امریکایی نیز تأیید کرده است که آریاییانِ مهاجر به ایران نیز همانند اقوام مهاجر به هند، برای تصاحب زمین‌ها و غصب اموال مردم با بومیان جنگیدند.[10] 
علاوه بر آنچه گفته شد، دلیلی عقلی-تاریخی نیز وجود دارد که نشان می‌دهد آریاییان با حمله و تجاوز توانستند دیگر تمدن‌ها و سرزمین‌های ایرانی را به مالکیت خود درآوردند، و آن دلیل, این است که اقوام بومی فلات ایران، همواره با تمدن‌های بین‌النهرین در حال درگیری بودند، این یعنی آنان هیچ‌گاه حاضر به پذیرش بیگانگان نبودند. حال چگونه می‌توان باور کرد که آن اقوام (بومیان ساکن در فلات ایران) به طور ناگهانی و بدون هیچ درگیری و جنگ و خونریزی حاضر به پذیرش سلطه‌ی آریاییان (که بیگانه شمرده می‌شدند) شدند؟ از همین روی روشن می‌گردد که آریاییان با خشونت و نزاع، سرزمین‌های آباد فلات ایران را به تصرف خود درآوردند، و یا به زبانی رساتر، آن سرزمین‌ها را اشغال کردند.

 

 

پی‌نوشت :

[1]. دکتر رقیه بهزادی، آریاها و ناآریاها در چشم انداز کهن تاریخ ایران، انتشارات طهوری، چاپ اول، تهران 1382، ص 15-36
[2]. مری بویس، زرتشتیان, باورها و آداب دینی آنها ، ترجمه ع. بهرامی ، انتشارات ققنوس ، تهران ، چاپ دوازدهم ۱۳۹۱ ، ص ۲۴
[3]. مری بویس، همان، ص 24
[4]. عزیزالله بیات، کلیات تاریخ و تمدن ایران پیش از اسلام، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، تهران 1369، ص 23
[5]. رومن گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران 1372، ص 49 ؛ دکتر رقیه بهزادی، آریاها و ناآریاها در چشم انداز کهن تاریخ ایران، انتشارات طهوری، چاپ اول، تهران 1382، ص  57
[6]. رومن گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران 1372، ص 65-66-67-68-70
[7]. رومن گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران 1372، ص 68
[8]. رومن گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران 1372، ص 69 
[9]. رومن گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران 1372، ص 70 
[10]. ریچارد نلسون فرای، میراث باستانی ایران، ترجمه مسعود رجب نیا، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم، تهران 1373، ص 43-44

تولیدی

دیدگاه‌ها

دلیل فاطع رد نظریه های وجود نژاد آریایی را از منابع علوم سیاسی بیابید این سیاست است که نژاد پرستی را ایجاد و رواج میبخشد زباشناسی بنام جونز که از شباهتهای میان زبانهای سانسکریت یونانی لاتینی آلمانی و سلتی یکه خورده بود فکر کرد که این زبانها ریشه مشترکی دارند در سال 1813 توماس یونگ این زبان مادر را هندواروپایی نامگذاری کرد پس از این قومی را که به این زبان تکلم میکردن آریایی نامیدند و این نامگذاری در سال 1861 رسمیت یافت این قوم فرضی که بوسیله زبانی که خود نیز فرضی بود تعریف و موضوع مطالعه گروهی از دانشمندانمایان قرار می گیرد و میکوشند تا زادگاه این قوم را معلوم دارند تناقض میان استناجهای آنان پوچی این گفته ها را نمایان می سازد (صفحه 43 اصول علم سیاست موریس دوورژه ترجمه ابوالفضل قاضی ناشر امیرکبیر چاپ 84)

مستشرقین زمان کوچ به ایران کنونی را حدود چهار هزار سال پیش گفته اند اما این زمان میتواند حدود ۱۲ هزار سال پیش بوده باشد. یعنی زمانی که هنوز در ایران کنونی کسی زندگی نمیکرده است. همان زمانی که آخرین عصر یخبندان پایان یافته و بارانها و دریاچه ها بوجود می آیند. تمام شواهد این را نشان میدهند.

سلام گرامی، به چه دلیل این زمان میتواند حدود ۱۲ هزار سال پیش بوده باشد ؟ آثاری از سرزمین کنونی ایران یافت شده که بسیار بیش از 12 هزار سال قدمت دارد (این عبارت شما "یعنی زمانی که هنوز در ایران کنونی کسی زندگی نمیکرده است" به چه معناست؟) فرمودیدک «تمام شواهد این را نشان میدهند.» کدام شواهد؟ از دید شما سرزمین ائیرینم وئجه در کدام ناحیه است؟

آثار 40 هزار ساله هم داریم اما اینکه در جایی تمدنی شکل گرفته باشد و شهر و دیوارهای جداکننده بوجود آمده باشد بهترین راه شناخت است. وگرنه گذر آریائیان از ایران کنونی میتواند پیش از 12 هزار سال پیش بارها اتفاق افتاده باشد که نقاشی ها بر روی دیواره های غارها و تخته سنگها از سوی آنان است. مستشرقین تلاش کردند تنشهایی را میان فرهنگ آریایی و فرهنگ به اصطلاح غیر آریایی در چند هزار سال پیش نشان دهند اما هرگز موفق نشدند. یعنی نتوانستند تقابلی را نشان دهند.

جناب ناشناس، در ۱۳۹۴/۱/۱۹ ساعت ۱۰:۳۵ از شما پرسیده بودم که از دید شما سرزمین ائیرینم وئجه در کدام ناحیه است؟ همۀ سخنان شما این است که آریاییان از ابتدا در همین سرزمین کنونی بودند، در حالیکه تمامی اسناد و شواهد به این برمی‌گردد که شما محل کنونی ائیرینم وئجه را معین کنید. آن نقاشی‌های روی غارها به چه دلیل مربوط به آریاییان است؟ شاید مربوط به دیگر اقوام باشد.

یکی از نقص های بزرگ در مدارس و دانشگاههای ایران، درس ‫‏تاریخ‬ است. از حدود 100 سال پیش، مبنای تاریخ نویسی در ایران ، یک فرضیه ای هست که به فرضیه «‏کوچ‬ آریایی ها از شمال به جنوب» مشهور است. فرضیه ای که هیچگاه به اثبات نرسید ولی متاسفانه مبنا و چارچوب نظری برای تحلیل تاریخ ایران شد. تکلیف این شمال لاکردار!! را هم تعیین نکردند. این آریایی ها از کجا امده اند؟! از سیبری؟ استپهای قزاقستان؟ ساحل آمودریا! دشت قپچاق! قفقاز شمالی! ماخاچ قلعه! اسکاندیناوی؟!! اروپای شرقی؟ قبل از آمدن آریایی ها، در این فلات ایران هیچ خبری نبود؟! گمان می رود که این فرضیه مهاجرت برای کاهش دادن دیرینگی تاریخ ایران در مقابل تمدن هایی چون مصر و یونان و میان رودان، توسط غربی ها جعل شده باشد. بیشترین قدمت این مهاجرت موهوم را به 4500 سال پیش نسبت می دهند. در حالی که تمدن هایی چون جیرفت، تپه مارلیک، شهر سوخته، تپه حسنلو، یانیق تپه، و تمدنهای مشابه چندین هزار سال قبل تر از این مهاجرت خیالی شکل گرفته اند و تکنولوژی و شهرنشینی، در آن بسیار قدیمی تر و پیشرفته تر از میان رودان است. چه کسانی این تمدنها را بوجود آوردند؟! چه بر سرشان آمد؟ مردمان آن کجا رفتند؟! بر طبق یافته های اقلیمی، دو کویر بزرگ کنونی فلات ایران، دو دریاچه بزرگ آب شیرین بوده اند. و مستعد تمدن و شهرنشینی. این دریاچه ها از 7 هزار سال پیش شروع به خشک شدن کردند و 4 هزار سال پیش بطور کامل تبدیل به بیابان شدند. پزوهش های اقلیم-هواشناسی نشان می دهد که حدود 4500 سال پیش تا 3500 سال پیش، آب و هوای فلات ایران بسیار خشک و گرم بوده است. پس این آریایی های موبور و چشم آبی و نجیب و همه چیز تمام، حتما مازوخیسم (خودآزاری) داشتند که به یکباره از شمال به این فلات خشک سرازیر شدند! حقیقت این است که فرضیه کوچ آریایی ها، کمترین مبنای علمی هم ندارد. علم ژنتیک در این چند دهه اخیر، خط بطلانی بر کل بحث نژاد زد. سه سال پیش گروهی از محققین ژنتیک در دانشگاه پورتسموت انگلیس، به‌سرپرستی یک محقق ایرانی به نتایج جالبی دربارۀ نقشه ژنتیکی ایرانیان رسیده‌اند. این تحقیقات که قسمتی از تحقیقات جهانی ژنتیک است به‌سرپرستی دکتر ‫#‏مازیار_اشرفیان_بناب‬ سال‌ها پیش در دانشگاه کمبریج شروع شده و در دانشگاه پورتسموت به نتیجه رسید. این پزوهش نشان می دهد که ساکنان کنونی فلات ایران از بیش از ده هزار سال پیش در این پهنه خاکی حضور دارند و باهم زندگی می کنند. در برهه کنونی، متاسفانه برخی از ملی گرایان غافل هم از وازه «اتحاد اقوام» استفاده می کنند!! مگر تاکنون ملت ایران جدا از هم زندگی کرده اند که با هم متحد شوند؟! این مردم بیش از ده هزار سال است که باهم زندگی می کنند. یعنی از اول انقلاب کشاورزی و شروع شهرنشینی در کل کره زمین. هیچ ملتی به اندازه ملت ایران تجربه و سابقه زندگی مشترک با همدیگر را ندارند. لذا بجای اتحاد اقوام، باید از ‫#‏اتحادملی‬ سخن بگوییم. متاسفانه در دو قرن اخیر و با ایجاد هویت های جعلی چون قومیت و نژاد و ... اتحاد ملی ایرانیان مخدوش شده است. تمام تلاشها باید در جهت تقویت اتحاد ملی باشد. نتیجه پژوهشهای تیم تحقیقاتی ‫دکتر مازیار اشرفیان بناب‬: «مطالعات ژنتیک نشان می دهند که شباهت های ژنتیکی ما ایرانیان با اروپائیان نه به دلیل مهاجرت اقوامی از اروپا به ایران (در حدود چهار هزار سال قبل) بلکه به دلیل مهاجرت کشاورزان ایرانی به سمت اروپا (در حدود ده هزار سال قبل) می باشد. اسناد و شواهد تاریخی و باستان شناسی نشان می دهد که ایرانیان اقوامی مهاجر نبوده اند، بلکه از حدود ده هزار سال قبل در این سرزمین ساکن بوده و مبدا و منشاء بزرگترین ابداعات و نو آوریهای انسان مدرن بوده اند (از جمله ابداع کشاورزی، پیدایش نخستین روستاها و شهرهای کشف شده در جهان، اهلی کردن حیواناتی چون احشام برای اولین بار، ابداع خط و نگارش و بنیان گذاری بزرگترین و اولین تمدنهای پیشرفته بشری در بسیاری از نقاط ایران مانند جیرفت، سیلک، شهر سوخته). برخی انسان شناسان و زبان شناسان اروپائی برای فرضیه نژادپرستانه خود که قصد توضیح و توجیه ریشه مشترک و نحوه گسترش زبانهای هندو-اروپائی و حتی برتری نژادی برخی اروپائیان را داشته اند و برای اصالت بخشیدن به این فرضیه خود نیاز به یک نام اصیل و باستانی داشته اند و نام «آریائی» را که ریشه در زبانهای سانسکریت و ایران باستان دارد را به امانت گرفته و به نوعی مورد سوء استفاده قرار داده اند. همزمانی سوء استفاده علمی دانشمندان اروپائی در قرون نوزدهم و بیستم میلادی با سیاستهای ملی گرایانه ناقص وقت و تبلیغات وسیع و آموزش اینکه ایرانیان ریشه در جمعیتهای (آریائی) اروپائی دارند، در طول چندین دهه این باور غلط را در ذهن ما ایرانیان ایجاد کرده است که در حدود چهار هزار سال قبل قبایلی که به زبانهای هندو-اروپائی صحبت می کرده اند (و دانشمندان اروپائی آنها را آریائی نام نهاده اند)، از شمال وارد فلات ایران شده و جایگزین اقوام بومی ایران شده اند و ما ایرانیان امروزی از اعقاب این آریائیان مهاجر هستیم. استناد این دانشمندان اروپائی تغییر زبان ایرانیان باستان از دراویدی به هندو-اروپائی در حدود چهار هزار سال پیش است. تحقیقات بسیار جدید و برجسته ژنتیکی و زبان شناسی نشان می دهند که زبان یک جمعیت براحتی و حتی با حضور فقط ده در صد از مردان مهاجم یا مهاجر که مزیت و برتری نسبی نسبت به جمعیت بومی داشته اند تغییر می کرده است. این مسئله در کنار شواهد مربوط به تغییرات عمده آب و هوائی و خشکسالی بسیار شدید در فلات ایران که منجر به محو تمدنهای جنوب و جنوب شرقی ایران و مهاجرت وسیع ایرانیان به سمت شمال (در حدود چهار هزارو دویست سال قبل) شده اند، می توانند براحتی تغییر زبان رایج در ایران (از زبان دراویدی به هندو-اروپائی) را در حدود چهار هزار سال قبل توجیه کنند. در پایان و بطور خلاصه اعتقاد بنده اینست که عموم ما ایرانیان از اعقاب ایرانیانی هستیم که از بیش از ده هزار سال قبل در این سرزمین می زیسته اند و بزرگترین تمدنهای انسانی را پایه گذاری کرده اند و تئوری مهاجرت اقوامی از اروپای شرقی به ایران (که به غلط و حتی عمدا توسط عده ای از دانشمندان اروپائی نام آریائی بر آنها نهاده شده) و جایگزینی اقوام بومی توسط آنان یک فرضیه غلط و نژاد پرستانه وارداتی است.»

عربها با ناز و عشوه به اندلس رفتند؟

بعدها اقوام مدیترانه‌ای، یونانی، سامی، ترک‌ها و ساکنین آسیای میانه نیز به ایران مهاجرت کردند یک جور دروغ بگو قابل قبول باشد خود ترکها و عربها جعلی هستند مردم ترکیه اکثرا رومی تبار هستند چهار هزار تا سرباز ترک و مغول ایران را زیر و رو کردند عربها هم محدود به عربستان و یمن می شوند بقیه عربها اسمیله شدند

بر اساس علم دقیق ژنتیک هزاران سال پیش پدران ما انسان‌ها از آفریقا آمده‌اند و اتفاقاً به ایران آمده‌اند و ایران مانند جعبه تقسیم انسان‌ها عمل کرد و باعث کوچ به نقاط گوناگون جهان شد و بیشتر مردمی که در ایران هستند از هیچ کجا نیامده‌اند و مردمان کوه نشینی هستند که از دوران پارینه سنگی رشد کرده‌اند و به دشت‌ها آمده‌اند و تمدن‌ها را ساختند

ادعای شما (اینکه مردم از ایران به نقاط دیگر دنیا رفته باشند) فاقد سند و دلیل روشن است. اتفاقا طبق اسناد باستان شناسی،‌ «انسان کنونی، 85 هزار سال پیش در عربستان سکونت داشت» و از آنجا به سایر نقاط دنیا تقسیم شد. با این کشف چه بسا این فرضیه روی کار بیاید که آریاییان از عربستان به ایران آمده بودند. چه اینکه قدمت و سابقه حضور انسان‌های هوشمند در عربستان بیش‌تر از سابقه حضور آنان در ایران است. اسناد را بنگرید: [https://www.adyannet.com/fa/news/26775]

نكته اصلي كه ما بايد به ان توجه داشته باشيم عمر بشر از أغاز خلقت مي باشد و خلقت بشر از ادم نبي اله تا حال حاضر و إشارات قرآني و احاديث به جا مانده از ائمه و بزرگان و يافته هاي دانشمندان بزرگ حوزه تاريخ و ژنتيك كه قبل از حضرت ادم نبي اله هفت نسل ادم خلق شده و از بين رفته اند كه وجود استخوان هايي كه به چندين صد هزار سال يا بيشتر و كمتر اشاره مي شود مربوط به ان نسل از إنسانها مي باشد تاريخ به وجود آمدن ما انسانها به منصوب به انسانهاي عقل گرا هستيم بيشتر از ١٠ هزار سال نمي باشد كه حضرت ادم پدر همه ما انسانهاي عقل گرا مي باشد كه در سرزمين ميان رودان يا بين نهرين فرود أمده است كه منطقه سكونت گاه ما انسانهاي عقل گرا در محدوده عراق جنوب ايران بوده و از زمان حضرت ادم تا نوح عليه سلام و بعد از طوفان نوح كه اب كل دنيا رو فرا مي گيريد كه به جز منابع قرآني در افسانه گيلگميش كه يكي از قديميترين منابع حال حاضر مي باشد به ان اشاره شده و در تركيه كنوني از كشتي پياده مي شوند و بعد از ان به قوم ثمود كه همان قوم سومر مي باشند و بعد از ان به قوم عاد كه أكد مي باشد اشاره مي شودو بعد أزان به حضرت ابراهيم كه در دوره بابل قديم اشاره مي شود و مصر هم همزمان در دوره اكديان به وجود مي ايد كه خط مصريان هروگيريف بوده كه از سومريان به إرث برده شده مانند خطي كه از تپه هاي جيرفت بيرون أمده و عمري بسي بيشتر از خط سومريان دارد تمامي حكومت هاي كه تشكيل يافته كه اولين حكومت جهان بِنَا به يافته هاي امروزي در منطقه جيرفت و بين لنهرين بوده و سومريان و ايلاميان اولين حكومت هاي جهان باستان مي باشند بعد از طوفان نوح عليه سلام و تاريخ قبل از ١٠ هزار سال كه بعضي ها به ٨٠ هزار سال و به انسانهاي غارنشين اشاره مي كنند به ما انسانهاي عقل گرا مربوط نمي باشد و نسل هاي افريده شده قبل از ادم عليه سلام مي باشد با تشكر از صبر و حوصله دوستان محترم

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.