اسناد
در کامل ابن اثیر آمده است که:
على فرمود: اى دشمن خدا مگر من به تو نيكى نكرده بودم؟
گفت: چرا (كرده بودی)
امام فرمود: پس چه چیزی باعث شده كه تو اين كار را بكنى؟
ابن ملجم در جواب پاسخ داد: من آن (شمشیر) را چهل روز تيز كردم و از خدا خواستم بدترين خلق خود را با همين تيغ بكشد.
رفتار بزرگوارانه امیرالمؤمنین با قاتل خود؛ امیرالمؤمنین میفرماید: با آنكه او ضربه اى بر سرم فرود آورده است، از احسان به او دریغ ندارید و با او خوش رفتارى كنید و خوابگاه او را نرم و ملایم قرار دهید!
المستدرک، حاکم نیشابوری، ج3، ص155.
از امیرالمؤمنین روايت كردهاند كه فرمود: روزى رسولخدا دست مرا گرفت و با هم در برخى از كوچههاى مدينه راه مىرفتيم، تا به باغى رسيديم؛ من گفتم: اى رسولخدا! چه باغ زيبايى! رسولخدا فرمود: تو در بهشت، باغى زيباتر از اين دارى. سپس به باغ ديگرى برخورديم، من گفتم: اى رسول خدا! چه باغ زيبايى!
جوینی در کتابش به حدیثی از ابنعباس اشاره میکند که رسولخدا در منزل نشسته بودند و خاندان گرامیشان (علی، فاطمه، حسن، حسین علیهم السلام) بر ایشان وارد شدند. هر کدام که بر حضرت وارد میشدند، رسولخدا اشک میریخت. در مورد اشک بر حضرت علی (علیهالسلام) فرمود:
وصایت و جانشینی رسولخدا (صلیاللهعلیهوآله)، از جانب خداوند به امیرالمؤمنین واگذار شد؛ برخی این را تحمل نکرده و حق حضرت را از ایشان ربودند.
امیرالمؤمنین، خود در این خصوص میفرماید: «از جمله چیزهایی که پیامبر به من فرمود، این بود که امت، پس از وی با من پیمان شکنی میکنند.»
ابن شهاب زهرى نقل میکند: در زمان عبدالملك بن مروان، هنگامیكه نیت جنگ داشتم، در بین راه، وارد دمشق شدم تا بر او سلام كنم؛ عبدالملك را در قبهاى نزدیكى قائم یافتم كه فرشى گسترده و در زیر او دو قالیچه افتاده بود.
ذهبی مینویسد: ابن سقاء، از بزرگان واسط که خداوند در عمر و علم او برکت داد، حدیث طیر را نقل کرد؛ کار او مورد تحمل آنان قرار نگرفت؛ به او حمله کرده و او را از منبر بلند کرده و محل نشستن او را آب کشیده و او را خانهنشین کردند؛ دیگر برای اهل واسط حدیث نگفت و احادیث آنان از او به این دلیل کم است.
مزی در شرح حال علی بن رباح مینویسد: بنی امیه چون میشنیدند نوزادی نام علی دارد او را میکشتند، این خبر به رباح رسید، او گفت نام فرزندم عُلَیّ بود؛ به همین جهت، او از نام عَلی بدش میآمد و اگر کسی او را به این نام صدا میزد، به او حمله کرده و او را زخمی میکرد.
ابن عساکر از امام سجاد (علیهالسلام) نقل میکند که: مروان بن حکم به من گفت: در میان مردمان کسی نبود که از صاحب ما -عثمان- مانند صاحب شما -علی (علیهالسلام) دفاع کند، گفتم پس برای چه از او بر روی منابر بدگویی میکنید؟ گفت: به جز این کار، راهی برای بقاء حکومت نیست.
امام سجاد (علیهالسلام) در جواب منهال بن عمرو که جویای احوال ایشان شده بود، فرمودند: ... صبح کردم، در حالیکه به خاطر نزدیکی به دشمنان ما، بر منبرها از بزرگ و سرور ما [علی بن ابیطالب] بدگویی و ناسزا کرده و به ایشان جسارت میکنند.
طبقات الکبری، ابن سعد، ج7، ص218.
یاقوت حموی مینویسد: «امیرالمؤمنین بر منبرهای شرق و غرب عالم و منبرهای مکه و مدینه لعن میشد؛ در حالیکه در سیستان بجز یک مرتبه این کار صورت نپذیرفت، و برای اینکه این کار را نکنند بخشنامه کردند که در منابر کسی لعن نشود؛ چه شرافتی از این بزرگتر که برادر رسول خدا را لعن نکردند!»
در صحیح مسلم آمده است: قبور را زیارت کنید که یادآور مرگ است.
صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، ج2، ص671.
مقاله: «اثرات اخلاقی زیارت قبور در کتب اهل سنت»
در روایاتی از رسول خدا آمده است:
قبلاً شما را از زیارت قبور نهی کرده بودم، اما قبور را زیارت کنید که موجب رقت قلب شده و اشک را جاری ساخته و آخرت را به یاد انسان میآورد.
موجب دوری از دنیا و دنیاطلبی و یادآور آخرت است.
کنزالعمال، متقی هندی، ج15، ص646 - 648.
در روایتی در صحیح بخاری آمده است که آدم به صورت خداوند خلق شده، با قامتی شصت ذراعی، (30متری).
صحیح بخاری، بخاری، ج4، ص135.
مقاله: «خداوند خندان، و خداوند متعجب، در روایات اهل سنت»