وهابیت
هنگامیکه شوروی در سال 1979 به افغانستان حمله کرد، شیوخ و مفتیان سعودی چون بن باز و بن عثیمین فتوای جهاد علیه شوروی صادر کردند. اما حدودا 10 سال بعد و در سال 1990هنگامیکه صدام حسین به کویت حمله کرده بود، همین عالمان وهابی فتوا صادر کردند که دخالت آمریکای کافر در اسقاط صدام حسین مسلمان جایز است! این یعنی فتوا بر اساس هوس!
وهابیت معتقد است که امت هیچگاه بر گمراهی اجتماع نمیکند. آنان با استناد به حدیثی از پیامبر(ص) گمراهی امت را غیر ممکن میدانند و خود را اهل حق و حقیقت میپندارند، اما از سویی به اصل دیگری معتقدند که هیچ شخصی در مقابل حاکم نباید لب به سخن بگوید و باید از حاکم اطاعت کرد، زیرا اطاعت از او همانند اطاعت از خدا و رسول واجب است.
گاو شیرده از تعابیری است، که رهبر انقلاب برای عربستان بهکار بردند. ایشان این تعبیر را بعد از سفر ترامپ به عربستان و قرارداد 400 میلیون دلاری آمریکا با عربستان بهکار بردند. اما این گاو شیرده برای غرب، شاخهای بلندی هم برای مسلمانان دارد، که با حمله به همسایگانش آنها را زخمی و مجروح میکند. حمله به یمن از مهمترین این حملات است.
علمای درباری وهابی که به «آل شیخ» معروف هستند، همان فرزندان محمد بن عبدالوهاب هستند که مهمترین منصب مذهبی در کشور عربستان را برعهده دارند. علمای درباری وهابی جهاد علیه کفار را لازم میدانند، ولی هیچگاه فتوا به جهاد علیه آمریکا یا اسرائیل نمیدهند، بلکه آنان فقط کافران را لعن میکنند، اما نامی از ایالات متحده نمیبرند.
عربستان سعودی به عنوان منبع تروریسم در ایجاد و گسترش گروههای تکفیری نقش بسیار مهمی داشته و دارد. تقریبا همه گروههای تکفیری به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از طرف عربستان تغذیه تسلیحاتی و فرهنگی میشوند، با این همه برخی از این گروههای تکفیری بهگونهای رفتار کردهاند، که حتی دولت مردان و علمای سلفی وهابی را به ستوه آوردهاند.
البانی محدث بزرگ وهابی در رابطه با اصلاح صورت زنان میگوید: زمانی که بر صورت زن ریش بروید، جایز نیست، آن را بتراشد یا از بین ببرد، زیرا خداوند هر چیزی را به نیکویی آفریده است و اگر بر صورت زن مو روییده، این نیز یک نوع زیبایی است، و در صورتی که آن زن موها را زایل کند، موجبات لعنت خداوند را فراهم کرده است.
روزی رسول خدا (ص) فرمود: «خدایا کشور شام را برای ما مبارک گردان! خدایا کشور یمن را نیز برای ما مبارک گردان! صحابه گفتند: یا رسول الله، برای سرزمین نجد نیز دعا بفرمایید، تا مبارک شود. حضرت وقتی اصرار صحابه را شنید، فرمود: در این سرزمین آشوبها و فتنهها رخ خواهد داد و شاخ شیطان از این سرزمین بیرون خواهد آمد!
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: تا زمانی با مردم بجنگید که «لا اله الا الله» را بر زبان جاری کنند و زمانی که شهادتین را گفتند، دیگر خون و مالشان محترم است و تعدی بر آن حرام است. اما محمد بن عبدالوهاب میگوید: مراد از شهادت به وحدانیت خداوند، شهادت زبانی نیست و با شهادت زبانی، مال و خون کسی حرام نمیشود.
در میان عالمان اهل سنت، معدود عالمنماهایی یافت میشدند که حقیقت مسلّم «مهدویت» را انکار میکردند؛ در عصر حاضر نیز برخی از روشنفکران به تبع آنان، حقیقت مهدویت و خروج مهدی موعود در آخرالزمان را انکار میکنند. اما البانی عالم متعصب وهابی، احادیث مهدویت را غیر قابل انکار دانسته و منکرین مهدویت را بسانِ منکران الوهیت خدا میداند.
مضاوی الرشید، فعال سیاسی و از شاهزادگان سعودی است. وی در علت عدم مقبولیت علمای سعودی مینویسد: «روحانیون دینی سعودی تنها با ثروت نفت است که در خارج، شأن و جایگاهی پیدا میکنند. زیرا گفتمان وهابی نتوانسته با مسائل فکری و سیاسی فکری که ذهن متفکران و فعالان مسلمان را در سراسر قرن بیستم اشغال کرده بود، درگیر شود.»
ابن بشر مورخ سعودی با افتخار جنایات وهابیت را چنین تعریف میکند: «هنگامیکه سعود بن عبدالعزیز به شهر زبیر رسید، همه آن منطقه را ویران کردند و افراد بسیار زیادی را کشتند. بعد از آن به سوی زبیر حرکت کرده و شهر زبیر را محاصره کردند. تمام مراقد و قبور را از جمله مرقد «حسن بصری» و «طلحه» را با خاک یکسان کردند، و هیچ اثری باقی نماند.
دکتر عصام العماد مستبصر شیعه شده میگوید: «هنگامیکه ما در مدارس وهابیت در عربستان بودیم، همیشه میگفتند، که محمد فرزند عبدالله برانگیخته شد، در حالیکه همهی جزیره العرب مشرک بودند و محمد فرزند عبدالوهاب نیز در حالی ظهور کرد، که مردم جزیره العرب مشرک بودند. همیشه و در همهی مسائل این دو را با هم مقایسه میکردند.»
وهابیت با زیرکی خاصی در صددند که همه اهل سنت را با خود همراه کنند و به همین جهت از الفاظی استفاده میکنند که خوشایند دیگران است. مثلا در کتابهایشان نام اهل سنت و الجماعه را بر خود مینهند، تا از این طریق بگویند ما اهل سنت هستیم، این در حالی است که وهابیت غیر از خودشان را مسلمان نمیدانند، بلکه همه را مشرک و کافر خطاب میکنند.
معمولا سرسلسله و پیشوای هر نهضت و جریانی را فردی متفکر و باسواد برعهده دارد. شخصی که دارای ایئدولوژی مشخص و معینی باشد، اما در مورد پیشوای وهابیت این چنین نیست، بلکه محمد بن عبدالوهاب نه علم کافی دارد و نه تفکری که بتواند نهضت را اداره کند و به همین جهت است که وهابیت از عقاید ابن تیمیه و ابن قیم جوزیه استفاده میکنند.