واكنش خسروپرويز به نامه پيامبر (ص)

  • 1394/05/23 - 11:05
متن نامه پیامبر اکرم در تاریخ موجود است و پیش‌تر در این باب سخن گفتیم، نامه پیامبر توسط یکی از صحابه به نام عبدالله بن حذافة السهمی به دربار خسروپرویز فرستاده شد. خسروپرویز نه تنها پاسخی منطقی به نامه پیامبر نداد،‌ بلکه نامه را پاره کرد. پس از اينكه خسروپرويز، نامه را دريد، به حاكم ايرانیِ يمن (كه دست‌نشانده ساسانيان بود) دستور داد تا...

بسم الله الرحمن الرحیم

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ مدتی است که شایعاتی مبنی بر پاسخ خسروپرویز به نامه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در فضای مجازی منتشر می‌شود. متن شایعه به این صورت است:

شاید خیلی از شما دلیل ایمان نیاوردن خسروپرویز، شاه ایران به اسلام را این می‌دانید که پیامبر مسلمانان، نامه را با اسم وی آغاز نکرده و او نامه را پاره کرده ... اما حقیقت چیست؟! پیکی از اسلام به ایران آمد. خسروپرویز او را به حضور خواست. از وی درباره اسلام پرسید ... وی گفت: در دین ما پرستش خدا مهم‌ترین مورد است! خسروپرویز گفت: ما 1100 سال است که خداپرستیم! پیک گفت: در اسلام زنده به گورکردن دختر، کار حرامی است! خسروپرویز گفت: مگر این کار را انجام می‌دادید، ننگ بر شما. دختران ما الهه هستند! پیک گفت: برده داری در اسلام حرام است! خسروپرویز گفت: ما از زمان کوروش بزرگ، برده داری نکردیم! پیک گفت: در اسلام همه برابرند! خسروپرویز گفت: در ایران، من هم اگر اشتباه کنم به دادگاه می‌روم! و تا آنجا بحث طول کشید که اسلام چیز جدیدی برای ایران نداشت! خسروپرویز نامه را پاره کرد و به پیک گفت: اگر شما الان می‌خواهید راه انسانیت را پیدا کنید، ما 1100 سال پیش آنرا پیدا کرده‌ایم.

در پاسخ به این گفتار باید بگوییم:
- چنین گفت‌وشنودی سند تاریخی ندارد. به تعبیری روشن‌تر، این گفتگو، حاصل خیال‌بافی و توهمات یک شخص اسلام‌ستیز است و ارزش پژوهشی ندارد.[1]
- متن نامه پیامبر اکرم در تاریخ موجود است و پیش‌تر در این باب سخن گفتیم.[2] نامه پیامبر توسط یکی از صحابه به نام عبدالله بن حذافة السهمی، به دربار خسروپرویز فرستاده شد.[3]
- خسروپرویز نه تنها پاسخی منطقی به نامه پیامبر نداد،‌ بلکه نامه را پاره کرد (درید).[4] اکثر قریب به اتفاق منابع تاریخی چنین گفته‌اند. و تنها  احمد بن ابی‌یعقوب بن واضح (مشهور به یعقوبی) در تاریخ مشهور خود گفت که وقتی عبدالله بن حذافة نامه را به خسروپرویز رساند، خسرو جواب نامه را نوشت و در میان حریر قرار داد و برای پیامبر فرستاد، وقتی عبدالله بن حذافة نامه را به پیامبر رساند، پیامبر فرمود که من به حریر او نیاز ندارم (در پی مال دنیا نیستم). پس پیامبر نامه و حریر را به خسروپرویز بازگرداند. البته یعقوبی در ادامه می‌گوید که چنین چیزی (پاسخ محترمانه خسروپرویز به پیامبر) ثابت شده نیست، بلکه قول دیگری هم وجود دارد و آن اینکه منابع تاریخی گویای این هستند که خسروپرویز نامه را پاره کرد (درید).[5] به هر روی بنا بر آنچه در منابع تاریخی آمده، خسروپرویز پس از خواندن نامه، متکبرانه و از روی غضب گفت: «یکتب إلی بهذا و هو عبدی [6] او (محمد) این نامه را به من نوشته است، در حالی که او بَرده من است (یعنی او كه در مقام از من پايين‌تر است،‌با چه جرئتی برای من اینگونه نامه نوشته است؟)» این در حالی است که پیامبر در نامه، خسروپرویز را با لحنی محترمانه به صورت "کسرای بزرگ ایران" خطاب کرد. لیکن تکبر خسروپرویز سبب شد که از پذیرش حق سر باز زند. وی -خسروپرویز- در گذشته نیز بارها در آزمون‌های گوناگون کارنامه‌ای بس زشت از خود برجای گذاشته بود.[7]
از ديگر سو، برخی جریانات، اصل نامه نوشتنِ پیامبر به خسروپرویز را انکار کرده و گفته‌اند که هیچ نامه‌ای نوشته نشد و این نامه جعلی است! در پاسخ باید بگوییم که اسناد متعدد تاریخی بر این امر (نامه پیامبر به خسروپرویز) گواهی دادند، پس نمی‌توان به راحتی و بدون دلیل -یا از روی احتمالات- آن را انکار کرد. گذشته از این، دلیلی عقلی نیز وجود دارد که این نامه و شبیه آن نوشته شده است. قرآن، بر جهانی بودنِ رسالت محمد (صلی الله علیه و آله) تأکید دارد، از ديگر سو، قرآن بر اتمام رسالت و اکمال دین و اینکه محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله) وظایف خود را در ابلاغ وحی -از جزء و كل- به صورت کامل انجام داده است، تأکید می‌کند (مائده:3)، در صورتیکه اگر پیامبر، پیام خود را به گوش سرانِ تمدن‌های در دسترس آن روز نرسانده باشد، پس انجام رسالت معنی نخواهد داشت (تنها در حالتی اتمام حجت و انجام رسالت معنی دارد، که پیامبر حداقل به بزرگان و سران مللِ در دسترس، پیام خود را ابلاغ کرده باشد) و این چنین است که نامه پیامبر به خسروپرویز (کسرای ایران)، و دیگر سران کشورها -که در تاریخ آمده [8]- پشتوانه عقلانی و تاريخی دارد و به راحتی نقض پذیر نیست.
پس از اينكه خسروپرويز، نامه را دريد، به حاكم ايرانیِ يمن (كه دست‌نشانده ساسانيان بود) دستور داد تا محمد (ص) را دستگير و آزار دهند. آنان (حاكم ايرانیِ يمن و نمايندگانِ او) نيز از يمن به مدينه رفتند و در اثر رخداد حوادثی عجيب، مسلمان شدند.[9]
گذشته از اين سخنان، گفتگوی جعلی ميان پيك پيامبر و خسروپرويز، به روشنی نشانگر ضعف اطلاعات تاريخیِ جاعلان است، به زبانی گوياتر، متن مورد ادعا به طرزی ناشيانه جعل شده است! چه اينكه سخنانی كه به خسروپرويز نسبت داده شده است، اكثراً خلاف آموزه‌های زرتشتی و ساسانی است.[10]
 

پی‌نوشت:

[1]. اصولاً نمی‌توان از جریان باستانگرای ضدّاسلام، توقع منطق و ادب داشت. چه اینکه مبنای باورها و رفتارهای آنان بر امری بس زشت و فاسد بنا شده است. بنگريد به «داستان ایمان آوردن گشتاسپ به زرتشت».
[2]. بنگريد به «متن نامه پيامبر به خسروپرويز»
[3]. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، بیروت: روائع التراث العربی، 1387 ه.ق، ج 2، ص 454؛ تاریخ طبری،‌ ترجمه ابو القاسم پاینده، تهران: انتشارات اساطیر، 1375، ج 3، ص 1142؛ ابن اثیر جزری، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ترجمه: عباس خلیلی، ابوالقاسم حالت، تهران: مؤسسه مطبوعات علمی، 1371، ج 5، ص 185؛ ابو علی بلعمی، تاریخ بلعمی، تهران: انتشارات سروش، 1378، ج 3، ص 226؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت: دار الجیل، 1992. ج 3،ص 889؛ احمد بن علی بن حجر العسقلانی، الإصابة فی تمییز الصحابة، بیروت: دارالکتب العلمیة، 1995، ج 1، ص 463؛ خیر الدین الزرکلی، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و  المستعربین و المستشرقین، بیروت: دار العلم للملایین، 1989، ج 4، ص 78؛ أحمد بن یحیی بن جابر البلاذری، کتاب جمل من انساب الأشراف، بیروت: دار الفکر، 1996، ج 1، ص 215؛ طبقات ابن سعد، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، انتشارات فرهنگ و اندیشه، 1374. ج 4، ص 170؛ ابن هشام، زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام، ترجمه سید هاشم رسولی، تهران: انتشارات کتابچی، 1375، ج 2، ص 385؛ ابن هشام، السیرة النبویة، بیروت: دار المعرفة، ج 2، ص 607؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت: دار الفکر، 1407 ه.ق. ج 4، ص 180-269؛ مطهر بن طاهر مقدسی، آفرینش و تاریخ، ترجمه محمد رضا شفیعی کدکنی، تهران، نشر آگه، 1374، ج 1، ص 520؛ ابن فقیه همدانی، ترجمه مختصر البلدان (بخش مربوط به ایران)، ترجمه ح. مسعود، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1349، ص 167؛ ابن خلدون، دیوان المبتدأ و الخبر (تاریخ ابن خلدون)، تحقیق خلیل شحادة، بیروت: دار الفکر، ۱۹۸۸، ج ۲ ص ۴۵۱؛ شمس الدین محمد بن احمد الذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، بیروت: دار الکتاب العربی، 1993، ج 3، ص 343؛ أبو الحسن علی بن الحسین المسعودی، التنبیه و الإشراف، القاهرة: دار الصاوی، (افست قم: مؤسسة نشر المنابع الثقافة الاسلامیة). ص 225؛ احمد بن أبی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت: دار صادر، ج 2، ص 77.
[4]. ابن عبدالبرّ، همان، ج 3،ص 889؛ احمد بن علی بن حجر العسقلانی، همان، ج 1، ص 463-465؛ طبقات ابن سعد، همان، ج 4، ص 170؛ ابن کثیر، همان، ج 4، ص 269؛ مطهر بن طاهر المقدسی، البدء و التاریخ، بورسعید: مکتبة الثقافة الدینیة. ج 4، ص 228 - ج 3، ص 170؛ مطهر بن طاهر مقدسی، آفرینش و تاریخ، ترجمه محمد رضا شفیعی کدکنی، تهران، نشر آگه، 1374، ج 1، ص 520؛ ابن فقیه همدانی، همان، ص 167؛ ابن خلدون، همان، ج ۲ ص 451؛ تقی الدین أحمد بن علی المقریزی، إمتاع الأسماع، بیروت: دار الکتب العلمیة، 1999،‌ ج 10، ص 61؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، بیروت: دار التراث، 1967، ج 2، ص 654، أبو الحسن علی بن الحسین المسعودی، ص 225.
[5]. احمد بن أبی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت: دار صادر، ج 2، ص 77؛ تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1371، ج 1، ص 442-443.
[6]. ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت: دار الفکر، 1986. ج 4، ص 269؛ ابن خلدون، دیوان المبتدأ و الخبر (تاریخ ابن خلدون)، بیروت: دار الفکر، ۱۹۸۸، ج ۲ ص ۴۵2؛ تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، بیروت: دار التراث، 1967، ج 2، ص 655؛ ابن اثیر جزری، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، همان، ج 2، ص 213؛ أبوالفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد ابن الجوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، بیروت: دار الکتب العلمیة، ج ۳ ص ۲۸۲
[7]. بنگريد به «خسرو پرویز در آزمون اندیشه‌ی انسانی»
[8]. در منابع متعدد تاريخی آمده است كه محمد رسول الله (صلی الله عليه و آله) به هشت تن از سرانِ ملت‌ها (از جمله خسروپرویز پادشاه ايران) نامه فرستاد. بنگريد به: تاریخ بلعمی، همان، ج 3، ص 226؛ ابن هشام، زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام، ترجمه سید هاشم رسولی، تهران: انتشارات کتابچی، 1375، ج 2، ص 385
[9]. بنگريد به «حقایقی شگفت‌انگیز از مسلمان شدن ایرانیان یَمَن به دست پیامبر» و «ایرانیان و جهاد علیه اعراب مرتد در عصر پیامبر»
[10]. تناقضات آيين زرتشتی با توحيد؛ بنگريد به «نفی توحید افعالی در اوستا»، «نفی توحید ذاتی در دین زرتشتی» و «ضعف و نقص در ذات اهورامزدا ؟»
در باب جايگاه زنان و دختران، بنگريد به «بانوی ایرانی ! اسلام برای تو چه ارمغان آورده ؟!»
در باب برده‌داری در ايران باستان، بنگريد به «تأیید مطلق برده‌داری در دین زرتشتی»،‌«آیا کورش برده داری را لغو کرد؟»،‌ «برده‌داری در عصر هخامنشیان»
در باب عدم وجود عدالت اجتماعی در عصر ساسانيان، بنگريد به: «نظام طبقاتی و ترویج برده‌داری در ایران باستان»، «حکومتِ انوشیروان، بر پایه تبعیض و اختلاف طبقاتی» و «جزئیاتی از نظام طبقاتی ایران باستان، آنچه نمی‌خواهند ما بدانیم!»

تولیدی

دیدگاه‌ها

زمان خسرو پرویز که فکر نکنم اعراب جرات حمله به ایانو داشتن هه بعد از خسروپرویز که کشور دچار قعطی،شورش فرماندهان شد.اعراب کم کم حمله به ایرانو ازاواخر دوران ابوبکر شروع کردند که زمان عمر به اوج حودش رسید.بعدشم فک نکنم ایرانیا سه برابر اعراب بوده باشن .در روز سوم جنگ به سپاه اعراب شش هزار مرد جنگی از سوریه بهشون میرسه در منطقه ایرانیان طوفان شن میاد که در روز چهارم در عین ناباوری رستم فرخزاد کشته میشه سپاه ایران که ازپیشرفتگی ونظم همتایی جز سپاه روم نداشته شکست میخوره.

درود ،دوست عزیز متشکرم که نظرم رودیدی جواب دادی.طبق آیه فوق و نیز احادیث صحیح، مجوسیان دارای پیامبر و کتاب بوده‌اند. پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله فرمودند: «مجوسیان پیغمبری داشتند که او را کشتند و کتابی نیز داشتند که آن را سوزاندند. پیغمبر آنان کتاب خود را بر روی دوازده هزار پوست گاو نوشته بود.‌» (هرعاملی، وسائل الشیعه، ج 11، ص 96، ج 15، ص 126) در پیغمبر داشتن زرتشتیان شکی نیست. من یه مسلمانم ولی فکر نکنم چنین اتهاماتی درمورد زرتشتیان به جاباشه مثلا(گاوپرست)میشه کتابی رو بگی که گاو پرست بودن زرتشتیان رو ثابت کنه.بدرود .

سلام. در این دو لینک اسناد مربوط به قداست گاو در آیین زرتشتی بیان شده است: [http://www.adyannet.com/fa/news/1329] و [http://www.adyannet.com/fa/news/1359]

ببینم آقای سامان آدرس لبنک و سایتی که در باره قداست گاو وگاو پرست بودن ایرانیان رو مورد بحث قرار داده رو نگاه کن ؟ ادیان نت دات کام خب معلومه که تو این سایت چه کسانی نظر دادن و چه کسانی داد سخن دارن / فقط همین قدر بهت بگم دین اسلام داره تو این مملکت کم رنگ میشه ودیگه کسی این دین رو باور نداره اکثر جوونای ایران به دین گذشتکان خودشون دارن برمیگردن پس اسلام باشه واسه همون ممالک عرب ودین زرتشت وپیامبرش باشه واسه ایران

در آن لینک که ارائه شده، اسناد از متن گاتها و قواعد زبانشناسی ارائه شده است. پس به جای نگاه کردن به ظواهر، اسناد را مطالعه کنید و تعصب را کنار بگذارید. درباره جوانان... بهتر هست بدانید که اکثر جوانان ایرانی در مواقع حساس، ارادت و پیوند عمیق خود با اسلام را نشان دادند. فقط کافی است ایام محرم سری به هیئتها بزنید، 90 درصد، جوانان پرشور و شعور... شما اینها را جوانان ایران نمیدانید؟ فقط یک مشت عقده ای و معتاد که به طمع آزادی رقص و مشروب یا به خاطر توهمات نژادپرستانه به دین زرتشتی گرایش پیدا میکنند را جوانان ایران میدانید؟

آقا ی سامان این چیزی هست که داری میبینی چون وقتی دنیا اومدن این دینا رو داشتن به زودی دین زرتشت رایج میشود چون اعراب چادر و شال و ... رو برای ما اوردن و خودشون لخت میرن بیرون

با شما موافقم

لطفا با احترام برخورد کنید تا با احترام باهاتون برخورد بشه دین اسلام برای همه هست عرب یعنی چی این یعنی نژاد پرستی

بسم‌الله الرحمن الرحیم سلام بر همه شما خوانندگان عرض شود که اولا خود رسول‌الله ص اصرار بر کنارنهادن تعصبات داشتند. درثانی اصلا گیریم خسروپرویز نامه را پاره کرد و یا به اعزاز پاسخ داد الان چه سودی بحال من و شما دارد؟ آقاجون بیاییم یه کمی منطقی تر و عاقلانه تر و عمیق تر به مسائل بنگریم.

لایککککککککککککک

وقتی بخوایم اگاهانه و عاقلانه صحبت کنیم باید حرف معتبر بزنیم نه سما یاو گویا که حرفاتون سند نداره کم میاری نمیتونی چیزی بگیری

در همین مقاله 30-20 تا سند اومده. ولی شما هیچ سندی ارائه نکردی. قبل از حرف زدن کمی فکر کن و یک خورده به اطرفات نگاه کن.

سلام برای هموطنان عزیز ،دوستان گرامی،ایرانیان یکتا پرست. در دوران قبل از اسلام ایرانیان به طواف کعبه میرفتند. در بین ایرانیان انسانهای پاک و وارسته مانند کوروش بوده. و البته انسانهای متکبر و ظالم نیز. واما باید عرض کنم اگر به ایرانی بودن خودمان افتخار نکنیم مطمئنا شکر خدا را بجای نیاورده ایم و به خواست خداوند حکیم معترضیم که این از رذایل است. واما اگر اسلام را دین عربی بنامیم انگاه به خودمان ظلم کردیم چرا که این دین برای رسیدن انسان به سعادت است و سعادت حق تمام بشریت است. خداوند نیازی به عبادت بندگان ندارد ما به لطف بی حد و حصر او محتاجیم. توهین به انسانها نشانه ی حقارت است پس نباید مسلمان به غیر مسلمان و مسلمان اهانت کند ، نه غیر مسلمان به سایر ادیان و هم کیشان خودش. خوبیهای ادیان را کتمان نکنیم و از کاستیها و عیوب خودمان غافل نشویم . خدا ، خدای همه است منحصر به دینی خاصی و گروهی خاص نیست . زنده باد ایران زنده باد انسانیت وخوبیومهربانی زنده باد یکتا پرستی

متاسفانه ایران پر از خائن بوده، یکیش هم شما، طبیعی بوده که خسرو اون نامه رو قبول نکرده، چون یکی‌ که از دین زرتشت کپی کرده، اومده و بهش میگه بیا به راه راست! چه اعتماد به نفسی‌. خیلیا به ایران حمل کردن و ایران و گرفتن. مغلها . تیمور، اسکندر. چون این منطقه قلب جهان بوده. شکست بعدی ساسانیان از عرب‌ها چیزیو ثابت نمی‌کنه.

والا بلا من نصف عمرم تاریخ خوندم و کلا دنبال تاریخ بودم و اسلام و زرتشت تا حالا هیچ برتری از زرتشت نسبت ب اسلام ندیدم بجز یه مشت شایعاتی ک یه مشت الاف پخش میکنن و حرف های خرافاتی که از روی تعصب میزنن بابا مطالعه کنین از منابع رسمی

میدونی تاریخ ما طوریه که هر کی به نفع خودش میگه ولی به نظرم دارم میگم به نظرم چیزی که شماا نوشتید درستع چون زمانی که عرب ها در عصر جاهلیت به سر می بردند و دختر هارو میکشتن کوروش به بانوی ایرانی احترام گذاشت و برای اونا احترام قائل بوذ

ده ها هزا لايك

اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست از مسلمانی ماست. اسلام دین کاملی است و هیچ جا سخن بی ربطی نزده خواهشا توهین نکنید با دلیل و منطق جواب دهید

بهترین دین انسانیت هست.خود عربستان که اسلام ازش طلوع کرد الان دارن از دین اجدادی خودشون دوری میکنن.زمان پیامبر کشور ایران از اعراب خیلی جلوترومتمدن تر بودن.اگه به تاریخ رجوع کنیم خوب میفهمیم.کتب دینی فقط به نفع خودشون دلیل اوردن

اینکه کسی بگوید عربستان مهد اسلام است، مغلطه است. اسلام اصلا مرزهای نژادی و سرزمینی را به رسمیت نمی‌شناسد. مهد اسلام، چند وجب خاک نیست. بلکه از همان ابتدا دل‌های لبریز از ایمان، مهد اسلام بود و هنوز هم چنین هست و خواهد بود. اگر هم قرار بود عربستان مهد چیزی بوده باشد، مهد ابوسفیان‌ها و معاویه‌ها هم بود. همچنین اینکه کسی بگوید کشور ایران از عرب‌ها پیشرفته‌تر هم حرفی احساسی است. دنبال این چیزها نباید بود.تمدن پترا که امروز جزو عجایب 7 گانه جدید دنیا است یک تمدن عربی بود. از کل تاریخ ایران هیچ چیز در بین عجایب 7 گانه نیست. اما یک تمدن عربی جزو عجایب 7 گانه است. پیشنهادم این است که پی فخرفروشی‌های نژادی و قومیتی نباشید. چون فایده‌ای ندارد.

واقعا كه خيلي شرم اوره،كه بخاطر عربها،خسرو پرويز رو كه از خودمون وايراني بوده ميكشين به زير،صاحب اين مقاله حكما ي عرب هست،ما ايراني هستيم از نسل اجداد خودمون نه اجداد عربا،اينو بفهمين،كدوم عربي كوروش ما رو ستايش ميكنه كه شما اينقد سنگ عربا به سينه ميزنين،شرم بر شمايي كه تاريخ كشور خودتون رو به باد توهين ميگيرين ،عربا سايه ي مارو باتير ميزنن،عراق نجس جووناي مارو كشت حالا شده برادر ما،اينقد بخاطر عربها به جون هم نيفتين اونا شده بخاطر ما پارسي ها دعوا كنن باهم نه شده،توقع داشتين خسرو پرويز حكومتش دو دستي ول كنه

سلام واقعا برای شما متاسفم .چرا به یکدیگه توهین میکنین همه ی ادیان خالق انها خدا میباشد و از بزرگان درس یاد بگیرید مثلا کورش کسی بود که به تمام ادیان سجده کرد و به انها ازادی داد . درمورد اسلام من خودم زردشتی ام (اسلام ندارد به ذات خود عیبی هر عیبی که هست از مسلمانی ماست)....وسخن اخرم کسانی بین ایرانی اختلاف می اندازد حیوان و دشمن ایرانیست و مهم تر از همه صداقت و وفاداری .احترام به ادیان و دیگر ملت هاست

وقتی وارد این سایت شدم قصدم مطالعه بیشتر درباره تاریخ بود اما و قتی چشمم به مطالب شما عزیزان افتاد واقعا شگفت زده شدم در این مطلب که با نامه پیامبر برخورد مناسبی نشده شکی نیست اما این که چه کسی این برخورد را کرده جای شبه است چرا که به نقل از کتب تاریخ فراوان دیدار با پادشاه ساسانی آن هم با آن سلسله مراتب سخت برای شاهان زیر دست شاهنشاه ایران امری سخت بوده و قطعا نامه به مقامی بسیار پایینتر از شاه داده شده با توجه به نقیضه ای که در تاریخ هست (تاریخ طبری آورنده نامه را در یک زمان هم در یمن میداند هم در کسری)احتمالا نامه به جای کسری به بازان والی یمن )که در آن زمان از مملوکات شاه ایران بوده)داده شده و اصلا دلیل دستگیری پیامبر به بدست بازان هم همین مطلب بوده جالب است بدانید که شاید در حجاز ظهور پیامبر چیز جدیدی بوده اما ایران در عصر ساسانی مدعیان دروغین پیامبری زیادی داشته که میشود شرح دقیق آن را راحت مطالعه کرد و قطعا جست و جوی پیامبر آخر الزمان در ایران که به آن سوشانت میگفتند امری بدیهی بوده زیرا هم سلمان در جست و جوی پیامبر خاتم بوده و هم در زمان ولادت حضرت عیسی دانشمندان ما در جست و جوی ایشان به بیت اللحم آمده بودند. اگر به ویلدرانت و تاریخ جرجی زیدان مراجعه کنید خواهید دید اعراب جزیره عرب که آن زمان شامل حجاز نجد یمن عمان حیره و... بود از مملوکات ایران بودند و این در کتیبه های ساسانی و هخامنشی نیز قید شده و درواقعه در سرزمین ایران قوم عرب چون قوم پارس و ماد و ... ایرانی به حساب میآمدند و اما درباب گوساله پرستی که حرفی وقیحانه است باید این دوستی را در سایت ها دنبال جواب است به مطالعه تاریخ میتراپرستی در ایران و روم ارجاع دهیم چرا که خود اوستا چون عهدین که اصلا گفته و نوشته حضرات عیسی و موسی نیستند نوشته حضرت زردتشت نیست و بیشتر آن با الهام از گاتاهای هندویان و یا کلام مغان بوده و تنها قسمت کوچی از اوستا را به زردتشت نصبت میدهند اما این که گفتید ایران برده دار نبوده رجوع شود به منشور کوروش بزرگ در بابل اما تعصبات سختگیرانه درباب ادیان دیگر در زمان ساسانی کلامی صحیح است زیرا ساسانیان با حمایت از آیین تحریف شده زردتشت که با ادیان یونانی و هندی و آریایی باستانی ترکیب شده بود مانع از نفوذ دیگر ادیان به ایران میشدند و مسیحیان و بوداییان را به جرم خروج از دین اجدادشان اعدام میکردند علت هم واضح است زیرا ایرانیان مسیحی مورد حمایت روم بودند و دولت روم به واسته ایشان در امور کشور ایران دخالت میکرد همانطور که دولت کوشانی در شرق مدافع بوداییان بود. طبق بیان فردوسی و ابوریحان بیرونی ظهور زردتشت در زمان شاه ویشتاسب در زمان پیشدادیان بوده که هرچند مورخین امروزی وجود این سلسله را واقعی نمیدانند اما اسنادی ثابت میکند سلسله پیشدادیان و هخامنشیان یکی هستند و علت تفاوت نامها در آن است که مورخین با توجه به ترجمه های یونانی اسم این پادشاهان را ذکر میکردند و بنا به گفته فردوسی تنها نسخه مککتوب به دست اسکندر سوخته شد و کتاب اوستا صدسال بعد در اوایل دوره اشکانی با استفاده از حافظه ذهنی مردم نوشته شده که خود مطلبی آشکار است که این کار قطعا مطالب کتاب را منحرف کند خصوصا که اشکانیان به دین باستانی مغ که زردتشت به مقابله با آن پرداخته بود بودند و دین میترا را که شاخه ای از همین دین بوده را وارد دین زرتشت کردند این امر در مورد دین رومیان نیز پیش آمد و آپولن خدای اعظم رومیان به آپلومیترا تبدیل شد و بعدها دین میترا در اروپا چنان گسترش یافت که دین پیشین فراموش شد و حتی دین مسیحیت که شاخه ای از یهودیت بود را دچار انحراف کرد و میشود این مطالب را به راحتی در کتب مسیحیت شناسی خواند. درباب کتاب سوزی های عمر بعد از فتح ایران هم به کتاب تاریخ ابن خلدون تاریخ نویس شهیر عرب مسلمان کتب تاریخ نوشته شده دکتر معین و دکتر زرین کوب مراجعه کنید البته این امر هرچند به دستور خلیفه دوم بوده اما امام علی خیلفه را از انجام این کار نهی میکند و این خود گواه این مطلب است که گناه از اسلام نیست و از مسلمانی ماست . درباب ازدواج پیامبر و عایشه نیز در بخاری آمده ابوبکر وقتی دخترش هفت ساله بود به پیامبر دخترش را پیشکش کرد که پیامبر نپذیرفت و بعد از ورود به مدینه با گلایه ابوبکر که چون رسول خدا پیشنهاد ازدواج او را رد کرده کسی به خواستگاری دخترش نمیآید و همین امر باعث میشود پیامبر عایشه را که در آن وقت نه ساله بود به عقد خود در بیاورد که این مطلب نشان میدهد در آن زمان سن ازدواج با الان متفاوت بوده و سند دیگر این مطلب سن ازدواج حضرت زهراست که در منتهی الآمال آمده ایشان را نه ساله میداند شایان ذکر است ازدواج دختران از نه سالگی تا قبل از هجده سالگی عمری عادی بوده چنانچه در باب پسران نیز سن ازدواج شانزده سال به بالا بوده . درباب کشته شدن افراد در جنگها هم این امری عادی بوده چنانچه گزنفون و هرودوت کشتگان جنگهای ایران و لیدی را به هزاران نفر رسانده اند و داریوش اول هخامنشی در کتیبه بیستون کشتار وحشیانه مدعیان تاج و تخت را از افتخارات خود میداند و از بریدن گوش و بینی و کندن پوست اسرا نیز سخن گفته در کتب تاریخ انبیا نیز آمده داوود و سلیمان و یوشع بن نون که هم نبی و هم شاه مردم خود بودند مخالفان خود را میکشتند جنگ داوود با جالوت را مطالعه کنید که طالوت که از سوی خدا و زیر نظر سموئیل نبی حکومت میکرد با اهل کنعان که کافر بودند چه کرد برده داری هم که مورد صحبت بوده هرچند در عهد هخامنشی برای مدت کوتاهی تنها در میان قوم پارس نه کل ایران از بین رفته بود بعدا دوباره از روال عادی مردم شد برده داری در اسلام دارای قانون شد و اصولی درباب چگونگی آن به وجود آمد که پیش تر نبود و اسرا را به عنوان پیش مرگ استفاده میکردند و یا دریونان از برده ها به عنوان مشعل استفاده میشد و از آنجا که مردم داشتن برده را حق طبیعی خود میدانستند اسلام این حق غلط را به شکلی صحیح در آورد و در ماهیت برده را به خادم تغییر داد و این چیزی متفاوت با برده داری غربی بوده و برای دانستن احکام درست آن به آداب کنیز و غلام داری در رساله علامه حلی مراجعه شود و برای درک تفاوت میان برده و غلام تاریخ برده داری مصر باستان و امریکا را مطالعه نکنید امیدوارم دوستان با مطالعه دقیق تر بهتر به اعماق تاریخ و دین پی ببرند

آقا ما زوری اسلام نمیخوایم باید کیو ببینیم من از دین نیاکانم خوشم میاد این همه کشت و کشتار از اسلام کافی نیس? کجای دنیا این همه جنگ و بدبختیه فقط خاور میانه جایی که اسلام هست اروپا هم اینطوریه? آمریکا هم اینطوریه?1400سال پیش چند نفر بخاطر حکومت همدیگه رو کشتن من چیکار کنم بمن چه مربوطه بعد گریه کنیم بزنیم تو سروکلمون

پیشنهاد میکنم اسلام زوری (؟!) بخاید. خیلی عجیبه که با کمال آزادی هرچی بخاید درباره اسلام میگید آخرش هم میگید آزادی نداریم و... خب اگه اسلام، زوری باشه که شما نباید جرأت کنید خلافش حرف بزنید. مثل دین زرتشتی زوری که وقتی قدرت داشت هر کس خلافش حرف میزد سریع سرکوب میشد. مثل مانی و مزدک و پیروانشون که توسط موبدان و شاهان زرتشتی، قتل عام شدند. اما شما به راحتی با اسلام مخالفت میکنید.

مانی قبول اما مزدک واقعا عقاید درستی حداقل از نظر بنده نداشت

اگر اسلام زوری (؟!) نمیخاید هم عیبی نداره میتونید برید زرتشتی بشید. اما بدونید که یکی از مصادیق کردار نیک، همبستری با محارم هست. به نام اهورا مزدا برید زرتشتی بشید. ولی بدونید کارتون خیلی زشته... آدم نباید به مادر و خواهر خودش چشم داشته باشه. نگاه کنید به ۸۰ سند در اثبات همبستری با محارم در آیین اصیل زرتشتی: https://www.adyannet.com/fa/book/25068

ب نام خداوند بخشایشگر چیکارشون داری خداست جواب هرچیزیو میده انشالله اون روز همشونو میبینیم

از زحماتتون متشکریم

ز شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیده است کار که تاج کیانی کند ارزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو التماس تفکر...

حکیم فردوسی میفرماید: منم بندهٔ اهل بیت نبی، ستایندهٔ خاک و پای وصی *** اگر چشم داری به دیگر سرای، به نزد نبی و علی گیر جای *** گرت زین بد آید گناه منست، چنین است و این دین و راه منست *** برین زادم و هم برین بگذرم، چنان دان که خاک پی حیدرم ********* مشاهده تصویر این صفحه شاهنامه از موزه فلورانس ایتالیا: https://www.adyannet.com/fa/news/23623

مولانا: همه شاهان تاریخ، گدای در خانه علی هستند... مطلب را بخوانید: https://www.adyannet.com/fa/news/30824

اقای متفکر ومثلا دانا که حرکت خسرو پرویز رو بد و نابخردانه میدونی ؟ کدوم ادم عاقلی با یک نامه از شخص دیگری در یه کشور دیگه ای اونم عرب بیابان گرد چادرنشینی که نه حکومتی نه هویتی نه مراوده ای هیچ تازه به یه زبان دیگه ای که متوجه نمیشن . حالا یه نفر مدعی پیامبری شده یه نامه فرستاده باید قبول میکرد به نظر شما این عقلانیه از کجا بدونه حامل نامه راست میگه از کجا بفهمه خود محمد که نامه نوشته واقعا پیامبره محمد تو زادگاه خودش مکه که همزبون و همخون بودن همه با هم فامیل بودن میشناختنش قبولش نمیکردن قصد کشتن محمد رو داشتن مجبور به فرار شد رفت یثرب اونوقت شما انتظار دارید پادشاه یه کشور با یه نامه دین و ایین خودش رو عوض کنه نکته : کی گفته که پیامبر ودین اسلام برده داری رو ممنوع کرده ؟ ایا غلام و کنیز همون برده داری نیست وقتی انسانی رو خرید وفروش میکنن شما اسمش چی میزاری؟

1. خسرو پرویز اگر عاقل بود، افراد را می‌فرستاد برای تحقیق. نه اینکه نامه را پاره کند. 2. در همین سایت شواهدی ا متون تایخی و ادبی ارائه کردیم که انوشیروان و بزرگمهر (وزیر انوشیروان) و خسرو پرویز (نوه انوشیروان) همگی به ظهور پیامبر آخرالزمان آگاه بودند و حتی نشانه‌های آن را دقیقاً می‌دانستند. خسرو پرویز به قضیه آگاه بود ولی تکبر در پیش گرفت. برای انسان عاقل، مهم نیست حقیقت در کاخ باشد یا در یک خیمه. در بیابان حجاز باشد، یا در کوه. انسان عاقل در مقابل حققت زانو میزند.

درود و سپاس .خلاصه بحث این است که عرب ها کلا مسلمانها اگر دانسته های اسلام را کتاب اشپزی فرض کنید هر کدام یک سالادی درست کرند می گویند سالاد ما خوب است دست به هر جنایتی هم می زنند .اما ایرانیان که ایین زرتشت دارند مرام و ریشه جوانمردی دارند کلا مشخص است زرتشت ایین درستی داشته که این خلق و خوی نصیب ایرانیان شده .از فرهنگ عرب چیزی حاصل نمی شود .چون اشکال ان زیاد است .به طور کلی ایین عرب کمتر از ایین ما ایرانیان باستانی است .عرب فرد نگر است ایرانی جمع نگر .عرب درخت می بیند .ایرانی جنگل .امید که این جملات راهگشا باشد .

پاسخ به دیدگاه جناب جهانگیر: 1. اختلاف نظر در بستر جامعه بشری، طبیعی است. اما مسلمین شاید در 10 درصد امور با هم اختلاف دارند و در 90 درصد با هم مشترک اند. الله یکی، قبله یکی، کتاب یکی، پیامبر یکی، 90 در صد احکام مشترک و مشابه. این وسط فقط وهابیت که ساخته استعمار است سر ناسازگاری با مسلمین دارد. 2. در جامعه زرتشتی، اختلاف خیلی بیشتر از جامعه مسلمین بوده است. اما موبدان زرتشتی در عصر ساسانی، تمام مخالفین و دگر اندیشان را قتل عام کردند. مثل اعدام مانی و پیروان او به دست موبدان. همچنین اعدام مزدک و پیروان مزدک. در همین سایت سرچ بفرمایید اسناد را ببینید. 3. جناب جهانگیر از رسم جوانمردی گفتند. بله... در ورزش زورخانه‌ای - ورزش باستانی ایرانی، مرام پهلوانان بر این است که زیر بار حرف زور نروند و در برابر حقیقت تسلیم و فروتن باشند. به همین خاطر شما می‌بینید در اشعار زورخانه‌ای هیچ حرفی از کوروش و زرتشت نیست. بلکه اشعار در ستایش علی (ع) و اظهار فروتنی در محضر ایشان است. این نشان می‌دهد پهلوانان زورخانه - که عصاره فضائل ایرانیان و نقطه اوج فرهنگ و ادب و تعالی در تاریخ ایران بوده و هستند- گرایش قلبی عمیق به علی (ع) داشته و دارند. نه به زرتشت و کوروش و خشایارشا. امید که این جملات راهگشا باشد. یا علی

بسم الله الرحمان الرحیم بنام خداوند بخشایشگر بنده انسانم از نسل ابولبشر مجوس یک‌دین خداپرستی بله ولی توی اروپا و بخش کوچیکی از اسیا زرتشت یکی‌از دین های مجوس ولی ب عنوان دین اشتباه کسایی که این حرفارو میزنن خدا بزرگه خدا جواب هربدی و خوبی رو میده بنده معتقدم دین اصلی دین اسلام دین خداست دین حضرت محمد ابراهیم نوح بهتره بگم خدا پرست باشید نه نفس پرست اون روزم تو راه که کل مردم هرج هرج به‌دین خدا دین اسلام وارد میشوند و بعد این روز هم جواب حساب رسی حواسمون باشه از اعمالمون رفتارمون چون بعد مرگ سوالی ازت پرسیده نمیشه فق بت نشون داده میشه چیکار کردی و چیکار نکردی بنام خداوند بلند مرتبه اوست پرودگار جهانیان اوست مالک کل جهان هستی.

صفحه‌ها

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.