مکاتب اهل سنت
لعن به معنای دعا برای دوری از رحمت خداوند، یکی از دستورات قرآنی و روایی است که شیعه و سنی به آن معتقدند. در کتابهای معتبر اهل سنت، روایاتی مبنی بر لعن موجود است، که رسول خدا (ص) یا صحابه، ظالمین یا برخی دیگر از صحابه را لعن کردهاند. شیعه به پیروی از قرآن و سنت نبوی برخی را لعن میکند، ولی دشنام به مقدسات را جایز نمیداند.
هدف از بعثت انبيا، ارشاد و هدايت مردم به مصالح ومفاسد واقعى است تا با عمل به دستورهاى شرع، تزكيه وتربيت شده، به كمال شايسته انسانى برسند.اين هدف بدون عصمت پيامبر از سهو و خطا حاصل نمىگردد، زيرا در غير اين صورت، ارشاد به مصالح و مفاسد واقعى نخواهد بود، و تصديق سهو كننده و خطاكار، نقض غرض از ارسال پيامبران است.
این همه تناقض ونسبت ناروا به پیامبر میزنند و میگویند علما اتفاق نظر دارند به اینکه صحیحترین کتابها پس از قرآن کریم صحیحین است وامت اسلامی این مطلب را قبول دارند وکتاب بخاری صحیحترین آن دو ودارای بیشترین فوائد است. کدام امت اسلامی این مطلب را قبول دارند؟ کدام مسلمان میتواند این نسبتهای ناروا به پیامبر را قبول کند؟
شیعه سب و فحاشی را جایز نمیداند، زیرا اهل بیت عصمت و طهارت (صلوات الله علیهم اجمعین) از فحاشی منع کردهاند، هر چند شیعه ظالمین را لعن میکند و معنای لعن غیر از سبّ است؛ بلکه لعن نوعی دعا برای دوری از رحمت الهی است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیز لعن میکرده است از این رو شیعه با توجه به سنت رسول خدا ظالمین را لعن میکند.
روایت معتبری در کتب اهل سنت ذکر شده است که پیامبر اکرم فرمودند: «ای علی! به درستیكه هر كس از من جدا شود، از خداوند جدا شده است، و هر كس از تو جدا شود، از من جدا شده است.» درباره سند این روایت باید گفت که حاكم نيشابوری در «المستدرك علي الصحيحين» بعد از ذکر این حدیث میگوید: «این حدیث صحیح السند است».
فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) بسیار فراوان است. به حدی این مناقب از زبان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بیان شده است که قابل انکار نیست. و حتی بسیاری از کسانی که به حضرت علی(علیه السلام) اعتقاد ندارند، مجبور به اعتراف شدند. یکی از آن روایات فضائل، حدیث خاصف نعل(وصله زننده کفش) است.
در احادیث مختلف به وضوح خلافت امیرالمومنین ثابت شده است ازجمله روایت غدیر و ... اما در اینجا شبهاتی وارد میشود که کلمهی ولی که در این روایات آمده است، به معنای دوست بوده است و معنای غیر از این را شامل نمیشود. اما با ذکر روایتی از سخنان خلفا روشن میشود که معنای کلمهی ولی دوست نیست، بلکه معنای واقعی آن همان معنای خلافت است.
احادیث فراوانی در کتاب معتبرصحیح بخاری موجود است که حتی با احادیث دیگر خود تناقض آشکار دارد و بسیار ضعیف است. درحالیکه خود امام بخاری میگوید احادیث این کتاب را از بین ششصد هزار حدیث انتخاب کردم وآن را در شانزده سال نگاشتم وبین خود و خدا حجت قرار دادم وتنها احادیث صحیح را وارد کردم واحادیث صحیح دیگر را ترک کردم.
عبدالله بن مسعود از کسانی بود که در اسلام آوردن از سابقین بود که 23 سال همراه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده و آنقدر ملازم آن حضرت بوده، که گمان مینمودند از اهل بیت ایشان است، معقول نیست که در مجموع 848 حدیث داشته باشد، و با این تعداد حدیث، از اعلم اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شمرده شده باشد.
علمای اهل سنت از عبدالله بن عمرو بن العاص، در کتابهای خود، 700 حدیث نقل کردهاند. ابوهریره در مورد او میگوید: «هیچکس از اصحاب پیامبر (ص) بهاندازهی من حدیث از پیامبر نگفته، مگر عبدالله بن عمرو؛ زیرا او احادیث را مینوشت و من نمینوشتم.»؛ ولی میبینیم احادیث نقل شده از ابوهریره، چندین برابر احادیث عبدالله است.
عبدالله بن عمر، نزد علمای اهل سنت، از فقهای اصحاب شمرده میشود، با توجه به حالی که از او نقل نمودهاند، که چنان در جمعآوری فعل و قول پیامبر اهتمام داشت که ترس دیوانه شدنش بود، و اگر غائب بود، سؤال میکرد و چیزی از سنت، از دست او نرفته است. ولی جای تعجب است که احادیث نقل شده از عبدالله بن عمر، کمتر از ابوهریره میباشد.
عبدالله بن عباس، پسرعموی پیامبر در شعب ابیطالب بهدنیا آمد. پیامبر اکرم (ص) برای او دعا کرد که خدا به او حکمت و دانش بیاموزد؛ وقتی برای عمر معضلی پیش میآمد، برای حل آن مشکل، به ابن عباس رجوع میکرد و ابن مسعود او را بهترین مترجم و مفسر قرآن کریم معرفی نموده است؛ با این اوصاف برای او 1660 حدیث نقل کردهاند.
ابوذر غفاری در اوائل دعوت رسول خدا (ص) ایمان آورد و اولین کسی بود که اسلام خود را آشکار نمود. ولی فقط 281 حدیث به او نسبت داده شده است؛ او هم از نقل سنت رسول الله (ص) منع شد، ولی کسی نبود که از نقل احادیث خودداری نماید، که عاقبت به همین جرم به بیابان ربذه تبعید شد و در همانجا از دنیا رفت و علم و سنت کثیری را با خود برد.
از سلمان فارسی، صحابه بزرگ پیامبر اکرم (ص) که بنا به اعتراف عایشه، مجلس آموزش و تعلیم خصوصی با پیامبر (ص) داشته است، و دریایی پایان ناپذیر شمرده شده و علمش به علم لقمان حکیم تشبیه شده، که از علم سیراب گشته است، فقط شصت حدیث در کتب اهل سنت نقل شده است. از این شصت حدیث، بخاری چهار حدیث و مسلم پنج حدیث را در صحیح خود آوردهاند.