جانشينان محمد بن نصير نميري

  • 1392/11/05 - 09:12
بعد از وفات محمد بن نصير نميري دو تن از شاگردان برجسته وي که ايراني بودند راه وي را ادامه داده و باعث ترويج افکار باطل وي شدند.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ پس از فوت محمد بن نصير در سال 259 ه ق، در منابع نصیریه نام دو چهره ایرانی در ردیف یاوران وی می یابیم:
1-ابوالقاسم جنید بن محمد قواریری نهاوندی، متوفای 279 ه ق، از شاگردان شافعی که به بغدادی نیز معروف است.
2-ابوعبدالله محمد بن جندب 235-287 ه ق، صاحب کتاب الایضاح فی سبیل النجاح از قریه جنبلاء عراق عجم که جانشین وی گردید. القاب وی "الفارسی" و "العابد"، "الزاهد" بود. پس از او حسین بن حمدان خصیبی علوی 260-346 ه ق، که با استادش در قریه جنبلاء[1] در ایران ساکن شده بود به عراق رفت و سپس به سوریه قدم گذاشته و به تبلیغ مسلک جنبلائیه همت گماشت.[2] خصیبی داراي تالیفاتی است که معروف ترین آنها کتاب هدایه الکبری می باشد. وی معاصر با سیف الدوله حمدانی بوده است.[3]
خصيبي همراه با انتشار تعاليم اش به طور گسترده به ايران و سوريه مسافرت کرد و در حلب که تحت حکومت سلسله شيعه حمدانيان بود، سکونت گزيد. مطابق منابع موثق نصيري خصيبي نظر مساعد حاکم حمداني سيف الدوله را بدست آورد تا به او در تبليغ تعاليم‌اش کمک کند. خصيبي مريدانش را به ايران، عراق، مصر و مناطق اطراف فرستاد تا تعاليم‌اش را منتشر کنند.
خصيبي نماز نصيريان را تکميل کرد و در بسياري از کشورها به طور گسترده آموزش داد. وي در بعضي اشعارش سوريان را که به پيامش جواب ندادند هجو کرده است و گويد:«من تنفر دارم در سرزمين شام بمانم. ممکن است نفرين سرور همه موجودات آن ها را بر گيرد.»[4]
خصيبي به بغداد رفت و در آنجا به تعليم علني مشغول شد اما حاکم شهر او را زنداني کرد و او موفق شد در تاريکي فرار کند و گويا بدست دختر زندانبان آزاد گرديد و سپس کليد ها را سر جاي خود قرار داد.[5] خصيبي تعليم مي داد که محمد صلي الله عليه و آله همان مسيح است و مسيح هر يک از پيامبراني بوده که به دنيا آمده اند و مادران پيامبران پيشين جز همسران نوح و لوط، تجلي هاي سلمان فارسي بودند و حضرت علي عليه السلام در هابيل، شيث، يوسف ... تجسم يافت.
خصيبي 51 مريد داشت که مشهور ترين آنها علي جيلي (نماينده علي بن عيسي جزري) و قطني بودند.[6] هر نصيري که نسب نامه اش به يکي از اين مردان منتهي شود يک برادر خصيبي خواهد بود. برخي از آداب مشترک نصيريه و قرامطه عبارت است از پنجاه بار سجده هنگام نماز در يک روز، اختصاص 51 دارائي شان براي مصرف برادرانشان، جشن اعياد مهرگان و نوروز.[7]
در بين علماي معاصر و يا قريب العهد با خصيبي ابن غضائري و کشي و نجاشي او را رد مي‌کنند. نجاشي وي را قائل به حلول و تناسخ و مدافع نصيريه مي‌شناسد. از علماي قريب العهد ما صاحب اعيان الشيعه سعي مي کند که شبهات آنها را توجيه کرده و وي را از مولفان شيعه محسوب کند.[8] حتي مولف سوري مي گويد:«پيروان خصيبي در ايران در شهرهاي کرند، ذهاب، زنجان، قزوين، تهران و حومه زندگي مي کنند.»[9]
روش حسين بن حمدان خصيبي و وکلايش اين بود که ابتدا غير مسلمانها را به اسلام دعوت مي‌کردند و پس از قبول تشيع افرادي که اهل بيت داشتند به طريقه جنبلاييه (نصيريه) وارد مي‌کردند.[10] خصيبي در سال 346 ه ق در حلب وفات يافت و آرامگاه وي معروف به شيخ بايراق است.
بنظر مي رسد اختلاف علماي شيعه درباره خصيبي و همفکرانش به خاطر دو مرحله اي بودن شيوه ابراز عقيده آنها بوده است. بعضي از سران اهل حق هاي کنوني نيز همين روش را دارا مي‌باشند. آنها مسائلي را که جزء مسلمات دين اهل حق است مانند تناسخ نزد افراد مبتدي انکار مي‌کنند.
در نتيجه مي توان فهميد که چطور پيروان اين فرقه زياد مي‌شوند. ايشان ابتدا غير مسلمانان را به اسلام دعوت کرده، و به محضي که اسلام آوردند اين نو مسلمانان را به آيين و فرقه گمراه خود فرا مي‌خوانند.

منابع:
1-جنبلاء می تواند "گنبله" از توابع تویسرکان هم باشد که مجاور روستای اهل حق نشین قلقل است. اگر چه در معجم البلدان ج 2، ص 168 آن را شهری در بین کوفه و واسط در جنوب عراق می دانند. لیکن در این صورت او اهل عراق عرب می شد، نه عراق عجم و چون حرف "گ" در عربی وجود ندارد پس آن را جنبلاء می خوانند.
2-محمد امین غالب الطویل، تاریخ العلویین، ناشر دارالاندلس، بیروت، لبنان، ص 256؛ علی عزیز ابراهیم، العلویون و التشیع، الطبقژعه الاولی، الدار الاسلامیه، الدار الاسلامیه، بیروت، 1413 ه ق، ص 130
3-همان
4-سليمان اداني در البکوار، ص 16
5-همان
6-همان
7-المختصر الدول، صص 14-50
8-اعيان الشيعه، ج 5، ص 491
9-العلويون و التشيع، ص 130
10-تاريخ العلويون، ص 261
11-نورعلي الهي، آثار الحق، ج 2، ص 347

 

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.