ازدواج با محارم در دین زرتشت، آری یا خیر؟

  • 1391/12/06 - 03:30

قول موبد نیکنام , موبد آذرگشتسب: که ازدواج با محارم در دین زرتشت وجود ندارد ، جواب دارد.

از جمله بحثها و مواردی که زرتشتیان نسبت به جوامع و ادیان با آن مواجه هستند ، بحث ازدواج با محارم است که زمان زیادی است که این ایراد بر جامعه زرتشتیان نسبت داده می شود و در این بین دو دسته نظریات وجود دارد:

عده ای که عمده آنها زرتشتی هستند ، این ازدواج را در دین زرتشت رد می کنند و بیان می دارند که چنین ازدواجی در ایران باستان و دین زرتشت وجود ندارد.

در مقابل، عده ای که بر این باورند، در دین زرتشت ازدواج با محارم وجود داشته، به چند متن از منابع زرتشتیان اشاره کرده اند.

ابتدا قولی از افرادی که ازدواج با محارم در دین زرتشت را قبول ندارند بیان می کنم:

سوال:

آیا دین زرتشت ازدواج محارم را جایز می داند؟

پاسخ کوروش نیکنام:

خیر، زرتشتیان زناشویی با نزدیکان را ندارند . یکی از تهمت های ناروای دشمنان فرهنگ ایران، ازدواج با محارم در سنت ایران باستان است که دروغی بیش نیست ، در مورد بینش زرتشت دراین باره به هات 53 از گات ها بیندیشیم که پیام آور ایران به دخترش پورچیستا می گوید جاماسب ( که از نزدیکان نیست وبیگانه است ) به خواستگاری تو آمده است من او را در دین داری تایید می کنم ولی تو با خردمندی و اختیار اگر مایلی او را به شوی خود بپذیر. و این نشان از باور به سنت زن و شویی در فرهنگ زرتشتیان است.و هیچگاه در تاریخ زندگی زرتشتیان ازدواج با نزدیکان مشاهده نشده است .

نکته :

در مورد پاسخ کوروش نیکنام چند نکته قابل تامل است:

۱-آقای نیکنام به جای اینکه پاسخ سوال را بیان کند ، آن را تهمت می داند!! سوال در مورد بحث ازدواج با محارم و باید آقای نیکنام پاسخ شبهات را بدهد ولی بجای آن این مطلب را تنها تهمت می داند و از پاسخ دادن آن به نوعی طفره می دهند.

۲-آقای نیکنام تنها موردی از اشو زرتشت و دخترش را بیان می کند و آن را دال بر  فرهنگ زرتشتیان می داند و نتیجه می گیرد که در تاریخ زندگی زرتشتیان ازدواج با نزدیکان نبوده است. آیا به نظر شما این پاسخ کاملی می باشد ؟

حال سوالی باقی است که آیا پاسخ نیکنام در جواب سوال ، درست می باشد ؟ آقای نیکنام در عوض پاسخ ، این مقوله را تایید می کنند و بهتر می بود بجای بیان سخن زرتشت در مورد ازدواج ، شبهه را بیان می داشتند.

در ادامه ، قول آقای آذر گشتسب که ازدواج محارم را در ایران باستان و دین زرتشت قبول ندارند بیان می شود، در حالی که این مطلب هم خالی از ایراد نمی باشد.
آقاى آذرگشتسب مى گوید: یكى از اتهاماتى كه به پدران نامدار ما نسبت داده اند تهمت نارواى زناشوئى با نزدیكان است كه از سوى دشمنان ایران و افرادى كه از مذهب ایرانیان باستان اطلاع عمیق نداشته اند، به نیاكان نامدار ما وارد آمده و آنها را به ارتكاب این عمل زشت ، متهم نموده اند. این افتراء نخست از سوى یونانیان كه با پدران ما دشمنى دیرینه داشته اند به منظور خاصى به آنها نسبت داده شد و قرنها بعد پس از آنكه خاك پاك ایران لگدكوب سم ستوران اعراب گردید، اینان نیز تا آنجا كه توانستند به این آتش دامن زدند، و در قرن اخیر چند تن از خاورشناسان و اوستادانان غربى ، با پیدا كردن واژه اوستائى ((فیتودت)) به خیال خودشان به این موضوع - تهمت - صحه گذاشتند، و ما اینك مى كوشیم تا به این تهمت ناروا كه پایه و اساسى ندارد با عقل و منطق جواب گوئیم و براى اینكه نوشته و ترتیب خاصى برخوردار باشد،........ به تهمت هاى وارده یكى پس از دیگرى با دلیل و منطق پاسخ مى گوئیم ، .........

بررسی سه مورد تاریخی:

۱-ازدواج كامبوزیا (کمبوجیه) با خواهر خود
نخستین نویسنده اى كه راجع به این موضوع مطلبى نوشته و این تهمت را به پادشاه بزرگ هخامنشى وارد نموده ، هرودت (484-409 پیش از میلاد) است . این نویسنده شرح قضیه را در كتاب خود به این مضمون آورده است : دومین خطایى كه كامبوزیا (کمبوجیه) مرتكب شد، كشتن خواهرش بود كه او را به مصر آورده و با او مانند یك زن زندگى مى كرد، گرچه او خواهرش بود و از یك پدر و مادر.
طرز ازدواج آنها بدین طریق بود كه پیش از این ، ازدواج برادر و خواهر مرسوم نبود؛ ولى كامبوزیا كه عاشق خواهرش شده بود، با اینكه مى دانست كه این كار غیر عادى است ، معهذا نمى توانست از آن چشم بپوشد. بنابراین پس از مدتى ، این مطلب را با قضات سلطنتى در میان نهاد و از آنها چاره جوئى كرد. داوران از پادشاه سه روز مهلت خواستند تا قوانین كشور را بررسى كنند. پس از پایان مهلت به حضور شاه شرفیاب شده ، به عرض رساندند كه در كلیه قوانین موجود نتوانستند قانونى بیابند كه خواهر را بر برادر حلال كند، ولى قانونى وجود دارد كه مى گوید: شاه سایه خدا است و فوق قانون است ! بنابراین او مى تواند به تمایل خود جامه عمل بپوشاند.
آنچه از این نوشته بدست مى آید این است كه در ایران باستان ازدواج با محارم نه سابقه كشورى داشته و نه سابقه در قوانین مذهبى . بنابراین هرودت گفته اش جز یك تهمت بیش نبوده ، ولى متاءسفانه نویسندگان دیگر كه بعد از هرودت آمده اند این مطلب را ناقص و با غرض خصمانه به مذهب زرتشت نسبت داده اند و پدران ما را متهم به عمل زشت ازدواج با محارم نموده اند.

نکته:

در این پاسخ چند مورد وارد می شود:

اولا اگر منظورتون از نداشتن سابقه کشوری ، این است که این مطلب در داخل ایران صورت نگرفته است ، پس خود اشو زرتشت هم که در خوارزم متولد یافته هم از بحث ایران خارج می باشد؟ غیر از این منطقه مصر هم در آن زمان جزو امپراتوری ایران بوده است؟

دوما مطلب شما در مورد تهمت خواندن سخن هرودت هم نوعی تهمت است چون پاسخ قانع کننده ای بیان نداشتید.

سوما، واقعا مطالبی که از ایران باستان و تاریخ و عقاید آن بدست زمان امروزه رسیده به چه طریق بوده است؟ آیا همین یونانی ها و غرب شناسان برای فهم ایران باستان زحمات زیادی نکشیده اند؟

۲-ازدواج اردشیر دوم با دختر خود

نخستین نویسنده یونانى كه به این موضوع اشاره نموده (( كتزیاس )) است كه در سال 440 قبل از میلاد مى زیسته است  نوشته هاى او در دست نیست ، ولى پلوتارك كه در سال 66 بعد از میلاد به دنیا آمده در رابطه با زندگى اردشیر دوم ، پادشاه هخامنشى به استناد گفته كتزیاس ، این پادشاه را متهم به ازدواج با دخترش مى كند. پلوتارك در این باره مى گوید:

اردشیر دوم - ارتاكزرس - یك كار كرد كه كلیه بدى هاى او را نسبت به یونانیان جبران كرد و آن كشتن - تیسافرن - دشمن بزرگ یونان بود كه پادشاه به اصرار مادرش ، پریزاد، تیسافرن را كشت ، و چون پادشاه این كار را به اصرار مادر و طبق تمایلات او انجام داد، مادرش از آن به بعد مى كوشید كه پادشاه را از خود راضى نگهدارد و در هیچ كارى برخلاف میل او رفتار نكند. پریزاد بارها دیده بود كه پادشاه نسبت به یكى از دخترهاى خود - آتوسا - علاقه زیادى دارد ولى مى كوشد كه این عشق و علاقه را از مادر خود و مردم پوشیده دارد. پریزاد، پس از اطلاع از این موضوع كوشید تا نسبت به نوه اش - آتوسا - علاقه بیشترى نشان دهد و هر وقت فرصت مى یافت ، از زیبائى و حسن رفتار او نزد پادشاه سخن فراوان مى گفت و او را لایق پادشاه مى دانست تا سرانجام ، شاه را تحریك كرد تا با او ازدواج كند.

پاسخ آقای آذرگشتسب: در اینجا باز مشاهده مى شود كه شاهنشاه از اینكه به دختر خود عشق مى ورزد، همواره مى كوشد تا این عشق را از نظر مردم پوشیده دارد، چون از مردم و مادرش خجلت مى كشد، و عاقبت اردشیر به تحریك مادرش كه زن جاه طلب و بدجنسى بود، به این كار اقدام مى ورزد.

 نکته:

لازم به ذکر است، یکی از منابع برای تاریخ نویسان امروزی ، سخنان نویسندگان یونانی می باشد.

پاسخ آقای آذرگشتسب , بیشتر دلالت دارد که این عمل صورت گرفته , هرچند که مخفیانه می باشد ، و ایشان در رد این مطلب سخنی را بیان نداشته اند.

نسبت به اینکه آقای آذر گشتسب در مقام پاسخ گویی و رد این مطلب هستند ، ولی جواب ایشان دال بر رد این مطلب نیست بلکه بر صورت گرفتن این ماجرا دلالت دارد.

۳-ازدواج قباد با دختر خود

موضوع ازدواج قباد با دخترش را اولین بار ((آگاتیس)) كه در عهد پادشاهى انوشیروان مى زیست ، عنوان نموده است كه قباد پدر انوشیروان با دختر خود به نام ((زنبق)) ازدواج كرده ولى بدین موضوع نه فردوسى روانشاد در شاهنامه اش اشاره كرده و نه تاریخ نویسان عرب و دیگر تاریخ نگاران و حتى پروفسور رالینون مترجم تاریخ هرودت به انگلیسى ، در این باره چیزى ننوشته است . اگر شبهه را قوى بگیریم ممكن است بگوئیم كه قباد تحت تأثیر آئین مزدك قرار گرفته و این كار را كرده است ، زیرا مى دانیم در زمان پادشاهى قباد، شخصى به نام مزدك پیدا شد و ادعاى پیامبرى نمود و عده اى از مردم ایران ، از جمله قباد، دین و آئین او را پذیرفتند.

دینى كه مزدك عرضه داشت بر اساس اشتراك در همه چیز دور مى زد. مزدك مى گفت: خداوند همه چیز را براى همگان آفریده است ، و نباید آن را به شخصى معین اختصاص داد. دین جدید با قوانین اشتراكى خود به اساس قانون مالكیت و زناشویى و مراسم و سنن خانوادگى ایرانیان لطمه بزرگى وارد نمود و آن را سست كرد.

پاسخ :آگاتیاس مى گوید: عمل ازدواج با محارم اخیرا در ایران پیدا شده و همه این خلاف قانونها و بى نظمى ها، در اثر تعلیمات دین مزدك در ایران پیدا شده بود كه با خلع قباد از پادشاهى و كشته شدن مزدك و مزدكیان ، ریشه كن شد ، و پیش از پادشاهى قباد و ظهور مزدك ، عمل ازدواج با محارم در ایران ، متداول نبوده و به قول آگاتیاس ، اخیرا شیوع یافته است.

نکته:

در پاسخ این مورد هم آقای آذرگشتسب این مطلب را از یونانیان می داند و همین را موجب رد آن می داند  با اینکه یکی از منابعی که در شناخت ایران باستان و تاریخ آن ، مورد استفاده موخان می باشد ، سخن یونانیون می باشد.

با اینکه آقای آذرگشتسب در مقام رد بحث ازدواج بامحارم هستند ، باز هم وقوع این ماجرا را اثبات می کنند که این مورد ازدواج با محارم صورت پذیرفته است.

چرا آقای آذرگشتسب در تمامی این موارد تاریخی که می خواهند این ادعا ها را رد کند ، آنها را اثبات می کنند ، این دلالت بر چه دارد؟ وجود ازدواج با محارم ، یا عدم وجود آن؟

 

پی نوشت:

1- سایت موبد کوروش نیکنام

2- کتاب نوروز تا نوروز, موبد کوروش نیکنام

3- مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان, موبد اردشیر آذرگشسب.

 

لینک مرتبط:

اسناد ازدواج با محارم در آیین زرتشتی

 

تولیدی

دیدگاه‌ها

این دروغ ها رو به دین ما نچسبونید ... به هیچ وجه ازدواج با محارم تو دین ما وجود نداشته و نداره ازدواج کمبوجیه ک شما اینجا بهش اشاره کردید هم تویه خود تاریخ بهش اشاره کامل شده ک نزد پارسیان پسندیده نبوده و در تضاد با ایین و رسومات بوده ...

80 سند در اثباتِ همبستری با محارم در آیین زرتشتی: [http://www.adyannet.com/fa/book/25068]

این لینک ها را برای مطالعه شما قرار می دهم، و امیدوارم بعد از مطالعه نظرتون تغییر کند: http://www.adyannet.com/fa/news/22973 http://www.adyannet.com/fa/news/13715 http://www.adyannet.com/fa/news/13013 http://www.adyannet.com/fa/news/1141

ی سوال دارم اگه گفتید:از نظر اسیبهای روحی روانی و جسمی ازدواج با محارم پرخطرتراست یا تجاوز به زنان کفار؟!!!

در شریعت زرتشتی هم تجاوز به زنان غیرزرتشتی وجود داشت (https://www.adyannet.com/fa/news/5970) و هم همبستری با محارم: (https://www.adyannet.com/fa/book/25068)

سلام میگما اقا سامآن چرا ما زرتشتیها نمیتونیم سایتی مثل شما داشته باشیم و درباره دینتون نظر بگیریم

صدها سایت و شبکه شبانه روز علیه اسلام مشغول فعالیتند. از جمله چند مورد از این شبکه‌ها و سایت‌ها وابسته به نهادهای زرتشتی هستند. حتی یک موبد زرتشتی که نامش محفوظ است، علنا به کارهای ضد اسلامی مشغول است و جالب اینکه راحت بین ایران و فرانسه در حال رفت و آمد است. امروز بیش از 30 کانال تلگرامی و پیج اینستاگرامی وابسته به زرتشتیان و باستانگرایان علیه اسلام فعالیت میکنند.

زرتشتیها این رسم رو اگر به گفته شما وجود داشته رو کنار گذاشتند اما چرا مسلمانان همچنان به قتل و غارت زنان ادامه میدهند؟

بخش اول کامنت شما مرتبط به پُست و بخش دوم بی‌ربط (و مصداق منحرف کردن بحث است) و لذا لزومی ندارد که به آن پاسخ بدهیم. اما جهت تنویر عرض میکنیم: موبدان زرتشتی تا وقتی که قدرت سیاسی و اجتماعی داشتند، همبستری با محارم را ترویج میکردند و علاوه بر این، در شرق و غرب فلات ایران همه جور غارتگری و قتل و جنایت را مرتکب شدند. برای نمونه به کتیبه موبد زرتشتی در حاجی آباد فارس توجه کنید. همچنیبن به متون فارسی میانه متعدد که اگر بخواهید هر مقدار سند ارائه میکنیم. اما امروز موبدان و سران زرتشتی قدرت سیاسی و اجتماعی ندارند و طبیعی است که نمیتوانند جنایات سابق را مرتکب شوند (گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه پیف پیف بو میده). اما درباره مسلمانان، با اینکه بسیاری از مسلمانان قدرت و ثروت دارند، اما نه قتل میکنند و نه غارت. شاید کمتر از 1 درصد مسلمانان دست به این کارها بزنند، شما 99 درصد را به خاطر خلاف 1 درصد متهم میکنید و این شیوه منطقی نیست. اسمتان هم "سیدعلی" نیست. لطفاً از اسم و رسم خودتان مایه بگذارید.

اسم من سید علی صفوی است و این رو بدونید که اگر کمی از قران رو خونده بودید دیگر به ادیان الهی توهین نمیکردید! مجوس همرده با یهود و نصرانی در قران ذکر شده بنظر تعصب چشک شمارو کور کرده!خودتون هم نوشتید موبدان زرتشتی وقتی به قدرت رسیدند این گونه ازدواج رو ترویج دادند!

شما که قرآن خواندید مگر در سوره انعام آیه 156 نیامده که از میان ادیان قبل از اسلام, فقط مسیحیان و یهودیان اهل کتاب آسمانی هستند؟ اولاً زرتشتیان فرقه ای از مجوس هستند (نه خودِ مجوس / نه مساوی مجوس) ثانیاً در سوره حج, آیه 17 اصلاً نگفته مجوسیان مثل یهودیان و مسیحیان اهل کتاب هستند, فقط گفته خدا روز قیامت به حساب آنان می‌رسد. کجای این افتخار است؟ این آیه مردم را به 3 دسته تقسیم کرده است. مؤمن, کافر و مشرک. مجوسیان را جزو کفار آورده است. در آیات متعدد قرآن, مسیحیان و یهودیانی که ندای اسلام را شنیدند ولی ایمان نیاوردند لعنت شدند. اگر میفرمایید مجوسیان همرده اینها هستند, باز هم این افتخاری برای آنان نیست.

اگر گفته ما مبنی بر اینکه موبدان زرتشت این مورد را ترویج دادند قبول داشته باشید، و درست باشد، آیا به چه چیز دیگر در این دین می توان اعتماد کرد؟ آیا مطلبی در دین زرتشت می توانسته از دست تحریف و اضافه سازی موبدان سالم بماند؟

دوستان عزیزم بد نیست به این احادیث هم نظری بیفکنید علی (ع) بر فراز منبر گفت سلونی قبل ان تفقدونی، اشعث بن قیس برخاست و گفت ای امیرالمؤمنین چگونه از مجوس جزیه گرفته می شود در حالی که کتاب آسمانی بر آن ها نازل نشده و پیامبری نداشته اند. علی گفت آن ها کتابی داشته اندو خداوند در میان آن ها پیامبری مبعوث فرمود در شریعت آن پیامبر ازدواج با محارم جایز نبود، یکی از پادشاهان آنها، در یک شب که مست بود، درحال مستی با دختر خویش درآمیخت مردم آگاه شدند و شورش کردند و گفتند اکنون لازم است بر توحد جاری کنیم. آن پادشاه نیرنگی اندیشید و دستورداد همه جمع شوند و سخن او را بشنوند اگر نادرست بود هر تصمیمی خواستند بگیرند. مردم گرد آمدند،او گفت: شما همه می دانید که در میان مردمهیچ کس به پای پدر و مادر ما آدم و حوا نمی رسد،مگر نه این است که این دو تن که صاحب دختران وپسران شدند همه آن ها با یکدیگر ازدواج کردند.مردم قانع شده و از آن پس ازدواج با محارم در بین آن ها مرسوم شد. (برای اطلاعات بیشتر در این خصوص نگاه کنید به خویدوده)روایات و اخباری هم وجود دارد که طرز رفتار و برخورد با مجوسیان را نشان می دهد از جمله روایتی است که نقل شده مردی در حضور جعفر صادق از شخص دیگری پرسیدکه با آن مردی که از او طلبکار بودی چه کردی؟ آن مرد گفت او یک ولد الزنائی است. صادق سخت برآشفت که این چه سخنی بود. آن مرد گفت قربانت گردم او مجوسی است و مادرش دختر پدرش است،لذا هم مادر و هم خواهرش می باشد پس قطعاولدالزنا است. صادق گفت مگر نه این که در دین آن ها این عمل جایز می باشد و او به دین خود عمل کرده است و تو حق نداری او را ولد الزنا بخوانی.

اگر بر فرض محال یک یا دو به هر حال تعداد محدودی از پادشاهان بامحارمشون ازدواج کردن دلیلی میشه که اسلام دین قتل و کشتار و خونریزی برده گیری کنیز گیری و غلام گیری ، لذت بردن از همسر ۹ ماهه نیست داداش با ایراد گرفتن از لباس من اخلاق گند شما درست نمیشه

در تمامی ماجراهایی که ذکر کردید به این موضوع اشاره شده که در جامعه عمل زشت و ناپسندی محسوب میشده و اینکه عاملان این کار از نفوذ و قدرت و جایگاهشون استفاده کردن تا قانون رو به نفع خودشون بشکنند پس این مسایل دال بر مجاز بودن در جامعه آن زمان ایران و دین زرتشت نمیتونه باشه مخصوصا که قانون گریزی یک نفر رو نمیشه به جامعه ربط داد همونطور که ما میدونیم بسیاری خلفای اموی و عباسی شراب میخوردن پس باید بگیم در اسلام شراب مجازه؟ یا متوکل خلیفه عباسی با دخترش سکس داشته پس باید نتیجه بگیریم در اسلام سکس با دختر حلاله؟

ما ایرانی هستیم به غیر از بهایی های کثیف کسی این عمل شنیع رو انجام نمیده چرا سعی میکنی به اقلیتها توهین کنی ما مسلمانیم زرتشتیها هم درسته اقلیتن ولی این کار درست نیست

دردين زرتشت ازدواج پسرعموبادخترعمو،پسرخاله بادخترخاله وپسردايي بادخترعمه حرام است وانوقت عده اي خائن وطن فروش ميگن زرتشتي هاادواج بامحرام دارند

محمد: سلام بر همه ای دوستان وپویندگان راه حقیقت زرتشت عصابه اب نزد تا رود نیل رابشکافت زرتشت دم مسیحا هم نداشت تا مرده ای زنده کند زرتشت وعده ای بهشت وحوریان بهشتی هم نداد زرتشت دستور کشتار کسانی که اموزه هایش راهم نمی پذیرفندرانیز ندادزرتشت راکسی از اسمان نفرستادوبه اسمان هم نرفت زرتشت تنها یک چراغ روشن کرد تا جلوی پایت راببینی پندار نیک..گفتارنیک...کردارنیک

جناب محمد، اینکه زرتشت این چیزها را + خیلی چیزهای دیگر را نداشت، نشانه ضعف است (شما هم که وکیل وصیّ جناب زرتشت نیستید. پس شارلاتان‌بازی درنیاورید. چون زرتشتی‌ها شما را جزو آدم حساب نمیکنند ولذا نیازی نیست به خاطر زرتشت، دروغ سر هم کنید). اما بعد! زرتشت هم در راه حق، حکم قتل صادر کرد . طبق ادعای منابع زرتشتی، کسی از آسمان، زرتشت را به سوی بشر فرستاد و به آسمان هم رفت. کلاً کاری به زرتشت ندارید پی عقده‌گشایی هستید. قبل شما هر کی این راه رو رفت تهش مبدّل به کود حیوانی شد. در راهی که پیش گرفتید موفق باشید.

محمد : محمد: خدمت سرکار عالی اقا سامان عرض کنم بنده منظوراز نوشتن این مطلب نه جانب داری از زرتشت بوده ونه نسبت دادن معجزه ای به ایشان ضمنا خدمت شما دوست عزیز خاطر نشان بشوم که امدن تمامی پیامبران از سوی خدا نسبت به مکان وزمان خود متفاوت بوده وهرچند همگی برای ارشادونشان دادن راه درست زندگی به انسان مبعوث شده اندولی تنها یک پیامبروان هم حضرت محمدص رسالت جهانی داشته وداردوبنده به عنوان یک معتقد به دین احترام به تمامی ادیان الهی رانه فقط وظیفه ای دینی وشرعی بلکه واجب هم می دانم هر چند جواب شمامغرضانه وبنده رو نا عادلانه قضاوت کردید درپناه حق پیروز وپاینده باشید

این همه شواهد و اسناد ازدواج اریایی ها با محارم نمی شود نادید گرفت هر چند برخی نپسندند.در مورد ادم و حوا هم یه مقدار مطالعه فرمایید چیزی علم می گوید کاملا واضح است که ادم و حوا نخستین انسان های برگزیده و شعور داده شده بودند و به غیر از ان ها انسان های دیگری نیز می زیسته اند.

دوستان اریایی سعی دارند از واقعیت تاریخی ازدواج اجدادشان با محارم فرار کنند اولا اسناد و مدارک این ازدواج ها چنان زیاد است که نمی توان رد کرد دوما دوستان که خیلی راحت و بدون مدرک مسایل بسیاری را به اریایی ها و کوروش نسبت می دهند در حالی که هیچ مدرکی ندارند چگونه می توانند مدارک ازدواج نیاکان شان با محارم را نا دیده بگیرند.

درود....من سوال دارم که آیا درایران باستان هراتفاقی افتاده به زرتشتیان ربط دارد؟؟؟وآیایونانیهای تاریخ نویس هرچه گفته انددرست است؟؟؟ومن حاضرم به شمامسلمانان به استنادقرآن ثابت کنم که خدادرقرآن پیامبری محمدراردکرده وبه کرات به این موضوع پرداخته وتکرارشده.

در ایران باستان هر اتفاقی افتاده الزاماً ربطی به زرتشتیان نداره. اما مسئله ازدواج با محارم در شریعت زرتشتی کردار نیک شمرده می‌شده. اسناد غیر قابل انکار بر این مساله وجود داره: [https://www.adyannet.com/fa/book/25068]

خدا در قرآن پیامبری محمد (ص) رو رد کرده؟ این هم از آن حرفهاست. در قرآن بیش از 60 مرتبه به پیامبری حضرت محمد (ص) تصریح شده. در اوستا چه دلیلی بر پیامبر بودن زرتشت وجود داره؟

افرادی که اینگونه ازدواجهارابیان وتبلیغ میکنند فقط وفقط هدفشان رواج بی بند وباری وسست کردن نظام خانواده است..کمی به خودمان بیاندیشیم وجامعه را پاک نگهداریم خانواده رامحترمتراز این حرفهابدانیم..خانواده تان استوار وسربلند

باسلم،اولا:هردین احکام خاص خود را دارد ودرصورت تعارض با احکام ادیان دیکر نمی توان آن را منکوب کرد و مجریان آن را سرزنش کرد همانطورکه بسیاری از احکام در بین مذاهب اسلام وجود دارد که پیروان این مذاهب همدیگر را به خاطرآن احکام مورد هجوم قرارمیدهند که خلاف عقل ومنطق است و ازدواج با محارم در دین زرتشتی برفرض وجود چنین امری ،که قطعا همچین چیزی وجود نداشته و این شبهه را یونانیان که دشمنان دیرین ایرانیان بودند به دروغ عنوان کرده واعراب نیز که دشمنان بدتر از ایشان بوده وهستند آن را اشاعه داده اند .وحتی شهبدمطهری نیز وجود چنین احکام را درصورت وجود در یک دین ومذهب ،عاملی برای سرکوب توسط پیروان ادیان ومذاهب دیگر مردود دانسته اند.برای مثال نمیتوان یهودیان را به خاطر ازدواج هم زمان حضرت موسی با دوخواهر ویا همخوابه شدن حضرت لوط را با دو دخترش و وجود حکم ازدواج با دختر6ساله و ازدواج حضرت محمد با همسرپسرخوانده اش که خلاف عرف رایج آن زمان بود، دست آویز و وسیله ای برای سرکوب پیروان آنها قرارداد.ثانیا:ازدواج یک پادشاه درگذشته را نمی توان ملاکی برای وجود چنین رسمی درآیین زرتشتی دانست بسیاری از افراد درجامعه خلاف هنجارهای دینی رایج زمان خود عمل میکنند ونمیتوان گفت که این عمل دردرآن دین تایید شده است ،برای مثال اگر یک حاکم مسلمانی دریک زمانی شرب خمر کرده باشد آیا میتوانیم ادعا کنیم که در دین اسلام شرب خمر حلال است؟اگرخسرو پرویز ویا هرکس دیگر با محارم خود ازدواج کرده دلیلی بر تایید آن از طرف دین زرتشتی نبوده ونیست.ثالثا: این شبهه برای دشمنان دین زرتشتی به غلط از آنجا ناشی می شود که براساس یک سنت دیرین زرتشتی چنانچه یک مرد زرتشتی از همسر خود دارای فرزندی نباشد خویشاوندان نزدیک او اولین فرزندی را که درخانواده آنها به دنیا می آید به نام آن شخص میخوانند واو را فرزند آن فرد بی ولد میخوانند واین امرباعث شده است که معاندان فکر کنندکه در دین زرتشتی ازدواج با محارم ازجمله ازدواج پدر با دختر وجوددارد.وبه اشاعه آن بپردازند دراین باره به انواع ازدواج در دین زرتشتی مراجعه کنید.

سلام. همبستری با محارم در شریعت زرتشتی یک امر واقعی بود. یعنی طبق شریعت زرتشتی، همبستری با خواهر تنی، مادر و دختر کردار نیک شمرده میشد. اسناد مختلفی از منابع زرتشتی بر این موضوع دلالت میکند. حتی مردان زرتشتی مجاز بودند به زور با خواهر و دختر خود همبستر شوند و رضایت خواهر / دختر هم شرط نبود. بیش از 80 سند در این زمینه وجود دارد که بسیاری از این اسناد، زرتشتی است. بنگرید: https://www.adyannet.com/fa/book/25068 و این موضوع واقعا توجیه بردار نیست. بله احکام هر دین متناسب با شاکله عقیدتی آن دین هست و صرفاً به احکام نمیتوان اشکال گرفت (حرفتان درست) ولی ازدواج با محارم واقعاً چیزی نیست که به راحتی بتوان از کنار آن گذشت.

سلام آقا سامان ... من این نظراتو خوندم و حرفتونو قبول ندارم(حرف شمارو) واقعن چطور بخودتون اجازه میدین به دین بقیه اهانت کنین؟!!! وچرا نمیرید راجب عربستان قبل از اسلام تحقیق کنید!!!!؟

صفحه‌ها

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.