اسلام ناب
مستشکلی با استفاده از آیه [ص/35] که در مورد ملک سلیمان است به حکومت حضرت مهدی اشکال کرده و عظمت حکومت آخر الزمان مورد ادعای روایات شیعه و اهل سنت را زیر سوال میبرد که با استدلال عقلی و نقلی در تفسیر این آیه مواجه شده و با توجه به وعده خدا به رسیدن این حکومت به مستضعفین عالم؛ اشکال خود را بی اساس میبیند.
روشنفکرنمایان میگویند: عقل میتواند حسن و قبح اعمال را درک کند و دین هم آن را تایید مینماید، بنابراین برای زندگی اجتماعی بشر و همچنین تشکیل حکومت، عقل میتواند به تنهایی انجام وظیفه کند و نیازی به دین برای این منظور نیست. در پاسخ عرض میکنیم که در بسیاری موار، عقل از عهده تشخیص موضوعات، مسائل و عواقب برنمیآید.
معجزه یکی از ابزارهایی است که خداوند آن را مخصوص پیامبران قرار داده تا به واسطه آن، صدق گفتارشان در جهت ارشاد مردم به سمت خدامحوری باشد. از این رو معجزه دارای شرایطی است که باید حصول همه آن شرایط با هم اتفاق بیفتد. حصول شرایط ویژه در معجزه، علامتی است برای صدق کلام پیامبران و افشای حیله مکارانی مانند احمدالبصری و غیره.
از دلایل مهم احمدالبصری بر حقانیت خود، استخاره میباشد. وی میگوید: «هر کس در حقانیت ما تردید دارد، میتواند با قرآن استخاره کرده و به حقانیت ما پیبرد.» و چنین روشی را مورد تایید امام رضا میدانند. این در حالی است که او قصد فریب مخاطبان را داشته و با تحریفِ بعضی روایات نتیجهای کاملاً عکس را به خواننده القا نموده است.
از ادعاهای طرفداران مدعی یمانی این است که احمدالبصری فرزند امام زمان است و برای اثبات ادعای خود به فرازی از روایتی تمسک کردهاند. اما این در حالیاست که هواداران احمدالبصری روایات صریح فراوان در کتب مشهور را رها کرده و با برداشتی ناصحیح از بخشی از یک روایت، به قصد فریب افکار عمومی، معانی باطل خود را از آن برداشت نمودهاند.
از راهکارهای مروّجان احمدالبصری و پیروان او نیرنگ و فریب در روایات، تحریف لفظی و یا معنوی، تقطیع، تأویل، باطنگرایی، کم و زیاد کردن و یا تکهتکه کردن آیات و روایات است تا بدینگونه وانمود کنند روایات متواتری در دست دارند که در آنها نا «احمد» و «اهل بصره» آمده و این روایات بر شخص مورد ادعای آنان انطباق دارد.
احمد الحسن البصری با این که «سیّد» نیست و اصل و نسب ایشان از طایفه «صیامر» است اما با سر گذاردن عمامهی سیاه، و شجره نامهای قلّابی، خود را این چنین معرفی نموده است: «احمد بن اسماعیل بن صالح بن حسین بن سلمان بن محمد بن حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب.»
عمدهترین و اساسیترین دلیلی که احمدالحسن بصری برای امامت و مهدویت خود ارائه نموده، استناد به حدیثی از امام صادق (علیه السّلام) و ایشان از پدران بزرگوارش است که از آن به حدیث «مهدیهای دوازدهگانه» یا «دوات و قلم» یاد میکنند که چون این حدیث، یادآور حدیث دیگری است بهتر است از آن به «حدیث وصایت» یاد کرد.
احمدالبصری خود را حجت خدا بر خلق و پس از اهلبیت (علیهم السّلام) اعلم الناس به قرآن، تورات و انجیل خواند و به همینرو، اوامری مبنی بر لزوم عدم تقلید از مراجع عظام صادر نمود و با وجود کذب بودن ادعاهایش و عدم برخورداری از پایهی علمی مناسب، اما با علم اصول، فلسفه، منطق، «رجال و سندشناسی» به مخالفت و این دروس را بدعت خواند.
احمدالبصری طی سالهای حضورش در نجف، دو سال با حوزه شهید صدر در تماس بوده، اما در آن تحصیل نکرده و به زعم یارانش پس از دیدن حضرت مهدی (عج) در رؤیا و خوابهای متعدد، به اصلاح امور پرداخته است. پس از دعوتهای مخفیانه و فریب برخی افراد سادهلوح، با ادعای داشتن فرمان از سوی حضرت مهدی دعوت خود را در نجف اشرف آشکارا آغاز کرد.
طرفداران یمانی دروغین به پیروی از سرکردهی خویش مدعی هستند علم رجال که در مقام اعتباربخشی به روایات است، بدعت میباشد و نباید ارزشی برای آن قائل شد؛ بر همین اساس، ما نیز میتوانیم همین سخن واهی آنان را در احتجاج با خودشان، بهکار برده و از روایات ضعیف استفاده کنیم؛ در روایتی آمده است هیچکدام از یاران امام زمان از بصره نمیباشند.
فرقههای انحرافی، بهویژه آنانکه بهنوعی مدعی بابیت و مهدویت هستند، مشترکات فراوانی با جریان مدعی یمانی دارند، مانند پنهان بودن سرکرده فرقه از دید عموم، برای مخفی نگهداشتن ضعفشان از دید عموم؛ ادعای پلکانی و صعودی در عقاید، و زیر سؤال بردن رسالت فقها و علما در عصر غیبت، که این موارد ازجمله آنها هستند.
پُل دِیویس (Paul Davies) متخصص فیزیک نجومی (astrophysicist) از بریتانیا: قوانین فیزیک نشان میدهد که (جهان و قوانین آن) محصول یک طراحی فوق العاده مبتکرانه است. جهان واقعاً باید یک هدفی داشته باشد و اسناد و مدارک فیزیک با قدرت نشان میدهد که این هدف، شامل ما نیز میشود (و ما نیز بخشی از آن هدف هستیم).
برخی از گروههای افراطی شیعی که اکنون بیشتر با نام «شیعه انگلیسی» مشهور هستند، با تمسک به برخی از آیات و روایات سب و ناسزا و فحاشی به مقدسات دیگر مذاهب را جایز میدانند، در حالیکه اسلام هیچگاه فحش و ناسزا را جایز ندانسته است. خداوند تبارک و تعالی به مسلمانان دستور میدهد به مقدسات مشرکین توهین نکنید.