اسلام ناب
اگر «امید بستن به نشانههای ظهور» و دنبال کردن آن برای افراد به گونهی افراطی و غیرکارشناسی صورت گیرد، نقض غرض گردیده و انسان را از این هدف بزرگ، باز داشته و به وادی «انتظار نکوهیده» میکشاند. آموزههای اهلبیت (علیهم السّلام)، حاکی از آن است که وظیفه ما در دوران غیبت، «انتظار فرج» است نه «انتظار تاریخ فرج»
شیعیان با وجود این که اعتقادی راسخ به وجود امام زمان (عج) دارند و ایشان را زنده و غایب میدانند، وقتی از دور و نزدیک برای انجام اعمال مسجد جمکران مشرّف میشوند، خدا را میخوانند. گویا مسجد جمکران بهانهای شده است، برای آشتی و راز و نیاز با خدا. شیعیان حتی در نماز مخصوص این مسجد، صد مرتبه، یگانگی خدا را فریاد میزنند.
برخی میپرسند که چرا بعد از نزول آیه إکمال دین، آیات دیگری هم نازل شد؟! در پاسخ میگوییم که اولاً دیدگاهی قوی وجود دارد که آخرین آیهای که بر پیامبر نازل شد، همان آیه « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ...» است و ثانیاً اگر فرض کنیم که بعد از این آیه هم آیاتی نازل شده باشد، باز هم منافی با کامل شدن دین نیست. چون منظور از کمالِ دین، کمال اصول و مبانی دین است که با نصب حضرت علی (ع) به عنوان خلیفه بر حق، و تعیین ایشان به عنوان مرجع رسیدگی به احوال دین و دنیای امت، این إکمال صورت گرفت.
امام خمینی فرمودند: اين تحول روحى و اين انقلاب اسلامى تحفهاى است كه خداوند از عالم بالا براى ملت ما هديه فرستاد اين روحيه انقلابى، كه در نفوس پيدا شده است، يك معجزه الهى است. بشر نمىتواند يك ملت را همچو متحول كند. دست غيبى در كار است. نهضت الهى ما حساب حسابگران را باطل كرد و باز نمىفهمند، اينجا دست خداست.
دوران غیبت امام عصر بنابر تعالیم اهلبیت دوران امید است و شور و نشاط که تحرک ویژهای میطلبد؛ با این حال این شور و نشاط، محدودهای هم دارد که خود اهلبیت برایمان ترسیم نمودهاند؛ یکی از این محدودهها شتابزدگی در فرارسیدن تاریخ ظهور است که در فرهنگ اهلبیت «پیگیری تاریخ ظهور» امری نکوهیده و دعا برای «تعجیل فرج» کاری پسندیده است.
در برابر روایات طرفداران احمدالبصری و نیز داعشیها که به برخی روایات دارای بار مثبت از صاحبان پرچمهای سیاه استناد میکنند، روایات دیگری آمده که در آن صاحبان پرچمهای سیاه را باطل دانسته؛ از باب نمونه در روایتی آمده: هرگاه پرچمهای سیاه خارج شوند، آغازش فتنه خواهد بود، در میانهی آن گمراهی خواهد بود و در پایان نیز کفر خواهد بود.
احمدالبصری و هوادارانش چنین القا میکنند که روایت یمنی بودن یمانی، تنها یک راویت است که آن هم به سبب داخل کروشه قرار داشتن [من الیمن] نسخهبدل میباشد، در حالی که این نیز یکی دیگر از ادعاهای دروغ آنان میباشد و احادیث فراوانی بدون ابتلا و اختلاف نسخه، تصریح به عبارت «من الیمن» دارد و جای هرگونه تردید را از بین میبرد.
«بروس موزلیش» استاد دانشگاه تکنولوژی ماساچوست آمریکا و نویسنده کتاب «خمینی، مخفی» نسبت به دیدگاه امام درمورد ایجاد حکومت جهانی اسلام میگوید: «امام خمینی رهبری است که مناسبترین زمان را برای فعالیت سیاسی خود انتخاب کرد و انقلاب اسلامی در پس خود «انقلابی پنهان» دارد، که با رهبری امام بر تمام جهان سروری خواهد یافت.»
از بارزترین اشخاصی که در دههی حاضر در گردونهی مدّعیان مهدویت قرار گرفته، شخصی است به نام «احمدالبصری»، که یکی از دلایلی که میتوان برای رسواسازی او به آن اشاره کرد روایتی از امام صادق در ردّ ادعای خروج سفیانی که حضرت فرمود: «سفیانی کی ظهور کرده؟ در حالی که بیرون آورندهی چشمان او که اهل صنعاء است، ظهور نکرده است!.»
کسانی که سنگ احمدالبصری را به سینه میزنند و معتقدند که او امام سیزدهم است، اجمالا به چند سؤال ما جواب دهند؛ وصی همیشه پس از وصیت کننده قیام میکند، چگونه او قبل از ظهور حضرت، ادعای وصیت میکند؟! چگونه است که او عربی فصیح نمیداند و قرآن را اشتباه میخواند، و حال آنکه از خصوصیات امام، دانستن هر زبانی است؟!
مصداقسازی یکی از مشکلات موجود در مفاهیم و فرهنگ مهدویت است، فلذا دامن زدن به این امور آثار منفی درپی خواهد داشت. یکی از موارد مصداقسازی در مسائل مهدویت، شبیهسازی مرگ ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی با مرگ «عبدالله» موجود در روایت شیخ طوسی میباشد. که در ادامه به نقد و بررسی این کلام خواهیم پرداخت.
پیروان احمدالبصری در دعوت خود، به برخی روایات نشانههای ظهور استناد نموده که هیچ جایگاه علمی ندارد؛ به عنوان نمونه به روایتی که خبر از مرگ پادشاه عربستان میدهد استناد کرده؛ در حالی که اساسا این راویت از ریشه، دروغ بوده و علاوه بر بی سند و بی مدرک بودن روایت مورد استناد، متن و محتوای آن نیز ربطی به مدعای احمدالبصری ندارد.
اعتقاد به وجود منجی و آمدن مهدی موعود را با توجه به مکتوبات همه فرق و حتی ادیان مختلف میتوان جزء مسلمات دانست؛ اما در این میان کسانی مانند احمد البصری با سوء استفاده از اعتقادات مردمی و بعضی نشانههایی که به عنوان علائم ظهور مطرح هستند، در صدد ایجاد جایگاه برای خود بوده و به دروغ ادعای سند از کتب شیعه مینمایند.
استفاده از خواب و رؤیا در میان مدعیان دروغین، جایگاهی ویژه دارد و چون دلایل کافی برای اثبات ادعاهای خود ندارند به این امور متوسل میشوند؛ خواب و خیالی که در بسیاری از موارد میتواند از ساختههای دروغگویان و قلندران میباشد و حتی اگر توأم با برخی قضایای شگفت و جریانات فوقالعاده باشد، هرگز نمیتواند قابل استناد باشد.