وهابیت
سعود بن عبدالعزیز یکی از بدترین پادشاهان سعودی است. وی در نامهای به سلیمان پاشا، چنین اظهار میکند: هر کسیکه مخلوقی را بخواند، یا به او پناه ببرد، مثل اینکه بگوید: ای آقای من، به فریادم برس! مرا یاری نما، چنین کسی به خاطر عبادت غیر خدا، مشرک است. اگر چه به زبان لا اله الا الله بگوید و اظهار مسلمانی کند.
ابن تیمیه سخنی در رابطه با صحابه دارد که جالب است. وی می گوید: بعضی از صحابه شراب میفروختند. خبر به عمر رسید. عمر گفت: خدا فلانی را بکشد. محمد بن عبدالوهاب نیز میگوید: آیا نشنیدی که خداوند صحابه را بهخاطر گفتن یک کلمه، تکفیر کرده است. با اینکه این صحابه در زمان رسول خدا بودند و نماز میخواندند و زکات میدادند.
سلفیه وهابی، مدعی تکفیر بسیاری از مسلمانان هستند. آنان با استناد به قاعده «من لم یکفر الکافر فهو کافر» معتقدند هر کسیکه کفار را تکفیر نکند، او نیز کافر است. یعنی اگر مسلمانی نماز نخواند، کافر است و کسیکه چنین فردی را تکفیر نکند، او هم کافر است. این قاعده با روایاتی از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) سازگاری ندارد.
برخی مدعی هستند که وهابیت محبت اهل بیت را دارا هستند. در پاسخ میگوییم: آنان دشمن اهل بیت نیستند، بلکه آنان به جهت برداشت سطحی از دین، توسل، استغاثه، زیارت و... به پیامبر و اهل بیت را شرک میدانند و به همین جهت مسلمانان زیادی را مشرک خطاب میکنند. بنابراین دشمنی وهابیت با اعتقادات اهل بیت است، نه با خود اهل بیت.
ابن حجر هیثمی از علمای برجسته اهل سنت و شافعی مذهب است. وی میگوید: از جمله خرافات ابن تیمیه بحث استغاثه و توسل به پیامبر اکرم است که وی آن را انکار کرده است. در حالیکه تا قبل از ابن تیمیه هیچ عالمی این سخن را نگفته است. فتوای ابن تیمیه درست نیست، بلکه توسل به پیامبر در هر حالی (قبل از خلقت و بعد از خلقت ایشان) نیکوست.
بن باز می گوید: خداوند در قرآن از حرکت خورشید و ماه خبر داده است و اگر زمین نیز میچرخید خداوند از آن خبر میداد و چون خداوند از حرکت زمین خبری نداده است، پس زمین ثابت است و حرکت نمیکند، بلکه این خورشید است که حرکت دارد. آنچه که منجمین میگویند که زمین به دور خورشید میچرخد کفرگویی و انکار کتاب و سنت سلف صالح است.
بن عثیمین که از علمای برجسته وهابیت است، وی میگوید: چرخش زمین به دور خورشید درست نیست، زیرا از مسائلی است که دین در مورد آن نفیاً و اثباتاً سخن نگفته است. وی در ادامه میگوید: نظر ما در مورد چرخش خورشید به دور زمین مستند به آیات و روایات است. بنابراین بر مؤمنین واجب است که در این امور به ظاهر قرآن تمسک جویند.
وهابیت بر این باورند که هر کس به شخصی متوسل شود یا شفاعت بطلبد یا به زیارت ولی از اولیاء الهی برود یا برای اولیاء الهی مثل امام حسین (علیه السلام) عزاداری کند یا... مشرک است. آیت الله سبحانی نیز در پاسخ وهابیت میگوید: اگر این موضوعات شرک محسوب میشد باید پیامبر به صراحت اعلام می کرد که این موارد شرک است.
از بن باز عالم بزرگ وهابیت سوال شده است، کسی که به نزد اموات و اولیاء برود و به آنان استغاثه جوید، حکمش چیست؟ آیا کسی که مثلا به مسجد النبی برود و کنار قبر پیامبر بایستد و بگوید یا رسول الله، تو بین خدا و من واسطه شو و شفای فرزندم را از خداوند بخواه. حکمش چیست؟ بن باز در پاسخ میگوید: چنین فردی مشرک به شرک اکبر است.
از بن باز عالم برجسته وهابی سوال شده نظرتان در رابطه با کسی که به زیارت قبور میرود و اهل قبور را میخواند چیست؟ وی در پاسخ میگوید: چنین فردی که اهل قبور را میخواند، مشرک است. درخواست از مردگان جایز نیست. اگر کسی به قبر شخصی متوسل شود و درخواست شفای فرزندش را داشته باشد، مشرک به شرک اکبر است زیرا از غیر خدا طلب کرده است.
وهابیت میگوید: عبادت یعنی خضوع و تذلل، و هر فعلی که با خضوع و تذلل برای غیر خدا صورت گیرد، عبادت غیر خدا، محسوب شده و شرک است. آیت الله سبحانی میگوید: اگر تعریفی که شما از عبادت ارائه کردهاید صحیح باشد و هر خضوع و تذللی برای غیر الله، شرک محسوب شود، باید خضوع و تذلل عاشق نسبت به معشوقش شرک باشد در حالیکه چنین نیست.
در روایات اسلامی، سه اصل «توحید، نبوت و معاد» از اصول مسلمانی است. اما دیگر فروعات دین مثل «نماز، روزه، حج، زکات و...» از اصولی مسلمانی نیست. این درحالی است که وهابیت و گروههای سلفی، مسلمانان را به خاطر نماز و روزه اعدام میکنند. آنان هر کس که نماز را بلد نباشد یا نماز نخواند، کافر دانسته و محکوم به اعدام میکنند.
همه مسلمانان بر این باورند اگر کسی به وحدانیت خداوند، رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و جهان آخرت ایمان داشته باشد، مسلمان است و نمیتوان چنین کسی را تکفیر کرد. این در حالی است که بزرگان فرقه وهابیت همه مسلمانان را تکفیر میکنند و توجهی به این احادیث ندارند، بلکه با تأویل این روایات به تفرقه دامن میزنند.
تحولات اخیر در ساختار حکومتی عربستان سعودی بیانگر تحولات بنیادی در شیوه حکومتداری این رژیم است. بسیاری از اقدامات محمد بن سلمان از جمله کاستن اختیارات پلیس مذهبی در دستگیری افراد، برگزاری کنسرتهای موسیقی و... در راستای محدودسازی نهادهای دینی در عربستان بوده و حاکی از گذار عربستان از یک حکومت دینی به حکومتی سکولار است.