وهابیت
در میان شیعیان چنین مرسوم است که به غیر از نام خداوند بر اشیاء و یا موارد دیگر قسم یاد میکنند؛ این فعل شیعیان از جانب غیر شیعیان مورد اعتراض واقع شد که علمای شیعه در دفاع از قسم خوردن شیعیان به غیر لفظ جلاله، موارد 40گانهای را از قرآن مجید متذکر شدند که خداوند به غیر نام خود قسم یاد کرده است و این مجوزی برای این کار است.
از جمله مواردی که وهابیت نسبت به آن بسیار حساس میباشند، قسم خوردن به لفظ جلاله و منع از قسم یاد کردن به اشخاص دیگر و از جمله نبی مکرم اسلام (ص) است. ولی شیعیان با محور قرار دادن کتاب خدا که در آن خداوند به اشیاء مختلف قسم یاد کرده، در اموری غیر از خصومت و قضاوت، آن را جایز میدانند و البته نسبت به امور کم ارزش نهی میکنند.
وهابیت که در هیچ زمینهای از جمله امور اعتقادی چیزی برای گفتن ندارند، سعی میکنند با ایراد گرفتن به شیعیان در مواردی مانند تضرع و حاجت خواستن ایشان در کنار قبور ائمه (ع) به شیعیان خورده بگیرند و آنان را در چشم دیگر فرق اسلامی کوچک جلوه دهند اما نمیدانند که بزرگان اهلسنت خود نیز افعالی مانند شیعیان را انجام میدهند.
جریان وهابیت دارای مولفههایی است که بازشناسی آن را ممکن میسازد. یکی از این مولفههای دوری از عقلانیت و عدم اتکاء به عقل در مناهج و عمل است. طبیعتا خروجی این جریان هم غیر عقلی و جیب خواهد بود. از این روست که فتاوای وهابیت گاهی اموری تعجب بر انگیز میشود. تعجبی که گاهی باعث خنده دار شدن و مضحک شدن فتوای میشود
ابن تیمیه حرانی سر سلسله وهابیت زیارت کردن و یا به زیارت رفتن قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از مظاهر شرک و بدپرستی میداند و این در صورتی است که علاوه بر شیعیان، اهل سنت نیز آن را جایز میدانند. ذهبی و ابن حجر عسقلانی مواردی را در گفتار و نوشتار خود آوردهاند که دلیلی بر صدق گفتار ما خواهد بود.
سرکرده وهابیت یعنی اینتیمیه که شاید به جرأت بتوان وی را سر سلسله این فرقه ضاله دانست، عقاید بسیار زنندهای مانند شرک به خدای سبحان را به شیعیان نسبت داده و حتی زیارت قبر رسول اکرم (ص) را نیز از مظاهر شرک و پرستش بتهای لات و عزی دانسته است؛ این در حالی است که شیعیان به جز خدای واحد را نمیپرستند و شریک برای او قائل نیستند.
جایگاه پیامبر اسلام (ص) نه تنها در بین مسلمانان، بلکه در بین امتهای پیشین نیز دارای اهمیت والایی بوده که بر همگان مکشوف است. با این حال همیشه معاندانی هستند که چشم خود را بر حقایق میبندند و با نادیده گرفتن مقام رسول اکرم (ص) از عبارات زنندهای نسبت به ایشان استفاده میکنند که خوشبختانه تاثیری جز خفت و خواری برایشان ندارد.
ابن عثمین، مفتی بزرگ وهابیت در جریان مشاجره بین امام علی (علیه السلام) و معاویه، جانب انصاف را رعایت کرده و میگوید: در جنگ صفین، شکی نیست که علی (علیه السلام) نزدیکتر به حقیقت از معاویه بود. بلکه من قطع و یقین دارم که علی (علیه السلام) به راستی و حقیقت نزدیکتر بود. ولی به هر حال معاویه مجتهد بود!
بسیاری از ادله در منابع ما از صحت این عمل خبر میدهد این موضوع در اندیشه سلفیان محکوم و مردود و اعتقاد به آن باعث شرک میشود. این اندیشه در بین جامعه روشنفکری و مادیگراها بیشتر مورد قبول است. اصولاً مادیگرا وقتی وارد اسلام شود به اندیشه وهابیت احساس نزدیکی بیشتری دارد. نظریهای که در غرب نیز در حال افول است.
حکّام سعودی، برای از بین بردن گروه جُهیمان، که در خانه خدا پناهنده شده بودند، از کفّار کمک گرفتند. به این ترتیب فرانسویهای کافر با تانکهای غول پیکر به مسجد الحرام حمله کردند و با توپ و تانک ساحت قدسی مسجد الحرام را درهم شکستند و با کشتار وسیع جمعی از مسلمانان در خانه خدا، قداست حرم الهی را از بین بردند.
وحدت در جامعه اسلامی باعث ثبات و برقراری حکومت اسلامی بوده و البته لازمه آن، عدم سوء تفاهم نسبت به یکدیگر است. باید دانست که تهمت، افترا و ... از عوامل ایجاد تفرقه میباشند و به وحدت اسلامی ضربه میزنند. دشمنان اسلام (وهابیت) با ایجاد تهمت، دروغ، افترا و سخنان زشت سعی میکنند، شیعیان را در نظر دیگر فرق اسلامی، بد جلوه دهند.
خداوند در سوره اسراء، آیه 72 بیان میدارد که هر کس در این دنیا کور و نابینا باشد در سرای آخرت نیز بدان گونه و بلکه پستتر خواهد بود. از این رو اگر کسانی در این دنیا چشم خود را بر حقایق دنیا در زمینه اعتقادی و پرستش خداوند و ... ببندند، راه رسیدن به سعادت اخروی را نیز به طور عمدی برای خود مسدود نمودهاند و بلکه پستتر.
برخی از دول به ظاهر اسلامی برای نهادینه شدن تفکرات وهابیت در جوامع خود، اندیشه های آنان را در متون درسی مقاطع مختلف تحصیلی وارد کرده اند. همین مسئله موجب شده است فرزندان خانواده هایی که این باورها را قبول ندارند، با ورود به نظام های آموزشی دولتی تحت تاثیر این افکار قرار گیرند که این امر باعث نگرانی برخی از خانواده ها شده است.
آیت الله اعرافی مدیر حوزههای علمیه، آمادگی حوزه علمیه را برای بحث دوستانه و منطقی با صاحبنظران وهابیت، در هر کجای عالم اعلام کرد و خاطرنشان ساخت، که وهابیون در شناخت توحید حقیقی، دچار سردرگمی و گمراهی هستند؛ امامت و ولایت تجلی توحید در عالم است، و خطای آنان این است که توحید را مقابل ولایت میدانند.