سرکوب دانشمندان ، افتخار یا ننگ ؟

  • 1392/12/08 - 08:46
آیا می‌دانید دانشمندان و انسان‌های مستعد در ایران باستان، به دست پادشاهان متکبر سرکوب می‌شدند؟ از جمله یک معمار هنرمند فرهیخته که به دلیل هنر و دانشی که داشت مورد حسادت شاهپور ساسانی قرار گرفت و حبس شد ! وی برای گریختن از زندان مجبور شد برای

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ مردم ایران در گذر تاریخ از فرهیخته‌ترین مردمان جهان بوده و هستند. لیکن در عصر باستان و مخصوصاً در دوره‌ی حکومت ساسانی، مردمان مستعد و متفکر همواره به دست پادشاهان متکبر سرکوب می‌شدند. از جمله رفتار زشت انوشیروان بود که تحصیل علم و دانش را بر عموم جامعه ممنوع کرد، به گونه‌ای که فقط شاهزادگان حق تحصیل دانش داشتند. [1] باید توجه داشت که این گونه رفتارها در میان پادشاهان ایران باستان امری رایج بود. در این میان شگفت انگیزتر این است که شاهپور پادشاه ساسانی، برای اینکه هنر و صنعت در میان توده‌ی مردم رواج نیابد، حاضر شد یک معمار را - به جرم داشتنِ هنر و دانش سرشار - تا ابد زندانی کند! و همین امر سبب شد که طرح ساخت بال مصنوعی برای پرواز (و فرار از زندان) در ذهن معمار هنرمندِ ستمدیده ایجاد شود. داستان از آن جایی شروع می‌شود که شاهپور دستور ساخت مناره ای بلند و مستحکم را صادر نمود.

در ادامه: چون ساختن آن پايان گرفت، شاپور در برابر آن بنشست و در آن به دقت بنگريست. بنا را بس زيبا و ظريف ديد. به سازنده آن كه هنوز بر فراز بود، گفت: تاكنون چنين بنايى براى كس ساخته‏‌اى؟ گفت: نه، گفت: اگر كسى تو را فرمايد تا چنين بنايی‌اش بسازى آيا توانى ساختن؟ گفت: آرى و به از اين نيز توانم ساخت. شاپور گفت: به خداوند سوگند چنانت سازم كه پس از من ديگرى را چنين بنا نسازى. آنگاه بر سر مَركب خويش نواختن گرفت و راهى شد. سازنده مناره گفت: اى پادشاه. اگر ناگزير مرا بكشى، نزد پادشاهم حاجتى است. شاپور گفت: بگو، گفت: پادشاه بفرمايد تا چوبم دهند تا خويشتن را پوششى سازم و در آن مانم تا مرگم در رسد، و تا كركسان و مردارخواران پاره‌ام نكنند. شاپور گفت: آنچه خواهد او را بدهند. و بدين گونه چوبش دادند. او از آن چوب براى خويشتن بال‌هايى بساخت، و به هنگامى از شب، آن بال‌ها بر پيكر خود استوار بست و خويشتن بر آن بال‌ها سوار كرد و به زمين فرود آمد و آسيبش نرسيد و روى به گريختن نهاد، و جستندش و نيافتند.

آنچه گفته شد گفتاری از احمد بن محمد بن اسحاق، مشهور به ابن الفقيه الهمدانى‏، دانشمند فرهیخته‌ی ایرانی (متوفای 365 هجری) در دائرة المعراف عظیم «البلدان» است. [2] یاقوت حِمَوی (متوفای 626 هجری) در «المعجم البلدان» همین حکایت را نقل کرده است. [3]      

پی نوشت :

[1]. نگاه کنید به مقاله «انوشیروان و بیسواد نگه داشتن مردم ...».
[2]. ابن الفقيه الهمدانی، البلدان، ترجمه مختصر، انتشارات بنياد فرهنگ ايران‏ 1349، ص 81-80؛ ابن الفقيه الهمدانی، البلدان، ناشر: عالم الكتب‏ بيروت‏ 1416 هـ ق، ص 521-520 .
[3]. ياقوت حموى بغدادى‏، معجم البلدان‏، ناشر: دار صادر بیروت 1995، ج 5 ص 199-201.
 

تولیدی

دیدگاه‌ها

درود *** این شاهپور همان است که در سنگ‌ نبشته‌ ی خویش، تاج شاهی را از اهورامزدا دریافت نموده است. **** موبدان و بزرگان ایران زمین پشتیبان وی بودند و هرچه توانستند در زورمند شدن وی کوشیدند. **** وی نیز اینگونه هنرمندان را نابود می کرد. ****

واقعا که با کارهای این پادشاهان ایرانی دیگر هیچ افتخاری وجود دارد؟! جز ننگ.؟!!

منابش هیچ ارزشی ندار ه بعد از اسلام هم همینطور بو تابوده چنین بود

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.