منشأ جنایات انوشیروان

  • 1392/10/04 - 23:42
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ انوشیروان بارها در زندگی اش ادعا کرد که رفتارهایش اعم از جنایات هولناک، خیانت ها و ویرانگری ها را بر اساس آموزه های دین زرتشتی و فرامین اهورامزدا انجام داده است.

جنایات هولناک انوشیروان، خیانت ها و ویرانگری های وی در تازش به سرزمین های شرقی و غربی بر هیچ کس پوشیده نیست. قتل عام مردم بلوچستان به دست انوشیروان [1]، قتل عام مردم گیلان و دیلمان به دستور وی [2]، قتل عام اعضای خانواده برای تثبیت قدرت [3]، سرکوب هولناک معترضین [4]، تلاش برای بی سواد نگه داشتن مردم [5]، ترویج نظام طبقاتی و ستم به طبقه ی زحمتکش جامعه [6]، شکنجه و قتل دوستان، بدون هیچ دلیل عقلانی [7]، فریب دادن دولت های همسایه و ضعیف کشی [8]، غارت همسایگان [9]، نسل کشی نژادی [10]، پیمان شکنی و تازش به روم [11] و ارتکاب جنایاتی فجیع از جمله قتل و غارت و ویران نمودن و آتش زدن شهرها از جمله جنایات وی در لازیکا [12]، بروئیا [13]، سورا [14] و دیگر شهرها، مثلاً آپامی و سلوکیه که انوشیروان بخشی از ابنیه ی تاریخی آن را تخریب و شهر را غارت کرد. [15] حتی شاهنامه فردوسی نیز این جنایات را مخفی نکرده ؛ به بیان مواردی فراوان از آن پرداخت. [16] اما به راستی، این رفتار های زشت انوشیروان چه ارتباطی به دین زرتشتی دارد؟ 

در پاسخ باید گفت که بر اساس منابع مختلف، انوشیروان بارها رفتارهای خود را برگرفته از دین زرتشتی معرفی نمود. و البته همواره رهبران دینی در کنار انوشیروان بر رفتار های او نظارت می کردند. بنا بر شاهنامه، موبد بزرگ ایران زمین، انوشیروان را متّصف به منش برتر و دور از زشتی می دانست:

دگر گفت کای شاه برتر منش
که دوری زبیغاره و سرزنش [17]

با این که دربار انوشیروان همواره محل آمد و شد موبدان زرتشتی بود، لیکن آنان هیچ گاه به انوشیروان بابت رفتارهای زشت و ناپسندش اعتراضی نمی کردند. حتی جالب است که انوشیروان در توصیه هایی که به هرمزد داشت، چنین گفت :

کنون من رسیدم به هفتاد و چار
ترا کردم اندر جهان یادگار

جز آرام و خوبی نجستم برین
که باشد پس از مرگ من آفرین [18]

حتی انوشیروان در یکی از گفتارها در انجمن بزرگان چنین گفت :

چنين گفت كز كردگـــار سپهــــر
دل ما پر از آفرين باد و مهر

كزويست نيك و بدويست كام
ازو مستمنديم و زو شادكام‏

ازويست فرمان و زويست مهر
بفرمان اويست بر چرخ مهر [19]

آری ، انوشیروان می گوید که دل ما پر از آفرين و مِهر كردگارِ سپهر بادا كه نيك و بد و ننگ و نام ازوست و ازو مستمند و شادكام هستيم. خورشيد به فرمان او از آسمان مى‏ تابد و فرّ و زور ازوست. پس از خواست و فرمان او نمى‏ گذريم و يك دم را نيز به جز با فرمان او نمى ‏پوييم ! [20]

حتی انوشیروان خود را نماینده ی اهورامزدا می دانست.

بشاهــــى مرا داد يــــزدان پاك
ز خورشيد تابنده تا تيره خاك‏

نبايد كه جز داد و مهر آوريم
و گر چين بكارى بچهر آوريم‏ [21]

و البته سکه های یافت شده از عصر ساسانی در موزه ی بین المللی بریتانیا (British Museum) نشان گر این است که بر یک طرف سکه تصویر اهورامزدا و بر روی دیگرش تصویر شاه حک شده است. یعنی اصولاً پادشاهان ساسانی خود را منسوب به اهورامزدا و ایزدان می دانستند. [22] و البته در کتیبه نقش رستم در حوالی استخر فارس، تصویر شاه ساسانی در حال دریافت نشان شاهی از سوی اهورامزدا روشن است! [23]


تصویری از کتیبه نقش رستم، پادشاه ساسانی (سمت چپ) در حال دریافت نشان شاهی از اهورامزدا (سمت راست)

پی نوشت :

[1]. نگاه کنید به مقاله « قتل عام مردم بلوچستان به دست انوشیروان »
[2]. نگاه کنید به مقاله « قتل عام مردم گیلان و دیلمان به دستور انوشیروان »
[3]. نگاه کنید به مقاله « انوشیروان با خانواده خود چه کرد ؟ »
[4]. نگاه کنید به مقاله « شکنجه و قتل دبیرِ بیگناه به دست انوشیروان » و « منطق انوشیروان در مواجهه با دگراندیشان و منتقدین »
[5]. نگاه کنید به مقاله « انوشیروان و بیسواد نگه داشتن مردم ... »
[6]. نگاه کنید به مقاله « حکومتِ انوشیروان ، بر پایه تبعیض و اختلاف طبقاتی »
[7]. نگاه کنید به مقاله « تراژدی مهبود »
[8]. نگاه کنید به مقاله « بلایی که انوشیروان بر سر خاقان چین و هپتالیان آورد ... »
[9]. نگاه کنید به مقاله « انوشیروان با هندوستان چه کرد ؟ »
[10]. نگاه کنید به مقاله « نقش انوشیروان در حوادث تلخ یمن »
[11]. نگاه کنید به مقاله « پیمان شکنی های متعدّد انوشیروان در تازش به روم »
[12]. نگاه کنید به مقاله « نگاهی به رفتارهای انوشیروان در تازش به لازیکا »
[13]. نگاه کنید به مقاله « فاجعه ی بروئیا »
[14]. نگاه کنید به مقاله « فاجعه ی سورا »
[15]. پروكوپيوس، جنگ‏هاى ايران و روم‏، ترجمه: محمد سعيدى‏، انتشارات علمى و فرهنگى‏، تهران‏، چاپ چهارم ۱۳۸۲، ص 152-155
[16]. نگاه کنید به مقاله « تازش انوشیروان به روم از نگاه شاهنامه »
[17]. شاهنامه فردوسی ، بر اساس نسخه چاپ مسکو ، ناشر: مؤسسه نور ، تهران ، ص 1136، بیت 41231
[18]. همان، ص 1156 ؛ بیت 41954 - 41955
[19]. همان، ص 1036 ؛ بيت 37541 - 37539
[20]. میترا مهرآبادی، شاهنامه کامل فردوسی به نثر پارسی، نشر روزگار، تهران، ج 3 ، ص 235
[21]. شاهنامه فردوسی ، بر اساس نسخه چاپ مسکو ، ناشر: مؤسسه نور ، تهران ، ص 1039 ؛ بيت ‏37648-37649
[22]. 1894,0506.1580 British Museum , Sasanid Coins , Number
[23]. مری بویس ، زرتشتیان، باورها و آداب دینی آنها، ترجمه عسکر بهرامی، انتشارات ققنوس، تهران، چاپ دوازدهم ۱۳۹۱، ص 137

تولیدی

دیدگاه‌ها

سلام و تشکر . خیلی ها فکر میکنند که انوشیروان دادگر بود. از اینکه در مسیر بیداری و افشاگری می کوشید خوشحالم.

درود ! بعضی وقتا مقالاتتون رو تو وبلاگم می ذارم بدون ذکر منبع . حلال کنید حلال !

+ درسته که منشأ جنایات انوشیروان اموزه های و به قول شما تعالیم دین زرتشتی بوده ولی قبل از اون هم بقیه پادشاهان همین جنایتها رو انجام دادن. اصلاً تو اون عکس و بقیه کتیبه ها هم اومده که مثلاً شاهپور خودش را نماینده اهورامزدا می دونست !!! همین شاهپور شاپور در ابتدای کار ساکنین شمال ایران را سرکوب کرد. شمال ایران را ! سپس به سمت خراسان رفت و یک پادشاه تورانی به نام پهلیزک را مغلوب کرد و در همان ناحیه شهر نِوشاهپور را ساخت که بعداً شد نیشابور ! بعد رفت سمت قفقاز و اونحا رو لت و پار کرد و سپس به سمت شرق رفت و کوشانیان را در شرق و شمال شرق ایران تصرف کرد. شهرهای کاشغر و سغد و ... را نیز فتح کرد. نصف عمرش رو در حال سرکوب و کشتار و غارت بود !!!

هر پادشاهی وظیفه اش اینه که از کشورش در مقابل آشوبها و دشمنان و یاغی ها محافظت کنه و تمامیت ارضیش دفاع کنه و با حکومتهای زیر دستش که سر به طغیان و اعلام استقلال میکنن مقابله کنه و ازشون زهر چشم بگیره و در مقابل توطعه و خیانت های فرماندهان و عمو زاده ها و ... که سودای سرنگونی و نابودی شاه رو دارن رو چشم پوشی سخت گیر بود، با سلام و صلوات مگه میشه کشور داری کرد اونم نه یه سرزمین کوچیک رو امپراطوری مثل ایران رو تازه اونم در دوران باستان !!! ملاک یک پادشاه خوب یا بد اینا نبوده ملاک شناخت یک پادشاه اول قدرت نظامیش بوده بعد وضعیت جامعه اش بعدشم که چه کسی رو بعنوان وارث و ولیعهد خودش میخواسته قرار بده (چون یک ولیعهد نا لایق هم کشور رو نابود میکرد هم زحمات پادشاه قبلی رو به باد میداد)

باز دم مغول ها و سلجوقی ها و دیگر حکومت های ترک تا زمان قاجار گرم حداقل اونا فقط غارت میکردن,و حداقل بعدش بسیاری از بناهای تاریخی کشور که الان داریم تو دنیا کومپوز در میکنیم و افتخار میکنیم رو ساختن (از بنای سلطانیه گرفته تا سی و سه پل خودمون کاخ گلستان .. )این بی شرف فقط قتل غارت کرده که!من که دیگه به ترکا وحشی نمیگم شما خود دانی!

همانطور که ادیان نو ظهور و پیدایش ایدولوژی های نو در حال حاظر در صورتی که گسترش یابد باعث تغییرات بنیادی در هر کشوری و منطقه ای میشود و ساختار سلسله ها و حکومتها و جامعه به هم میریزه و تنشهای حاصله صد در صد به خون و خونریزی و نابودی جوامع می انجامد در گذشته هم بمراتب این قضیه شدیدتر بوده خب طبیعیه که دولت عللخصوص دولتی که زیرساختهای حکومتش و جامعه اش روی زرتشتی بوده برای بقاء خودش و جامعه اش و در نهایت کشورش در مقابل چالشها چه دینی چه ایدولوژیکی چه حکومتهای نو بنیاد در اطرافش طبیعتا ً واکنش نشون میده که خب بخاطر قدرت نظامی ساسانیان این حکومت همیشه پیروز قضایا بوده و حرف آخر را زده، چه بسا اگه همون سلسله کوشانیان و یا تورانیان و رومیان یا خاقان شرقی یا غربی یا پیروان مزدکی یا مسیحی یا ... اگه قدرتشون به ساسانیان میچربید این ساسانیان و زردشتیان بودند که سرو ته زنده بگور میشدند و خانه هایشان و مردمانشان در آتش میسوختند! پس بنظرم نباید ساسانیان را جنایتکار نامید زیرا هر سرکوب و قتل عامی که میکردند نه برای غارتگری(چون نیازی نداشتند بزرگترین و قدرتمند ترین و در نهایت ثروتمند ترین و پیشرفته ترین حکومت وقت جهان بودند) بلکه سعی داشتند خود را از خطرات احتمالی که در اطراف مرزهایشان یا درون کشورشان بوقوع میپیوست واکنشنشان بدهند و آنرا دفع کنند که طبیعیست هر حکومتی از مردمش و کشورش و سلسله اش در مقابل ناملایمتی ها واکنش نشان دهد که هم قائله تمام شود و هم عبرتی باشد برای سایرین و آیندگان و تظمینی برای تکرار نشدن دوباره چالشها ... !

اینکه بگوئیم ساسانیان مردم را فقیر نگه میداشتند بی انصافیست چون در آن دوران شغل اغلب مردم کشاورزی و دامداری بوده است و حکومت از مالیاتی که از آنها میگرفت ارتزاق میکرد پس هرچقدر مردم ثروتمند بودند همانقدر دولت نیز ثروتمند تر بود و اصلا ً قابل باور نیست از نارضایتی مردمان بتوان با زور و ارعاب برآمد و حکومتی 400 ساله آنهم به آن وسعت( از یک طرف همسایه چین از یک طرف همسایه روم) نمود پس باید در آمد مردم و وضعیت آذوقه خوب می بود که دولت با اتکا به آنها میتوانست بزرگترین ارتش ها را سازمان بدهد و با خیالی آسوده از مردمان یک سمت کشور به سمت دیگر رفت و درگیر جنگی چندده ساله با امپراطوری هایی چون روم و چین میبود ، از طرفی زمانی که میبینیم ساسانیان مشغول جنگ در غرب کشور با روم بود خاقان چین به ایران میتازد و این مردم هستند که بصورت خود جوش بکمک مرزبانها می آیند و ارتش خاقان را شکست میدهد بدون اینکه ارتش مرکزی وارد کارزار بشود پس مشخص است که مردم از حکومت راضی بودند که سعی در حفظ وضع موجود میکردند و از طرفی بنا به روایاتی که شده زمانی که بنا به دلایلی حقوق ارتش به تعویق می افتد یک کفاش ( کفش دوز ) بصورت داوطلب کل هزینه یک ارتش را متحمل میشود پس مشخص هست که هیچ زوری به رعیت حتی در زمانهای بحرانی متحمل نمی شده که کفاش بدون ترس شرطی در مقابل پرداخت پول برای سران مملکتی میگذارد و نکته دیگر اینکه یک رعیت کفاش آنقدر دارائی داشته که هزینه یک لشگر را تا زمان رسیدن پول از طرف حکومت متحمل شود ! اگر اینکه بگوییم ساسانیان سعی در بی سواد نگه داشتن مردمان داشتند پس چطور است که دانشگاه جندی شاپور بنا به گفته تاریخنگاران و باستانشناسان بزرگترین دانشگاه جهان در آن زمان است ؟ فقط در آن زمان سلسله مراتب و طبقه اجتماعی وجود داشت که حکومت سعی در دور نگهداشتن مردم عادی از حکومت داشت و اینکه نیروهای متخصص در حیطه خود کار کنند مثلا ً کشاورز در رابطه با کشاورزی تعلیم میدید و جنگجو در مورد تاکتیکهای جنگی و صنعتگر در مورد صنعت و خاندان شاهی برای مدیریت و اداره کشور و علم کشورداری تعلیم میدیدند خوبی این طبقه اجتماعی این بود رعیت و سلاطین در حیطه کاری خود متخصص میبودند و کسی حق تغییر جایگاه طبقاتی خود که همانا تغییر شغلش و انجام کاری سوای تخصصش میبود را نداشت که بنظر بنده کار بســـــــــــــــــیار شایسته ای میبود

1. کسی ادعا نکرد که ساسانیان مردم را فقیر نگه می‌داشتند. در کجای مقاله چنین ادعایی شده است و چرا چیزی که در مقاله نیست را به آن نسبت میدهید؟ 2. برای دفاع مردم از مرزهای شرقی (در مواجهه با خاقان چین) و اینکه ادعا کردید حکومت مرکزی دخالتی در نبرد علیه خاقان نداشت، سند ارائه کنید. 3. از کجا میدانید مقاومت مردم در برابر خاقان چین، به منظور دفاع از حکومت بود؟! دفاع مردم صرفا برای حفظ خود و دفاع از نوامیس بود. نه دفاع از حکومت. 4. آن شخص، کفش دوز نبود. بلکه تاجر کفش بود. گفت کل هزینه را میدهم ولی اجازه دهید که فرزندم دبیر شود. ولی انوشیروان برای حفظ نظام طبقاتی چنین اجازه‌ای نداد. 5. دانشگاه جندیشاپور اولا بیشتر دانشمندانش از بین النهرین بودند و محیط این دانشگاه هم برخلاف جو حکومت، یک جوّ مسیحی و غربی بود. ثانیاً میتوانید چند نمونه بیاورید که افرادی از خانواده‌های عادی جامعه وارد این دانشگاه شده باشند؟ 6. تعصب باعث میشود یک انسان مدعی خردمندی هر ظلمی را توجیه کند. آن فرزندی که پدرش تاجر کفش است چرا نباید دبیر شود؟ چرا این امکان باید از او دور نگه داشته شود؟ چون تخصص پدرش چیز دیگری است پس فرزند هم باید علاقه اش را زیر پا بگذارد و اجباراً به راه پدرش برود؟

درود بر شرفتان با این روشنگری که در مورد انوشیروان ظالم کردید .

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.