سید مصطفی حسینی طباطبائی مروج عقاید وهابیت در ایران

  • 1396/09/07 - 11:28
سید مصطفی حسینی یکی از بارزترین شخصیت‌های وهابیت زده در عرصه تبلیغ و ترویج عقاید شبه سلفی یا شبه وهابی در ایران معاصر به شمار می‌آید. اگر می‌خواهید با وی بیشتر آشنا شوید این مقاله را بخوانید.

.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ سید مصطفی حسینی طباطبائی در سال 1314 شمسی در خانواده‌ای مذهبی و روحانی به دنیا آمد. نسب پدر وی به آیت الله سید محمد طباطبائی عالم مشهور عصر مشروطه  می‌رسد.[1] سید مصطفی حسینی یکی از بارزترین شخصیت‌های وهابیت زده در عرصه تبلیغ و ترویج عقاید شبه سلفی یا شبه وهابی در ایران معاصر به شمار می‌آید.[2] یکی از دوستان وی به نام آقای حسینی ورجانی که حدود 30 سال رفاقت و مصاحب با آقای سید مصطفی حسینی داشته است و تحت تأثیرات تفکر طباطبائی بوده است و اکنون از راه اشتباهی که رفته است پشیمان است درباره وی می‌گوید: «آقای مصطفی طباطبایی شخصی است که سال‌ها در شهر ما به تبلیغات ضد شیعی اشتغال داشت و افرادی را از دامان ولایت اهل بیت دور ساخته است. وی  صراحت مدعی است که اقدامی تبلیغی علیه تشیع نمی کند و غرض او وحدت گرایی و مبارزه علیه دشمنان اسلام است، ولی وی از هر فرصتی که به دست می‌آورد بیشترین استفاده را در سست کردن مبانی اعتقادی شیعه می‌برد.» [3]
مصطفی طباطبائی همچون دیگر افراد طیف شبه سلفی، گرچه خود را منتسب به شیعه یا سنی نمی‌داند، ولی عقاید و دیدگاه‌هایش به اهل سنت و جریان سلفیه نزدیک‌تر است. آقای حسینی ورجانی که سال‌ها با افراد مختلف این طیف حشر و نشر داشته است در این باره می‌نویسد: «از شعارهای آقایان برقعی و قلمداران و طباطبائی این است که ما نه سنی هستیم و نه شیعه، اما درعمل مصطفی طباطبائی از فقه اهل سنت استفاده می‌کند... به نظر من کلاً از نظر اعتقادی آنها به سلفی‌ها نزدیک‌تر هستند تا شیعه... . من در سال‌هایی که با این آقایان زندگی کردم، می‌دیدم که آقای مصطفی طباطبائی پایش را به جای مسح می‌شست و مهر نمی‌گذاشت. بلکه حصیری زیر پایش پهن می‌کرد و برخی مواقع روی فرش سجده می‌کرد. حتی در مراسم تدفین آقای برقعی، مانع از خواندن تلقین بر جنازه برقعی شد».[4]
اشخاصی مثل برقعی، قلمداران و طباطبائی از اطلاق کلمه سلفی بر خود امتناع می‌کنند. آنان خود را پیرو قرآن و مکتب القرآن معرفی می‌کنند. اما در عمل به افکار سلفیت بسیار نزدیک هستند. به همین جهت است که رسانه‌های وهابیت مثل شبکه «کلمه» و «وصال حق» از این افراد با عنوان علامه و آیت الله نام می‌برد. وهابی‌ها با استفاده از کلیپ های تصویری این اشخاص در فضای مجازی سعی در تخریب عقاید شیعه دارند و به همین جهت آنان را بزرگ جلوه می‌دهند.

نویسنده: مجتبی محیطی

پی‌نوشت:

[1]. وب سایت سید مصطفی حسینی طباطبائی، معرفی سید مصطفی حسینی.
[2]. ملک زاده، محمد، بررسی و نقد مبانی فکری و اعتقادی جریان شبه سلفی در ایران، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم1396ش، ص15
[3]. همان، ص16،17
[4]. همان، ص33،34

برچسب‌ها: 
تولیدی

دیدگاه‌ها

سلام و بادعرض ادب باید بگویم که من چندین سال است که مطالب استاد طباطبایی را دنبال میکنم . من یک سنی بودم ، و با دیدن آثار استاد متوجه شدم ایشان مطالبی را میگویند که در بعضی موارد مخالف با عقاید اهل سنت و در بعضی موارد مخالف با تشیع هست . و ادرستی اینکه خود را جزو هیچ مذهبی نمیدانند پی بردم . پس این که شما میگویید استاد ضد تشیع است به نظر من اشتباه است چون من همه ی مطالب ایشان را دنبال کردم و دیدم که در بعضی آرا نظر اهل نسنن را رد و نظر تشیع را قبول میکند ، در واقع بدون هیچ تعصبی فقط قول صحیح را قبول میکنند بدون توجه به این که چه کسی و یا چه مذهبی آن را گفته است. پس بهتر است وقتی با کسی آشنایی کامل ندارید و آثارش را مطالعه نکردید ،قضاوتی هم در موردش نکنید . با تشکر

خدا لعنت کند این گرگ انسان نما را

عجب .یکی مثل داعش جسم نابود می کند ویکی مثل این اشخاص ،به دلیل نارسایی فکری و عدم درک درست ،ترور اعتقادات.به راستی کدام خطرناک تر است .اصولا داعش مولود کدام جریان است .غیر این است که تفکر داعش خبیث که از ابن تیمیه حرانی گرفته شده است از دهان امثال طباطبایی تئوریزه می شود. طفل شیرخوار هم این فهم را دارد که حتی یک کتاب درسی هم نیاز به معلم دارد تا شرحش دهد چه رسد به قرآنی که کلام خداست و به مفسر و شارح معصوم نیاز دارد .بچه هم می داند قران کلیاتی مانند نماز و روزه و حج و امامت را مطرح نموده ولی مصادیق آنها و چگونگی انجام انها را بیان ننموده .حال چگونه ما بدانیم که وظیفه ما چیست ؟ آیا پیامبر توانست همه قرآن را تفسیر کند؟ خوارج هم گفتند لا حکم الالله .برداشت نادرست از قران .ظاهرا طباطبایی باقیمانده این جریانی است که به دلیل جمود فکری فرق امیر المومنین را شکافتند.حاصل حب شهرت طلبی همین است.جرثومه هایی امثال مصطفی طباطبایی مولود عدم خودسازی وتهذیب نفس هستند. .آیا منظور ختم الله علی قلوبهم .فی قلوبهم مرض امثال این فرد نیست؟هزاران عالم اسلام با سالها تفکر و تتبع در احادیث و منابع دینی ،به این نظرات نرسیدند ولی جناب طباطبایی رسید!!! .کسی که امام زمان را انکار می کند،به ائمه می تازد و بی مهابا احادیث را تخطئه می کندو نظریات بچه گانه می دهد ،حقش همین است که از نور اهلبیت محروم باشد و به سبک سنی ها نماز بخواتد.کسی که توبه اش هم به خاطر بدعت در دین و منحرف کردن راه دین ،قبول نخواهد شد.خداوند امثالشان را بکاهد .

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.