الگوی بدنام زنان صوفی!

  • 1392/06/29 - 13:38
نظرات متفاوتی درباره ی رابعه ی عدویه حتی در بین بزرگان تصوف است. عده ای متعصبانه او را قدیسه و عارفه می داند و عده ای او را تا مرز فاحشگی و بدنامی می برند!
الگوی بدنام زنان صوفی!

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ این روز ها و در گرماگرم تحولات و اتفاقاتی که در کشور مصر روی می دهد، نامی آشنا به گوش می رسد که یکی از مراکز تجمع معترضین به حکومت مصر است. میدانی که آن را رابعه عدویه می خوانند، یادآور یکی از صوفیانی است که نقش اساسی و کلیدی در ترویج و انتقال مسلک تصوف به خارج از محدوده ی خاورمیانه و حتی آسیا دارد. شخصیتی که در راستای اهداف فیمینیستی تصوف پا به عرصه گذاشت و اکنون غرب را هم متوجه صوفی گری کرده است.

تصوف، ابزاری بود که حکومت های غاصب، آن را در مقابل زهد و تقوای اهل بیت علیهم السلام قرار دادند، تا مردم برای الگوگیری در این زمینه نیز به سمت و سوی خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله نروند. حسن بصری ها و ادهم ها و بایزید ها و سفیان ثوری ها و ... بودند، اما برای نیمی از جامعه ی تصوف که زنان آن را تشکیل می دادند، حضور یک زن به عنوان بت و صنم و الگو ضروری می نمود. از این رو متصوفه بر رابعه ی ادویه سرمایه گزاری کرده و او را به عنوان الگوی زن صوفی معرفی کردند.

وی دختر چهارم اسمعيل عدوی قيسی، در سال 95 تا ۱۰۰ هجری قمری در بصره به دنیا آمد و از این رو به او رابعه ی بصری هم گفته اند. زندگانی وی نیز دستخوش افسانه سرایی های صوفیان شده و تاریخ دقیقی که زندگی او را به تصویر بکشد، در دست نیست. تنها عطار نیشابوری، زندگی صوفی مسلک وی را قلم زده که او هم به رسالت تصوف خویش عمل کرده و مطالبش به عنوان مستند تاریخی محسوب نمی شود.

نظرات متفاوتی درباره ی رابعه ی عدویه حتی در بین بزرگان تصوف است. عده ای متعصبانه او را قدیسه و عارفه می داند و عده ای او را تا مرز فاحشگی و بدنامی می برند! در مقابل داستان سرایی ها و شرح حال های مبسوط برای رابعه، که از رفت و آمد مردان نامحرم به سرای این دختر مجرد![1] سخن می گویند، نورعلی تابنده (مجذوب علیشاه) می گوید: (این داستان ها با اصول کلی تصوف که گفته اند، جور در نمی آید. قطب فرقه ی صوفیه گنابادی با علم به الگو بودن رابعه عدویه و نقش صنم بودن وی برای زنان صوفی در طی دوران های متمادی، حیثیت این نماد را به باد داده و می گوید: رابعه عدویه در شهر خودش خوش نام نبود و از او همچین تصوری بعید است.) [2] متاسفانه تنها مرجع قضاوت در مورد سران و بزرگان تصوف قلم فرسایی یک جانبه ی خود ایشان است که مرجع صادقی برای قضاوت نیست. اما اختلاف درون فرقه ای ایشان درباره ی این شخص، نشان می دهد که الگوسازی رابعه ی عدویه برای زنان صوفی با شکست مواجه شده است.

ما در این مقاله کاری به زنان صوفی اهل سنت نداریم؛ گرچه ایشان مسلمانند و الگوی زندگی ایشان در تمام جهات می بایست دختر پیامبرشان باشد! اما بنابر دلایلی که مجال شرح آن در این نوشته نیست، زنان شیعه ی صوفی را مخاطب قرار می دهیم. فرقه های صوفی که مدعی شیعه گری هستند، سعی می کنند با این ادعا، حیات نامبارک خود را ادامه دهند. یکی از دلایلی که برعلیه ایشان است، تمسک و الگو پذیری آنها از افراد مخالف اهل بیت علیهم السلام است. زنان و مردان متصوفه اگر در ادعای خود صادق بوده و خود را شیعه ی ولی عصر عجل الله تعالی فرجه می دانستند؛ فاطمه ی زهرا سلام الله علیها را در همه ی عرصه ها، الگوی زندگی خود قرار می دادند. مگر صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نفرموده اند: وَفی إِبْنَه رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) لی أُسْوَه حَسَنَه [3] دختر رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)، فاطمه ى زهرا علیها السلام براى من، اسوه و الگویى نیكو است!

شیعه گری تنها برگزاری مجالس جشن مهدویت و... نیست که مدعیان دروغین از فرقه ی صوفیه با برپایی آن شیعه بودن خود را ابراز می کنند. تا زمانی که صوفیه الگوهای فاسدی، مثل افراد معلوم الحال از مذهب مخالف عترت پیامبر علیهم السلام داشته باشند، رنگ رستگاری را نخواهند دید و توفیق توبه و خروج از چاه صوفی گری نصیبشان نخواهد شد.

منابع:

[1]. عطار نیشابوری/ تذکره الولیا/ ذکر رابعه ی عدویه

[2]. سایت مجزوبان نور/ سخنرانی مجلس صبح یکشنبه ۱۵-۰۲-۹۲

[3]. الغیبه طوسى، ص286، ح245 / احتجاج، ج2، ص279 / بحارالأنوار، ج53، ص180، ح9

دیدگاه‌ها

بنده درباره تصوف و صوفی مطالبی در جاهای مختلف نوشته ام. آنچه در کتاب عرفان علامه طباطبایی آورده ایم تقدیم می شود. پاسخ را از این مطالب به دست آورید. تصوف اصیل و تصوف انحرافی بحث تفاوت تصوف اصیل و تصوف انحرافی و مبتذل را با بیان زیبای ابوعلی رودباری آغاز می‌کنیم که می‌گوید: «الصوفی من لبس الصوف علی الصفاء و كانت الدنيا منه علی القفا واستوی عنده الذهب و الحجر و الفضة و المدر و الا فالكلب الكوفی افضل من الف صوفی / صوفی كسی است كه بر اساس صفا و پاكی، پشمينه بپوشد و به دنيا پشت کند و در نظر او طلا و سنگ، نقره و كلوخ متساوی باشند و گرنه سگ كوفی از هزار صوفی افضل است». تصوف اصيل در سنت رسول‏الله و شيوه ائمه معصومين ریشه دارد و تنها ملاك تصوف اصيل هم همین است. متاسفانه گروهی از نادانان صوفیه (جهله صوفیه) افراط یا تفریط کرده‌ و می‌کنند و به علت جهل علمی یا پیروی از هوا و هوس، از صراط مستقیم الهی کنار رفته‌اند و سخنانی گفته و کارهایی انجام داده‌اند که موجب بدبینی به بزرگان متصوفه و صوفیان اصیل و محقّق شده‌اند. این دسته از صوفیان و به تعبیر بهتر، صوفی‌نماها به هیچ عنوان مورد تایید نبوده و نیستند، لذا بزرگان عرفان و حکمت، این گروه را جَهَله صوفیه نامیده‌ و از شرّ آنان به خداوند پناه برده‌اند، و در مقابلِ این‌ها از متصوفۀ اصیل و صوفیان راستین ـ که با التزام به شریعت و تمسک به ولایت، راه تصفیه باطن را پیموده‌ و همواره در صراط مستقیم الهی‌ هستند ـ با عبارت «محققین صوفیه» یاد کرده‌اند. به عبارت دیگر، بزرگان حكمت و عرفان، دو تعبير در مورد صوفيه دارند؛ يكي محققين صوفيه و ديگري جَهَله صوفيه و به تعبیر امروزی: صوفی و صوفی‌نما، عارف و عارف‌نما مراد از محققين صوفيه، همان عرفاي بزرگ اسلامي مانند محيي‌الدين ابن‌عربي، صدرالدین‌قونوي، سيد حيدر آملي و.... است كه با التزام به شرع و همراه با کسب علم، راه تزكيه نفس را پیموده و به كشف و شهود حقايق رسیده‌اند. اما جهله صوفيه (عارف‌نما، صوفی‌نما، تصوف انحرافی) آن دسته از صوفياني‌اند كه علم كافي ندارند و مطالب بلند و بالا را بد و نادرست می‌فهمند و مطالب سخیف و غیر قابل دفاع از آنها صادر می‌شود و بدعت‌هايي در دين پديد ‌آورده و راه خود را از راه ائمه معصومین جدا مي‌دانند، يا وسيله را با هدف توجيه كرده و خود را به شريعت و ظواهر آن پايبند نمي‌دانند و آشكارا يا پنهاني مرتكب معاصي مي‌شوند يا برخي از آنها با فريب و حقه، مردم را به معنويت فرا مي‌خوانند و پشت اين دعوت، مقاصد اقتصادي، اجتماعي، سياسي، سوء استفاده‌هاي جنسي و غیره را دنبال می‌کنند. اين افراد در هر مكان و زماني محكومند و قبل از همه، خود عرفا و صوفيۀ اصیل در كتابهاي خود اين اشخاص را به شدت مورد مواخذه قرار داده‌اند. کسانی که عرفان و تصوف را به صورت مطلق از هم جدا می‌کنند، و می‌گویند: عرفان، امری مثبت و مقبول، و تصوف امری منفی و مردود است و در نتیجه تصوف را در صوفیۀ انحرافی و مبتذل منحصر می‌کنند، مخاطبان خود را به اشتباه بزرگی می‌اندازند. زیرا مخاطبان با رجوع به کتب معتبر عرفان، تعابیر صوفیه، تصوف، صوفی و.... را بارها خواهند دید که اهل فن آن‌ها را در بارۀ خود و دیگر بزرگان عرفان به کار برده‌اند. صحیح نیست به خاطر عقاید و رفتارهای فرقه‌های منحرفی که نام خود را صوفی یا درویش گذاشته‌اند، مطلق تصوف را ناپسند بدانیم و کتب علمی و مهم آنان را تحت الشعاع قرار داده یا مذمت کنیم. بهتر است بگوییم: ما صوفی اصیل داریم و صوفی‌نما، صوفی اصیل کسی است که در محدودۀ شرع با عرفان عملی و سیر و سلوک قدم به قدم به سوی خدا ‌رفته و به قرب حق رسیده است. ولی صوفی‌نما کسی است که در ظاهر، خود را به تصوف چسبانده‌ و در واقع، صوفی نیست و محکوم و مذموم است. مثل اینکه بگوییم: ما شیعه واقعی داریم و شیعه‌نما، مسلمان واقعی داریم و مسلمان‌نما، روحانی واقعی داریم و روحانی‌نما و... مثلا روحانی اصیل،‌ علاّمه طباطبایی است و روحانی‌نما کسی است که لباس روحانیت دارد اما زی روحانیت را مراعات نمی‌کند و موجب بد بینی دیگران به روحانیت اصیل می‌شود. به هر حال، جهله صوفیه با رفتارها و گفتارهای خود، مشکل بزرگی برای تصوف اصیل و حقیقی ایجاد کرده‌ و موجب سوء تفاهم‌های زیادی شده‌اند، چنانکه جهله و عوام شیعه، مشکلاتی را برای جهان تشیع به بار آورده‌اند و منشا اشکالات و شبهات مخالفان شده‌اند و همچنین جهله مسلمانان، مشکلاتی را برای جهان اسلام به بار آورده و منشا اشکالات و شبهاتی برای غیر مسلمانان شده‌اند. بنابراین قطع نظر از سند این روایات گوییم: مراد روایاتی که در آن‌ها صوفی و تصوف محکوم شده است، آن دسته از صوفیانی هستند که بدعت‌هایی در دین پدید می‌آورند و راه خود را از راه ائمه جدا می‌دانند و وسیله را با هدف توجیه کرده، خود را پایبند به شریعت و ظواهر آن نمی‌دانند و آشکارا یا پنهانی مرتکب معاصی می شوند

تا زمانی که صوفیه الگوهای فاسدی، مثل افراد معلوم الحال از مذهب مخالف عترت پیامبر علیهم السلام داشته باشند، رنگ رستگاری را نخواهند دید. متاسفم برای این دیدگاه جاهلانه تون نسبت به مذاهب دیگر اسلامی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.