پیرامون شایعه "جرج ناتانیل کرزن" و حوزه علمیه قم

  • 1393/05/12 - 12:00
اخیراً برخی از سایت‌ها و کانال‌های وابسته به سازمان‌های صهیونیستی و سعودی (که در خیانت، دروغ‌گویی و تفرقه‌افکنی دستی دراز دارند) مدعی شدند که حوزه علمیه قم توسط یک انگلیسی به نام جورج ناتانیل کرزن (George Nathaniel Curzon) تأسیس شده است! اگر قرار باشد بر حوزه علمیه قم با آن کارنامه درخشان در مبارزه علیه امریکا و انگلیس و... برچسب "انگلیسی" زد، پس وای به حال بقیه...

پایگاه جامع فرق ادیان و مذاهب_ اخیراً برخی از سایت‌ها و کانال‌های وابسته به سازمان‌های صهیونیستی و سعودی (که در خیانت، دروغ‌گویی و تفرقه‌افکنی دستی دراز دارند) مدعی شدند که حوزه علمیه قم توسط یک انگلیسی به نام جورج ناتانیل کرزن (George Nathaniel Curzon) تأسیس شده است! ادعا می‌کنند که وی به ایران آمده و به یک سری مذاکرات پرداخت و متعاقب آن حوزه علمیه قم تأسیس شد! هرچند این شایعه فوق العاده سخیف و ابلهانه است، آن قدر که به راستی نیازی به پاسخ نیست، لیکن به جهت اتمام حجت دلایلی بر رد این ادعا ارائه می‌کنیم:

- ادعای تأسیس حوزه علمیه قم به دستور و یا درخواست "جرج ناتانیل کرزن" ادعایی است فاقد سند و دلیل. روشن است که ارزش چنین سخنانی چقدر است.

- حوزه علمیه قم در قرن 2 هجری (حدود 1300 سال پیش) به دست جماعتی از اشعریون تأسیس شد. در آن زمان گروهی از شیعیان از نسل «مالک بن عامر اشعری» به قم وارد شدند و به ترویج مذهب شیعه پرداختند. در مدتی اندک، پس از ورود جمعی از سادات به قم، آن شهر مرکز فقه و کلام شیعه گردید.[1] منابع متعدد تاریخی از وجود مدارس علمیه و کتابخانه‌های بزرگ دینی در قم خبر می‌دهند که تاریخ آن به قرن‌ها پیش می‌رسد که قدمت برخی از آنان بیش از هزار سال است.[2] با این تفصیل، ابلهانه است که دشمنان اسلام و ایران، پیداییِ حوزه علمیه قم را به انگلیسی‌ها ربط بدهند.

- حوزه علمیه قم در سال 1301 خورشیدی توسط شیخ عبدالکریم حائری یزدی جان تازه‌ای گرفت. او شخصیتی مدیر و مدبّر بود. نسبت به سیاست‌های روس و انگلیس علیه مسلمین و غارتگری‌های دولت‌های بیگانه در ایران، ناراحت و دلخور بود. اما به اقتضای شرایط، غالباً از دخالت مستقیم در امور سیاسی پرهیز می‌کرد.[3] لیکن در موارد متعدد نسبت به سیاست‌های انگلیس صراحتاً اعلام موضع کردند. مانند نامه ایشان به رضاشاه و هشدار محترمانه و اعلام خطر نسبت به سیاست‌های انگلیس در تشکیل کشور جعلی اسرائیل.[4] حال چگونه ممکن است شخصیتی ضد استعماری مانند شیخ عبدالکریم حائری یزدی، به دستور انگلیس حوزه علمیه‌ی قم را تأسیس کرده باشد؟! گفتنی است امام خمینی (ره) در ستایش شیخ عبدالکریم حائری یزدی فرمودند: «اگر مرحوم حاج شیخ در حال حاضر بودند، همان کاری را انجام می‌دادند که من انجام دادم و تأسیس حوزه علمیه قم در آن روز از جهت سیاسی، کمتر از تأسیس جمهوری اسلامی در ایران امروز نبود.» به راستی چگونه ممکن است که ادعای بدگویان درست باشد در حالیکه بزرگترین شخصیت‌ها و نمادهای مبارزه علیه انگلستان در قرن معاصر، از همین حوزه برخاستند.

- در دوران دفاع مقدس، 4350 تن از طلاب و روحانیون در دفاع از این آب و خاک به شهادت رسیدند. جامعه روحانیت همواره در راه دفاع از آرمان‌ها و مؤلفه‌های هویت ایرانی اسلامی پیشقدم بوده است. پس چگونه می‌توان چنین برچسب زشتی را بر پیشانی حوزه علمیه قم زد؟ باید گفت که اگر قرار باشد بر حوزه علمیه قم با آن کارنامه درخشان در مبارزه علیه امریکا و انگلیس و... برچسب "انگلیسی" زد، پس وای به حال بقیه!

- حکایت اعتلای حوزه علمیه قم، امری بود مقدّر. علامه مجلسی در حدود 400-300 سال پیش (و حدود 2-3 قرن قبل از تولد کرزن!) روایتی از امام جعفر صادق (علیه السلام) نوشتند که به زودی شهر قم مرکز علم و فضیلت خواهد شد و بزرگانی از آن برخواهند خاست و این مقدمه‌ای بر ظهور قائم آل محمد خواهد بود.[5] تأسیس حوزه علمیه قم نه به دستور استعمار بود، و نه به درخواست آن. بلکه امری معین و از پیش طراحی شده بود، برای پشتیبانی معنوی از پیروان مکتب اهل بیت در جنگ پایان تاریخ.

 چه کسانی و چرا این شایعه را علیه حوزه علمیه قم مطرح کردند؟‌

در پاسخ باید گفت این شایعه از زبان کسانی صادر شده است که با تمام وجود در جهت منافع انگلیس، اسرائیل، امریکا و عربستان سعودی فعالیت می‌کنند. متأسفانه اقلیتی از هموطنان از سر غیض و کینه و برخی از سادگی (ونه از سر خیانت) در این مسیر به این رسانه‌های وابسته سواری می‌دهند. رسانه‌هایی که چنین شایعاتی را علیه حوزه علمیه‌ قم منتشر می‌کنند از کجا تأمین مالی می‌شوند؟ پاسخ به این پرسش تکلیف این شایعه را معین می‌کند. همچنین از زاویه‌ای دیگر نیز می‌توان به منشأ این شایعه رسید! به تربیت شدگانِ حوزه علمیه قم نگاه کنیم: امام خمینی (رهبر انقلاب اسلامی و مؤسس جمهوری اسلامی ایران)، آیت الله خامنه‌ای (رهبر جمهوری اسلامی ایران و پیشوای مبارزه علیه استعمار در خاورمیانه)، آیت الله سیستانی (رهبر شیعیان عراق و اسطوره مبارزه علیه استعمار نوین)، امام موسی صدر (یکی از رهبران اصلی مبارزه علیه استعمار امریکا و انگلیس در خاورمیانه)، سید حسن نصرالله (دبیر کل حزب الله لبنان که صهیونیست‌ها و سعودی‌ها از شنیدن نامش برافروخته می‌شوند)، شهید علیرضا توسلی (مؤسسس لشکر فاطمیون –شاخه نظامی نهضت شیعیان افغانستان- که در سوریه بلای جان داعش شد)، شیخ ابراهیم زکزاکی (رهبر نهضت اسلامی نیجریه و عامل مبارزه علیه وهابیت و استعمار امریکا)، شیخ شهید نمر باقر النمر (از رهبران نهضت شیعیان عربستان)، شیخ عیسی قاسم (رهبر شیعیان بحرین) و... این فهرست به خوبی نشان می‌دهد که حوزه علمیه قم مایه دردسر و شکست‌های پی در پی و رسوایی برای چه کسانی است! پس طبیعی است که صهیونیست‌ها و سعودی‌ها و جیره خواران آنان دست به انتشار شایعه و دروغ‌پراکنی علیه حوزه علمیه قم بزنند.

پی‌نوشت:

[1]. حسن بن محمد بن حسن قمى، تاريخ قم، ترجمه ‏حسن بن علی بن عبدالملك قمى، قم: ‏ كتابخانه بزرگ آيت الله العظمى مرعشى نجفى‏، 1385، 31-39-40 و...
[2]. ذبيح الله صفا، تاريخ ادبيات در ايران‏، تهران: انتشارات فردوس، 1378، ج 2، ص 233.
[3]. فیاضی، عمادالدین؛ حاج شیخ عبدالکریم حائری، چاپ اول، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378، ص 79–78.
[4]. سازمان اسناد ملی ایران، اسناد وزارت امور خارجه، شماره تنظیم ۱۲-۱۰۲۶۰۰
[5]. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1403 ه.ق، ج 57، ص 213 (متن حدیث: رُوِيَ بِأَسَانِيدَ عَنِ الصَّادِقِ ع‏ أَنَّهُ ذُكِرَ كُوفَةُ وَ قَالَ سَتَخْلُو كُوفَةُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ يأزر [يَأْرِزُ] عَنْهَا الْعِلْمُ‏ كَمَا تأزر [تَأْرِزُ] الْحَيَّةُ فِي جُحْرِهَا ثُمَّ يَظْهَرُ الْعِلْمُ بِبَلْدَةٍ يُقَالُ لَهَا قُمُ‏ وَ تَصِيرُ مَعْدِناً لِلْعِلْمِ وَ الْفَضْلِ‏ حَتَّى لَا يَبْقَى فِي الْأَرْضِ مُسْتَضْعَفٌ فِي الدِّينِ حَتَّى الْمُخَدَّرَاتُ فِي الْحِجَالِ وَ ذَلِكَ عِنْدَ قُرْبِ ظُهُورِ قَائِمِنَا...)

 

نکته:

طبیعی است که حوزه علمیه قم مانند بسیاری از نهادها یا جایگاه‌ها دیگر، در کنار خروجی‌های مثبت، خروجی‌های منفی هم داشته و دارد. اما سخن در این است که اولاً خروجی‌های منفی قابل قیاس با موارد مثبت نیستند. ثانیاً استعمارگران از خروجی‌های منفی حوزه هیچ دلخوری و ناراحتی ندارند. بلکه همه غیض و غضب آنان از بابت خروجی‌های مثبت است.

تولیدی

دیدگاه‌ها

نه اونها ادعای مستندی کرده اند و نه شما پاسخ مستندی داده اید .

سلام. نوشتار قبلی مختصر بود. با تشکر از انتقاد شما، مطلب تکمیل و مستنداتی به نوشتار اضافه شد.

با سلام با مقایسه متن مدعیان تاسیس حوزه توسط جناب کرزن و زندگینامه وی دریافتم که این ادعا صحت ندارد چراکه در متن مورد ادعا تاسیس حوزه توسط آقای کرزن را در حدود سی و یک سالگی وی می دانند در صورتی که حوزه علمیه قم در سال 1301 شمسی 1922 میلادی تاسیس شد که آقای کرزن در این سال ۶۳ سال دارند. هرچند در متن شما مانند متن مورد ادعا دلایل و اسناد قابل اتکایی یافت نمی شود.

سلام. نوشتار قبلی مختصر بود. با تشکر از انتقاد شما، مطلب تکمیل و مستنداتی به نوشتار اضافه شد.

بزودی همون حوزه رو با آخونداش نابود میکنیم

امید کوچولو مامانت پوشک چه سایزی برات می‌بنده؟!

حوزه علمیه قم هم خروجی مثبت داشته و هم خروجی منفی. اما انصافاً نسبت دادن حوزه علمیه قم به انگلیس خیلی خریت و حماقت میخاد که کسی همچین حرفی بزنه. احمقانه تر اینکه کسی این دروغ شاخدار رو باور کنه

فرض را بر این بگیریم که حوزه های علمیه دست نشانده بیگانگان و بویژه انگلستان نبوده و نیستند و فرض بگیریم که خاندان پهلوی و بویژه رضا شاه دست نشانده بیگانگان و انگلیس بوده اند و یا فرض بگیریم که بر عکس یعنی حوزه ها دست نشانده بودند و پهلوی ها اینگونه نبودند وفرض دیگر اینکه هر دو دست نشانده بوده اند و فرض بگیریم هیچکدام دست نشانده و وابسته به بیگانه نبوده اند و فرض پایانی اینکه هر دو تا اندازه ای دست نشانده بوده و تا اندازه ای نبوده اند . خوب بجز این فرضیه آیا چیز دیگری را می توان فرض کرد؟ پرسش اینست که با چه ملاک و معیاری می توان قضاوت و داوری تا اندازه ای درست در این مورد داشت؟ یک اینکه اسناد و مدارک موجود که آنهم زیاد قابل اعتماد نیست و دوم اینکه بقول فردوسی بزرگوار ، بزرگی سراسر به گفتار نیست ، دو صد گفته چون نیم کردار یست . آری بهترین سند و مدرک و ملاک و معیار برای سنجش هر پدیده ای رفتار و کردار اوست . به باور من ملاک سنجش همانا خدمت به این آب و خاک و مردم این کشور است . هر فرد یا گروهی که در آبادانی ، پیشرفت ، رفاه ، آزادی ، عدالت ، سربلندی ، شادی و همه ی آن چیزی که منافع ملی و مردم کشور عزیزمان ایران را در اولویت قرار دهد، رفتار کرده و می کند ، شایسته تعریف و تمجید و پشتیبانی همه جانبه از سوی مردم است و هر فرد و گروهی که اندیشه ها و گفتارها و رفتارهایش در راستای ویرانی ایران و ایرانی بوده و هست ، وابسته به بیگانه و دست نشانده واقعی استعمار انگلیس و اروپا و روسیه و چین و امریکا و ... بوده و خائن است و می بایست به شدیدترین شکل ممکن کیفر خیانت خود را بچشد

رضاشاه با رأی مردم روی کار نیامد. حتی مثل قاجار؛ ایل و تباری هم نداشت که از او حمایت کنند. ابتدا اصطبل‌دار سفارت هلند بود. ناگهان ظرف چند سال به بالاترین مراتب سیاسی رسید. کسی که نه پول داشت. نه حامی، ایل، تبار و خانواده داشت. نه پشتوانه مردمی داشت. چگونه از جمع کردن مدفوع اسب و خر به وزارت جنگ و بعد به نخست وزیری و بعد هم به پادشاهی می‌رسد؟ روشن است که او دست نشانده انگلیس بود. بعد که به سوی آلمان متمایل و از انگلیس دور شد به راحتی توسط انگلیسی‌ها عزل و پسرش (محمدرضا) جایگزین او شد.

خمینی هم نه اشراف زاده بود و نه ایل و طايفه ای داشت و اصولا ایرانی نبود و از هندوستان مهاجرت کرده بودن به ایران ، حالا یه بچه گدای گشنه بی پدر و ثروت چجوری میشه شاه ایران? تازه تو 15 سال تبعید که یه مدتش هم تو قلب غرب بود بدون گزند و آسیب میاد ایران تا شاه بشه و علیه غرب اقدام کنه?!?!?!! معلومه که انگلیسی بود و دست نشانده وگرنه از کوره دهات های خمین چجوری میشه شاه ایران شد????

لطفاً از روی کینه و عقده قضاوت نکنید. چون باعث تحقیر خودتان در نگاه خردمندان خواهد شد. امام خمینی (ره) یک مرجع دینی با میلیون‌ها پیرو بود. جایگاه و مقبولیت مردمی داشتند. وقتی در ترکیه، عراق و فرانسه تبعید بودند میلیون‌ها نفر در ایران به خاطر فتوای ایشان به خیابان‌ها آمدند و شاه را بیرون کردند. امام خمینی کارنامه‌ای کاملاً روشن در مبارزه علیه انگلیس و امریکا دارند و رسانه‌های انگلیسی همواره برای ترور شخصیت ایشان اقدام کردند، اما اینکه به امام خمینی برچسب انگلیسی زدید، باید گفت اگر ایشان انگلیسی باشند، پس شما چه هستید؟ شما در راه مبارزه علیه استعمار انگلیس و امریکا چه کردید؟ جز اینکه همواره در خدمت منافع غربی‌ها بودید؟ جز اینکه شب و روز به آنان سواری دادید؟ لطفاً در ارائه نظر، دقت کنید. چون با این کامنت تنها حماقت و کم‌عقلی خود را ثابت کردید.

به واقع که بهمن حرف حق رو زده ، بله اونکسی که بارفتاراش و گفتارش باعث نابودی ایران و ایرانی میشه مستحق کیفره و خیانتکار محسوب میشه . همینطور که بوی خیانتش از همین چار پنج نظر مشخصه ، ببینین چطور بینمون تفرقه انداخته که آقای امید با اون نفرت نظر میده و اردشیر هم انطور جوابشو داده. همون مثلی که انگلیسیها میگن تفرقه بیندازو حکومت کن.

ادامه پاسخ به بهمن گرامی؛ رضاشاه حتی یک روز هم در برابر متفقین اشغالگر مقاومت نکرد. در سال 1320 روس‌ها از شمال و انگلیسی‌ها از جنوب و غرب به ایران حمله کردند. اما متأسفانه ارتش رضاشاه ظرف چند ساعت متلاشی و پرسنل آن فرار کردند. حکومت رضاشاه حتی یک روز هم نتوانست در برابر اجنبی مقاومت کند و ایران ظرف چند ساعت به اشغال متفقین درآمد. (سند: سرهنگ حمید هاشمی، تاریخ پهلوی، تهران: انتشارات فرهنگ و قلم، 1392، ص 68-69.) برای مشاهده اسکن از متن کتاب: [http://www.adyannet.com/fa/news/27079]

به نظر من گفته های بهمن کاملا درسته چرا که تاریخ نشان دهنده این است که هر حزب و پگروهی که روی کار امده نتیجه اعمالشان به وضوح در کشور وجامعه قابل رویت است .به نظر من این مهم نیست که دست نشانده که باشند . چون تا تیم کاملی نباشید در ظبط وربط امور نمیتوانی کاره ای باشی .پس مهم نتیجه اینست که حکومتها چه دشته ای برای ملت مهیا کردند. (انگلیسها شعار جالبی دارند که افتاب در سرزمین ما غروب نمی کند) پس کمی تفکر لازم است

رضا شاه یک روز مقاومت نکرد? که چی? امام حسین هم یک روز مقاومت نکرد یعنی بی عرضه بود? نه عزیز من ، یعنی امکانات و قدرت مقاومت در برابر دشمن با قدرت خیلی بالاتر وجود نداشت

رضا پهلوی یک روز هم مقاومت نکرد. این دقیقاً نشانه بی‌عرضگی او بود. حتی در زمان قاجار هم چنین چیزی سابقه نداشت.

لطفاً برای بالا کشیدن رضا پهلوی از امام حسین مایه نگذارید. چون رضا پهلوی همان کسی بود که برپایی مجلس برای امام حسین را ممنوع کرد. ضمن اینکه امام حسین تا پای جان مقاومت کرد.

واقعا چطور تونستی همچین مقایسه ای بکنی؟ امام حسین تا پای جانش مقاومت کرد و خود و خاندانش رو در راه هدفش فدا کرد لکن چون محاصره بود و تشنگی و خستگی بر اردوگاهش غالب شد نتوانست بیش از این مبارزه کند. اما ارتش رضا شاه تونست یک گلوله درکنه؟ چطور میشه که دشمن بدون هیچ مزاحمتی از شمال و جنوب خودشونو تا دفتر رضاخان میرسونن چنان که گویی در سالن تشریفات قدم برمیدارن؟!

با توجه به تاریخ صفویان، زمانی که دین رسمی ایران توسط شاه صفوی به شیعه تغیبر یافت ، برای تبیین اصول فقهی تشیع به دنبال یک مرکز علمی تشیع بودند تا علمای شیعه این مذهب را قانون مدار کنند. بر طبق تاریخ، در ایران هیج مدرسه علمی شیعه وجود نداشت و تنها دو مرکز علمی شیعه در دنیا آن روز وجود داشتند، یکی در بحرین و دیگری در جبل عامل لبنان، که بنا بر رایزنیهای انجام شده با برادران شرلی، علمای شیعه از جبل عامل لبنان اورده شدند. و نسل این شیوخ سالها در ایران زندگی کرده اند. پس بر خلاف ادعا شما اگر چنین حوزه علمیه قوی در قم وجود داشت نیازی به آوردن علمای جبل عاملی به ایزان نبود و من ا... توفیق

جناب سعید چند ادعای نادرست و حیرت آور مطرح کردند. لازم است پاسخی به سخنان ایشان بدهیم. به این امید که طاقت و ظرفیت شنیدن داشته باشند. 1. طبق اسناد تاریخی، از قرن 2 هجری (یعنی صدها سال قبل از صفویه) مدارس علمیه شیعی در قم وجود داشت. اسناد هم ارائه شد. قم همچنان تا زمان صفویه و پس از آن جزو مراکز علمی و ایدئولوژیک تشیع در ایران بود. پس این ادعا که ایشان مطرح کردند (و گفتند در زمان صفویه در ایران هیج مدرسه علمی شیعه وجود نداشت) دروغ است. هر چند ایشان را به دروغگویی متهم نمیکنیم. شاید از سوی ایشان، سهو قلم رخ داده. وگرنه مسئله کاملاً واضح است.

2. ایشان در ادامه مدعی شدند که "در کل جهان فقط دو مرکز علمی شیعه وجود داشت. یکی در بحرین و دیگری در لبنان!" این سخن ایشان هم دروغ است. هرچند باز هم ایشان را به دروغگویی متهم نمیکنیم. شاید حواسشان پرت شده بود وگرنه ممکن نیست کسی در حالت طبیعی چنین سخن نادرست و حیرت آوری بر زبان بیاورد. همه میدانیم که نجف و حلّه و... حتی قبل از صفویه و ایضاً پس از آنان همواره یک مرکز مهم علمی و فقهی شیعه بود. چگونه ممکن است جناب سعید، جبل عامل به آن کوچکی را دیده باشند، ولی نجف به آن بزرگی را ندیده باشند؟ خلاصه اینکه این ادعا که فقط بحرین و جبل‌عامل لبنان دو مرکز علمی شیعه بودند و دیگر مرکز علمی شیعی وجود نداشت، دروغ محض است. ادامه دارد...

3. این شخص در ادامه مدعی شد: بنا بر رایزنی‌های انجام شده با برادران شرلی، علمای شیعه از جبل عامل لبنان به ایران آورده شدند! در پاسخ باید یگوییم که اولاً این برادران شرلی کیستند؟! ثانیاً اصلاً چه ربطی به شاه صفوی داشتند؟‍! ثالثاً جناب سعید در هوا یک حرفی را رها کردند و البته به راحتی میتوان همین سخن را در هوا درباره هر کس از جمله خود ایشان مطرح کرد که مثلاً جناب سعید فرزند آقای شرلی است. میبینیم که اتهام زدن و اثبات نکردن کار بسیاری راحتی است. رابعاً علمای جبل عامل تعدادشان بسیار اندک بود و همان اندک نیز تحت فشار و آزار و اذیت سلاطین عثمانی قرار داشتند. پس از روی کار آمدن صفویه، ایشان نیز برای رهایی از آزار متحجرین سنی مذهب به ایران آمدند و صد البته منشأ خدمات بسیاری به جامعه ایرانی شدند. شیخ بهایی یکی از این بزرگان لبنانی است.

4. جناب سعید در ادامه با مغلطه‌ای آشکار و کلامی نپخته مدعی شدند: « اگر چنین حوزه علمیه قوی در قم وجود داشت نیازی به آوردن علمای جبل عاملی به ایزان نبود» در پاسخ بگوییم: این حرف مانند آن است که کسی بگوید: اگر در فرانسه دانشگاه قوی وجود دارد پس دیگر نیازی نیست که دانشگاه‌های فرانسه از دیگر کشورها اساتید و دانشجویان نخبه را دعوت کنند!‌روشن است که در قم مدارس علمیه موجود بود و این یک امر روشن تاریخی است. و گرد آمدن علما در ایران به این معنی نبود که در ایرانِ عصر صفوی مدرسه علمیه شیعی وجود نداشت.

یک سوال از شما که الان تاریخ رو زیر و رو میکنید تا از حقانیت حوزه دفاع میکنید: شما چهل سال است که اختیار همه امور این مملکت رو در دست داشتید... به تظرتان ایا توانستید باعث رستگاری و خوشبختی دنیا و اخرت ملتی که در جریان انقلاب با امید بسیار، چنین صادقانه پشت شما بودند شوید؟ ملت برای چی میخواستند استعمار رو نابود کنند؟ برای رسیدن به وضع بهتر.. ایا امروز وضع بهتر، خارج از شعار و عوام فریبی، محقق شده؟ فراموش نکنید که شما چهل سال فرصت داشتید....

پاسخ به کامنت آقا / خانم مریم (به تجربه ثابت شده که بسیاری از نرها به دلایل نامعلومی در این سایت با اسم خانم‌ها نظر میدهند)... 1. کارنامه حوزه علمیه قم در مبارزه علیه استعمار، کاملاً واضح است. کافی است برخی از افراد، خشم و غضب خود را برای لحظاتی کنترل کنند، تا این واقعیت دیده شود. 2. مغلط‌ه‌ی آشکاری در کلام جناب مریم وجود دارد و آن اینکه ایشان ادعا کردند «شما چهل سال است که اختیار همه امور این مملکت رو در دست داشتید...» در پاسخ باید گفت که حوزه علمیه قم اختیار همه امور مملکت را در دست ندارد. برای نمونه اکثریت غالب وزرا و نمایندگان مجلس و استانداران و فرمانداران و... ربطی به حوزه علمیه ندارند. چه بسیار اوقات مردم به کسانی در مجلس و ... رأی دادند (حتی در همان دهه 60) که غالب جریان روحانیت با آنان مخالف بودند. پس اینگونه نیست که کسی ادعا کند در 40 سال اخیر همه چیز در دست روحانیت بوده است. همین امروز، بیش از 90 درصد روحانیون با دولت حسن روحانی مخالف بوده و هستند. اگر هم کسی اصرار کند که در 40 سال اخیر همه چیز دست روحانیت بوده است، پس او را به مطالعه کامنتهای بعدی دعوت میکنم.

پاسخ به کامنت مریم: 3. نباید از جمهوری اسلامی ایران انتظار داشت که ظرف 40 سال، راهی را طی کند که برخی کشورهای اروپایی در 400 سال طی کرده اند. گذشته از اینکه جمهوری اسلامی ایران به علت نفوذ افراد جاسوس و خائن (که با رأی ملت روی کار آمده اند و ایضاً از بابت فشارهای خارجی و تحریمهای وسیع و بی‌سابقه (که شاید در جهان بی‌نظیر باشد) با مشکلات عدیده‌ای روبروست. اما برقرار ایستاده است. چه بسا همین کشورهای اروپایی مدعی، اگر جای ایران بودند حتی 3 ماه هم دوام نمیآوردند اما جمهوری اسلامی ایران ده‌ها سال است که ایستاده و برقرار است. این نیست مگر به واسطه یک ناخدای زیرک و توانا و حمایت‌هایی که ما آن را امدادهای غیبی مینامیم. ادامه دارد...

4. در زمان شاه، ایران ژاندارم و سرباز دست آموز امریکا در منطقه بود. چون در خدمت منافع امریکا و اروپا بود، مورد حمایت آنان نیز قرار داشت. اما امروز با همه فشارهای داخلی و خارجی، می‌بینیم که فقر مطلق بسیار کمتر از دوران پهلوی است. آمار سواد دو برابر شده است. در زمان پهلوی اکثر ایرانیان از امکانات اولیه مانند آب آشامیدنی و برق و تلفن و گاز و... محروم بودند. امروز اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان از این امکانات بهره مند هستند. حتی از لحاظ اقتصادی، داشتن دوچرخه یا موتور برای بیشتر ایرانیان ارزو بود (ماشین که دیگر جای خود دارد) ولی غالب خانواده‌های ایرانی امروزه خودروی شخصی دارند. در دوران پهلوی بیشتر ایرانیان از امکانات درمانی بهره مند نبودند، امروز حتی در روستاهای دورافتاده هم خانه بهداشت خدمات اولیه بهداشتی و درمانی را ارائه میکند. بی‌انصاف نباشیم. ایران از لحاظ نظامی پیشرفت بسیاری کرده (در زمان رضاشاه، متفقین ظرف یک روز ایران را اشغال کردند و در سال 1350 بحرین از ایران جدا شد. ولی امروز 40 سال است که با وجود همه فشارها یک وجب از تمامیت ارضی ایران کم نشده است). اگر به دیده خشم و غضب و کینه نگاه کنیم، بله جمهوری اسلامی برای سعادت، آرامش و آسایش مردم کاری نکرد. اما اگر به دیده انصاف نگاه کنیم؛ جمهوری اسلامی کارهای مفید بسیاری انجام داده و خواهد داد (جمهوری اسلامی چهل سال فرصت داشته و در آینده هم فرصت بیشتری خواهد داشت. چون قرار نیست این فرصت تمام شود).

حرف saman درسته ولی ایشون شیوه جواب دادن به مریم رو بلد نیست. آقای saman کافی بود در جواب مریم ازش می پرسیدید که خودش در این 20 سال و 30 سال و 40 سالی که زندگی کرده چیکار برای این مملکت کرده؟ خودش چه گلی بر سر این کشور زده؟ فقط اکسیژن مصرف کرده و کربن‌دی‌اکسید تحویل داده و برای اسرائیل و عربستان نوکری کرده. متعسفانه این افراد همیشه از همه کس طلبکارن. وقت انتخابات که میشه میرن پای صندوق به میوه های گندیده حوزه علمیه قم (آخوندای لیبرال) رأی میدن و بعدشم میرقصن. بعد که مستی و نشئگیشون تموم شد با وقاحت تمام به میوه های مثبت حوزه علمیه قم اشکال تراشی و بهونه تراشی میکنن. من اگه جا ادمین سایت بودم اصلاً نمیذاشتم اینها نظر بدن چون نظرشون عین خودشون متعفن هست. خودشون جز خیانت کاری برای این کشور نکردن اما از همه طلبکارن

محمد صادق عزيز از غلط های املایی داخل متنتون اینجور مشخص هست که سواد درست و حسابی ندارید. و چشماتون رو روی تاریخ وجدان و انصاف همون چیزی که حضرت امام( ره) همه رو به اون ارجاع می دادند بستید و جامعه رو دو قطبی خیر شر می بینید. نه عزیزم هموني که شما ازش ابراز انزجار می کنید در طول این چهل سال انقلاب در حساسترین نقاط تصمیم گیری و اجرايي این مملکت بوده. واقعا جای تاسف داره که انقاد اینقدر هزینه داره و باید بعد انتقاد متهم بشی. به نظرم شما و امثال شما هستید که دارید با سطحی نگری ریشه ی این نظام رو میزنید. انشالله که مثل اسمتون صادق باشید حداقل با خودتون

مرتضی (مریم) خودش هم که غلط املایی داره پس طبق حرف خودش بی سواده. جالبه که مریم (مرتضی) با حوزه علمیه مشکل داره ! ولی با اون دست از آخوندهای لیبرال خائن جاسوس مشکلی نداره!!!!!‌

این متن فوق العاده بود. تعجب میکنم از اون کسی که گفت این متن قانع کننده نبود بعضیا چشم و گوش و همه اعضا و جوارحشون به روی حقیقت بسته هست

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.