سنگسار در دین زرتشتی

  • 1393/01/31 - 10:31
سنگسار در جامعه و آیین زرتشتی نیز به وفور وجود داشته است. هرچند امروزه جامعه‌ی زرتشتیان به دلیل نداشتن اهرم سیاسی و حکومتی، از اجرای قوانین خود مهجورند، لیکن اصل وجود سنگسار به عنوان یک مجازات رایج را می‌توان در متون تاریخی و دینیِ زرتشتی به روشنی مشاهده نمود.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ بسیار دیده می‌شود که زرتشتیان و باستان‌گرایان افراطی، موضوع سنگسار در اسلام را به عنوان یک نقطه ضعف مطرح می‌کنند. در حالی که سنگسار در اسلام، فقط مربوط به حالتی استثنایی است، یعنی زنای زن محصنه یا مرد محصن (متأهل) و البته شرایط و مفاد آن به قدری پیچیده و شگفت‌انگیز طرح‌ریزی شده که کمتر زناکننده‌ای به آن صورت مجازات شود. به هر روی هر منصف خردمندی اگر از شرایط و جوانب قانون سنگسار در فقه اسلامی آگاه باشد، ایرادی بر آن نمی‌گیرد.[1] گفتنی است، سنگسار در جامعه و آیین زرتشتی نیز به وفور وجود داشته است. هرچند امروزه جامعه‌ی زرتشتیان به دلیل نداشتن اهرم سیاسی و حکومتی، از اجرای قوانین خود مهجورند، لیکن اصل وجود سنگسار به عنوان یک مجازات رایج را می‌توان در متون تاریخی به روشنی مشاهده نمود. در ادامه به مواردی اشاره می‌کنیم:
در باب چهل‌ و ششم از رساله‌ی «صد در نثر» که یکی از مهم‌ترین متون حقوقی و فقهی زرتشتی است، چنین نوشته شده: «اينکه چون مردم، چهارده ساله باشند کُشتی [کمربند مقدس و نشانه‌ی دین زرتشتی] بربايد بستن. چه دستوران گفته‌اند که آن نه ماه که در شکم مادر بوده‌اند هم اندر حساب بايد گرفتن! چه در دين ما کاری بهتر از کُشتی داشتن نيست. بر مرد و زن فريزوانست، و به روزگار پيشين اگر کسی پانزده ساله تمام شدی و کشتی نداشتی او را به سنگسار کردندی که نان و آب بر وی حرام است».[2] همین گفتار در ترجمه‌ی دانشمند اوستاشناس، وِست (E. W. West) که چنین آمده:

The forty-sixth subject is this, that, when people become fourteen years of age, it is necessary to tie on the sacred thread-girdle [kusti], because the high-priests have said that it is likewise necessary to take into account those nine months that they have been in the womb of the mother.
For in our religion there is no duty better than wearing the sacred thread-girdle [[kusti]], and it is incumbent on man and woman. And, in former days, if any one should have become completely fifteen years of age, and should not have worn the sacred thread-girdle, they would have done for him by stoning, as bread and water are forbidden ('haram) for him.[3]

سنگسار زنان زناکار، در زمان فرمانروایی کورش کبیر بر بابل، امری رایج بود که اسناد و الواح حقوقی دربار هخامنشیان این مسئله را تأیید می‌کنند.[4] هرچند باید توجه داشت که سنگسار زنان در بابل، امری نبود که کورش‌کبیر آن را به وجود آورده باشد، بلکه وی اجازه داد تا در قلمرو حکومتش قانون سنگسار اجرا شود. ویل دورانت نیز تأیید می‌کند که در عصر هخامنشیان مجازات سنگسار رایج بود. گناهانی مانند خيانت به شاه، سوزاندن يا دفن كردن مردگان، تجاوز به حریم كاخ شاهی، نزديك شدن به كنيزكان شاه، بی‌ادبي به خاندان سلطنتی و... كيفر مرگ داشت. در اين گونه حالات، گناهكار را ناچار می‌كردند كه زهر بنوشد يا او را به چهار ميخ می‌كشيدند يا به دار می‌آويختند، يا سنگسارش می‌كردند يا جز سر، تمام بدن او را در خاك می‌كردند يا سرش را ميان دو سنگ بزرگ می‌كوفتند و مجازاتی‌هایی دیگر.[5] 
منابع بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد در عصر ساسانیان نیز مجازات سنگسار علیه مجرمین (؟!) به اجرا در می‌آمد. از جمله مواردی متعدد از سنگسار مسیحیان (به جرم ارتداد از دین زرتشتی و تبلیغ برای مسیحیت) رخ داد. برای نمونه در زمان يزدگرد دوم، دو راهبه‌ی مسيحى را مصلوب كرده، سپس سنگسار نمودند.[6] همچنین خسرو پرویز در زمان پادشاهی‌اش، دستور داد تا یک ایرانی به نام بندویه را به جرم ناسزا گفتن به پادشاه، سنگسار کردند.[7] بنابر اسناد تاریخی، شاهزادگانی که یاغی می‌شدند و علیه حکومت ساسانی، اقدام می‌کردند مصلوب یا سنگسار می‌شدند و بعضاً اعضای بدنش بریده می‌شد.[8] گذشته از این بنابر قوانین حکومتی عصر ساسانی (که برگرفته از فقه زرتشتی بود)، مجازات نگاه کردن به زنان مردم نیز بسیار خشونت بار بود. بدین صورت که مجرمین را تیرباران و یا زنده به گور (در چاه) می‌کردند. چنان‌که در شاهنامه آمده است که انوشیروان گفت:

          کسی کو کند بر زن کس نگاه        چو خصمش بیاید بدرگاه شــاه
           نیابــد به جز چـاه و دار بلنــد       که با دار تیرسـت و با چــاه بند [9]

در تراژدی مهبود نیز شاهد هستیم که انوشیروان دستور داد تا خائنین و فتنه‌گران را سنگسار نمودند. ماجرا از این قرار بود که انوشیروان، وزیری به نام مهبود داشت. یکی دیگر از درباریان انوشیروان شخصی به نام آذرونداد بود، که به جایگاه و مقام مهبود حسادت می‌ورزید. لذا به همراهی یک یهودی تصمیم گرفت تا توطئه‌ کرده، مهبود را از مقامش به زیر کشند. از همین روی انوشیروان را نسبت به مهبود بدگمان کرده؛ پادشاه نیز دستور داد تا مهبود را به همراه تمامی اعضای خانواده‌اش قتل‌عام نمودند. ایام گذشت، تا اینکه انوشیروان دریافت که مهبود بی‌گناه بود، بدین سبب از رفتار ستمگرانه‌ی خود پشیمان شد، پس دستور داد تا آذرونداد و مرد یهودی را به دار آویختند و آنگاه آن دو را سنگسار نمودند.[10] بر پژوهشگران روشن است که انوشیروان، دادگرترین پادشاه ساسانی، کسی بود که به گواهی خود و موبدان، جز به رضایت و خواسته‌ی اهورامزدا کاری نمی‌کرد و هر آنچه در زندگانی به انجام رساند، کردار نیک بود.[11] 
نکته‌ی شگفت‌انگیز در مسئله سنگسار این است که مردم ایران از تماشای سنگسار مجرمین بسی لذت می‌بردند. آن‌ چنان که وقتی اسکندر، دو نفر از قاتلین «دارا» را سنگسار نمود، ایرانیان از این رفتار خرسند و دلشاد گشته؛ اسکندر را تشویق کردند! در شاهنامه می‌خوانیم:

         دو بد خواه را زنده بر دار كرد            سر شاه كش مرد بيــــــدار كـرد
         ز لشكـــر برفتنــــد مردان جنــگ            گرفته يكى سنگ هر يك بچنگ‏
         بكردند بر دارشــــان سنگســــــار            مبادا كسى كو كشد شــــــهريار
         چو ديدند ايرانيــان كو چـه كرد            بــــزارى بران شـــــــاه آزاد مـــــــرد
         گرفتــــــند يك ســــــر برو آفـــــرين            بدان سرور شهريار زميـــن‏ [12]

پی‌نوشت :

[1]. بنگرید به مقاله «سنگسار در اسلام و چند نکته»
[2]. بنگرید به رساله‌ی «صد در نثر، صد در بندهش»، باب 46 :
Saddar Nasr & Saddar Bundehesh, Edited by Ervad Bamanji Nasarvanji Dhabhar , The Trustees of theParsee Punchayet Funds & Properties , Bombay 1909 , p.35-36
[3]. Saddar Nasr, Translated by E. W. West, from Sacred Books of the East, volume 24, Clarendon Press, 1885, CHAPTER 46 : 1-3
[4]. ترجمه پنجاه لوح حقوقی و اداری از زمان پادشاهی کورش، دانشنامه آشورولوژی و زبان شناسی، جلد سوم، دفتر سوم، لایپزیک، ۱۸۹۷
Beitrage zur Assyriologie und Semitischen Sprachwissenschaft, Dritter band, heft 3, Leipzig, 1897
[5]. ويل دورانت، تاریخ تمدن جلد اول (مشرق زمين گاهواره‌ی تمدن)، مترجمان: احمد آرام، ع.پاشايی، اميرحسين آريان‌پور، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ص 419
[6]. آرتور كرستين سن، ايران در زمان ساسانيان، ترجمه: رشيد ياسمى،‏ ناشر: دنياى كتاب، تهران ۱۳۶۸، ‏ص 415
[7]. ابو حنيفه دينورى، اخبار الطوال، ترجمه: محمود مهدوى دامغانى‏، نشر نى‏، تهران ۱۳۸۳، ص 132-131
[8]. حسن پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ناشر: دنیاى کتاب‏، تهران‏، چاپ اول‏، ج‏۴ ، ص 2860
[9]. شاهنامه فردوسی، بر اساس نسخه چاپ مسکو، ناشر : مؤسسه نور، تهران، در فهرست: "اندر آرام يافتن جهانيان از آيين نوشين روان"‏ ، ص ۱۱۰۱ ، بیت 39920-39921
[10]. بنگرید به مقاله «تراژدی مهبود»
[11]. بنگرید به مقاله «منشأ جنایات انوشیروان»
[12]. شاهنامه فردوسی، بر اساس نسخه چاپ مسکو، ناشر : مؤسسه نور، تهران، ص 797 ، بىت 28960-28956

تولیدی

دیدگاه‌ها

خوب عزیز دلم اصلا گیرم که سنگسار رایج بوده باشه ولی حرف ما اینه که در هر عقیده و مذهبی برای دوره مدرن ادامه و تاکید بر سنگسار ننگه

اگر در سنگسار چنین قانونی وجود داشته باشد که "نباید دست مرد یا زن سنگسار شونده را بست، و نباید او را محکم در زمین فرو کرد، و باید او را آزاد گذاشتتا بتواند حرکت کند، و اگر زن یا مرد سنگسار شونده توانست از چاله بیرون بیاید حکم سنگسار اجرا نخواهد شد" باز هم ننگ است ؟ آیا زنای مرد یا زنی که به همسرش دسترسی دارد و باز هم زنا میکند، عملی انسانی است ؟ یا عملی حیوانی ؟ ننگ کدامیک بیشتر است ؟

به نظر من آسانترین احکام در دین اسلام است، درود بر این دین و درود بر رحمت اللعالمین.

من این نظر شما رو کاملا رد می کنم چرا که هر دینی سختی های خود رادارد و اسان بودن احکام یک دین ربطی به برتری ان دین ندارد من برای همه ی زرتشتیان ارزش و احترام خاصی قائلم چرا که هزار برابر بهتر از ما مسلمونا هستن

این از ضعف شماس که زرتشتی ها هزار برابر بهتر از شما هستن !!!! یعنی کسانی که تو تاریخشون حتی به زور به خواهر و مادر خودشون تحاوز میکردن از شما بهترن ؟؟؟؟؟؟ چقدر ذلیل هستید

با سلام من به تاریخ ایران خصوصا در دوره ی هخامنشی خیلی علاقه دارم و برای تمامی ادیان ارزش قائلم و اعتقادات دیگران برایم ارزشمند و به دین زرتشت نیز علاقه دارم و می تونم بگم بعضی از این نوشته ها که بر ضد زرتشت هستند صحت ندارند

با سلام من به تاریخ ایران خصوصا در دوره ی هخامنشی خیلی علاقه دارم و برای تمامی ادیان ارزش قائلم و اعتقادات دیگران برایم ارزشمند و به دین زرتشت نیز علاقه دارم و می تونم بگم بعضی از این نوشته ها که بر ضد زرتشت هستند صحت ندارند

سلام محدثه گرامی ؛ در این سایت راه نقد مقالات بر همگان باز است. سپاس

درود من یک زرتشتی هستم و وقتی نظرات شمارو خوندم واقعا متعجب شدم ...تو دین ما ازدواج با محارم ؟؟؟؟؟!!!!! بهتره اول خوب تحقیق کنید و فکر کنید بعد .... من ب دینم افتخار میکنم و فقط ی چیزی میگم ک همه دینا ب ی چیز ختم میشن ....اهورا مزدا( خدای یگانه )

سلام نائريکا گرامی ؛ ازدواج با محارم در آیین زرتشتی وجود داشت و از ارکان اساسی این آیین بود. موبدان بر مشروعیت آن اصرار فراوان داشتند. حتی آمده است که اهورامزدا از این کار بسیار خوشحال و اهریمن نیز بسیار از این کار متنفر است. امروز اگر شما از این کار بیزارید، در حقیقت راه اهریمن را میپیمایید (بنا بر گفته بزرگترین موبدان زرتشتی در طول تاریخ). پوزش میطلبم از لحن گفتارم. اسنادی بر وجود و مشروعیت ازدواج با محارم در آیین زرتشتی... دینکرد و دلایل مشروعیت ازدواج با محارم در آیین زرتشت : http://www.adyannet.com/news/12997

ادامه از قبل... ازدواج‌های پدر-دختری در آیین زرتشتی : http://www.adyannet.com/news/13013 و همچنین : ازدوا‌ج‌های برادر-خواهری در آیین زرتشت : http://www.adyannet.com/news/13005 و نیز ازدواج‌های مادر-پسری در آیین زرتشتی : http://www.adyannet.com/news/13031

درود بر همه ایرانیان و تمامی انسان ها من به دین زرتشت که یک دین باستانی هست بسیار علاقه مند شدم و حتی تمام گرفتم انجمن زرتشتیان و این موضوع رو ( ازدواج با محارم ) رو بطور قطع رد کردند و حتی بخش هایی از مستندات رو نشون دادم و خودشون تعجب کردند که چه کسانی به نام دین زرتشت همچین نوشته هایی رو نوشتند بدون تایید زرتشتیان مسلم هست که هدف از این کارها چیست البته ازدواج با محارم در دوره ایلامیان قبل از ماد وجود داشته اونم فقط بین شاهان نه بین مردم صرفا جهت استحکام حکومت بود

سلام. متأسفانه موبدان زرتشتی و لیدرهای جریان باستانگرایی، به شدت در پی جذب و فریب افراد ساده لوح که آگاهی از منابع ندارند، هستند. اینکه انجمن زرتشتیان، اسناد و منابع خودشان را جعلی می‌نامند، به خوبی نشانگر دروغگویی و اوج فلاکت آنان است. در صورت نیاز لینک منابع و کتاب‌ها از سایت‌های زرتشتی (همچون سایت جهانی آرشیو زرتشتیان، زرتشتیان ایرانی مقیم آلمان و...) را ارائه کنیم. این مسئله (ازدواج با محارم در آیین زرتشتی) آنقدر بین اوستاشناسان و تاریخ‌پژوهان واضح است که انکار آن به منزله پوزخند زدن به صریح ترین واضحات تاریخی است. سپاس

بنام خدا با عرض درود ووقت بخير خدمت همه ايرانيان عزيز اميد که هميشه با خرافات. و دروغگويى بستيزيم وراه راست ودرست را بپيمايىم راهي که خداوند براى رستگارى انسان قرار داده است فرق انسانها با جانوران در خرد است پس وجود انسان با خرد به کمال واهداف نهايى خود ميرسد بياييم و گفته هاى زرتشت را مرور کنيم انديشه نيک گفتار نيک کردار نيک , راه در جهان يکيست وآن راه راستيست, خوشبختى از آن کسيست که در پى خوشبختى ديگران باشد, همه اديان وانسانها احترام دارند کوروش بزرگ از احترام به انسانها واديان مختلف ايران را به حدي رساند که همه جهانىان بعد هزاران سال به او احترام گذاشته و نام فرزندانشان را کوروش ميگذارند

در قرن 21 دین جز ایجاد نژادپرستی و تفرقه و جنگ چیزی برای انسان ندارد . همچنان که میبینیم چگونه پیروان ادیان مختلف از هم متنفرن فقط بخاطر دین . چگونه حکمرانان از طریق دین بر مردم ظلم میکنند . من به شدت مذهب رو رد میکنم و همگان را به یکتاپرستی و صلح و پرهیز از نژادپرستی دعوت میکنم .

در قرن 21 دسته دسته مردمی که بی دین شده بودند در جهان به سمت دین حرکت میکنند. اما آقای آریا شما با هدف خاصی به این صفحه اومدید. اگر هدف نداشتید اصلا وارد صفحه نمیشدید. اتفاقا این دین صحیح هست که بشر رو از نژادپرستی دور میکند. مذهب نیز در دست شما نیست که آن را رد یا تایید کنید. یکتاپرستی و صلح ؟ این یکتایی که آن را پرستش میکنید، آیا راهی برای هدایت شما قرار داده است یا نه ؟

شما که مخالف سنگسار هستید اگر همسر شما پیش مردان غریبه زنا میکند و آن زن غریبه مادر شما میباشد با دشمن وطن شما هم زنا میکند شما در آئین زرتشت با این زن زانیه چه میکنید اگر خودتان هم لواط میکنید برایتان فرقی ندارد شما بی خیال میشوید و داد میزنید سنکسار درست نیست زنا دادن و لواط دادن خوب است شیطان هم همین را می گوید همجنسبازان هم همین را می گویند اگر شما خجالت نمیکشید جایگاه شما دروزخ است لعنت خدا بر خیانت کاران به ریاضی قرآن 1082 بدی خیانته 1082 - 541 کافر پلید دین اسلام = 541 دشمنه اسلامی 541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 مجرمین بدین اسلام 541 آفت کلی 541 اهله شر541 مرگ کافر 541 مکافات 541 قاتلی 541 آفتین 541 دشمنه اسلامی 541 ظالم 971-430 مقصر = 541 فتنه ها 541

با سلام به همگی در ایران باستان حتی بچه های خاله دایی عمه و عمو هم باهم ازدواج نمیکردن. این یه رسمیه که از اعراب به ما رسیده. الان توی کشور تاجیکستان دولت خیلی تلاش میکنه که فرهنگ عربی رو از بین ببره و فرهنگ باستانی رو جایگزین کنه. بخاطر همین ازدواج عموزاده ها و ... رو ممنوع کردن. شاید در دوران باستان بعضی ها این کارو میکردن ولی نمیشه بگی این یه فرهنگ بوده. الان توی کشور اسلامی ایران خیلی از برادرها به خواهرشان تجاوز میکنن. حتی خیلی از پدرها به دخترشان تجاوز میکنن. حالا میشه بگیم این یه قانون اسلامیه?

ازدواج با محارم (برادر و خواهر، پدر و دختر، مادر و پسر و...) در آیین زرتشتی (مخصوصا عصر ساسانیان) کاملا مرسوم بود. یعنی یک فرهنگ بود. دستوری از سوی اهورامزدا شمرده می‌شد. اسناد متعدد را در این لینک ببینید و مراجعه کنید تا این حقیقت روشن شود: [http://www.adyannet.com/fa/tags/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B1%D9%85] این درست نیست که برای انکار حقیقت، دیگران (از جمله عربها یا هر قوم دیگری را) متهم کنید. مثال پایانی شما هم بی‌ربط است. اگر برادری به خواهرش تجاوز کند، اولاً خلاف دستور اسلام عمل کرده و حتی اسلام مجازات این رفتار را اعلام معرفی کرده است. ثانیاً خلاف عُرف جامعه عمل کرده است. در حالیکه همبستری با محارم، حتی به زور -که اسنادش در لینک فوق موجود است- خلاف عُرف جامعه نبود و حتی دستوری از سوی اهورامزدا شمرده می‌شد.

در زمانهای قدیم قانونهای خشن در تمام دنیا وجود داشته. حتی تا دویست سال پیش تو ایران چشم مردم رو با سیخ داغ در می آوردن. حتی دین مسیحیت که یه دین خشن نیست، کشیش ها توی اروپا مردم رو زنده توی آتش میسوزاندن. دین یهودیت خیلی خشن تر از دین اسلام هست. ولی مشکل دین اسلام اینه که هنوز توی کشورهای اسلامی قانونهای خشن و وحشیانه اسلام رو اجرا میکنن. ولی شما یه نمونه مثال بزنین که الان یه زرتشتی رو سنگسار کردن یا شلاق زدن. به خاطر همین من از دین اسلام متنفرم. چون هنوز پیروان این دین رفتارهای وحشیانه و ضد بشری دارن. به نظر من تاریخ مصرف همه ادیان گذشته. زمان قدیم قانون نبود و برای کنترل جوامع از دین استفاده میکردن. ولی الان قانون هست. خودتان ببینین بدبخت ترین کشورها، کشورهای اسلامی هستند و مرفع ترین کشورها اونایی هستن که دین رو کنار گذاشتن. هدف اصلی ادیان خدا پرستی بوده، ولی آدمهای مذهبی خدا رو کنار گذاشتن و به جان هم افتادن و هرکسی میخواد ثابت کنه دینش بهتره.

خشونت و محبت دو روی سکه هستند. اسلام هر دو را تأیید کرده است. برخی در جامعه هستند که جز به شمشیر تربیت نمی‌شوند. این از افتخارات اسلام است که علاوه بر تحکیم محبت در جامعه، خشونت و مجازات مجرمین را نیز در دستور دارد. احکام شرعی اسلام هم با خوشایند یا ناخوشایند شما عوض نمی‌شود. اما اینکه گفتید همه کشورهای اسلام بدبخت هستند، چنین نیست. امروز ایران که پرچمدار اسلام شیعی است، در زمینه‌های علمی از جمله علوم بيولوژيك، دانش ژنتيك، نانوتکنولوژی، پزشکی، فیزیک و نجوم و... جزو 20 کشور نخست دنیا است. اسناد این موضوع که از رسانه‌های امریکایی و اروپایی جمع آوری شده را در این لینک ببینید : [http://bico.blogfa.com/category/6] حتی در سال 2012 طبق آمار مرکز خبری اتحادیه اروپا، ایران سریع ترین کشور در حخال رشد علمی در کل جهان شناخته شد. باور نمیکنید؟ سند و لینک مستقیم به مرکز آمار اتحادیه اروپا: [http://www.eutimes.net/2011/07/iran-ranks-first-in-scientific-growth/] حتی با وجود تحریم‌های شدید اقتصادی، ولی هنوز ایران در رتبه 17 بزرگترین اقتصادهای دنیا ایستاده است. در این زمینه‌ هم اسناد موجود است. پس اینکه خود را بدبخت ببینید درست نیست و بیشتر تحت تأثیر برخی رسانه‌های زرد قرار دارید. در ادامه ادعا کردید که «مرفع ترین کشورها اونایی هستن که دین رو کنار گذاشتن» در حالیکه اینطور نیست. شما به کشورهای کوبا و کامبوج و ویتنام و لائوس (که دین در آنها ممنوع بود و بعضا الآن هم ممنوع است) توجه کنید. این‌ها از دید شما مرفه هستند؟!

همون طور که توی پیامهای قبلی گفتم، توی همه ادیان ایراد هست. ولی بقیه ادیان قانونهای نادرست رو کنار گذاشتن بجز کشورهای اسلامی. و همین باعث شده که چهره اسلام وحشتناک بشه. من انتقادهای زیادی از اسلام دارم. ولی به نظر من مهمترین ایراد اسلام اینه که باید مرتد اعدام بشه. گناه من چیه که مسلمان زاده هستم. مگه من خودم این دین رو انتخاب کردم. من از این دین متنفرم چرا نباید اینو اعلام کنم. دین اسلام دین دیکتاتوری و نژاد پرستیه. غیر مسلمان رو کافر و نجس میدانن. دین اسلام یه چیزیه شبیه به عقاید هیتلر.

1. اگر قوانین زرتشتی از سوی اهورامزدا بوده، چرا باید کنار گذاشته شود؟ اگر قرار است کنار گذاشته شود، خود اهورامزدا باید آن را دور بریزد. یعنی همان کسی که آن قوانین را تصویب کرد. خدا قانون گذاشت و خودش هم باید نسخ کند. اینکه اهورامزدا قانون تصویب کند و بشر آن را نسخ کند، درست نیست. اگر هم قوانین زرتشتی از ریشه از سوی اهورامزدا نبود، که دیگر حرفی نمی‌ماند. 2. در اسلام چون اعتقاد راسخ بر این است که احکام از سوی خداست، به همین علت مسلمین قوانین را دور نمی‌ریزند. این نقطه ضعف نیست. بلکه نقطه قوت است. 3. ارتداد... از دو نگاه می‌توانید نگاه کنید. نگاه اول: نگاه آزادی مطلق... شما "آزاد" هستید که دینتان را عوض کنید و دیگران هم "آزاد" هستند که با شما آنگونه که می‌خواهند رفتار کنند (یا احترام به شما، یا اعدام شما یا هر چیز دیگر). اما ادعای "آزادی مطلق" در همه جای دنیا، دروغ و مغلطه‌ای بیش نیست. نگاه دوم اینکه "انسان" از سوی خدا اجازه ندارد که حق را رها کند و به سوی باطل برود. یا حق 90 درصدی را با حق 30 درصدی عوض کند. این یعنی سقوط. و اشاعه این امر در جامعه، مانند آفت است. آفت را باید از بین برد. نگاه‌های دیگری هم هست که شما می‌توانید بر اساس آن به قضیه بنگرید. در هر صورت حکم اعدام مرتد (البته مرتدی که علیه اسلام موضع گیری و تبلیغ می‌کند) برای ما یک حکم الهی است. چه خوشایند شما باشد چه نباشد. ما احکام خدا را با خوشایند دیگران نمی‌سنجیم. در اسلام، نژاد و قومیت هیچ ارزشی ندارد و ملاک برتری تنها ایمان و تقوا است. حال هر کس از هر نژاد و قومی که باشد.

اولا اون دین زرتشتی که شما ازش نام بردی و قوانینش رو عنوان کردی دین زرتشتی تحریف شده به دست مغان بوده و تمام آنچه به عنوان وقایع تاریخی عنوان کردید خیانت مغان به دین زرتشتی و ایران بوده... دوما در دین زرتشتی حقیقی اشوزرتشت وجود انسان و حیوان و گیاه رو محترم میشمارد به گونه ای که کشتن حتی قاتلین و جنایتگاران در بار اول خطا ممنوع است سوما برفرض در گذشته قوانین غلطی وجود داشته چرا الان ما باید اشتباهات گذشتگان رو تکرار کنیم

بر اساس کدام سند و کدام رفرنس این را می‌فرمایید؟

یک رسم وحشیانه را توجیه کردن به این دلیل که در دین زردشتی بوده و یا اجرا ان در اسلام به سختی انجام میشود دلیل بر متمدنانه نشان دادن اسلام نمی شود. این ایین مدعی است که کاملترین است پس می بایست ان را کلا رد میکرد نه اینکه چهار تا اما و اگر قید کند و اجرا ان را به میل و سلیقه حاکمان گره بزند.

1. سنگسار هم در آیین زرتشتی وجود دارد و هم در فرهنگ ایرانی سابقه‌ای بس طولانی و نافذ دارد. اینکه آن را وحشیانه می‌نامید، مستقیم تاریخ ایران را تاریخ توحش می‌خوانید. 2. از دید شما چاقو کشیدن توحش است. با یا چاقو شکم کسی را پاره کردن هم توحش است. اما دقت نمیکنید که پزشک جراح هم با چاقو شکم بیمار را پاره، و او را درمان می‌کند. منتها از دید شما چون نفس عمل وحشیانه است، پس فرقی بین کیفیت و علت و نتیجه قائل نیستید. این روش قضاوت کردن شما منصفانه نیست. 3. وقتی در اسلام، قوانین و احکام سنگسار آنقدر متعدد است که اجرای آن به ندرت رخ می‌دهد، همین یعنی اسلام آن را تا حد بسیاری محدود کرده و از موضوعیت انداخته است. 4. قرار نیست که اسلام بنا به میل افراد پیش برود. بلکه این افراد هستند که باید تابع اسلام پیش بروند. به تعبیری دیگر، قرار نیست اسلام تابع احساسات دیگران باشد. 5. گذشته از همه این امور، فرض کنید که سخن شما صحیح باشد و این حکم، مطلقا وحشیانه باشد! باز هم عیبی نیست. جواب وحشی و عمل وحشیانه، توحش است. درازگوشی که از سر بدذاتی جفتک اندازی می‌کند و محیط را به ناامنی می‌کشاند باید چوب بخورد. آنقدر باید چوب بخورد تا رام شود. سگ هاری که کارش از درمان گذشته و محیط را آلوده می‌کند باید حذف شود تا موجب فساد و تباهی دیگران نشود. کسی که همسر دارد و باز هم در پی رابطه جنسی حرام با دیگران است، و رابطه‌اش در منظر دیگران رخ می‌دهد، باید سنگ بر پیشانی اش بخورد. جواب جهل، دعوت به نور و جواب تباهی، سنگ است. حال این به مذاق برخی خوشایند نباشد. چه اهمیتی دارد؟ مگر از روز نخست، قرار بود اسلام تابع افراد باشد؟!

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.