فیزیک کوانتوم و قانون جذب!؟

  • 1395/02/07 - 01:41
برای روشن شدن اثبات‌ناپذیری علمی قانون جذب می‌توانیم بپرسیم که آیا به راستی انسان هرچه را می‌اندیشد و احساس می‌کند، می‌تواند خلق یا جذب کند؟ آیا انرژی ذهنی ما بیش از انرژی متراکم در یک اتومبیل چند صد کیلویی است و می‌تواند آن‌را جابجا کند؟ شما برای جذب یک دوچرخه به انتفال چقدر نیرو نیاز دارید؟ در واقع انرژی ذهنی و مغزی شما با چه طول موجی و به چه اندازه باید به سوی یک دوچرخه در کائنات ارسال شود، تا آن را جذب کند؟

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ معمولا در مواردی که مروّجان قانون جذب تصمیم می‌گیرند مباحث خود را علمی توضیح بدهند، به فیزیک کوانتوم رو می‌آورند. برای مثال در کتاب راز می‌خوانیم «دکتر جان هگلین: مکانیک کوآنتوم این را تأیید می‌کند. کیهانی شناسی کوانتوم هم آن را تأیید می‌کند. این‌که به طور کلی عالم از یک تفکر تکوین یافته و تمامی این ماده‌های دور و بر ما هم از عملکرد تفکر است. در نهایت ما منبع عالم هستیم. وقتی از طریق تجربه مستقیما این قدرت را درک کنیم، می‌توانیم اختیار خود را اعمال کنیم و هر چه بیشتر کامیاب شویم. تو می‌توانی همه چیز را به وجود بیاوری.»[1]

آن‌چه در این توضیحات مورد استفاده قرار گرفته است، برخی از ادعاهایی است که چند فیزیک‌دان مطرح کردند و برای آن توضیح روشن و دلایل قابل قبول ارائه ندادند و از سوی جامعه فیزیکدانان پذیرفته نشد. در این‌جا با ایده‌های درست و نادرست به هم آمیخته‌ای روبرو هستیم که به فیزیک کوانتوم نسبت داده می‌شود، در حالی‌که تخیلات شخصی چند نفر بیشتر نیست. بنابراین خوب است که به طور خیلی ساده مهم‌ترین نظریاتی را بررسی کنیم، که به شکل‌گیری فیزیک کوانتوم کمک کرد، و سرانجام تخیلات غیر علمی که با آن مخلوط شده را جدا کنیم.

داستان از این‌جا آغاز می‌شود که نیوتون معتقد بود، نور مجموعه‌ای از ذرات است که از سوی منبع نور جریان پیدا می‌کند، وقتی خورشید از پنجره به اتقاق می‌تابد، داخل اتاق با ذرات نور (فوتون) گلوله باران می‌شود. پس از مدتی تامس یانگ (1773- 1829) نشان داد که نور به صورت موجی نوسان‌دار و پیوسته جریان می‌یابد، نه به صورت ذراتی که مستقیم و منقطع حرکت می‌کنند. او با قرار دادن صفحه‌ای با دو شیار در برابر منبع نور نشان داد وقتی نور به این صفحه می‌تابد، از هر دو شیار می‌گذرد و روی دیوار مقابل تصویری راه راه می‌سازد، که نشان‌گر تداخل امواج نور پس از عبور از دوشیار است. در صورتی که اگر حرکت نور مستقیم بود باید از یک شیار عبور می‌کرد و یک خط یا نقطه را در دیوار مقابل روشن می‌نمود. سپس ماکس پلانک نشان داد که امواج نور در بسته‌های مشخص انرژی نوسان می‌کند. و اسم این بسته‌ها را کوانتوم گذاشت. مکانیک کوانتوم به حرکت این بسته‌های انرژی که ممکن است به صورت ذره تجربه شوند می‌پردازد.

درسال 1905 انیشتین نشان داد که اگر فلزی را با بار الکتریکی منفی که حامل ذرات الکترون است، در تابش پرتو نور فرابنفش قرار دهیم، بارش را از دست می‌دهد. یعنی ذره الکترون از آن جدا می‌شود. معنای این آزمایش آن بود که نور به صورت یک ذره با الکترون برخورد می‌کند و آن‌را از فلز خارج می‌سازد. پدیده‌ی آزاد سازی الکترون در اثر برخورد پرتو فرابنفش، اثر فوتو الکتریک نامیده شد و معمای موج بودن یا ذره بودن نور را به میان آورد.[2]

بعدها لویی دوبروی (1892 - 1987) نشان داد که «همه ماده حتی چیزهایی که ما معمولا ذره می‌پنداریم، مانند الکترون‌ها، باید رفتار موج مانند از خود نشان دهند.»[3] در واقع او برای تفسیر اثر فوتوالکتریک گفت چرا از تأثیر نور بر الکترون باید نتیجه بگیریم که نور ذره است، می‌توانیم نتیجه بگیریم که الکترون هم مثل نور موج است و موج نور، موجب خارج شدن موج الکترون از فلز باردارمی‌شود. از این‌جا به بعد تعارض اساسی میان موج بودن و ذره بودن اجزاء بنیادین ماده شکل گرفت و بسیاری برای حل آن کوشیدند. در حقیقت معلوم شد که ما در بنیاد ماده با بسته‌های انرژی روبرو می‌شویم که به صورت موجی حرکت می‌کنند و فضایی بیش از یک ذره را در بر می‌گیرند. این بسته‌های انرژی، کوانتوم نامیده شدند و معلوم نبود که آن‌ها را باید ذره تصور کنیم یا موج بدانیم. چون گاهی مثل ذره رفتار می‌کردند و گاهی همانند موج. بی‌تردید برای حل این معما باید تحقیقات بیشتری انجام گرفت، ولی بررسی‌های ورنر هایزنبرگ برای نتیجه بخشی این تحقیقات چشم اندازی مأیوس کننده ترسیم کرد. او پس از تأملاتی به این نتیجه رسید که وقتی وارد دنیای درون اتم می‌شویم و ذرات بسیار ریزتری مثل الکترون‌ها را مشاهده می‌کنیم، مفهوم مشاهده  معنای خود را از دست می‌دهد و به مداخله تبدیل می‌شود.

شما در دنیایی با ابعاد معمولی می‌توانید در جایی قرار بگیرید و چیزی را مثل یک میز یا قلم در نقطه‌ای دیگر مشاهده کنید. اما در دنیای زیر اتمی، برای مشاهده‌ی چاره‌ای ندارید جز این‌که دخالت کنید و ذرات مورد مطالعه را با تحریک کردن و مشاهده واکنش‌هایش شناسایی نمایید. و این کار تأثیر تغییر دهنده‌ای در وضعیت موضوع مورد مشاهده به جا می‌گذارد. برای مشاهده و شناسایی یک الکترون و تشخیص مکان و موقعیت آن باید ذره دیگری مثل نوترون را به آن شلیک کرد و از این برخورد آن را سنجید. با این روش می‌توانیم آثار و واکنش‌های ذرات بنیادین را مشاهده کنیم و به وجود آن‌ها و برخی از ویژگی‌هایشان پی ببریم. اما با یک مشکل بزرگ روبرو می‌شویم و آن این‌که اگر به آرامی به یک ذره شلیک کنیم، نمی‌توانیم به درستی ویژگی‌های آن را تشخیص دهیم و اگر به سختی به آن شلیک کنیم، ویژگی‌ها و موقعیتش را تشخیص می‌دهیم، اما آن ویژگی‌ها پس از برخورد تغییر می‌کنند. بنابراین بشر با ابزارهای کنونی امکان شناسایی درست ذرات بنیادین را ندارد و اگر بخواهد آن‌ها را بررسی کند، موجب تغییر در آن‌ها می‌شود یعنی مشاهده به مداخله تبدیل می‌شود.

هایزنبرگ حاصل این تحقیقات و تأملاتش را اصل عدم قطعیت نامید. اما متأسفانه به لحاظ فلسفی تعابیر نادرستی از این اصل صورت گرفت. به طوری که محدودیت‌های شناختی انسان به جهان مادی فرافکنی شد و این طور پنداشته شد که: «ذره‌ی جدید می‌تواند مکان داشته باشد، یا می‌تواند سرعت داشته باشد، اما نمی‌تواند هر دوی آن‌ها را با هم و به طور دقیق داشته باشد.»[4] با این گونه تعابیر محدودیت‌های ادراکی و ابزاری بشر که نمی‌توانست سرعت و مکان ذره را هم‌زمان تشخیص دهد، به ویژگی‌های جهان مادی نسبت داده شد. به عبارت دیگر مباحث دقیق فیزیک می‌رفت تا به یک معرفت شناسیِ معطوف به محدودیت‌های بشری در دنیای مادی تبدیل شود.

نیلز بوهر با پذیرش نتایجی که هایزنبرگ به دست آورده بود، گفت چرا ما باید فرض کنیم که در دنیای بسیار ریز درون اتم با پدیده‌هایی مواجه هستیم که واقعا ذره هستند.[5] اگر فرض کنیم که پدیده‌های زیر اتمی هم حالت ذرات مادی را دارند و هم حالت امواج انرژی را نمایش می‌دهند، آن‌گاه نگران این نیستیم که مکان دقیق این ذرات را نمی‌توانیم تشخیص دهیم، بلکه به راحتی می‌گوییم که یک بسته موج الکترونی در فلان محدوده وجود دارد. این بسته‌های موج گونه‌ی انرژی  که کوانتوم نامیده می‌شود، گاهی وِیژگی‌های ذره‌ای را پدیدار می‌نمایند.[6]

انیشتین این ابهام و دوگانگی را نپذیرفت. او می‌گفت خدا تاس‌بازی نمی‌کند و آفرینش هویت مشخص دارد. اما تفاسیر هنجارشکن ادامه داشت و به این‌جا رسید که عده‌ای گفتند، ماده با شعور آمیخته است و شناخت و تصمیم مشاهده گر در ماهیت و چیستی ماده تأثیر می‌گذارد. بعدها دیوید بوهم کوشید که نشان دهد این تغییر رفتار ذرات بنیادین یا کوانتوم‌ها نشانه شعورمندی آن‌هاست[7] از مجموع این ایده‌ها نتیجه گرفتند که انسان با افکارش می‌تواند در جهان ماده دست کاری کند و آن‌چه را می‌خواهد ایجاد کند و تغییر دهد. دیوید بوهم با طرح ایده جهان هلوگرافیک اعلام کرد که ما در جهان مادی یک توده انرژی نامشخص داریم و انسان به هرچه می‌اندیشد، تصوراتش در این توده منعکس می‌شود و مثل تصاویر هلوگرامی و سه بعدی که وقتی به آن خیره می‌شوید، تصویری دیگر در آن می‌بینید، پدیده‌های جهان نیز در اثر نگرش ما به توده انرژی کیهانی و حوزه کوانتومی جهانی برون‌فکنی می‌شود و به مشاهده می‌آید. بنابراین همه چیز در ذهن ما و مخلوق ذهنی ماست.

خلاصه استدلال فیزیکی برای قانون جذب این است که وقتی موضوعی در ذهن تصور می‌شود، مغز انرژی تولید می‌کند و از سوی دیگر انرژی صورت دیگری از ماده است و همه کائنات از انرژی درست شده‌اند. انرژی ذهنی بر انرژی کائنات اثر می‌گذارد و قانون جاذبه عمل می‌کند. پس آن‌چه تصور می‌کنیم به طرف ما جذب می‌شود و در برابر ما ظاهر می‌گردد.[8] این توضیحات و یا شاید استدلال‌ها به همان اندازه که برای یک پزشک، یا دانش‌جو رشته نقاشی و یا یک زن خانه دار مبهم است، برای یک فیزیک‌دان هم مبهم است. فیزیک یک علم دقیق است و با فرمول و محاسبات کار می‌کند. یعنی وقتی درباره انرژی مغزی صحبت می‌شود، یا مقدار انرژی تشکیل دهنده یک شیء مادی، از نظر فیزیک مقادیر مشخصی از ماده و انرژی وجود دارد که قابل محاسبه است و تأثیر و تأثرات آن‌ها نیز با فرمول‌های مشخص اندازه گیری می‌شود.

براساس قانون نسبیت عام، جرم انرژی متراکم شده است و انرژی یک جسم برابر با مجذور سرعت نور ضرب در جرم آن است. (E=mc2)  یعنی با یک ضریب بزرگ، جرم به انرژی تبدیل می‌شود. با این وصف کاملا قابل محاسبه است که یک دوچرخه یا یک ماشین و یا یک خانه از چقدر جرم و در نتیجه چه مقدار انرژی تشکیل شده است. بنابراین برای جذب شیء یا حتی جابجایی یک سانتی متری آن کاملا مشخص است که به چه اندازه انرژی نیازمندیم. اگر بخواهیم این مقدار انرژی را با امواج مغزی ناشی از فکر کردن به آن شیء تولید کنیم، این نیز قابل محاسبه است. برای روشن شدن اثبات‌ناپذیری علمی قانون جذب می‌توانیم بپرسیم که آیا به راستی انسان هرچه را می‌اندیشد و احساس می‌کند، می‌تواند خلق یا جذب کند؟ آیا انرژی ذهنی ما بیش از انرژی متراکم در یک اتومبیل چند صد کیلویی است و می‌تواند آن‌را جابجا کند؟ شما برای جذب یک دوچرخه به انتفال چقدر نیرو نیاز دارید؟ در واقع انرژی ذهنی و مغزی شما با چه طول موجی و به چه اندازه باید به سوی یک دوچرخه در کائنات ارسال شود، تا آن را جذب کند؟ آیا دوری مسافت انرژی بیشتری را مصرف می‌کند؟ تاکنون چه تجربه‌ای در این زمینه و در کدام مرکز تحقیقاتی فیزیک انرژی صورت گرفته است و کدام دانشمندان آزمایش‌های انجام شده را تأیید کرده‌اند؟

گذشته از این‌ها انرژی تولید شده در مغز از هیچ به وجود نمی‌آید، بلکه با تغذیه و سوخت و سازی که در سلول‌های اعصاب مرکزی و مغز صورت می‌گیرد، تولید می‌شود. حالا باید محاسبه کرد که اگر کسی می‌خواهد با انرژی تولید شده از فکر کردن به یک ماشین، آن را جذب کند، باید چند کیلوگرم غذا میل کند، تا انرژی لازم در بدن او تولید شود.

از این هم بگذریم، چه میزان تمرکز و چند میلیون سال زمان لازم است که مقدار انرژی معادل جرم یک خودرو در مغز تولید شود. برفرض تولید این مقدار انرژی که از مغز ارتعاش می‌کند، کنترل آن برای برخورد با موضوع مورد نظر و انباشت آن تا زمانی که به حد نصاب لازم برسد، چگونه انجام خواهد شد؟

مروّجان قانون جذب به جای محاسبات روشنی که در فیزیک تعریف شده است، به هیاهو و سخنرانی‌های هیجانی می‌پردازند تا ادعای خو را اثبات کنند. کنفیلد می‌گوید: «ماهم از انرژی ساخته شده‌ایم»[9] انرژی وجودی ما در پیوستاری از انرژی جهانی که همه چیز از آن آفریده شده است، جریان دارد. با این مقدمات مروّجان قانون جذب نتیجه می‌گیرند ما با انرژی تصورات ذهنی و احساس می‌توانیم دست به خلق بزنیم. «افکار و احساسات تو زندگی‌ات را خلق می‌کند.»[10] «شما می‌توانید آینده‌ی دلخواه‌تان را بیافرینید. شما دارای توانایی‌ها و استعداد‌هایی نامحدود هستید.»[11] انسان این امکان را دارد که «هر آن‌چه را که اراده کند خلق می‌کند.»[12] «تجسم از دنیایی که می‌بینی واقعی‌تر است، چون دنیایی که می‌بینی از تجسم و باور تو ناشی شده است؟ هر چه را باور داشته باشی و احساس کنی که واقعیت دارد، همان زندگی واقعی تو خواهد شد.»[13]

همان‌طور که می‌بینید، ادعاهای بزرگی بدون هیچ پشتوانه علمی مطرح می‌شود که به راستی جای هیچ سخنی را باقی نمی‌گذارد. آیا گویندگان این سخنان منظور واقعی داشته‌اند؟ یا تنها می‌خواهند مخاطبان را برانگیزند و تحت تأثیر قرار دهند؟ اگر این سخنان واقعی باشد، با چه فرمولی و با کدام تجربه قابل اثبات است؟ این‌که دنیای واقعی از تجسم ما درست شده و تجسم از دنیایی واقعی واقعی‌تر است یعنی چه؟ تجسم ما با کدام ماده و انرژی می‌تواند دنیایی را که اکنون می‌بینیم خلق کند؟ آیا تاکنون محاسبه شده است که برای جذب یک آپارتمان که جرمی معادل N کیلوگرم دارد، به چه میزان انرژی لازم است؟ البته این کار مشکل نیست و می‌توان جرم مصالح آن را در مجذور سرعت نور ضرب کرد که نتیجه یک عدد نجومی خواهد شد. حالا باید اندازه بگیریم که وقتی شما به یک آپارتمان فکر می‌کنید، در هر ساعت چقدر انرژی از مغزتان ساطع می‌شود. به این ترتیب می‌توان حساب کرد که در چند میلیون سال چند هزار نفر باید به یک آپارتمان فکر کنند، تا انرژی لازم برای جذب فیزیکی آن تولید شود. آیا آپارتمانی که زمین متصل است و از کالاهای غیر منقول به شمار می‌آید با یک خودرو که منقول است و به راحتی از جایی به جای دیگر جابجا می‌شود، همانند هستند و برای جذب کالاهای غیرمنقول انرژی بیشتری لازم نیست؟!

از منظر فیزیکی این پرسش‌ها و محاسبات کاملا طبیعی و علمی است. اگر منظور مروّجان قانون جذب  از انرژی چیزی غیر از آن است که در فیزیک مورد بحث قرار می‌گیرد، نباید از نظریات و مفاهیم فیزیک برای توضیح ادعای خود استفاده کنند. اما آن‌ها از یک سو مفاهیم فیزیکی را بکار می‌گیرند و از سوی دیگر می‌گویند: «تو موجودی معنوی هستی. تو انرژی هستی.»[14] این جمله از نظر علم فیزیک بی‌معناست. معنوی بودن انسان ربطی به انرژی‌های او ندارد. آن دسته از مروّجان قانون جذب که منظورشان انرژی  معنوی است و بعد برای توضیح آن از مفاهیم و نظریات فیزیکی استفاده می‌کنند، در اشتباه هستند و این کار بیشتر شبیه عوام فریبی و علمی نمودن خرافاتی است که فایده‌ای غیر از شهرت و ثروت برای مروّجان قانون جذب نداشته است.

نکته بسیار مهم فیزیکی که در قانون جذب کاملا برخلاف آن ادعا می‌شود، این است که در فیزیک انرژی‌های مشابه، یکدیگر را دفع می‌کنند. شما با دو قطعه آهنربا به سادگی می‌توانید این آزمایش را انجام دهید. دو قطب مشابه یکدیگر را دفع می‌کنند و دو قطب نامشابه به سوی هم جذب می‌شوند. اما مروّجان قانون جذب دقیقا برخلاف این قانون سخن می‌گویند: «دیدگاه شما بسیار مهم است و روی احساساتتان تأثیر می‌گذارد. احساسات هم بر روی حوزه‌ی انرژی اطرافتان مؤثرند و هم زمان برای دریافت هرچه بیشتر موارد شبیه به خودشان، سفارشی به کائنات مخابره می‌کنند.»[15]

انرژی اطراف بدن که حوزه انرژی پولاریتی یا هاله بدن را شکل می‌دهد، کاملا تابع قوانین فیزیک است و تا آن‌جا که به فیزیک مربوط می‌شود، انرژی‌های نامشابه را جذب می‌کند. البته در وجود انسان غیر از عوامل فیزیکی عوامل روانی، اجتماعی، هنری و قدرت انتخاب فرد تأثیرگذار است و ممکن است برخلاف جاذبه یا دافعه فیزیکی، تحت تأثیر عوامل دیگر افراد، یکدیگر را جذب یا دفع کنند که این موضوع ارتباطی با فیزیک ندارد و ممکن است و برای تبیین آن‌ها نمی‌توانیم مباحث فیزیکی را به میان آوریم و بعد برخلاف قوانین اثبات شده‌ی آن سخن بگوییم.

پی‌نوشت:

[1]. راز، راندا برن، نشر  پیکان، 1386، ص 187.
[2]. جهان کوانتومی نوین،  تونی هی، پاتریک والترز، تهران، شرکت سهامی انتشار، ص 30.
[3]. همان، ص 76.
[4]. کوانتوم، حکایت تولد و حیاتی شگفت، بنش، هوفمان، تهران، مازیار، ص 172.
[5]. تحلیل از دیدگاه‌های فلسفی فیزیک‌دانان معاصر،  گلشنی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،  ص 91.
[6]. تائوی فیزیک، فرتیوف کاپرا، تهران، انتشارات کیهان، ص 165.
[7]. عرفان و فیزیک جدید، مایکل تالبوت، تهران، هرمس، 1390.
[8]. قانون جاذبه، مایکل لوسیر، 1388، تهران، الماس دانش، ص 9.
[9].  شاه کلید، جک کنفیلد، تهران، نسل نواندیش، 1387، ص 21.
[10]. راز، راندا برن، نشر  پیکان، 1386، ص 48.
[11]. شاه کلید، جک کنفیلد، تهران، نسل نواندیش، 1387، ص 25.
[12]. تکنولوژی فکر، علیرضا آزمندیان، ناشر مؤلف، 1388، ص 68.
[13]. قدرت، راندا برن، 1389، لیوسا، تهران،  ص 115.
[14]. راز، راندا برن، نشر پیکان، 1386، ص 202.
[15]. از راز قانون جذب بیشتر بدانیم، وین دایر، فرادیدنگار، تهران، 1389، ص 30.
برای اطلاع بیشتر: نگاهی متفاوت به قانون جذب، مظاهری سیف، صهبای یقین، ص 47.

تولیدی

دیدگاه‌ها

دلیل هم نمیشه که بپذیریمش. بعد چیزیکه هنوز کامل نشده و چهارچوبش مشخص نیست، چطور شده قانون؟! اصلا چجوری با نام قانون جذب دارن فعالیت می کنن؟ و ما رو چه حسابی میگیم همراستا بودن؟ دقیقا همراستای چی؟ چیزیکه هنوز واضح نیست چیه؟؟؟! مشکل اصلی اینه که اونا میگن کائنات به تو برمی گردونه و ازینجور چیزا. و حرفی از خالق یکتا نمی زنن.

سلام. بله شما موید حرفای من هستید

سلام..میخواستم بگم هیچ دورانی به اندازه این قرن بیست و یک چالش انگیز نبوده صد درصد علم رو بپذیریم دچار بحران هویت حتی میشیم به مسله ای جز علیم اتکا کنیم همیشه جواب های مطمنی نمیگیریم..نمیدونم بخدا چکار باید کرد یه نجات دهنده میخواییم..در مورد قانون جذب خدمتتون عرض کنم که نمیگه اگه شما فقط با فکر کردن به یک ماشین امواج مڠزی ما میره دو تن ماشین رو بر میداره میاره دم خونه ما..ببینید قانون جاذبه زمین چیز اثبات شده و صد درصدی هستش و همیشگی هست ولی ما تونستیم پرواز کنیم ن اینکه قانون جاذبه رو نقض کردیم بلکه با اون هم راستا شدیم و به شکلی از اون کمک گرفتیم...در قانون جذب هم شما با فکر تون ماشین رو بلند نمیکنید بیاد دم خونه تون...ولی با عشق و تمرکز و باور..باعث میشه که در مسیری قرار بگیرین که ایده رسیدن به اون ماشین یا به هر طریقی که میبایست به اون میرسین...منکر تلاش نیست قانون جذب.خانم راندا برن در کتاب های بعدیش یه جوری میفهمونه که هدف از کتاب راز جلب توجه برا گفتن حرف اصلیش بوده..

سلام مجید جان. عجب ظاهرا این تعاریف بی نهایت از قانون جذب تمامی نداره // بابا خود بنیان گذار قانون جذب میگه بدون تلاش و تکاپو! چرا هی میخوایم توجیح کنیم! من اصلا از شما دو سوال دارم;1. بفرمائید ببینم اگه با تلاش انسان منظور باشد پس این چه رازیه! ننه بزرگ هم میدونه که بخوای به چیزی که در ذهنت هست برسی باید تلاش کنی// 2. من الان یه چیزی رو میخوام شما در همان زمان و مکان ضد اون رو میخواهید؛ ببینم قانون جذب در مورد کدوممون عمل میکنه البته هردوی ما قانون جذب رو به درستی اجرا کرده ایم! ضمنا قیاس شما در قانون جاذبه زمین با این قانون من در اوردی قیاس اشتباهی است اگر خواستید توضیح میدم

مجید جان/آرش خان/امیر عزیر/ عرض کنم که این قانون جذب چه اثبات شده وچه اثبات نشده حال آدم رو خوب می کنه و حداقل احساس خوبی داری ودر اوضاع فکری خوب هم فرصتهای خوب هم پیش خواهد آمد دیدید اقا محمدطاها برای دلایل غیر مادی (وجود خدا) صحبت کرد و با اشاره به برهانها وجود خدا رو اثبات کرد ولی آیا ایمان به خدا رو هم می شود با برهانهای خلف/نظم/علیت و... توضیح داد چرا خوبی ،بدی ،مهربانی ، خشم و... نسبی بوده و مطلق نیستند چرا دعای کمیل تو رو به خواستت می رسونه ولی هیچ توضیح قانون مداری برای اون نداریم چرا نماز حالت رو بهتر می کنه وتوضیح علمی خاصی برای اون نداریم چرا وقتی از یکی در نگاه اول خوشت نمی یاد وبرعکس رو به حس ششم ربطش می دیم چرا وقتی هدفت رو می شناسی بهتر فرصتها رو پیدا می کنی وفرصتها به طرفت می یان چرا وقتی کاری رو شروع می کنی باید اون رو تموم شده فرض کرد و اون کار تموم می شه؟!!!! موضوع قانون جذب سر این است که قانون جذب همانطوری که بارها گفتم اجازه مطرح شدن بیشتر وفرصت اثبات ویا رد شدن می خواهد که متاسفانه چون موضوع رو علمی بررسی می کنن این فرصت رو بهش نمی دن چون خانم برن اسم اون رو گذاشته قانون ! شاید اگه می گذاشت راه خواستن و رسیدن ،دردسر هاش کمتر بود .آیا هنوز مسئله کرم چاله ها مسخره نیست وبین دانایان و ندانایان جنگ فرمولی نیست؟ آیا مسخره بودن گفتگو درباره ارتشی یک دست یک شکل و ضد اب و ضد درد و بدون مرگ ومانا خنده دار نبوده ونیست ایا هیچ وقت ژول ورن رو بعنوان یاوه سرا یاد نکردند؟آیا گالیله وقتی می گفت زمین صاف است آرام به زمین نگفت زمین تو میدانی که گردی؟و... ؟ فرصت بدید به جای هیچی توش نیست ببینید چی توشه.

سلام شاپور احساست در مورد این نظریه قابل تقدیره ولی خب این احساس اشتباه است مثل جاهای دیگه که ممکنه احساس اشتباه کنه// ضمنا ما هم لشکر کشی نکردیم روبروی این نظریه که اینقدر مظلوم نمایی میکنید این نظریه الآن در سراسر کشور پخش شده و من خودم رو ملزم میدونم به عنوان یک منتقد امور روانشناختی جلوی این نظریه ی بی اساس رو بگیرم// شما ببینید الان صدتا اشکال به این نظریه وارد است اگر جوابی داده شد به این اشکالات ما هم استقبال میکنیم // ضمنا خدا با این دلایل اثبات میشود چیزی که اثبات شود عقل حکم میکند که از آن پیروی کنی و همچنین برای ادامه مطلب شما تعبد لازم است همین

سلام محمد طاها! چرا مثل مدعی العموم صحبت می کنید نظرت را بگو ونظرات دیگران را بخوان وجواب بده چرا انگ می زنید؟ نوشتید مظلوم نمایی می کنید!! یعنی چی؟ این چه لحن گفتمانه!؟شما اشاره به درد گالیله را که درد مظلومیت علم وعالمان در مقابل قدرت غالب بر اجتماع وجهل حاکم برجامعه بوده را می گویید مظلوم نمایی ؟اینقدر به نظردوستان بی تفاوت هستید و تک بعدی مسئله را حلاجی می کنید که به عقلانیت می گویید احساسات؟! شما فرمودید من خودم رو ملزم میدانم به عنوان یک منتقد امور روانشناختی جلوی این نظریه ی بی اساس را بگیرم . محمدجان خیلی خوشحال که از علم صرف به علم نسبی یعنی روان شناختی اجتماعی روی اورده اید واین امیدی است برای اینکه به راحتی از متافیزیک فرار نکنید وحتماً میدانید روانشناختی علم صرف نیست پس می تونه به شما کمک کنه؟ می پرسم ایا نفی یک نظر وپدیده فقط باید با انتقاد و بستن شمشیر از رو حل شود؟ دوست روانشناخت من بهترین را نفوذ، استفاده از فرصتها ی موجود در خود نظریه ها است. شما فرموده اید: ما!!! اگر کسی یکی از صد مشکل این نظریه رو حل کند ما!!! از این نظریه استقبال کنیم ؟اصلاً شما استقبال بکنید یا نکنید این نظریه استقبال شده وبه جلو رفته است.اصلاًاستقبال نکند!باید دید کجای کار ایراد داشته است . موضوع اصلی این است که هنوز اثبات نشده این نظریه غلط است یا درست چون اگر شده بود به انها استناد می کردید نه به نظرات شخصی خودتان و یا نظرات ما ، چون بطلان علمی که نیازی به رفراندوم ندارد. اگر رد شده اعلام می شود واگر رد نشده میروند و ردش می کنید آن هم نه با امور روانشناختی وخلط مبحث .دوستی به شما گفته بود: که در قانون جذب وقتی به چیزی فکر می کنی قانون جذب آن را برای شما حاضر می کند وشما در جواب با استناد به گفته او قانون جذب را رد کردید وفرمودید یعنی دوچرخه با فکر کردن ظاهر می شود!جناب محمد طاها ایشان نظرش را به شکلی ساده مطرح کرده است شما که امور روانشناختی می دانید باید بلافاصله درک می کردید که موضوع ، ایمان به یک موضوع است که آن بنده خدا گفته نه جادوگری !!! . مگر شما به قدرت ایمان اعتقاد ندارید!؟ حتماً ایمان دارید چون دعا را قبول دارید حداقل در مورد تعبد وپرستش خداوند برای شما کاربردی دارد که به ان اشاره کرده بودید البته دعا برای شما در تبیین نظراتتان در برخی جاها کاربرد دارد ودر برخی جاها نه وهمان نقش شتر مرغ را دارد ! اگر یادتان باشد درخصوص این قانون عرض کردم :شاید کسی که از طریق قانون جذب به چیزی رسیده به ان عمل ایمان قلبی داشته وشاید سرش را هم رو به اسمان کرده بوده ومورد لطف خدا قرار گرفته .نوشته بودم: دوست من !معنای جمله های: بخوان مرا تا اجابت کنم شما را -خواستن توانستن است - به هدف فکر کن فرصتها خود به خود در راه تو قرار میگیرند - به بدی فکر نکن چون مثل ویروس پخش می شود واول سراغ تو می اید - خوب فکر کن ورفتار کن چون سرانجام خوبی برای تو ومردم دارد و... شاید فلسفی وایدئولوژیک باشد ولی شاید ریشه در فیزیک کوانتومی نیز داشته باشد.باید منتظر بود چون فیزیک کوانتومی با دست وپا زدن در اثبات علمی افرینش وشکل گیری جهان ،سرانجام به وجود خدا وذاتی مستقل دست پیدا می کند. چرا شما محمد طاهای عزیز!آن موقع نگفتید احسنت! چقدر روانشناختی به موضوع نگاه کرده اید وفقط مرا دعوت به مطالعه مجدد قانون جذب وکتاب راز فرمودید؟ شما می فرمایید: دارند پول در می آورند !اقای محمد طاها چرا با موضوع اینقدر چیپ وبی ارزش برخورد می کنید وشعور دیگران را زیر سوال می برید چون خیلی ها که از من وشما هم فهمیده تر هستند این کتابها رو خریده اند تا بدانند درونش چیست وچه چیزی از آن بیرون می اید. می خواهم بدانم مشکل دوستانی مثل شما چیست؟ 1-علمی بودن یا علمی نبودن نظریه 2- پول دراوردن مروجان نظریه از آن 3- تاثیر وتاثراتی که این قانون بر روی رفتارهای روانی، اجتماعی وفرهنگی و... بر روی آحاد جامعه وسرانجام ارکان اصلی جامعه خواهد داشت 4- سایر موارد؟ از منظر پول در اوردن ،خوب در بیاورند! (مگه یک عمر شوروی سابق کتاب درباره مارکسیست ،کمونیسم وکاپیتالیسم چاپ نکرد مردم خریدند؟ از توی کتابها ایرادهای ان نظریات پیدا شد می دانید که این نظریه حدود 80سال هم بصورت علمی پیدایش جهان را اثبات می کرد ولی درون تئوریزه کردن روح وتسلسل خلقت به تله افتاد) موضوع درآمد به من وامثال من ربطی ندارد این همه پیام بازرگانی روی تلگرام –پیامک واینترنت و.. که مردم بر مبنای نوع نیازی به انها مراجعه می کنند وسفارش میدهند و کلاً دور ریختن پوله وبس ولی طرف عقل داره شعور داره جنس رو می بینه وپول میده من شعور طرف را هیچوقت زیر سوال نمی برم ولی مراجعی که اجازه ورود آن کالا را می دهند زیر سوال می برم!بگذریم، امور مالیاتی کشور برود واز فرصت استفاده کند وبه نفع ملت از انها مالیات بگیرد وزارت ارشاد بود جلوی انتشار کتاب و رایت سی دی ها وبرگزاری جلسات انها را بگیرد اصلاً سایت شان را ببندد یا فیلتر کنند.وزارت کشور برود به جامعه شناسان بگوید که چرا گروهی گرایش پیدا می کنند به این چیزها و حوزه های علمیه از فرصت استفاده کنند واین موضوع را فرموله کرده وقدرت بحث وجدل خودشان را بیشتر کنند .درآمد آنها به من چه! اگه دشمن را نشناسیم مگر می توانیم قوت وضعف اون رو بشناسیم؟ باید دقت کنیم وببینیم ازدرون آن چه چیزی خوبی می توانیم برای مردم در بیاریم؟برویم در بیاوریم وبعد نکات منفی نظریه را بگوییم این کار برای مردم قابل درک تر است ، نه یکدفعه از بیخ وبن همه چیز را نفی کنیم!همین کارها را کردیم که مردم حرف راست ما رو قبول ندارد ومی خواهند همه چیز را تجربه کنند. عذر می خواهم من مثل شما نیستم که بگویم این نظریه 100% غیرعلمی است ویا نیست وتمام فرصت ها را ازاو بگیرم ومطمئناً فرصت طلب هم نیستم !ورود به حیطه عقلی کسانی هم که این نظریه راپذیرفته اند نمی کنم وبه شعورانهااحترام میگذارم و به موارد مالی آن هم کاری ندارم چون موضوع اصلی این نیست. یک دفعه مطالبی ارسال کردم (که شما به آن اطلاق طومار کردید) یک طومار برایتان نوشتم که این نظریه چه اشکالات عقیدتی ،اجتماعی ،اخلاقی وروانی بزرگی برای کشور دارد(ولی باز هم آنموقع به من نگفتید چقدرروانشناختی با موضوع برخورد کردی ) ودر عین حال بارها گفتم شاید این نظریه مابین علم ومابعدالطبیعه باشد .تعجب می کنم وقتی با شما از تشابه واحتمال هم کانونی نظریه جذب و نحوه عملکرد فیزیکی ومتافیزیکی ان با دعا صحبت می کنند به راحتی میگویید دعا با این نظریه فرق می کند (انگار که دکترای چگونگی لوله واتصالات ماورالطبیعه ای را دارید ) ،راستی از کجا می دانید که فرق دارد؟ اصلاً درست می گویید واین دو با هم فرق دارند، شما که دعا رو تفسیر می کنید وبرای ایمان وقدرت ایمان هم تعریف دارید باید راحتر بپذیرید که امکان وجود متافیزیک علمی هم هست؟ حالا چرا می گویید فرق دارد را نمی فهمم!( یک زمانی به علم می گفتند دخالت در کار خدا ،چون عدم دخالتش نان داشت بعد که علم پول سازشد ، به علم گفتند عاجز از کارخدا.بعد که قلبشان درد گرفت ونیاز به جراحی داشت گفتندعلم درراه خدا بعد که دیدند بچه دار نمی شوند گفتند،علم به اذن خدا وبعد که علم رفت به فضا گفتند علم در راه خدا وبعد که علم از هیچی چیزی رو خلق کرد(ژنتیک) دوباره گفتند دخالت در کار خدا!!!!!) من که می گم این گرایش به شکلی به انها امیدواری می دهد/ مردم خودشان عقل دارند وخوب وبد رو تشخیص می دهند/شاید این نظریه به شکلی بین علم وفرا علم باشد/نباید کسی را کشت بعد گفت آخ!چرا کشتم !شاید راست می گفت!،باید اسیرش کرد که اگر اشتباهی شده بود آزادش کنی/جامعه خلاء وشکافی در یکی از ارکان خود دارد که اینگونه افکار امیدوار کننده که قرابتی هم با امور مذهبی واجتماعی رفاهی دارد، جای خود را بخوبی باز می کند(البته این هم به ما ربطی ندارد) ویاز هم می گم: اصل جریان این که هنوز اثبات نشده که قانون جذب غلط است چون اگر شده بود حتماً به شواهد علمی آن استناد می کردند وآن را مثل گرز بالای سر می چرخاندند و نظرات شخصی خود ویا دیگران را پی نمی گرفتیند، اگر رد شده بگویند و والسلام و اگر رد نشده بروند و رد علمی اش کنند.

مجید جان/آرش خان /امیر عزیز/فاطمه خانم و مهدی محترم سلام عرض می کنم آقا محمد طاهای عزیز اعلام کردند که بعنوان منتقد روانشناختی وظیفه دارند که قانون جذب رو نقد کنند وقرار شد با خانم برن مکاتبه کنند .جواب های مشکلاتاین قانون رو از اون خانم وعواملش بگیره وبه ما هم بده که به حرفهاش ایمان بیاریم نه اینکه هرکی هر حرفی زد ما گوش کنیم یا اونقدر مغروز باشیم که فقط بگیم نه. ضمناً ایشان جوابی هم به چگونگی رابطه خالق ،مخلوق، ایمان وقدرت ایمان در رسیدن به حوائج رو ندادند وخیلی راهت فرمودند این یک موضوع تعبدیه همین! یعنی اگر کسی رو در یک جزیره رها کنی تا بزرگ بشه وخودش از روی فطرت انسانی به لزوم وجودخالق برسه و این آدم چه خدای یگانه رو بپرسته وچه سنگ و چوب رو بین بنده وخالق ارتباطی تعبدی بوجود می یاد که اون رو به ارزوهایی که داره یا شفای بچه اش که مریضه می رسونه و اینجا نوع خدا ربطی به براورده شدن آرزوها نداره فقط از روی میزان تعبدی که به اون داری به همه چیز می رسی واون همه کارها رو حل می کنه!!!نظر شما در این مورد چیه؟؟ جواب ها یا مثبت یا منفی ویا بین مثبت ومنفی است.خوب دقت کنید برای هر سه مورد پاسخ منطقی وجود داره

سلام آقای شاپور. من قرار نیست با کسی به مکاتبه ای داشته باشم. شما فکر میکنید فقط توی کشور ما با این قانون مخالفت میکنن؟ کافیه یه سری به بخش انگلیسی این قانون در سایت ها بزنید که دانشمندان زیادی این مشکلات را برای قانون جذب شمردند و هنوز هیچ جوابی ندانند اصلا بعضی از دانشمندان این قانون را نه تنها علمی نمی دانند حتی بار شبه علمی هم به او نمیدهند. اما در مورد ایمان گفتم بعد از اثبات مواردی عقل حکم میکند اطاعت کنیم در مورد دعا هم به همین صورته یعنی اعتقاد و سپس دعا که پایه ی اون علمه. اما یه سوال ، شما برای این قانون چی قایل شدید؟ آیا میتوان او را جای خدای تبارک و تعالی گذاشت؟؟؟ راندا برن «هر چیزی را تصور کنی کائنات ، خدا ، یهو ،و...» به تو میدهد به راستی آیا این ترفندی نیست که ما را از خدای حقیقی باز بدارد؟؟؟

سلام من یه سوال دارم صادقانه جواب بدید آیا شما به مرحله ای رسیدید که بخواین قانون جذب و اثبات کنید که با راه اندازی این سایت ها سعی دارین این قانون و نقض کنید ؟! همون فیزیدان ها و فیلسوف هایی که تو فیلم راز معرفی شدن این قانون اثبات کردن..(قرار نیست که ما هم فرمول هاشون و بشناسیم خودشون در آزمایشگاه ها به نتیجه می رسن)بعد اگه یه سری به این سایتwww.ghanunejazb.ir بزنین متوجه میشین که این قانون حقیقت داره. تو قسمت تالار گفتگو اگه سرچ کنید تجربیات شما از قانون جذب، به چیزای خوبی میرسید و ایمان پیدا می کنید.قانون جذب به ایمان شما بستگی داره وقتی سعی دارید نقضش کنید مطمئن باشید به چیزی نمی رسید و همون یذره ایمانی هم که توسط فیلم راز به مردم رسیده رو از بین می برید.

محمد طاهای عزیر تا دیروز که می گفتید دعا وموارد جذب با هم کلی فرق داره حالا یک تشابه پیدا کردی ( وخوشحالم که بالاخره پیدا کردی) و داری به اینکه امکان داره نظریه پردازان این نظریه مردم رو از خدا دور کنن فکر می کنی. من وقتی می گم نوشته های من رو نمی خونی وسطحی ازش می گذری درجواب به من می گی برو قانون جذب رو بخون . اینقدر نوشته هام رو نخوندی وسریع جواب دادی که متوجه اینکه تمام این مواردی که میگی رو در نوشته اول یا دومم به شما گفتم و تمام مصائب ومشکلات اون رو هم نوشتم ولی شما درجواب فرمودی برای آن طوماری که نوشتی من فقط یک پاسخ دارم!!! حالا شما بعد از 5ماه صحبتهای من رو که بارها نوشتم رو از خودم سوال می کنی؟؟!! .

مهسا خانم محترم ،این نظریه ابعاد وسیعی دارد که یکی از بعد ان اثبات است ومن یکی از این مباحث را دنبال می کنم که در جهت اثبات نظریه است ولی به شکل دیگر. یعنی گذشته از اثبات علمی آن، رابط علت ومعلولی بوجود امدن این نظریه ومقبول شدن ان در میان مردم نیز است؟! قصد من کم کردن ایمان کسی به این قانون نیست شما اگر به وجود خدا اعتقاد و ایمان قلبی داشته باشید ونوشته هایی که من با اقای محمد طاها داشتم را دنبال کنیدمتوجه منظور می شوید. عرض من این است که قانون جذب در تعارض با خدا نیست ولی در تعارض با مذاهب عمل می کند و همانطوری که هیچ مذهبی مذهب دیگری را نمی پذیرد(و اگر هم بپذیرد در چارچوب خاص و مشروط )مذاهب نیز این نوع نگرش در رسیدن به جوائج را بدون در نظر گرفتن خدا و استانداردهای مذهبی نمی پذیرند .بحث اصلی ما پیدایش نظریه وفرایند رسیدن به خواسته ها است نه رسیدن. ضمناً خانم محترم شما حتماً به جریان فیزیکی ومتافیزیکی دعا وتمامی رمز و رازهای آن فکر کردیده اید؟ حتماً کرده اید. دعا ونظریه جذب هر دو در یک مسیر هستند ولی نظریه پردازان هر دوطرف طوری قلمداد می کنند که نیست .من قصد بررسی چگونگی وفعل و انفعلات نظریه را ندارم چون در حیطه عقل فعلی من نیست ولی از منظر تاثیرات این نظریه بر روی فرد ونهایت اجتماع وعلت گرایش مردم به اینگونه نظریات است و آن را دنبال می کنم. شما گفتید" بذر ایمانی که توسط فیلم راز به مردم رسیده رو از بین می برید " من به دنبال علت این مسئله هستم که آیا اگر عدالت اجتماعی وجود داشته باشد نیازی به اینگونه راهها برای رسیدن به خواسته ها هست یعنی اگر نیاز و نیازمندی نبود ایا فکر دعا کردن وفکر قانون جذب وجود داشت شاید ما ستایشگر بودیم بجای دعاگر ؟ یا اینکه نبودن عدالت اجتماعی ومایوس شدن از قوانین وضع شده موجود، باعث تغییر نگرش وتغییر تصور در رسیدن به ارزوهاست ووو؟ ضمناً دقت داشته باشید اگر کسی لائیک یا مذهبی باشد می تواند به بیگ بنگ برسد ولی هیچ توضیحی برای ملکول مشکی یا بهتر بگوییم هیچی ندارند و این همان تسلسل موجود در متریالیسم دیالکتیک است که در آن توضیحی برای پایان دادن به تسلسل نیست اما فرد مذهبی موضوع را با راه عقلانی واجب الوجود خاتمه می دهد ولی لایئک در سیر تسلسل گیر می کند. باز هم عرض می کنم قصد من از میان بردن ایمان کسی نیست ولی بحث اصلی ما چگونگی پیدایش نظریه وفرایند رسیدن به خواسته ها است نه رسیدن

مجید جان/آرش خان /امیر عزیز/فاطمه خانم و مهدی محترم سلام عرض می کنم .دوستان چراجواب سوال من رو ندادید؟ سوال من با سه جواب وتوضیح در خصوص این سه جواب می تونه این شک ودودلی پذیرش ویا عدم پذیرش قانون جذب رو از منظر علمی بلکه از منظر عقلی حل کنه سوال این بودکه :محمد طاها در نوشته اش گفته بود که تعبد برای رسیدن به حوائج لازمه من هم پرسیدم اگر کسی رو در یک جزیره رها کنی تا بزرگ بشه وخودش از روی فطرت انسانی به لزوم وجودخالق ببره وخودش برای خودش خالقی طراحی کنه و این آدم چه خدای یگانه وچه سنگ و چوب رو طراحی کنه و بپرسته بین اون بنده وخالقش ارتباطی تعبدی بوجود می یاد که اون رو به ارزوهایی که داره یا شفای بچه اش که مریضه می رسونه و اینجا نوع خدا ربطی به براورده شدن آرزوها نداره فقط از روی میزان تعبدی که به اون داری به همه چیز می رسی واون همه کارها رو حل می کنه!!!نظر شما در این مورد چیه؟؟ جواب های شما مثبت یا منفی ویا بین مثبت ومنفی است.خوب دقت کنید برای هر سه مورد پاسخ منطقی وجود داره

سلام. دوست عزیز من تا الان توی مکالماتمون چند نقد به این قانون وارد کردم اگر جوابی برای اون دارید خوب بدید این منطقیه نه! ضمنا جواب پیام های شما در صورتی میدهم که شما هم به سوالات قبلی من جواب بدید. نمیشه که هرچی شما گفتید جواب بدم ولی جواب سوالات داده نشه و هی طفره برسد این منطقیه!

محمدطاهای عزیزسلام .فکرکنم منظور شما از دوست عزیز من هستم.شما به جای جواب دادن به یک سوال ساده ما رو متهم به جواب ندادن می کنی!؟اگه جواب رو نمی دونی ویا فکر می کنی شایدهر جوابی بر علیه خودت استفاده بشه؟ این سوال فقط برای شما نبود ویک سوال گروهی بود.عرض می کنم سوال کردن بر دو نوع است: 1- سوال از روی آگاهی2- سوال از روی جهل . شما این نقد را شروع کردید نه من ! پس باید هر سوالی از سوی شما بر مبنای آگاهی شما بر موضوع نقد باشه و باید دیدگاه من ودیگران رو به چالش بکشه وموجب تغییر نگرش واگاهی بشه. یعنی باید جواب ان را بدانید در صورتی که شما هم جوابی منطقی برای سوال های خودتان ندارید شما هر بار از عبارتهایی استفاده می کنید که کاربردی چندگانه دارند. شما در طی نوشته هایمان با هم چندین باردیدگاههای خود را تغییر داده اید واز علم صرف به علوم تفسیری و اخلاقیات رو آوردید وبه ان پناه بردید. شاید من به شکلی باعث تغییرنگرش ویاتغییر روش نقادی در شماشدم؟ من در مقابل گفتمان شما وتعبیر شما از« ایمان » و «تاثیر» ان بر« دعا » که منتج به یک کلمه« تعبد» ازسوی شما شد فقط یک سوال ساده مطرح کردم وخواستم جواب بدید . در طول این مدت هم سوالات شما این بوده:سوال یک: قانون جذب چیه؟ چون که اصلا معلوم نیست این قانون چی است؟ هر کسی بلند میشه و یه تعریفی از آن ارائه می‌ده! (جواب :هر کسی هم که ردش می کنه بدون دلیل علمی وبی منطق ردش می کنه. جواب سوال رو خودتان دادید ! شما هم به صورت علمی ویا غیر علمی نتونستی آن را رد کنید مثل همانهایی که می گن این نظریه درست است، شما هم فریاد میزنی این نظریه درست نیست! قبلاً عرض کردیم که زمان برده تا برخی از نظریه های علمی ثابت بشه ،باید بهش فرصت بدن.شاید ذهن ناکامل مت مانعی برای درک مطلب باشه) سوال 2: در مرحله بعد، این نظریه کوانتوم باید از لحاظ علمی تجربه شود.(جواب :اگر به نمونه گیری اماری در مباحث علمی استناد کنیم در خصوص تجربه گویا در فیلم راز فاکت اورده که چندین نفر حاجت روا شدند وشما فرمودید دروغه ویا شانسی بوده ولی اگه منظورتان ظاهر شدن یک دوچرخس که کسی فکر کنه وازآ سمون بیوفته جلوی پاش! معلومه هنوز قانون جذب رو خوب نگرفتیم ) سوال 3: بعد از فهمیدن قانون جذب و اثبات آن و فهمیدن کوانتوم و اثبات آن، تازه باید بررسی شود اصلا این قانون با نظریه کوانتوم آیا رابطه‌ای دارند یا نه؟ (جواب:به این سوال میگن سنگ قلاب کردن حریف!حالا من هم فیتیله پیچت می کنم !یعنی اگه همه اینها اثبات شد شما دست از دینت می کشی وبدون خدا وائمه به زندگیت رسیدگی می کنی ؟!!! بارها عرض کردم بحث سرعلمی بودن ویا نبودن موضوع نیست این موضوع مثل دعاست ومثل اون عمل میکنه وریشه اصلی این نظریه از محضر عقلی درسته وارتباط بنده خدا با خداست و اگه بگی نه با ریشه اصلی ارتباط بنده وخالق در جنگی. مهم اینه که تغییر نگرش مردم به خدا و مایوس شدن مردم از مذاهب و بی تاثیر دونستن قوانین الهی ودینی در زنگی عادی نسل ما، باعث گرایش به این دیدگاه شده و چرایک تیم علمی اثبات گر هم پشت این جریان حضور داره چرا می خوان ریشه دین با تبر بزنن؟چرامی خوان دین رو به چالش بکشن؟چرا میگن این موضوع نوعی نواندیشی دینی است؟ چرا میگه خودتی وخدا ودیگه هیچی؟؟!! باید این تخریب دینی رو با دیدجامعه شناختی واسیب شناسی اجتماعی بررسی کرد .چراهای اصلی اینه نه اثبات نظریه عزیزم!) خوب این جوابها !مگه چندبار باید به شما جواب بدم ؟ شاید جواب هام غلط باشه ولی اینقدر شجاعت دارم که می گم شاید اشتباه باشه ؟ ولی شما طی صحبتها مون فقط روشهای بررسی رو تغییر می دی که شاید فرجی بشه !آخرش هم اینهایی که می فرستم رو نمی خونی وبرای پاسخ ندادن به یک سوال ساده که از شما پرسیدم ، گرو کشی می کنی ومی نویسی: اول شما جواب بده بعد من !

سلام دوست عزیز. عجب و عجبا که خوب رویی داری؟! عزیز دلم من تا الان ده ها نقد بر قانون جذب برای شما فرستادم و شما جواب ندادید و از این شاخه به اون شاخه پریدید حالا دست پیش رو میگری که پس نیفتید! من گفتم شما به نقد های من جوابی بدهید . شاید از این پافشاری رو این قضیه متعصبانه کم کنید. ضمنا من تمام مطالب شما رو می خونم چون برایم مهم است اما شما هی همون حرف اولتون رو که من بارها نقد کردم رو با بیان های دیگه ارائه میدید فلذا حرف جدید بزنید من در خدمت شما هستم// دوست من بازهم میگم قانون جذب ؛ دعا نیست. و فرق دعا با قانون جذب زمین تا آسمان است اصلا اینها در تضاد همدیگر هستند// شما کافیه کمی تنبلی رو بگذارید کنار و مقاله های که در همین رابطه رو نوشته رو با دقت بخوانید// یکی از مقالات رو براتون میارم بادقت و بدون تعصب بخوانید « یکی از مواردی که بعضا مشاهده می‌شود و باید بین آن‌دو تفکیک داده شود، خلط مبحث دعا با قانون جذب است در حالی‌که در قانون جذب انسان کانون عالم است و فرمان می‌دهد و محقّق می‌شود. کائنات غلام حلقه به‌گوش و غول چراغ جادو هستند[1] و انسان باید مثل فرمان‌روای نیرومندی آرزوهای خود را بطلبد. نیروی برآوردن آرزوها، قدرت تصور و تجسم اوست و آن‌چه انسان بخواهد، همان خواهد شد. اما در دعا، خداوند کانون هستی است. فرمان، فرمان اوست و اراده، اراده او. کائنات به اذن او عمل می‌کنند و انسان فروتنانه و نیازمندانه از او درخواست می‌کنند. هرچه خداوند بخواهد همان خواهد شد و بعد از دعا انسان با همه‌ی امیدواری و اعتمادی که به قدرت و مهربانی و بخشندگی خداوند تعالی دارد، تسلیم خواست خدا می‌شود، تا در صورت صلاح بودن دعایش مستجاب و آرزویش برآورده شود. بنابراین ورود و خروج به دعا، زمین تا آسمان با قانون جذب فرق می‌کند. در قانون جذب این نیروی انسانِ زمینی و تصورات ذهنی اوست که نتیجه را تعیین می‌کند، در حالی‌که در دعا نیروی الاهی تعیین کننده است. راز دعا احساس نیاز و وابستگی و شکستگی است، اما راز قانون جذب تخیل بی‌نیازی، دارایی، خودمحوری و خودکامی است. دعا در یک لحظه ناب و نورانی از سوز و عشق و نیاز به نتیجه می‌رسد، ولی ادعا این است که قانون جذب با استمرار تصور برخورداری و بی‌نیازی و انتقال انرژی خوشی و شادی به تخیلات نتیجه بخش خواهد بود.[2] در صورت داشتن اخلاق خوب و پرهیزکاری رابطه با خدا اصلاح می‌شود و احتمال برآورده شدن دعا بیشتر می‌شود، اما قانون جذب کاری با اخلاق ندارد و ادعا می‌شود که در هر صورت تأثیرگذار است؛ یعنی کسی‌که چیزی را می‌خواهد و تصور می‌کند و آن‌را احساس می‌کند قانون جذب از او نمی‌پرسد که تو انسان خوبی هستی یا نه، و یا این‌که این خواسته تو برای چیست؟ آیا می‌خواهی با آن کار خوبی انجام دهی یا نه؟ در هر صورت قانون جذب عمل می‌کند و مثل جاذبه زمین که آدم‌های خوب و بد را جذب می‌کند، برای همه یکسان عمل می‌کند. در حالی‌که دعا به هیچ وجه این طور نیست. قانون جذب سرچشمه‌ی کامیابی را در تصورات محدود شخص جست‌وجو می‌کند، در حالی که دعا کامیابی را به بخشندگی نامحدود خداوند پیوند می‌زند. با قانون جذب چنان که ادعا می‌شود، شما به چیزی که می‌دانید چیست و از پیش تصور می‌کردید و می‌خواستید، می‌رسید، اما در دعا به منبع بی‌پایان بخشش می‌پیوندیم و از او که فراتر از تصورات و آرزوهای ماست می‌خواهیم. بنابراین ممکن است او آن‌چه را شما می‌خواهید و تصور می‌کنید به شما ندهد و چیز دیگری که برای شما بهتر است، به شما ببخشد. و خوب است که بدانید بیشتر مواقع خدا همین‌طور عمل می‌کند و پس از شنیدن دعای مردم، درها رحمتش را می‌گشاید و آن‌چه را که مناسب‌تر است عطا می‌فرماید. در دعای هر روز ماه رجب این‌طور می‌خوانیم: «ای کسی‌که آن‌چه خواسته شده عطا می‌کنی، و ای کسی‌که آن‌چه از تو نخواستم و نمی‌دانستم، از روی لطف و مهربانی عطا می‌کنی». بنابراین دعا یعنی فراتر رفتن از تصورات و خواسته‌های خود ولی قانون جذب یعنی ماندن در تصورات و خواسته‌های خود. با این توضیحات معلوم می‌شود که همانندانگاری قانون جذب با دعا اشتباهی است که ما را از درک ارزش گنجی نامحدود به نام دعا غافل کرده و با تخیلات محدود سرگرم می‌کند. پی‌نوشت: [1]. راز، راندا برن، ترجمه اسماعیل حسینی، راشین، تهران، 1386، ص 84. [2]. از راز قانون جذب بیشتر بدانیم، وین دایر، ترجمه مهرداد انتظاری، تهران، فرادیدنگار، 1389، ص 33. برای اطلاع بیشتر مراجعه کنید به: نگاهی متفاوت به قانون جذب، حمیدرضا مظاهری سیف، صهبای یقین، 1394، ص 9.»

سلام طاها ی عزیز بردباری نشون بده و خودت روبهم نریز ! شاید کسانی که می خونن ما رو قضاوت کنن .راستی هنوز به سوال یک آدم تنها توی یک جزیره وموضوع تعبد در دعا جوابی ندادی؟ آیا مشکله ؟اگه توی یک کتاب مبحثی رو غلط دنبال کردن من هم بابد غلط دنبال کنم؟ اگه غلط رو با ت دونقطه نوشتن من هم باید بنویسم ؟وقتی مطمئنی ساعتت درست کار می کنه باید بعضی وقتها به اعلان ساعت از رادیو شک کنی .شیعه یعنی عقلی.هدف من وشما یکی است فقط شما اسمون رو توضیح میدی و من زمین هدفمون رو ! سوالاتی کردی که من هم جواب دادم اینکه دعوا نداره !حرفهایی که می نویسیم هم انقدرها بار علمی وپیچیدگی نداره شما چهار تا حرف از کتابها میخونی و میگی من هم با عقل خودم اونها رو جواب میدم ما داریم در اندازه عقل هم با هم حرف می زنیم وتوی معطلی ترافیک هم جواب هم رو میدیم ومطمئن باش اگه بیشتر از این بودیم الان با یک پرفسورای فیزیک کوانتوم مشغول جدل بودیم ،چرا میگی حرفهای تکراری ؟!! وقتی به یکی میگن بعد ازعدد چهار چنده و بهش جواب میدن هشت قبل از یازده ست حتماً دوباره همون سوال رو مپرسیده میشه! لطف کنید جواب بدید و سفسطه نکنید(معنی آن در لغت نامه دهخدا و معین هست )سوال شما از من این بود : بعد از فهمیدن قانون جذب و اثبات آن و فهمیدن کوانتوم و اثبات آن، تازه باید بررسی شود اصلا این قانون با نظریه کوانتوم آیا رابطه‌ای دارند یا نه؟ (جواب من به شما این بود: ماهی را از دم غورت ندهیم یارها عرض کردم بحث سرعلمی بودن ویا نبودن موضوع نیست این موضوع مثل دعاست ومثل اون عمل میکنه وریشه اصلی این نظریه از محضر عقلی درسته وارتباط بنده خدا با خداست و اگه بگیویند نه با ریشه اصلی ارتباط بنده وخالق در جنگ هستند.راستی ! اگه همه اینها اثبات شد شما دست از دینت می کشی وبدون خدا وائمه به زندگیت رسیدگی می کنی ؟!!! مهم اینه که تغییر نگرش مردم به خدا و مایوس شدن مردم از مذاهب و بی تاثیر دونستن قوانین الهی ودینی در زنگی عادی نسل ما، باعث گرایش به این دیدگاه شده و چرایک تیم علمی اثبات گر هم پشت این جریان حضور داره چرا می خوان ریشه دین با تبر بزنن؟چرامی خوان دین رو به چالش بکشن؟چرا میگن این موضوع نوعی نواندیشی دینی است؟ چرا میگن خودتی وخدا ! ودیگه هیچی؟؟!! این مهمه! متوجه می شی! باید این تخریب دینی رو با دیدجامعه شناختی واسیب شناسی اجتماعی بررسی کرد .چراهای اصلی اینه نه اثبات نظریه ) خوب!کجای اینها تعصبی است ؟حرف های شما که تعصبی تره به نظر من حرفهای شما تعصبی تره چون هیچ اثبات محکمی ندارد حداقل مال من از جنبه اعتقادی قابل پذیرش تره. فکر می کنید همین که گفتید دعا با این موضوع فرق داره همه چی رو نقد کردی و با نه گفتن شما همه چی تموم شد ؟چی رو تموم کردی که من حرف جدیدی بزنم مگه من نگفتم از کجا می دونی موضوع تلفیقی از متافیزیک وفیزیک نیست(مثل دعا) شما چی جواب دادی ؟فقط گفتی دعا با این موضوع فرق داره آخه این هم شد ادله؟!!!! ما در یک مسیریم فقط شما به زمین نگاه می کنی ومن به هوا. درخصوص دعا مطالبی فرمودید ولی به اخادیث دقت نکردید. حدیث معتبر داریم که برخی از انسانها به درحه ای از پستی ،خباثت وگناه می رسند که وقتی رو به خدا می کنند واز او چیزی می خواهند خدا به فرشتگان می گویدخواسته شان را بدهید تا بروند نمی خواهم صدای آنها را بشنوم ولی با پرهیزکاران اینطور نیست(در مورد فرد فاسد ، خداوند به نتیجه ارزوی او کاری ندارد ولی در مورد حاجت بنده خوب ،صلاح اورا را هم در نظر می گیرد ولی دیر یا زود هردو منتفع می شوند) خوب این هم ادله من در مقابل توجیه عملکرد دعای شما!باز هم کتاب بخونم؟ منابع: 1 – اصول كافی، ج 4، ص 247. 2 – سید هاشم رسولی محالتی، كیفر گناه، ص 137. 3 – یونس (10) آیه 88. 4 – سید هاشم رسول محالتی، كیفر گناه ص 132. 5 – بقره (2) آیة 216. 6 –. تحف العقول، ص 202. 7 – اصول كافی، ج4، ص 224. 8 – اعراف (7) آیه 55. 9 – اعراف (7)، ایه 56. 10 – اعراف (7)، آیه 55. 11 – ناصر مكارم شیرازی و همراهان، تفسیر نمونه، ج5، ص 281. 12 – سفینة البحار، ج1، ص 9 – 448. 13 – سوره فاطر آیه 6. 14 – سید هاشم رسول محالتی، كیفر گناه و؟ و عواقب خطرناك آن، ص 121 – 120. 15 – مؤمن (40) آیه 809. 16 – غرر الحكم، ج 1، حدیث شماره 842. 17 – سید هاشم رسول محالتی، كیفر گناه، ص 107.

سلام شاپور عزیز. باشه بردباری نشون میدم و علاوه بر این‌که شما به 3 سؤال قبلی من جواب ندادید؛ و من برعکس شما به تمام سوالاتتون جواب دادم دوباره به این یک سؤال شما جواب خواهم داد. موضوع تعبد برای دعا فی نفسه هست که در اونجا ذیل سوالتون جوابی نوشتم. و اما در این مثال شاذ که شما ذکر کردید نوعی برگشت به فطرت انسانی دارد بر اساس علوم نظری عرفانی، نَفس انسان دارای لایه‌های درونی هست که هرکدام مراحل و مراتبی دارند که در یکی از این مراحل، نفس درک به حضور یک منجی دارد و این موضوع کاملا به فطرت انسانی بر می‌گردد. البته این رو هم بگم در ادیان توحیدی، (جز موارد معدودی) جواب این درخواست رو بر اساس مصلحت خداوند میدانند وگرنه در جایی که شائبه‌ی مفسده وجود داشته باشد جایی برای اجرای آن درخواست وجود ندارد. (البته این رو هم تاکید کنم مثال شما اصلا ربطی به قانون جذب ندارد و چیزی رو هم اثبات نمی کند. چون در قانون جذب این درخواست انسان است که به کرسی می‌نشیند نه وجود مصلحت و مفسده.)/// من حرف دشواری نزدم فقط پیشنهاد دادم مطالب این کتاب که خلاصه‌ی اون در این سایت اومده رو بخونید یا می‌پذیرید که هیچ! یا نمی‌پذیرید و اشکالات به این متن‌ها رو بیان می‌کنید./// راستی شما ادعا کردید که به سوالات من جواب دادید، میشه بگید کجا؟؟؟ من جوابی ندیدم!!!/// دوست عزیز اون جواب من در جایی بود که بیان شد قانون جذب همان دعا است، بله که باید جوابی دیگر داد به این‌که قانون جذب مثل دعاست. در این صورت باید فکت‌های این نظریه را برسی کرد اگر با عقل و شرع هماهنگی داشت پذیرفته می‌شود وگرنه ... . اما در مورد روایت دادن و ندادن خدا در هر صورتی طبق مصلحت و مفسده است و این‌جور نیست که یِرخی و الکی باشه. پس به کافر هم که می‌دهد بر اساس مصلحت و مفسده است. (بازهم توی پرانتز؛ این مباحث اصلا به قانون جذب ربطی ندارد چون این مباحث تفاوت موضوعی با قانون جذب دارند) انشاءالله که فهمیده باشید.

بچه ها دوستان محترم بعد این همه بحث کردن اخه به کجا رسیدین اخه وقتی برای این قانون هنوز چهار چوب وجود نداره چرا بحث الکی من با دوستمون طاها موافقم اره قانون جذب به ما میگه هرچیزی رو بخای میتونی داشته باشی طاها جان فقط بقول دوست دیگمون شاپور باید به علم فرست بدیم تا خودشو ثابت کنه فقط یه نظریه نباشه یه حرف حساب باشه برا گفتن همین .واگرنه دادش ازین حرف های بی اثبات زیاد میزنن .

سلام رضای عزیز. ما کاری باهاش نداریم. گذاشتیم تا اثبات کنن!! اما با این فکت‌ها غلط که دارن فعلا ارائه میدن تا موضوعشون رو اثبات کنن، مخالفتمون رو نشون میدیم.

سلام واقعا عالی بود من خودم کارشناسی فیزیک دارم موقع دیدن فیلم راز هر کاری کردم نتونستم خودم رو قانع به علمی بودن این قانون بکنم البته من نتایج عجیبی از این قانون دیدم ولی باید قبول کرد پایه علمی فیزیکی نداره مشکل غرب اینه که همه چیز رو میخواد علمی و مادی گرایانه بکنه و به مشکل میخوره ولی از نظر ما هم پایه عقلی و هم پایه نقلی قابل قبول است این قانون مستندات زیادی از قران و روایات داره پس باید این قانون رو درست بازنویسی کرد و به کار بست

سلام رضای گرامی! این قانون مستندات قرآنی و روایی داره؟؟؟!!!/// ضمنا ممکنه گاهی اوقات تشابه سازی‌هایی و حتی نظیرهایی رو تجربه کنه ولی بازهم دلیل بر اثبات این قانون نیست. شاید این‌جور مثال بزنم بهتر باشه که در اول انقلاب خیلی از جوانان به سمت کمونیست و دیگر مکتب‌ها رفتن برای چی؟ شاید به خاطر بعضی از این نظیرها و مشابهت‌هایی که بین بعضی موضوعات اسلام و کمونیست بود اما توجه به اختلافات نداشتن!

رضا جان اصلاً قصد جدل کردن وبحث نیست .قصد اینه که اگه کسی چیزی گفت ویا یک جا نوشت حتماً این نوشته درسته؟ یا اگه یک نفر اصلاً نخواست چیزی رو قبول کنه انسان به حقی است؟ طاهای عزیز اصلاً نمیگه هرچی که بخوای به اون می رسی . اقا طاها منتقد قانون جذبه ومن هم منتقد قانون جذب هستم فقط مشکل من واقا طاها در اینه که من این موضوع رو در چارچوب دین و شدنی می بینم وشدنی هم است (مثل دعا،حاجت روا شدن ،معجزه وامثالهم) و می گم بدعت گذاران این بحث علمی بدون اینکه خودشون بخوان دارن ارتباط خدا وبنده اش رو به روش علمی توضیح می دن وحالا که ماهم عقل داریم بگذاریم این قضیه تا جای که راه داره بره جلو و آخرش به نفع مردم هم میشه .ولی طاهای عزیز می گه چون منطق عقلی نداره مثل 2*2 چهارش اثباتی نیست که به چیزی فکر کنی و اون چیزی برات ظاهر بشه پس من مخالف هستم ،(در صورتی که قانون حذب به این شکل در فیزیک حرف خودش رو اثبات نمی کنه که هرچیزی رو بخوای میوفته جلوی پاهات! توی کتاب راز اومدن بحث رو عامه پسند وقابل هضم کردن که باور کردنی نیست) .میخوام بگم اگه من عناصر تشکیل دهنده آب رو نمی بینم یعنی آب وجود نداره ؟! یا آب وجود داره و خودش خودش رو می سازه از چیزی هم تشکیل نشده؟ قبلاً اگه راجع به عناصر آب حرف می زدی شرحه شرحه ات می کردن ولی الان که علم پیشرفت کرده میتونی چند تا مولکول را باهم قاطی کنی واب داشته باشی دیگه هم بهت نمی خندن واصلاً عجیب هم نیست .خواهش می کنم مطالب زیر رو بخون شاید دلیل اختلاف روشن بشه: ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻭﻟﻔﮕﺎﻧﮓ ﭘﺎﻭﻟﯽ ...(هنوز چیزی نخوندم که ردش کرده باشن) ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۹۴۵ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﮐﺸﻒ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺟﺪﯾﺪﺵ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ:ﺍﺻﻞ ﺍﻧﺤﺼﺎﺭﯼ ﭘﺎﻭﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﺁﻟﺒﺮﺕ ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ ﻫﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ , ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺍﺳﺖ . ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ , ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ . ﻫﻤﻪ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺳﻪ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ؛ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻫﺎﯼ : ﺳﻄﺢ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﭼﺮﺧﺶ ﻣﺪﺍﺭ ﮐﻪ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺩﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﻭﯾﮋﮔﯽ , ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﻫﺮ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﺭﺍ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ . ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﻫﯿﭻ ﺩﻭ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ . ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﺜﺎﻟﯽ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﺳﯿﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﻫﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ . ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ " ﺍﺭﯾﮏ ...." ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﻋﺪﺩﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ، ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﺁﻥ ﻋﺪﺩ ﺑﺰﺭﮒ 23 ﺑﺎﺷﺪ . ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﮐﺠﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ , ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﮐﻬﮑﺸﺎﻥ , ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﯿﭻ ﺳﯿﺐ ﺩﯾﮕﺮﯼ , ﺑﻠﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﺶ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺁﻥ 23 ﺑﺎﺷﺪ . ﺣﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺑﺮﻕ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻡ , ﺍﺯ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ , ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﺭﺍ ﺍﺭﺗﻘﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺜﻼ 26 ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪ . ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ 26 ﺑﻮﺩﻩ , ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺗﻮﺍﺯﻥ ﺧﻮﺩ , ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ , ﭘﺲ ﻫﺮ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺍﺟﺪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺖ . ﻭ ﺍﻣﺎ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ : ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺳﯿﺐ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﮐﻮﭼﮏ , ﺗﻐﯿﯿﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ , ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ , ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻢ ... ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﻡ ﻧﺎﺳﺰﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﻭ .... ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺯﻧﺠﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ . ﻫﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ , ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻣﺮﺍ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ . ﻏﻢ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺮﺍ ﻫﺸﯿﺎﺭﺗﺮ ﮐﻨﺪ؛ ﭼﻮﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﺯﺧﻤﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ، ﺁﮔﺎﻩ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ . ﺍﻧﺪﻭﻩ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﯿﭽﺎﺭﮔﯽ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﻨﺪ . ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺭﻧﺞ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻧﮑﻨﯿﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﺑﯿﺪ ... ﭼﻮﻥ ﺭﻧﺞ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻮﺷﯿﺎﺭﺗﺮ ﺷﺪﻥ . ‏( ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺑﻮﺩﺍ ‏) . ﺣﺮﻑ ﺁﺧﺮﻡ : ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ , ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﺩﯾﺪﯾﺪ , ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺸﻮﯾﺪ؛ ﭼﻮﻥ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻓﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ , ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻭ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺩﯾﮕﺮ , ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﻳﺪ . ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﻠﻢ ﺑﺮ ﺁﻣﻮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻣﻬﺮ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ . ﭼﻮﻥ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺍﺳﺖ . ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺳﺎﻃﻊ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺯ ﭘﺲ ﮔﯿﺮﯾﺪ . ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺟﺪﯼ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻧﮕﺬﺭﯾﻢ . ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﯼ ﮐﯿﻬﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﻭ ﺑﯽ ﺣﮑﻤﺖ ﻧﯿﺴﺖ . ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﻢ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﯿﻢ . ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭﻭﻥ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻧﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﻭﺻﻒ ﻧﺎﺷﺪﻧﯽ ﺑﺪﻝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .

سلام دوباره، شاپور عزیز. در مورد این پیام شما فقط یه نکته بگم؛ من نگفتم نشدنی است. من در مورد نشدنی بودن اثبات این قانون صحبتی ندارم. مشکل شما این‌جاست که هنوز متوجه نشدید که مشکل من با همین فکت‌های پایه‌ریز این به اصطلاح قانون است که کاملا غلط هستند. بله اگر دلیل‌ها و مدلول‌های دیگه‌ای بیاورند و مورد قبول باشند می‌پذیریم.

سلام ، قانون جذب هيچ وقت نگفته با فكر كردن يا تصورات خالي چيزي رو به دست ميارين . قانون جذب ميگه اول چيزي رو كه مي خواي و هدف هات رو يادداشت كن ، برنامه ريزي كن براش و براي بدست آوردنش تلاش كن و باورش داشته باش . وقتي باورش داشته باشي و براش تلاش كني ٩٩ درصد بهش مي رسي. اما در راستاي اثبات قوانين بر اساس فيزيك طبيعتاً انسان خيلي مونده تا به يه سري قضايا برسه . در واقع از عالم هستي خيلي موارد هست كه هنوز انسان بهش نرسيده و دليل نميشه وجود نداشته باشه چون علم ثابتش نكرده . ١٠٠ سال پيش هم خيلي قضايا بود كه ثابت نشده بود و دانشمندا اون رو خيال پوچ مي دونستن اما الان تازه با پيشرفت علم اثباتش كردن .

سلام حافظ عزیز. شاپور عزیز اینه که میگم هر شخصی یه تعریف خاصی از این به اصطلاح قانون می‌کنه! نه حافظ جان اتفاقا میگویند 100 درصد نه 99 درصد؛ اصلا به همین خاطر است که آن‌ها به آین قانون می‌گویند. محض اطلاع تئوری پردازان قانون جذب می‌گویند با تصور خالی بدون تلاش هم میشه به خواسته‌ات برسی، راندا برن و جک کینفیلد همین رو میگن.

حافظ جان من این رو نگفتم که با فكر كردن يا تصورات خالي چيزي رو که می خواهیم به دست مياريم. آقا طاها این جمله رو فرمودند و کلی هم منبع وکتاب برای آن ذکر کردند من هم مثل شما فکر می کنم و خیلی ساده میگم در زندگی عادی همیشه اول هدف رو تعیین می کنیم ووقتی اولین قدمها رو به طرف هدف برمی داریم به خودی خود فرصتهایی که کنار ما بوده وقبل از تعیین هدف برای ما ارزشی نداشته پر رنگ تر می شه وهمسو با هدف، ما رو به جلو می بره انگار که یک کار جادویی داره انجام می شه همونی که می گن ابر وماه ومه وخورشید و فلک درکارند .... من می گم اگر ما چیزی رو نخواهیم راههای رسیدن به اون،ابزارهای رسیدن به اون و فرصتهایی که ما رو به اون چیز نزدیک می کنه رو نمی شناسیم پس شاید رسیدن مراحلی داشته باشه ، مثله: 1-تشخیص نیاز و انگیزه داشتن 2- ایمان قلبی برای رسیدن به آن3- هدف گذاری صحیح 4- آمادگی برای رسیدن 5- تهیه ابزارهای رسیدن و پیگیری 6- شناسایی فرصتهای مناسب از میان سایرعوامل موجود در مسیر راه 7-تقویت کردن خوی فرصت طلبی8-اعتقاد به اینکه چون می خواهی به اون می رسی(درست مثل وارد شدن به دانشگاه:تشخیص اینکه درس راه خوشبختی است-ایمان داریم که به اون می رسیم-تعیین می کنیم که چی می خواهیم بشیم-آمادگی رسیدن به هدف تقویت می کنیم-ابزار ما کتابها ودورهاوحتی بحث های مرتبط با هدفه –فرصتها ی ما همان زمان کنکورهای مختلفه- فرصت طلبی همان حضور در کنکورها وبورس های مختلف و انتخاب بهترین هاست - در آخر ، پابرجا ماندن درمسیر رسیدن هدفه ). هر چی هم برای اهدافت بیشتر دلت بزنه وخودتو بیشتر توشون حس کنی انگار زودتر هم بهشون می رسی(نمی دونم ولی خیلی ها رو دیدم که با ایمان قوی به خدا ویا موارد منتصب به خدا به آرزوها شون می رسن این همه نذر ونذری دادن برای چیه ؟طرف وقتی به آرزوش می رسه نذری رو که کرده بوده ادا می کنه پس نذری هایی که خونه شما ومن می یارن یعنی یک کسی به آرزوش رسیده.!! برای اینه که می گم جریان دعا واین جذب یک جوری پالس های شبیه به هم داره وباید فرصت بدیم تا فیزیک بتونه جوابی به این موضوع بده)

سلام دوباره شاپور عزیز. دیدید گفتم شما خودتم قانون جذب رو قبول نداری. با توجه به این جمله‌ی شما «من می گم اگر ما چیزی رو نخواهیم راههای رسیدن به اون،ابزارهای رسیدن به اون و فرصتهایی که ما رو به اون چیز نزدیک می کنه رو نمی شناسیم» در حالی که قانون جذب می‌گوید اگر فکر و تصور منفی داشته باشید و نخواهید که به آن‌چیز برسید به آن خواهید رسید. پس تصورات منفی را از خودت دور کن.//// ضمنا هنوز هم حاضرم مستندات رو دوباره ارائه بدم چون این حرف‌ها اشتباه است./// در آخر احترام میگذارم به مطالب شما و چیزهایی که فهمیدید و من فقط در سدد بیان رد خلط مباحث هستم

نویسنده تلاش کرده است بواسطه سفسطه، ذهن خواننده را گمراه کند! در ابتدا حرف از فیزیک کوانتوم به میان آورده، سپس بر مبنای فیزیک کلاسیک قوانین جذب را رد میکند!

سلام مهدی عزیز. سفسطه‌ای در کار نیست. کسی در این مقاله رد قانون جذب رو نمی فهمد. این مقاله سعی داره بفهمونه قانون جذب(با این تعریفاتش که تئوری پردازان آن می‌گویند) هیچ جایی در فیزیک کوانتوم ندارد که در اول اثبات شد و هیچ جایی در فیزیک کلاسیک هم ندارد کما این‌که در خلال بحث به آن پرداخته شد.

در ادامه نظراتم شاید برای اطلاع بیشتر دوستان لازم باشه دیدگاه تئوری پردازان این به اصطلاح قانون را دوباره تکرار کنم که واقعا با هیچ عقل سلیمی سازگاری ندارد/// قانون جذب می‌گوید: «هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت.» (راندا برن، 1387، ص22) افکار و اندیشه‌ها قدرتی دارند که می‌توانند اشیاء و پدیده‌های جهان واقعی را جذب کنند. «تو همه چیز را به طرف خودت جذب می‌کنی. مردم، شغل، شرایط زندگی، وضع سلامتی، ثروت، قرض، شادی، ماشینی که سوار می‌شوی و اجتماعی که در آن زندگی می‌کنی. مثل آهن‌ربا همه‏ی اینها را به طرف خودت جذب می‌کنی. به هر چه فکر کنی، همان اتفاق می‌افتد. کل زندگی تو تجلّی افکاری است که در ذهنت جریان دارند.» (راندا برن، 1387، ص32)/// براساس گفته های مروّجان قانون جذب، این قانون با جملات عمل نمی کند، بلکه با تصورات عمل می کند. وقتی چیزی را می‏خواهی همین که تصویرش در ذهن می‏آید، فرآیند جذب آغاز می‏شود. زمانی هم که چیزی را نمی‏ خواهید، باز هم به محض اینکه موضوع را تصور می‏ کنید، جذب اتفاق می‏ افتد و آنچه را نمی‏خواستید، سرتان می‏آید. پس باید آنچه را که می‌خواهید تصور کنید؟؟؟!!! (راندا برن، 1386، ص22-24)/// /// اما تصور به تنهایی کافی نیست. احساس هم لازم است. «احساس کن که خواسته‏ات برآورده می‏شود.» (راندا برن، 1386، ص66) احساس به فکر نیرو می‌بخشد. دنیا حسی است و تنها با تصور نمی‌توانی خواسته‌ات را به دست آوری. تحقّق آرزوها به نیرویی که به آنها می‌دهی بستگی دارد، پس هرگاه به اندازه‏ی کافی به افکار خود انرژی بدهی تحقّق خواهد یافت. (وین دایر، 1389، ص49؛ جک کنفیلد، 1387، ص39؛ مایکل لوسیر، 1388، ص14-15)

چند سوال: مگر آهنربا برای جذب آهن، انرژی مصرف می‌کند؟ مگر هر بار که آهنربا میخی را جذب می‌کند مقداری از انرژی‌اش تمام می‌شود؟ مگر وقتی آهنربا به یک پنجره هزار کیلویی می‌چسبد پنجره را کشیده؟

سلام. مجموعه ... گرامی، شما چهار پارگراف آخر رو دوباره بخونید. اصلا بحث این نیست. قیاس مروجان جذب با آهن ربا و بحث انرژی یا از لحاظ فیزیکی است یا چیز دیگری؛ که باید ربط به هرکدام مشخص بشود و به اثبات برسد.

سلام من ب انرژى مثبت و منفى و قانون جذب ب شدت ايمان دارم گاهى پيش بينى ميكنم براى خودم و اطرافيانم جالبه اما واقعى و گاهى ترسناك ايمان بياريد من بدون تلاش به ارزو هام رسيدم فقط خواسته هامو نوشتم طول كشيد ولى شد بدون هيچ سرمايه اى كاملا باورنكردنى و جالب كافيه وقتش برسه خود كائنات هواتو داره

سلام Masi گرامی. حرف شما مثل اینه که کسی بگوید هیچ کس نره سر کار و هر مقدار پولی که خواست، روی کاغذ بنویسه تا توسط این قانون به دست بیاره! این درسته؟! آخه هیچ عقل سالمی این رو حکم نمی‌کنه!!!

سلام دوست عزيز من با نوشتن يك شبه ب خواسته هام نرسيدم يك بخشى از انرژى هست ك ميگن وقتى جواب نميگيرى بايد رهاش كنى فكرتو رها كن خودش ب سمتت بياد من ٦ تا دفتر اهداف دارم هردفه عوضش كردم و به خيلياش رسيدم امتحان كردنش مجانيه ايرانيا ي مثل دارن ميگم مفت باشه كوفت باشه فقط امتحانش كن ي روز خودتم باورت نميشه و همه چى حل ميشه

سلام دوست ناشناس گرامی. در مقابل هم این هست که خیلی چیزا ارزش امتحان کردن هم نداره. البته میتونه خیلی دلایل داشته باشه مثل اینکه عمر انسان که ارزشمندترین چیز است رو تلف کنه. انسان رو ببره توی خیال. این رو بگم انسان با فکر کردن به تنهایی به هیچ چیزی نمیرسه

با سلام . اگر ما قبول داریم که روح خدایی در ما دمیده شده و اگرقبول داریم خلیفه خدا بر روی زمین هستیم پس باید بپذیریم توانایی خارق العاده داریم و تا حدودی توانایی متافیزیکی . از قانون جذب درک درستی باید داشت . حافظ میفرماید در فقرو تنگدستی در عیش کوش و مستی کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را . در اینجا کیمیایی که حافظ به آندست پیدا کرده آسودگی و و در واقع شادی بوده که داشتن روحیه شاد و با امید واری را کیمیای زندگی دانسته برای رهایی از محدودیتها . این خودش اشاره به قانون جذب هست . و وقتی هم انسان افکار منفی داشته باشه گرفتار مشکلات و مشقات میشه این هم جذب مشکلات به سوی خودمان است . کسی که آپارتمان ساخته اول در ذهنش ایده بوجود آورد ه و بعد ایده به عمل تبدیل شده همه اعمال ما اول در ذهن هستند بعد جامه عمل به تن میکنند . من با قانون جذب موافقم اما نه به معنی نشستن و خواستن . قانون جذب از نامش پیداست اول خواستن و بعد راهها به سویت معرفی میشوند .

سلام لاله گرامی. خوبه که شما با نشستن و خواستن موافق نیستید. اما مشکل ما همین جاست که اونها این ادعا رو دارند و میگن این همون قانون جذبه. همچنین باید بگم تعریف شما از این نوع رفتار اصلا قانون جذب کذایی نیست و باید اسمش رو تغییر بدید و این اصلا رازی نهفته نیست و این رو انسان‌های اولیه هم شاید میدونستند!!

سلام من دقبقا متوجه نشدم قانون جذب یعنی اینکه اگر مثلا ده میلیون به یک دوچرخه فکر کنند آن دوچرخه به سمت آن هاحرکت میکند یا اینکه اگر کسی به یک چیز فکر کند به آن میرسد

سلام عدی گرامی؛ اشکال ظریفی کردید

سلام دوست گلم. این اشکالی که شما به قانون جذب گرفته اید، به نظر من منطقی نیست. به قول اینشتین خدا تاس نمیریزد و جهان قانون مندی بسیار دقیقی داره. پس اگه جهان قانون مند باشه ، این صحبت شما که میگید برای جذب یک ماشین به انرژی ای معادل (جرم آن صرب در مجذور سرعت نور) نیاز است اشتباه است. زیرا با استدلال شما جذب کردن یک ماشین صد میلیونی با جذب کردن صد میلیون تومان پول مقدار انرِژی متفاوتی میخواهد چون جرم ماشین با جرم صد میلیون تومان پول فرق میکند. پس این مسخره است که بگوییم برای جذب یک ماشین به انرژی ای معادل (جرم آن ماشین ضرب در مجذور سرعت نور) نیاز است. پس قضیه فراتر از این است. و در مورد آهن ربا بارالکتریکی منفی بارالکتریکی مثبت را جذب میکند(نه انرژی منفی انرژی مثبت را) در قانون جذب به این مفهوم اشاره نمیکند که انرژی های مشابه یکدیگر را جذب میکنند ، بلکه میگوید انرژی های هم فرکانس به هم نزدیک میشوند(یعنی میتوانیم بگوییم انرژیهای هم فرکانس در یک مدار(یا یک کانال یا یا یک شبکه یا...) یکسان قرار میگیرند). و این خیلی بدیهی است، وقتی شما در فرکانس کانال 1 بیسیم باشید ، اطلاعات کانال 1 بیسیم را دریافت میکنید(و نه کانال های دیگر را).

سلام دوست گرامی مسعود. من پیشنهاد می‌کنم دوباره 6پاگراف آخر رو بخونید. بحث اصلا این نیست که قضیه چیه؟ بحث ادعای بدون دلیل مدعیان اثبات قانون جذب است همین. در مورد قسمت دوم بحثتون هم باید بگم عینا در کلام مروجان قانون جذب همین رو شما می‌شنوید یعنی اتفاقا می‌گویند انرژی های مشابه همدیگر را جذب می‌کنند

چیه تا یچیزی میشه سریع جبهه میگیرید که مخالف قرانه و اسلامه؟همه ی قانون جذب. تو قرانه و تایید شدس.... کدوم یک از ادمای مذهبی رو میشناسی و که مثل راندابرن از شکر گزاری گفته باشن؟؟فقط دلتون میخاد همیشه عزاداری باشه و گریه قانون جذب یعنی فال نیک زدن.......یعنی مثبت اندیشی یعنی تصور زندگی دلخواه و لذت بردن ازش یعنی تو شرایط نداری و سخت کفر نگیم و از خدا نا امید نشیم یعنی همیشه منتظر یه اتفاق خوب باشیم از طرف خدا ....... همین کارا رو میکنید و همین حرفا رو میزنید که مردم و مقابل اسلام و دین قرار میدید و جوونارو از اسلام فراری میدید بزارید کنار این تعصب بیخودتونو اون کسی که تو اروپا و امریکا هست و فیزیک کوانتوم میدونه قطعا از شما خیلی بیشتر میدونه اینا حرفای یه جوونه که 5 جز قران حفظه و مسلمونه

احسنت اخوی ....این جماعت فقط میخوان هرچیزی رو رو به روی اسلام و قران قرار بدن از بعد اسلام یک طرفه بکوبنش و منعش کنن چون به عقیده خودشون اجنوی ها اون مسئلرو بیان کردن....

سلام احسان. این که شما میگید خیلی خنده داره و تعجب آور. شما ببینید هرنقدی که به این قانون شده عقلانی است. و در جایی که پای دین اومده وسط و نقدی دینی وارد کرده‌ایم به خاطر شاهد آوردن خود مروجین قانون جذب در ایران بوده برای این قانون. یعنی گفتند قانون جذب اعتبار دارد به خاطر این حدیث و روایت. ماگفتیم ندارد چون شما به همین روایت یا یک بُعد از روایت را در نظر گرفتید. در حالی که باید روایات دیگر و حیثیت و بعدهای دیگر روایت را در نظر بگیریم

سلام فرهاد. آقای حافظ قرآن و مسلمان ما اصلا کاری به قرآن و اسلام نداریم؛ ما میگیم این قانون مخالف با عقله. عقل. میدونید عقل چیه؟ عقل همه‌ی عقلاء. چیزی که مخالف عقل باشه صدرصد باطله. ضمنا کسی که می‌گوید این قانون مخالف با قرآن و اسلام است برای این است که مروجین این قانون تا کم میارن میروند و از احادیث و آیات شواهدی میاورند برای تایید در حالی که آن‌ها به یک بُعد آن آیه و روایت توجه دارند و عمدا و یا سهوا آن بُعدهای دیگر را بیان نمی کنند.// اما در مورد لذت بردن و گریه کردن مسئله ای رو گفتید لازم میدونم به شما بگم که هیچ کس نمیگوید فقط گریه و یا فقط خنده. هردو در زندگی مکمل هستند. اصلا گاهی اوقات بعضی خنده ها عذاب آورند. و بعضی گریه‌ها لذت بخش هستند پس شما هم دارید به این قضیه تک بعدی نگاه میکنید. (دقت کنید!)

سلام، من تمام صحبت های دوستان رو خوندم، و خیلی چیزا یاد گرفتم، چندتا نکته هم من میخوام اضافه کنم بحثی که پیش اومده مناظره نیست بیشتر به تعریف جدل نزدیک هست، من فکر میکنم آنچه باید گفته میشد گفته شده. اگر دوستی طرفدار قانون جذب هست ویا دست کم تجربه های خوبی از این قانون داشته لطفا به احترام قانون جذب این بحث رو ادامه نده بخاطر خودش، چون ادامه دادن یعنی تمرکز روی یک جدل پس برای خودتون دارید جدل های بیشتری رو جذب میکنید و این بهتون آسیب میزنه و هیچ کمکی نمیکنه اگر از مخالفین این قانون هستید به خدا و قرآن که اعتقاد دارید؟ ( داریم) به احترام آیه 121 سوره انعام از جدل بپرهیزید که از وسوسه ها و تحریکات شیطانه و نتیجه ای جز انحراف و درنهایت عقوبت الهی نداره پس شما هم بخاطر خودتون بردباری پیشه کنید، اگر این عالم صاحبی دارد ( که دارد) خودش حواسش به بنده هاش و مخلوقاتش هست از همه ما دلسوزتره اگر قانون جذب (که به قول عده ای از پای بست ویران است) توهمی بیش نیست، بزودی دست مروجان دروغگوی فرصت طلب اون رو میشه شما امر به معروف خودتونو کردید و از گردن شما ساقط شد خدا خیرتون بده، اگر هم این قانون درسته و همه آفرینش بر اساس اون پایه ریزی شده پس انقدر قوی هست که بتونه از خودش دفاع کنه و یه روزی راه اثباتش رو نه تنها از منظر فیزیک کوانتوم جلوی پای فیزیک دانها قرار بده بلکه تمام علوم از طبیعی و ماوراءالطبیعه و همه ادیان و بزرگان یکصدا قانون جذب رو فریاد خواهند زد فقط یک تجربه شخصی به عنوان خانمی که انقدر شجاعت و انعطاف و ریسک پذیری دارم که قانون رو امتحان کنم عرض کنم، پسرم قبلا میپرسید اگه دعا کنم خدا اونی که میخوامو به من میده؟ میگفتم اگه مصلحت باشه بله ولی وقتی نمیداد اونم به خدا بد و بیراه میگفت و من خیلی ناراحت میشدم و مصلحت اندیشی برای اون بچه توجیهی نداشت ولی حالا که این سیستم رو بهش یاد دادم دیگه خدارو زیر سوال نمیبره اگه نرسه خودشو زیر سوال میبره و میگه من خوب تلاش نکردم و عواقب همه کارهاشو میپذیره و خودشو مسول هرآنچه اتفاق می افته میدونه، مدتهاست که خدا درنظرش خیلی خیلی زیباتر شده و دیگه پیرمرد چماق بدست که مدرسه توی ذهنش کرده بود نیست. فقط خواهرانه درخواست دارم اگر میخواید چیزی رو محک بزنید مردونه این کارو بکنید با تمام وجود و همه شرایطی که گفته شده نه برای نفی اون یا اثبات خودتون یا از سر باز کردن، پیغمبر یه روز مباهله رو پذیرفت، بنده در کمال تواضع و احترام هر کسی که این متن رو میخونه دعوت میکنم به امتحان کردن، نترسید جیز نیست. و مطمئنا فرصتی که از شما میگیره کمتر از فرصتی ست که چندماهه در حال جدل هستید. من منصفانه و شجاعانه (به قصد انکار این قانون) داوطلب شدم با یک خانم همسن دیگه که بیماری شبیه هم داشتیم قرار امتحان کردن گذاشتیم و من با سه روز تمرکز و شکرگزاری و اتصال به منبع بینهایتی از سلامتی (خدا) بیماریم رفع شده. خداروشکر خداروشکر ولی اون بنده خدا هنوز بعد از 5 ماه جلسه ای 50 تومن ویزیت دکتر میده درضمن دوستان رو در جواب اون مساله که اگه دونفر روی یک موضوع ولی مخالف هم تمرکز کنن چی میشه؟ ارجاع میدم به نظریه ریسمان یا همان جهانهای موازی، البته اگر مثل ابتدای داستان متهم نکنید به اثبات نشده بودن آن

درضمن بنده حتی یک ریال بابت آشنایی با قانون جذب و تکنیک های مربوط به اون پرداخت نکردم، کسانی که در کلاس ها شرکت میکنن بخاطر تمایل شخصی خودشون هست و کسی مجبورشون نکرده اگر از دیدگاه برخی منتقدین قانون جذب دکانی شده برای برخی پس بزار مشتاقانش برن هزینه کنن تا سرشون به سنگ بخوره، بعد برای توبه و دعا برن حج پولاشونو سوبله بدن به ال سعود

و درنهایت اینکه با توجه به تعدد برداشت ها از قانون جذب اعلام میدارد، خواهران و برادران جذبی به فضل الهی هیچ مشکلی از هم زیستی درجوار یکدیگر ندارند زیرا بقول رضا مارمولک: راه های رسیدن به خدا به تعداد آدم هاست. مخالفین که درکل اعتقادی به اصل قانون جذب ندارند میتوانند اسم این برداشت های متفاوت را بگذارند بومی سازی اسلامی-ایرانی قانون جذب

صفحه‌ها

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.