خدا از دیدگاه پائولو کوئیلیو

  • 1391/12/17 - 13:31
امروزه آثار پائولو كوئليو در ردة عرفان‌هاي نوظهور جاي گرفته است. آثار پائولو بيشتر در قالب رمان است و يافتن مبانيِ انديشه‌اي او، چندان ساده نيست؛ حال آنكه براي خوانندگان پرشمار آثار او، درك اصول انديشه‌هايش بسيار مهم است.
پائولو

 پائولو كوئليو، نويسنده معاصر برزيلي است كه پس از عمري سرگرداني و بستری شدن در بیمارستان های روانی و زندانی شدن به خاطر نوشتن تئاترهای جنسی و... سرانجام تحت تأثير عرفان‌ سرخ‌پوستي و فرقه رام، زندگي جديدي را آغاز كرد. وي در نوشته‌هاي خود، سعي نموده نوعی معنویت کاذب را به خوانندگان آثارش القاء كند.

هرچند در بيان يك جهان‌بيني الهي، بايد نقش خدا در تدبير جهان به خوبي ترسيم شود، اما پائولو مايل است جهان را بدون خداوند ترسيم كند. وي معتقد است حتي اگر كسي نقشي براي خدا قائل نباشد، باز جهانِ جهان است. انسان همان موجودي است كه بايد به دنبال عشق خود بگردد. در نگاه وي: «جست‌وجوي توضيحات درباره خداوند هيچ چيز بر شما آشكار نمي‌كند. ... هيچ‌كس هرگز ثابت نخواهد كرد كه خدا وجود دارد. در زندگي، برخي چيزها را فقط بايد تجربه كرد... عشق چنين چيزي است. خداوند نيز كه عشق است، چنين چيزي است1))

در مكتب شبه معنوي وی، مهم اين است كه انسان به دنبال رؤياها و نداي قلب خود برود. اساساً ضرورتي ندارد كه به دنبال خداشناسي باشد؛ چراكه به نظر او:

كسي كه به جست‌و‌جوي خدا مي‌رود، دارد وقتش را تلف مي‌كند.... چون او مدام از ما مي‌خواهد به دنبال رؤياها و قلب خود برويم(2)

از اين مبنای فكري وی هم كه بگذريم، و به فرض كه اجازه داده شود به دنبال شناخت خدا باشيم، در نگاه تكثرگرايانه پائولو، شناخت هر كسي متفاوت خواهد بود. سرانجام، هر كس خداي خود ساخته‌اي دارد كه با خداي ديگران تفاوت مي‌كند. از اين‌رو، پائولو به اديان الاهي در مورد ارائه تصوير خاصي از خداوند اعتراض دارد و اعتراف مي‌كند كه «از تصور خدايي استاندارد شده، كه به طور متعصبانه‌اي براي همه معتبر باشد، وحشت دارم»( 3)

پائولو در بيان اهداف الاهيات مكتب خود خداوند را خطاكار، ظالم و بي‌حكمت معرفي مي‌كند. وي خداوند را اين گونه توصيف مي‌كند

صفات خدا

الف. خدای خطاكار

در داستان «شيطان و دوشيزه پريم»، وقتي خارجي با نداي درونش گفتگو مي‌كند تا علت و منشأيي براي شرّ بيابد، نداي درونش به او مي‌گويد: «تلاش براي كشف دليل وجودي‌ات بي‌فايده است. اگر توضيحي مي‌خواهي مي‌تواني به خودت بگويي من روشي هستم كه خدا براي تنبيه خودش يافته است؛ تنبيه خودش به خاطر اينكه در يك لحظه غفلت، تصميم گرفت جهان را خلق كند.» (4)

هدف از ترسيم چنين خدايي، كه اشتباه مي‌كند، اين است كه به انسان در راه معنويت القاء شود: خداوند هم اشتباه مي‌كند. از اين‌رو، او نبايد نگران اشتباهات خود باشد. انسان در مناجاتش با خداوند مي‌تواند بگويد: خدايا اگر فهرست گناهان مرا به گناهان خودت مقايسه كني، مي‌بيني كه تو به من بدهكاري. اما امروز روز آمرزش است. پس بخشش خود را نثارم كن و من نيز تو را مي‌بخشم، تا همچنان در كنار هم حركت كنيم (5)

ب. خدای ظالم

پائولو معتقد است از زماني كه در اين دنيا قضاوت اختراع شد، خداوند عادل نبوده است. اولين قضاوت مربوط به نافرماني آدم و حوا است. اين نافرماني، سرپيچي از يك قانون غيرمنطقي و عجيب بود. بي‌عدالتي هم‌چنان ادامه پيدا كرد تا اينكه چند قرن بعد، وقتي خدا به رحم آمد و پسرش را فرستاد تا جهان را نجات دهد، پسرش در همان بي‌عدالتي سقوط كردكه خودش آفريده بودو چهار ميخ به صليب دوخته شد(6).

پائولو در اين عبارات چنين القاء مي‌كند كه از كارهاي خداوند اصلاً نبايد توقع عدالت داشت. خداوند حتي نسبت به پيامبر خود نيز چنين است. با وجودي كه موسي(ع) رنج بسيار در راه او برد، در پاسخ آن همه لطف موسي(ع)، اجازه نداد او به سرزمين موعود گام نهند.(7)

 در نوشته‌هاي پائولو، حتي پيامبران نيز او را به عدالت نمي‌شناسند. ايليا پيامبر بني‌اسرائيل در مناجات خود با خدا مي‌گويد: «خدايا هيچ سر از كارت در نمي‌آورم. در كارت هيچ عدلي نمي‌بينم. خود را از زندگي من كنار بكش كه من ديگر ويران شده‌ام.» (8)

«اما خدايا من فهرستي از گناهان تو نيز دارم. تو مرا واداشتي بيش از حد انصاف رنج ببرم؛ زيرا عزيز‌ترين كسم را در اين دنيا، از من گرفتي. تو شهري را كه مرا پذيرفت، نابود كردي، خشونتت وادارم كرد عشق را از ياد ببرم.»( 9)

نتيجه‌اي كه پائولو مي‌گيرد، اين است كه خدا ظلم مي‌كند. پس ما هم مي‌توانيم عادل نباشيم. ، (10)

 در داستان «شيطان و دوشيزه پريم» مي‌نويسد:

از ترس كشيش‌ها، مراسم روز آمرزش را به ابتكار خود در آيين آنها آورده بود. در روز آمرزش، مردم بايد دو فهرست تهيه مي‌كردند. فهرستي از گناهانشان و فهرستي از گناهان خداوند. پس از اعتراف به گناهانشان، آمرزش مي‌طلبيدند و پس از خواندن فهرست بي‌عدالتي‌هاي خدا با او معامله مي‌كردند: خدايا من نسبت به تو نامنصف بوده‌ام و تو نسبت به من نامنصف بوده‌اي. پس چون امروز روز آمرزش است، تو گناهان مرا فراموش مي‌كني، من گناهان تو را و مي‌توانيم يك سال ديگر با هم ادامه دهيم(11)

ج. خدای  بي‌حكمت

در مكتب معنوي پائولو، خداوند در آفرينش خود چندان حكيمانه عمل نكرده است. خلقت انسان‌ها و آمدن آنها در اين جهان، اشتباه خداوند معرفي شده است! در نظر وي، خداوند از زندگي يكنواخت آدم و حوا در بهشت كسل شده بود. درخت ممنوعه را در وسط بهشت كاشت تا كمي داستان خلقت جالب‌تر ومهيج‌تر شود (ورونيكا تصميم مي‌گيرد بميرد، ص 165)

پائولو از زبان ورونيكا القاء مي‌كند:

اگر خدا وجود داشته باشد، در مورد موجوداتي كه تصميم مي‌گيرند اين زمين را زودتر ترك كنند، بخشنده خواهد بود و شايد از اينكه ما را وادار كرده وقت‌مان را آنجا بگذرانيم، عذر خواهي كند(12)

د.خدای   بي‌برنامه

خداوند، جهان را اگر بر اساس برنامه حكيمانه‌اي آفريده باشد، براي انساني كه جهان براي او خلق شده است، طرح و برنامه خواهد داشت. از آنجايي كه در مكتب پائولو، خداوند چندان حكيمانه عمل نمي‌كند، تدبيري هم براي انسان راه يافته در اين جهان ندارد. در اين نگاه، خداوند برنامه مشخصي براي هدايت انسان ندارد. انسان خود مي‌بايد راه را بر اساس گام‌هاي خويش شكل دهد(13)

به نظر وي: «همه كتاب‌هاي مقدس در جست‌و‌جوي خداوند و درك حضور او نوشته شده‌اند. اما آنچه خداوند از ما انتظار دارد نمي‌دانيم و اجدادمان نيز نمي‌دانسته‌اند.» (14)

اين، همان چيزي است كه پائولو در مكتب معنوي خود دنبال مي‌كند و آن را مقدمه شريعت‌گريزي خود قرار داده است. در نظامي كه خداوند طرح و يا نقشه‌اي براي هدايت نداشته باشد، رضايتش نيز معياري ندارد. آنگاه پائولو مي‌تواند بگويد مهم اين است كه دنبال حرف دل بود و خدا در اين صورت راضي خواهد بود.

حضرت ابراهيم(ع) بيگانگان را پذيرفت و خدا راضي بود. الياس(ع) بيگانگان را نپذيرفت، خدا راضي بود. داود(ع) به عملكرد خود مي‌باليد، خدا راضي بود. باجگير جلوي محراب از كرده‌هاي خود شرم داشت، خدا راضي بود. يحياي تعميد دهنده به صحرا رفت و خدا راضي بود. پولس به شهرهاي بزرگ امپراطوري روم رفت، خدا راضي بود. از كجا بدانيم چه چيزي قادر متعال را راضي نگه مي‌دارد؟ كاري بكن كه قلبت فرمان مي‌دهد و خدا خشنود مي‌شود(15)

پائولو چنين نتيجه مي‌گيرد: حال كه معياري وجود ندارد، نافرماني و عصيان هم معنا ندارد. هركس جايز است هركاري بكند، خداوند او را خواهد بخشيد. خداوند در نهايت، به همه كارهاي ما راضي خواهد بود، حتي اگر بي‌جهت جنگ‌هاي صليبي به راه انداخته شود و هزاران مسلمان كشته شوند و حتي اگر كليساي قرون وسطي به اشتباه دادگاه تفتيش عقايد به راه اندازند و حتي اگر عيسي(ع) را بر صليب كشند، خداوند همه را خواهد بخشيد. (16)

نقد و بررسي

گفته شد كه به نظر پائولو كوئليو، شناخت خداوند نه ضرورت دارد و نه ممكن است. با اين وجود، او خدا را خطاكار، ظالم، بي‌حكمت و بي‌برنامه توصيف مي‌كند. حال آنكه، شناخت خدا اولين قدمي است كه هر سالك براي تشخيص مسير خود به آن نياز دارد. خداوند آن موجودي است كه جامع همه كمالات است و نقصي در او راه ندارد. پائولو براي دعوت به دين، مردم را به پرستش خداي مادينه مي‌خواند و اعلام مي‌كند كه مبارزه با خداوند نيز جايز است. حال آنكه، نيازي به تصور خداي مادينه نيست. خداي جامع كمالات، در عين حكيم بودن و عادل بودن، مهربان و رحيم نيز هست و مبارزه با چنين خدايي غير منطقي است.

پائولو نمي‌تواند با ترويج پرستش چنين خدايي، آرامش را به ارمغان آورد. دل خوش كردن به خدايي كه خطا مي‌كند، ظالمانه رفتار مي‌كند و... سالك را از اضطراب‌ها و ترس‌ها رها نمي‌كند

منابع:

(1)پائولو كوئليو، مكتوب، ص 70

2.كنار رود پيدرا نشستم و گريستم، ص 150 و 151.

3.اعترافات يك سالك، ص 96

.4.شيطان و دوشيزه پريم،ص109

5.پائولو كوئليو، كوه پنجم، ص224

6.ورونيكا تصميم مي‌گيرد بميرد، ص 167 و 168

7.كوه پنجم، ص 194

8.كوه پنجم، ص176

9.كوه پنجم، ص224

10.شيطان و دوشيزه پريم، ص 112

11.شيطان و دوشيزه پريم، ص  174 و 175

12.ورونيكا تصميم مي‌گيرد بميرد، ص 25

13.راه‌نمايي رزم‌آور نور، ص 47

14.كيمياگر 2، ص 174 و 175

15.شيطان و دوشيزه پريم، ص 177

16.شيطان و دوشيزه پريم، ص 164

 

گردآوری و تلخیص از نشریه پویا، نقد و بررسي مباني خداشناختي و انسان‌شناختي پائولو كوئليو و ...: سعید صدری

دیدگاه‌ها

سلام ما به عنوان مسلمان چرا باید همه را بد بدانیم خودمان را درست . در کجای اسلام به تمامی نظرات و افکار انسانها در خصوص خداوند ما به عنوان مسلمان تهمت وجود دارد .......... این مسخره بازی است یا ترس از دست دادن اسلام است .........؟ ادمهای احمقی مانند شما چهره اسلام را خراب می کنند چون واقعا به جز نوعی تعصب بی پایه هیچی از اسلام نمی فهمیدید

سلام عزیز اولاً نقد حرف های دیگران در کجای دنیا تعصب محسوب می شود که شما نقد علمی را تعصب حساب می کنید ضمن اینکه اسلام نوری است که خاموش نمی شود به ترس من و شما نیست که بترسیم یا نترسیم ثانیاً پائولو یه کف آب دریا هستش که با یه موج فاتحه ش خوندست امثال اینجور اقایون از اول اسلام کم افکارشون ترویج نشده و با خودشون به گور نرفته پائولو که عددی نیست مقابل اسلام، من مسلمان با کسی مواجه می شوم که خدا را خطا کار، ظالم و... هر چی نقص هست نسبت میدهد وظیفه ما آگاهی دادن به انحرافات هستش شما متعصب هستید که نقد 5 خطی ما رو نمیتونید تحمل کنید در حالیکه بقیه مطلب کلاً از پائولو می باشد.

سلام "به تو چه" عزیز ؛ بحث علمی است. راه گفتگو باز است. کسی هم که بخواهد با حرفهای پائولو کوئیلو اسلام را رها کند، فردا روزی با سخنان مرلین منسون، انسانیت را نیز رها میکند و در ورطه‌ی نفسانیت گرفتار خواهد شد. سپاس

با نظر پائولو موافقم

یعنی شما دنبال خدایی خطاكار، ظالم، بي‌حكمت و بي‌برنامه که بتونید باهاش مبارزه هم بکنید هستید...چه شود خدای شما.............. ما عمرمان را بی جهت دنبال اینجور خدا ها هدر نمی دهیم مثل متخصص های خودمون(اهل بیت) می ریم دنبال خداي جامع كمالات، در عين حكيم بودن و عادل بودن، مهربان و رحيم و.....

از خدا متنفرم

ببخشید سؤال داشتم. اگر دوست نداشتید جواب ندید. از خودتون و از پدر و مادرتون هم متنفر هستید ؟

اگه پدر مادر نداشتم خیلی وقت پیش خودکشی کرده بودم

خدا خالق پدر و مادر شماست. والدین شما را آفریده که اینگونه آنها را دوست دارید. پس از چرا از آفریننده «عشق و امید» متنفر هستید؟

من ازظلم خدامتنفرم حاصل یه عمرنمازوروزه وحلال خوردنو برام باظلم معنی کرد

حق این بوده که زودتر خود کشی کنی چون که از این عالم هیچی متوجه نشدی. چون اگه چیزی متوجه میشدی با خدا رابطه ات اینطور نبود

هزاران لایک,بسیار بسیار صحیح است

لطفا به احساس ادمها احترام بزارید ...بعله خدا هم ظالمه هم خطاکاره ...خدا خیلی وقت ها دردها و اشکهای مردم رو نمیبینه و براش اهمیتی نداره و با ظالمان هم پیمان میشع ...خدا گاهی مهربان نیس دانلود

هیچ وقت خدارو نمیبخشم، بخشش اونم اصلا مهم نیس، به جای رسیدم که دیگه از هیچ چیزی ترسی ندارم،بدجور خودمو گول زدم چه موقعیت هایی رو به خاطر خدا از دست دادم

آقای سعید چطور میتونید در جواب اون دوستمون بیگید حق بود زودتر خود کشی کنی چون درک صحیحی نداری! جواب آشفته ای نبود؟ درک ما روحیات ما آفریده و کار دست خالق هست. مگه کسی که از خودش و خدای خودش ناراضی هست، دوست نداره زندگی لذت بخشی توام با امید به زندگی و عشق به خدا داشته باشه؟ مطمعنا میخواد و برای مثبت اندیشی و بهبود وضع روحی خودش تلاش هم میکنه ولی موفق نمیشه/ خالق رو مقصر میدونه چه در مرله خلقتش و چه در مسیر زندگی که هیچ چیز برایش سری جایش نیست در حالیکه میگیم همه امور با خواست خداست!

منشاظلم خدااااااااااس ازاول عمرم لب به مشروب نزدم روزه نخوردم نمازخوندم رباندادم پول حلال وزحمت یه عمرموخرج بیمارستان کرد خودمم علیل کردلعنت به خداااااااکه عدالت نداره

چاره ای نیس باید بسوزیمو بسازیم خدا نه قلب داره نه احساس ونه عاطفه هممون بازیچه ی دست خدا هستیم ،من خدارو به یه کفتر باز تشبیه میکنیم کفتر بازم برا سرگرمی کفتر نگه میداره هر کدومو دوس داره نگهش میداره آب ودونشونو میده از هر کدومم خوشش نمیاد یا میفروشه یا میکشه کباب میکنه

گفتن راحته ولی عمل سخته... خیلی سخت. شاید اهل بیت پیامبر به همین خاطر خیلی خاص هستند. حضرت علی رو ببنید بدترین بلاها رو سرش آوردن ولی باز هم گفت خدا... بلال حبشی این همه شکنجه شد بهش گفتن به بت پرستی برگرد ولی برنگشت. بلال خاک پای اهل بیت هم نبود. حضرت زینب بیشترین بلاها رو کشید. بیشترین سختی ها... جلوی چشمش بچه هاشو کشتن طفل شیرخواره رو ذبح کردن. برادرزاده هاشو کشتن. به اسارت رفت این همه زخم زبون شنید فحش شنید همه زندگیش رو جلوی چشمش تیکه تیکه کردن غارت کردن ولی باز هم از بندگی خدا فاصله نگرفت و عشقش به خدا کم نشد. بیشتر هم شد. اینها خیلی سخته. گفتنش راحته ولی در طول تاریخ فقط اونها تونستن اینجور صبر کنن و همچنان عاشق خدا باشن

اهل بیت اگر سختی کشیدن میدونستن که جاشون تو بهشته ولی ما چی ......

بنظر من نباید از خدا به عنوان یک وجود بیرونی توقعی داشت ادمی ک درد داره باید تحمل کنه چون راه دیگه ای نداره توقع از خدا باعث میشه تحمل سختی و رنج بیشتر بشه هر کسی نتیجه کار خودشو میبینه ربطی به خدا و عدل و اینحرفام نداره خدای هرکسی خودشه اگ علیل شدی تصادف کردی علت داشت اون تصادف کرده خودش تو اون نقش داشته اگ پولداره راهی رو رفته ک هر کسی نرفته و....

کسی که فلج مادرزاد است، یا کسی که پدرش پولدار است و به او ارث رسیده چه نقشی در این قضیه داشته؟ حقیقت این هست که هر کس خدای خودش نیست. بلکه الله، این جهان را آفریده و همه انسان‌ها را. این جهان فقط محل امتحان است. یک نفر نقش پولدار را بازی میکند. یک نفر نقش فقیر. یک نفر نقش خوشکل. یک نفر نقش زشت. مهم این هست که چه کسی درست خدا را بندگی میکند. بعد از پایان زندگی می‌فهمیم که زندگی فقط محل گذر بود. بی ارزش... و بی‌مقدار. که خیلی زود گذشت.

از نظرات همه دوستان استفاده کردم لطفا دیگران رو قضاوت نکنید حتی کسی که میگه خدا ظالمه یا خدا رو انکار میکنه و... شما اون شخص رو نمی‌شناسید که بخواید بفهمید چرا این حرف رو میزنه...برای فهمیدن بعضی حقایق باید دل از همه چیز این دنیا کند و فقط دنبال حقیقت رفت..اون موقع میشه حقیقت واقعی رو فهمید همه آدم ها مسافر این دنیا هستن تا بفهمن...

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.