اعتقادات
وهابیت فرقهای است منسوب به محمد بن عبدالوهاب؛ آنان در کتابهای خود نظراتی دادهاند که برخی را بازگو میکنیم؛ از باب نمونه بنباز میگوید: روزی که پروردگار در روز قیامت میآید و ساقش را برای بندگانش کشف میکند، نشانهای بین او و آنان است، در این هنگام است که همگی او را شناخته و از او پیروی میکنند.
وهابیت فرقهای است منسوب به محمد بن عبدالوهاب؛ آنان در کتابهای خود نظراتی دادهاند که یکی از آنها از این قرار است: گروه دائمی افتای وهابیان مینویسد: «رفتن به غار حرا از جمله شعائر حج و از سنتهای اسلام نیست؛ بلکه از جمله بدعتها و راهی به شرک است، و لذا باید مردم را از رفتن به آن منع کرد.»
وهابیت فرقهای است منسوب به محمد بن عبدالوهاب؛ آنان در کتابهای خود نظراتی دادهاند که برخی را بازگو میکنیم؛ از باب نمونه بنباز میگوید: روزی که پروردگار در روز قیامت میآید و ساقش را برای بندگانش کشف میکند، نشانهای بین او و آنان است، در این هنگام است که همگی او را شناخته و از او پیروی میکنند.
یکی از علمای اهلسنت بغداد به نام جمیل صدقی زهاوی مینویسد: «از بزرگترین کارهای قبیح وهابیان، همان پیروان محمّد بن عبدالوهاب این بود که هنگام وارد شدن شهر طائف مردم را به طور عموم کشته و به کوچک و بزرگ رحم نکردند و قصد مأمور و امیر و شریف و پست کرده و همگی را به طور یکسان از دم تیغ شمشیر و نیزه گذراندند.»
اهلسنت در عقیده پیرو ماتریدی و اشعری هستند و این مطلبی است که بزرگان حنفی به آن اشاره کردهاند؛ خلیل احمد سهارنفوری یکی از علمای دیوبندیه در اینباره میگوید: «ما در عقیده از ابوالحسن اشعری و ابومنصور ماتریدی پیروی میکنیم.» ولی وهابیان شدیدا با عقاید ابومنصور ماتریدی و ابوالحسن اشعری مخالفند.
اهلسنت در عقیده پیرو ماتریدی و اشعری هستند و این مطلبی است که بزرگان حنفی به آن اشاره کردهاند؛ خلیل احمد سهارنفوری یکی از علمای دیوبندیه در اینباره میگوید: «ما در عقیده از ابوالحسن اشعری و ابومنصور ماتریدی پیروی میکنیم.» ولی وهابیان شدیدا با عقاید ابومنصور ماتریدی و ابوالحسن اشعری مخالفند.
اهلسنت در عقیده پیرو ماتریدی و اشعری هستند و این مطلبی است که بزرگان حنفی به آن اشاره کردهاند؛ خلیل احمد سهارنفوری یکی از علمای دیوبندیه در اینباره میگوید: «ما در عقیده از ابوالحسن اشعری و ابومنصور ماتریدی پیروی میکنیم.» ولی وهابیان شدیدا با عقاید ابومنصور ماتریدی و ابوالحسن اشعری مخالفند.
اهلسنت در عقیده پیرو ماتریدی و اشعری هستند و این مطلبی است که بزرگان حنفی به آن اشاره کردهاند؛ خلیل احمد سهارنفوری یکی از علمای دیوبندیه در اینباره میگوید: «ما در عقیده از ابوالحسن اشعری و ابومنصور ماتریدی پیروی میکنیم.» ولی وهابیان شدیدا با عقاید ابومنصور ماتریدی و ابوالحسن اشعری مخالفند.
اهلسنت در عقیده پیرو ماتریدی و اشعری هستند و این مطلبی است که بزرگان حنفی به آن اشاره کردهاند؛ خلیل احمد سهارنفوری یکی از علمای دیوبندیه در اینباره میگوید: «ما در عقیده از ابوالحسن اشعری و ابومنصور ماتریدی پیروی میکنیم.» ولی وهابیان شدیدا با عقاید ابومنصور ماتریدی و ابوالحسن اشعری مخالفند.
ابنتیمیه با ابراز خوشحالی و استقبال از تفکرات امویان و مروانیان، مینویسد: «برخی از فقها معتقدند اگر شیعیان به مستحبی عمل کنند، به گونهای که از شعارهای آنان گردد، ما آن مستحب را کنار میگذاریم و به آن عمل نمیکنیم.»
در یکی از روزها که به محمد بن عبدالوهاب خبر رسید عدهای از مخالفین وهابیت عازم زیارت قبر پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) و حج بیت الله الحرام هستند، هنگام عبور کاروان ایشان از درعیه، زائرین را مشرک خواند.
محمد بن عبدالوهاب به کسیکه از بخشش خداوند در ماه رمضان پرسیده بود، گفت: خداوند در هر شب ماه رمضان صدهزار نفر را میآمرزد و در آخرین شب ماه رمضان به اندازه تمامی شبهای گذشته، گنهکاران را میبخشد. او گفت: آنان مسلمانند، در حالیکه پیرو تو نیستند.
اما محمد بن عبدالوهاب با تشبیه دعوت خود به دعوت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) کسانی را که از اهالی منطقه درعیه به وی ایمان میآوردند را «انصار» و کسانی را که از خارج از منطقه درعیه ایمان میآوردند، «مهاجرین» نامید.
ابن عابدین حنفی با تشبیه وهابیت به خوارج در دوران صدر اسلام اینگونه مینویسد: یکی از ویژگیهای خوارج این است که تنها خودشان را مسلمان میدانند و تمامی مخالفانشان را تکفیر میکنند. پیروان محمد بن عبدالوهاب نیز همین ویژگی را دارند.