اهل حق

02/03/1397 - 09:55

بنا بر منابع اهل حق وقتی خداوند متعال "هفتن" را به وجود آورد، آنان از خداوند تقاضای همدم می‌کنند. خداوند نیز با این شرط به آنکه هفتن، "دونادون" را بپذیرند و با شکل و جسدهای مختلف به دنیا برگردند، با خواسته ایشان موافق کرده و آسمان، زمین، ماه، ستارگان، فرشته، ملائکه، آدم، جن و شیاطین را خلق نمود.

02/03/1397 - 09:52

قرآن کریم وقتی حکم روزه را بیان می‌کند در ذیل آن با جمله‌ای کوتاه به فلسفه روزه اشاره‌ کرده و می‌فرماید: "لعلّکم تتقون." اما هدف از گرفتن سه روز "روزه مرنو" در اهل حق تنها گرامی داشت حادثه نجات سلطان اسحاق و سه نفر از یاران او از تعقیب سپاهی موسوم به "چیچک" است.

02/03/1397 - 09:48

علیرغم اینکه اکثر پیروان فرقه اهل حق خود را مسلمان می‌دانند، اما باور به "دونادون" یا "گردش متوالی روح (نفس) در هزار و یک بدن" که با ماهیت تناسخ یکی است، از اندیشه‌های اصلی این فرقه است، درحالی‌که باور به دونادون با آیات الهی سازگار ندارد.

02/02/1397 - 13:14

برخی از پیروان آیین یارسان بر این باور هستند که مسلک ایشان، مسلکی است که اندیشه‌ها، باورها و آداب‌ورسوم آن سِریّ بوده که توسط مقامات آیینی و بزرگان فرقه اهل حق به‌صورت رمزواره سروده شده است تا در دسترس اغیار قرار نگیرد و یا مجموعه معارف موجود در مسلک خود را ناب‌ترین یافته‌های دیده داران، باطن داران و پیشوایان به شمار می‌آورند.

02/02/1397 - 13:12

یکی از ویژگی‌های آیین یارسان که مورد تأکید منابع کلامی یارسانیان است. اما اعتقاد به اصل "سر مگو" که پیروان مسلک اهل حق در ماهیت آن اختلاف دارند باعث شده است در فرقه اهل حق بیش از هر فرقه‌ای دیگر تفاوت، تضاد و تناقض آراء دیده شود.

01/27/1397 - 11:30

یکی از اندیشه‌های اهل حق، باور به "دونادون" یا گردش متوالی روح (نفس) در هزار و یک بدن است. پیروان مسلک یارسان معتقد هستند که روح در یک بدن به کمال نمی‌رسد و باید هزار و یک بدن را طی کند تا به کمال برسد و به‌ حق تعالی متصل شود. در که این اندیشه حالی خلاف مقتضای حرکت است.

01/27/1397 - 11:24

در بحث معاد و محشر که مسلک اهل حق آن را به‌عنوان یک اصل مبنایی پذیرفته است، یک نوع تناقض‌گویی در آثار نویسندگان و سرایندگان کلام‌های آیین یاری دیده می‌شود، زیرا ازیک‌طرف بهشت و دوزخ را در همین جهان دانسته‌اند و از طرفی در برخی از منابع دیگر این فرقه، به یک محشر کلی و روز محاسبه اعمال و دریافت جزا و پاداش اشاره‌ شده است.

01/27/1397 - 11:20

یکی از اندیشه‌های اهل حق، باور به "دونادون" یا گردش متوالی روح (نفس) در هزار و یک بدن است. این سخن در حالی از طرف ایشان مطرح می‌شود که برخی از آیات الهی تصریح دارند که بازگشت نفس از حالت انسانی به حالت حیوانی، نباتی و اولیه که همان طبیعت است، محال است.

01/27/1397 - 11:16

پیروان و سرسپردگان مسلک اهل حق معتقد هستند که روح انسان در یک بدن به تکامل نمی‌رسد و باید هزار و یک بدن و جسم را درک کند تا به تکامل برسد. این سخن در حالی است که نفس (روح) انسان در یک بدن در حال تکامل است به این‌گونه که از "نفس نباتی" به "نفس حیوانی" و ازآنجا به "نفس انسانی" ترقی پیدا می‌کند.

01/27/1397 - 11:12

بنا بر یکی از این افسانه‌سازی‌ها "بابا یادگار" یکی از یاران خاص سلطان اسحاق به‌صورت معجزه‌آسا از مادری بِکر و از راه دهان به وجود آمده است. بر پایه این اسطوره که ترکیبی از شیوهٔ تولد حضرت عیسی (ع) و سلامت حضرت ابراهیم (ع) پس از عبور از آتش است.

01/27/1397 - 11:01

علیرغم اینکه اهل حق امام علی (ع) را اولین مظهر ذات الهی می‌داند، اما "سلطان اسحاق برزنجه‌ای" ملقب به "صاحب کرم"، نزد این فرقه دارای مقام و منزلت بالاتری است. زیرا اولاً: بسیاری از خاندان‌ها و پیروان این فرقه، هیچ‌یک از دستورات حضرت علی (ع) را به‌کار نمی‌برند ولی در عوض تمام کردار و پندار آنان از سلطان اسحاق سرچشمه می‌گیرد.

01/23/1397 - 13:31

در برخی از متون فرقه اهل حق، آمده است که بزرگان این فرقه، پیرو دین «نُصیر» هستند. در اینکه نصیر کیست، در منابع مطالعاتی اهل حق دو شخصیت ذکرشده است؛ شخصیت اول: نصیر، غلام امیرالمؤمنین علی(ع) و شخصیت دوم: محمد بن نصیر نمیری، که هردو از غلات شیعه بوده‌اند. بنابراین نظریه دین مستقل اهل حق، صحیح نیست.

01/23/1397 - 13:28

اگر اعتقاد به دونادون به خاطر این است که روح انسان در اثر گردش در هزار و یک دون، در حال به کمال رسیدن است، انسان پیش از بازگشت به این جهان، یک رشته کمالات را کسب کرده است و آنها را همراه خود دارد. بنابراین چه لزومی دارد که کمالات او را سلب کنیم، سپس او را در مسیر کمال جدیدی قرار دهیم.

01/23/1397 - 13:24

"دونادون" یا "گردش متوالی روح در هزار و یک بدن" یکی از اعتقادات اصلی فرقه اهل حق است که طبق ادله عقلی و نقلی مردود می‌باشد. یکی از اشکالات مهم چنین اندیشه‌ای عدم انطباق دونادون با پدیده افزایش جمعیت است که پایه‌های تفکر چنین اندیشه‌ای با یکدیگر متضاد و متناقض می‌باشد و نمی‌تواند پدیده افزایش جمعیت در جهان را حل کند.

صفحه‌ها