مباحث تاریخی
در تاریخ وارد شده است که عمر بن خطاب هیچ خصوصیت خاصی نداشته الا اخلاق تند و خشن بیایانی او که آن هم به خاطر چرانیدن شتر و گوسفندان در اطراف مکه صورت میگرفت بوده است و این خصلت در او هیچ گاه از او دور نشد، حتی بعد از اسلام او و تا زمان خلافتش هم به همراهش بود و مردم بخاطر همین اخلاق تندش از او گریزان بودند و حاضر نبودند که با او روبرو شوند
ذوالقرنین در قرآن نام یکی از بندگان الهی است که در روایات و برخی آیات ذیل این اسم مطالبی بیان شده است چرا که به گمان برخی از علمای فریقین او یا پیامبر خدا بود و یا به عنوان فرد صالحی در میان مردم زندگی میکرد و یا به عنوان فرشته الهی و... در هر صورت این نام طی روایات صحیح السند از سخنان پیامبر یکی از القاب و اسمهایی است که پیامبر به حضرت علی(ع) عنایت کرده است
از آنجایی که خلفای غاصب هیچ فضیلتی نداشتند لذا کسانی که هم کاسه با اینان بودند سعی کردند در مقابل افراد شاخصی مثل حضرت علی(علیه السلام) و سلمان فارسی و عماریاسر و ابوذر و دیگران فضائلی را برای اینان بتراشند تا این خلفاء از قافله فضیلت و کرامت روحی و اخلاقی عقب نیفتند پس با جعل اخبار و روایات ساختگی و با تحریف حقائق تاریخی خیانتهایی را برجا گذاشتند که روی تاریخ را سیاه کردند
اسلام با کتاب معروفش قرآن دین کامل برای بشریت است و این کتاب با پیامبری آمد تا برای مردم آن را تبیین و تشریح کند لذا گفتار و سخنان این پیامبر در حقیقت همسنگ و قرین قرآنی است که خداوند برای بشریت فرستاده است. تا به حلال و حرام و... آن بپردازد. اما برخی مغرضین با احادیث جعلی مانند کرم چنان در بدنه این دین رسوخ کردند که هنوز هم ضرباتشان جبران ناپذیر است
برخی از مغرضین سعی میکنند تا برای خوش خدمتی هم که شده از پیش خود داستان و افسانه هایی را ببافند و حقایق را طوری جلوه دهند که اگر مخالفی هم داشته باشد دیگر نتوانند اعتراض کنند لذا با جعل داستان و روایات چنان شخص مورد نظر را به عرش میبرند که انگار از قبل برای او نوشته شده است. و حال اینکه زمان هیچ چیزی را فراموش نمیکند و تاریخ هم محو نمیکند
اهل سنت معتقدند که خلفای پیامبر از علوم و دانش بیکرانی برخوردار بودند و این در حالی است که گفتارشان بدون تحقیق و تفحص است و علمای بزرگ اهل سنت در کتب خود بر جهل و عدم دانش اینان اعتراف دارند و از همه مهمتر اینکه خود خلفای غاصب هم در مناسبتهای مختلف به این موضوع معترف بودند و از دیگران خصوصاٌ حضرت علی مسائل خود را می پرسیدند
در گذشته، داشتن نامهاى متعدد در ميان مردم كاملاً مرسوم بوده است. همچنین اختلاف در نام زنان در موارد مختلف موجود است و چند نام برای مادر امام زمان (علیهالسلام) دلیل بر دروغ بودن ولادت آن حضرت نیست و هرگز نمىتواند اصل ولادت ایشان را زير سؤال ببرد.
از پیامبر و امامان معصوم (علیهم اسلام) وارد شده است که روایات ما را به قرآن عرضه کنید، اگر موافق به قرآن بود آن را اخذ کنید و اگر مخالف بود آن را طرد نمایید. لذا بعد از رحلت پیامبر دشمنان اسلام با جعل روایات و ساختن احادیث باعث شدند تا انحراف عجیبی در دین بوجود بیاید و از این رهگذر برخی که صلاحیت هیچ چیزی را نداشتند به وسیله این گونه روایات مقامی را برای خود کسب کردند
آنچه که برای همگان مسلم است و در کتب تاریخی وارد شده است این است که حضرت علی قهرمان جنگهای صدر اسلام است و احدی هم منکر این موضوع نیست و حتی دشمنان حضرت هم به آن اقرار دارند اما برخی از مغرضین سعی میکنند تا برای خلفا خصوصاً ابوبکر هم مطالب غلو آمیزی از جمله شجاعت را بتراشند تا از قافله فضیلت و افتخار عقب نماند اما اینان با کتب تاریخ چه کنند
یگانه دختر پیامبر اسلام حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بعد از رحلت پیامبر چند صباحی زنده نبود چرا که امت پیامبر خصوصاً برخی از اصحاب حضرت چنان در حق او ظلم کردند که تاریخ شرم دارد تا وقایع آن زمان را بازگو کند. مغرضین هم سعی دارند تا حقایق پوشیده بماند اما اگر تاریخ هم تحریف شود باز گوشه هایی از آن همه ظلم و جنایت آشکار است که امت پیامبر با پاره تن او چه کردند
خطبه شقشقیه یکی از خطبه های معروف کتاب نهج البلاغه سید رضی این عالم و دانشمند بزرگ و نامی شیعه است که حضرت علی آن را در میان مردم در زمان خلافتش به عنوان درد دل و گلایه و شکایت ایراد فرمودند اما برخی از جهالین و مغرضین این خطبه را منتسب به سید رضی میدانند در حالی که این خطبه با بلاغت و فصاحت بسیار تامی بیان شده که قابل قیاس با هیچ چیزی نیست
قاعدهای در بین مورخین اهل سنت در کتمان وقایع تاریخی وجود دارد، که در آثار طبری نیز مصداق دارد؛ طبری در موارد متعدد کلیدی و حساس ازجمله احوال امامان و همچنین اختلاف صحابه که بهطور طبیعی اقتضای آن را داشته که نشاندهندهی حق و باطل باشد، دست به کتمان واقعه زده است.
آشنایان با تاریخ حدیث اهل سنت میدانند که یک قرن دوران منع تدوین حدیث بود و سپس ناعادلانه باقی احادیث، جرح و تعدیل شده و مشکل دیگر کتمان برخی احادیث بهدلیل مخالفت با پیشفرضهای عالمان اهل سنت است تا حدی که یک قاعده، نزد نویسندگان اهل سنت است، از عالمانی که سفارش به کتمان تاریخ میکنند: غزالی، ذهبی و ابن حجر هیثمی را میتوان نام برد.
ابن کثیر دمشقی متوفای 774 هجری قمری یکی از علمای بزرگ اهل سنت و صاحب کتاب تاریخی البدایه و النهایه است. او در این کتابش به صورت احساسی مطالبی را به دور از واقعیت و با حملات ناجوانمردانه نسبت به مذهب تشیع می تازد. که ظاهراً به تبعیت از اسلاف گذشته خود که امویان باشند افکار باطل و به دور از واقعیت را سرلوحه نوشتار خود کرده است