تصوف
ازجمله علمایی که حتی از آبروی خود نیز برای حفظ اسلام گذشتند خاندان مجلسی بود. حضرت آیتالله محمدتقی مجلسی با گذشتن از آبروی خویش و نزدیک شدن به دراویش، درصدد برآمد از ایجاد انحراف بیشتر آنان در دین مبین اسلام جلوگیری کند. ملاعبدالله مجلسی نیز بهمانند پدر خویش با ایثار و فداکاری در راه مبارزه با انحرافات تصوف قدم برداشت و حاضر شد حتی از جان خود نیز بگذرد و در آخر هم مجبور شد جلای وطن کند.
شرکت در انتخابات ازجمله مواردی است که دارویش گنابادی همواره در آن تصمیمات جدیدی میگیرند. از طرفی سلطان حسین تابنده ادعای عدم ورود به انتخابات را دارد و از طرفی دیگر نورعلی تابنده علی رغم شعار عدم ورود به انتخابات، در اازای دریافت مبلغی حاضر میشود در انتخابات شرکت کند و از کروبی حمایت کند. اما امروز محمد اسماعیل صلاحی قطب خود خوانده و متکبر این فرقه شرکت در انتخابات را کمک به ظلم خوانده است!!!
دراویش گنابادی از سال 88 ورود جدی به عرصه انتخابات داشتند و امروز که در آستانه انتخابات سرنوشتساز ریاست جمهوری 1400 هستیم بازهم جذبی قطب فعلی این فرقه عموم دراویش را بهعنوان یک شهروند و یک ایرانی به انتخابات دعوت کرده است. اما این کار جذبی با واکنش شدید صلاحی مواجه شده و او معتقد است که این کار جذبی خلاف رویه اقطاب سابق خصوصا نورعلی تابنده بوده است.
محمد اسماعیل صلاحی درویش جاه طلب و متکبر، همراه و هم سو با دشمنان ایران در صفحه مجازی خود تمام پیروان فرقه صوفیه گنابادی را از شرکت انتخابات باز داشت و با گستاخی تمام اعلام کرد که این انتخابات نه مشروعیت شرعی دارد و نه مشروعیت قانونی. دراویش این فرقه گویا فراموش کردند چطور در سال 88 و 92 از کاندیدای جریان اصلاحات اعلام حمایت کردند!
اقطاب و بزرگان فرقه صوفیه گنابادی درحالی علامه مجلسی را موافق و متمایل به تصوف نشان میدهند که علامه مجلسی ید طولایی در مبارزه با صوفیگری و انحرافات ایشان دارد و اساس تصوف و حتی بزرگان آنها مثل معروف کرخی را از اساس منکر میشود و نقدهای جدی بر آن وارد میکند و به نوعی سلسله سازی صوفیه را از هم میپاشد.
دراویش فرقه صوفیه گنابادی نیز به مانند منافقین و دوستان و همراهان سلطنت طلب خود در دیگر کشورها با لبیک به ندای دشمنان جمهوری اسلامی، همراه و هم سوی با آنها مردم ایران را به تحریم انتخابات دعوت کردند. صلاحی قطب خود خوانده دراویش گنابادی نیز هم سو و همراه با نتانیاهو و مریم رجوی و بن سلمان سعودی عَلَم مخالفت با انتخابات را برافراشت و در سخنانی توهین آمیز بهنظام و انقلاب اسلامی به لجن پراکنی پرداخت.
یکی از معاصرین مجلسی در نوشتهای متذکر میشود که شیخ بهاءالدین محمد عاملی و ملا محمدتقی مجلسی و ملامحسن کاشانی (علیهم الرحمه) که هر یک قدری بنا بر مصلحت و برای هدایتشان مراعات آنها را مینمودند، بلکه از جانب ایشان سخنان نیز میگفتند و مینوشتند. اما فی الحقیقه در عقاید حقه، مخالف ایشان بودند.
اشکالات فراوانی که در کتاب تشویق السالکین است انتساب این کتاب را به پدر علامه مجلسی کاملاً منتفی میکند. ازجمله اینکه این کتاب همانطور که صاحب "الذریعه" گفته است، این کتاب به مجلسی اول نسبت داده شده است. همچنین این کتاب مشتمل احادیث ضعیف و مجعول زیادی است که انتساب آن را به آیت الله محمد تقی مجلسی منتفی میکند.
فرقه صوفیه گنابادی از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 تا کنون همواره از کاندیداهای جریان اصلاحات حمایت کرده است. چنانچه در سال 88 از مهدی کروبی و در سال 92 و 96 از حسن روحانی حمایت کردند. اما امسال و در نبود نورعلی تابنده، گویا دراویش گنابادی با نادیده گرفتن سخنان تابنده مبنی بر لزوم شرکت در انتخابات، قصد تحریم انتخابات را دارند.
ابن عربی در کتاب خود، فرعون را جزء مؤمنان بهخدا معرفی میکند. وی اگرچه معترف به ظلم و جور فرعون است ولی معتقد است که فرعون به بالاترین مرحله شهود و خداشناسی دست یافته و او را اهل نجات دانسته و معتقد است که با ایمان کامل از دنیا رفت. درحالیکه آیات متعدد و روایات کثیری خلاف این ادعای ابن عربی را ثابت میکند.
برخی از اقطاب همچون صالح علیشاه و رضا علیشاه پیروان خود را از ورود به سیاست نهی میکردند و از عدم ورود به انتخابات میگفتند ولی نورعلی تابنده خلاف رفتار و اعتقاد اقطاب سلف خود در این مسئله عمل میکرد. اگرچه او نیز از عدم دخالت در سیاست سخن میگفت ولی از سال 88 دخالت رسمی در انتخابات داشت و در توجیه این عمل خود، انتخابات را ورای سیاست میدانست.
علیرغم اینکه خداوند متعال در قرآن، فرعون را فردی عصیانگر، ظالم و از جهنمیان یاد کرده ولی حلاج وی را استاد خود خوانده و معتقد است که او با ایمان از دنیا رفته است. حلاج همچنین ادعا میکند که جبرئیل بهخاطر فرعون مورد سرزنش و توبیخ خداوند متعال قرار گرفته است. درحالی که آیات و روایات در هر دو مورد، خلاف ادعای حلاج را ثابت میکند.
فرعون ازجمله کسانی است که سران تصوف بهشدت بهدنبال تطهیر چهره او هستند چراکه برای او جایگاه رفیع و بلندی قائلاند. ابن عربی نیز ازجمله صوفیانی است که معتقد به ایمان فرعون است و قائل به این است که توبه فرعون مورد پذیرش خداوند متعال قرار گرفته است. این درحالی است که آیات و روایات متعددی خلاف این مسئله را میرساند.
در یکی از مقالات، اشعاری از مولوی منتشر شد که واکنشهای مختلفی را به همراه داشت. برداشت برخی از این شعر این بود که مولوی مقام حضرت موسی (علیه السلام) را برای حضرت علی (علیه السلام) در مقابل خضر قائل شده است. برخی هم برداشتشان این بود که مولوی از زبان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در حال نصیحت حضرت هستند و منظور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از پیر عاقل خودشان هستند.