اتهامات بدون دلیل ابن تیمیه نسبت به شیعیان
ابن تیمیه در زمان خودش هم به ناصبی بودن مشهور بود و بنا به نقل تاریخ از طرف علمای عصرش، به خاطر افکار پوچ و باطلش مورد انتقاد قرار میگرفت. او با سخیفترین الفاظ و زشتترین سخنان، که حاکی از عدم منطق و استدلال بود، در جای جای کتابهای خود، کلماتی را به شیعه نسبت داده که خودش شایستهی آن الفاظ زشت و ناپسند است. او علاوه بر اینکه دشمنی و بغض و کینهی خود را نسبت به اهل بیت پیامبر ابراز داشته، صفحهی دیگری از کینهتوزی و عداوتش نسبت به دوستداران و شیعیان اهل بیت به نمایش گذارده است تا به این طریق شکل دیگری از ناصبی بودن خود را آشکار سازد.
مثلاً در کتاب «کتب و رسائل و فتاوی» شیعیان را دشمن سنت نبوّی میداند و میگوید: «... در میان اهل سنت این سخن شهرت دارد که شیعه یعنی اهل بدعت و کلمه شیعه ضدّ کلمه سنّی است، چرا که شیعه همانند سایر هواپرستان با سنت رسول خدا و احکام شریعت او دشمنی میورزند.»[1] و یا شیعیان را همانند خوارج از نظر اعتقادی و منافق دانسته و حکم همدست بودن با کفار را به ایشان میدهد، لذا او میگوید: «از آنجا که روافض (شیعیان) دورترین انسانها از سنت و روایات نبوی هستند، از بزرگترین تفرقه افکنان در دین اسلام هستند و از بزرگترین گروههای اختلافاندازند و به همین رو اینان از دورترین فرقهها نسبت به اهل سنت و جماعتند.»[2] همچنین میگوید: «رافضه (شیعیان) اگر بدتر از خوارج نباشند، کمتر از آنان نیستند.»[3] و یا شیعیان را همدست با کفار میداند و مینویسد: «جهمیه و روافض از خوارج بدترند، چرا که خوارج با مسلمانان میجنگند، ولی مدعی بودند که با کافران میجنگند، شیعیان نیز ادعا دارند که با کافران میجنگند، ولی حقیقت این است که شیعیان در کشتن مسلمانان با کافران همدست هستند و ذلیلانه در خدمت به آنها میکوشند.»[4] یاللعجب از این سخن او، چرا که در گذشته تاریخ و حتی امروزه خلاف گفتار باطل او را مشاهده میکنیم، چرا که این وهابیت است که همدست با صهیونیست و اسرائیل و... هستند و مسلمانان را میکشند!!! و این امری واضح است.
وی بدون دلیل به مبانی اعتقادی شیعه میتازد و آن را با اعتقادات خوارج مقایسه میکند و میگوید: «... مبانی اعتقادی و استنادات خوارج، قویتر و بهتر از شیعیان است، چرا که خوارج پیروان قرآن بودند و بر اساس فهم خودشان از قرآن پیروی میکردند، اما شیعیان از امامی پیروی میکنند که هیچ دلیل مستندی برای وجود آن ندارند.»[5] که در جواب او باید بگوییم که طبق برخی از آیات قرآن و خصوصاً روایات نبوی در کتب اهل سنت نقل شده: «جانشینان و امامان از امت من دوازده نفرند که اول ایشان علی و آخرین آن مهدی است.»[6] لذا شیعه از اینگونه مستندات پیروی کرده که علمای اهل سنت در کتب خود به آن اقرار کرده و نوشتهاند.
در نتیجه از سخنان ابن تیمیه که اینگونه هتاکی و هجمه به شیعیان میکند، میتوان فهمید که چقدر جاهل به معارف دین و چقدر بغض و کینه نسبت به اهل بیت و شیعیان آنان دارد، وقت خود را عالم دین اسلام میداند. والله العالم
پینوشت:
[1]. «... و هذا هو السبب فیما شاع فی العرف العام انّ البدع هم الرافضه فالعامه شاع عندها انّ ضد السنّی هو الرافضی فقط لانّهم اظهر معانده لسنّه رسول الله...» کتب و رسائل و فتاوی، ابن تیمیه، مکتبه ابن تیمیه، ریاض، عربستان، ج28 ص482.
[2]. «و الروافض لمّا کانوا ایضاً أبعد عن السنّه و الحدیث کانوا أعظم افتراقاً فی هذه لاسیّما الرافضه فانّه یقال انّهم اعظم الطوایف اختلافاً و ذلک لانّهم أبعد الطوائف عن السنه و الجماعه.» همان، ج4 ص52.
[3]. «و هولاء الرافضه ان لم یکونوا شرّاً من الخوارج المنصوصین فلیسوا دونهم.» همان، ج28 ص477.
[4]. «و حال الجهمیه و الرافضه شرّ من حال الخوارج فان الخوارج کانوا یقاتلون المسلمین و یدّعون قتال الکفار و هولاء أعانوا الکفار علی قتال المسلمین و ذلّو للکفار فصاروا معاونین للکفار أذلاّء لهم معادین للمومنین أعزّاء علیهم.» درء تعارض العقل و النقل، ابن تیمیه، دارالفضیله، ریاض، عربستان، ج7 ص138.
[5]. «و ایضاً فالخوارج کانوا یتّبعون القرآن بمقتضی فهمهم و هولاء انّما یتّبعون الامام المعصوم عندهم الذی لاوجود له فمستند الخوارج خیر من مستندهم.» کتب و رسائل و فتاوی، ابن تیمیه، مکتبه ابن تیمیه، ریاض، عربستان، ج28 ص483.
[6]. «خلفاء امتی اثنی عشر خلیفه اولهم علی و آخرهم القائم مهدی.» ینابیع الموده، قندوزی، انتشارات رضی، قم، ایران، ج2 ص533- 534. جهت مشاهده تصویر کتاب کلیک کنید.

افزودن نظر جدید