اطاعت از امام و ولی فقیه، مخالفت با قطب

  • 1397/07/15 - 20:09
یکی از عقاید فرقه‌ی صوفیه، این است که در زمان غیبت، اطاعت از قطب را بر مریدان خود واجب دانسته و قائلند بر اینکه از طرف امام اجازه ولایت بر مردم دارند، در حالی که به دلایل مختلف، این عقیده‌ی آنان رد شده و تنها کسانی که امام معصوم (علیه‌السلام) أمر بر پیروی از آنان کرده، ولی فقیه (مجتهد جامع‌الشرایط) است.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در یک مجلسی درباره‌ی اطاعت از معصومین (علیهم‌السلام) صحبت می‌کردم که اطاعت از آنان، واجب است، چه در زمان امام معصوم باشیم و چه در زمان غیبت امام، که در این زمان، باید از اماممان که حضرت حجت بن الحسن (علیه‌السلام) هستند اطاعت کنیم.
یکی از مخاطبین جلسه گفت: در این زمان که ما حضرت صاحب الزمان (علیه‌السلام) را نمی‌بینیم، چگونه باید از او اطاعت کنیم؟
گفتم: وظیفه كلي ما در زمان غیبت مانند وظیفه در زمان حضور امام معصوم (علیه‌السلام) است. گرچه آن حضرت از نظر ما غایب است، اما به ما اشراف و آگاهی دارد و بر اعمال و رفتار ما ناظر است. لذا تمام وظایفی که قرآن مجید و پیامبر اکرم (صله الله علیه و آله) و ائمه‌ی معصومین (علیهم‌السلام) برای یک فرد مسلمان تعیین و بیان فرموده‌اند در زمان غیبت نیز متوجه ما است.
مخاطب: چه اشکالی دارد در زمان غیبت از شخصی که نماینده و جانشین امام معصوم است تبعیت کنیم؟
من: اگر منظور شما از جانشین، ولی‌فقیه یا مرجع تقلید باشد، پیروی از وی، آن هم فقط در احکام شرعی هیچ اشکالی ندارد، اما اگر شخص خاصی در این زمان مدّ نظر شماست که صلاحیت جانشینی امام زمان (علیه‌السلام) را داشته باشد و از او اطاعت محض داشته باشیم، وجود ندارد.
مخاطب: یک گروهی از شیعیان که به صوفیه معروف‌ هستند، قائل‌اند بر اینکه در زمان غیبت باید از قطب صوفیان، که الان نورعلی تابنده است پیروی کرده و او را نماینده و جانشین امام زمان (علیه‌السلام) می‌دانند؟
من: این گروهی که شما نام بردید فقط اسم شیعه را دارند و از نام اسلام در جهت رسیدن به امیال دنیوی خود، سوء استفاده کرده و با اتصال خود به ائمه معصومین (علیهم‌السلام) به فرقه‌ی خود رنگ و لعاب اسلامی و شرعی داده‌اند.
مخاطب: ولی خود صوفیان گفتند که از طرف امام معصوم اجازه داشته و می‌توانند بر مردم ولایت داشته‌ باشند؟
من: دراویش هیچ دلیل عقلی و یا نقلی مبنی بر تفویض ولایت ائمه به اقطاب خود ارایه نداده و تاکنون نتوانسته‌اند یک آیه از قرآن و یا یک روایت از ائمه و یا یک استدلال عقلی در ولایت اقطاب ارایه دهند، و بر عکس از طرف ائمه‌ی معصومین (علیهم‌السلام) نسبت به این گروه مذمت‌های زیادی شده است.
مخاطب: اگر اطاعت و پیروی از این اقطاب جایز نیست و باید از امام معصوم اطاعت کرد، پس چرا شما از مراجع تقلید پیروی می‌کنید، مگر اینان معصوم هستند؟
من: پیروی از مراجه تقلید به سفارش خود ائمه‌ی معصومین (علیهم‌السلام) بوده که فرمودند در زمان غیبت از این افراد پیروی کنیم. چنان‌که در مقبوله عمر بن حنظله، امام صادق (علیه‌السلام) جهت رفع نیازهای اجتماعی و قضایی، شیعیان را بر فقهای جامع‏الشرایط، که عالم به احادیث و احکام بوده، مکلف می‏سازد.[1] و همچنین حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در توقیعی، مردم را به راویان حدیث که فقها باشند ارجاع می‌دهند. «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا  فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِم [2] و اما آنچه بعدها حادث می‌شود درباره آنها به راويان حديث ما رجوع كنيد ايشان حجت ما بر شما هستند و من حجت خدا بر ايشان هستم.»
مخاطب: صوفیان می‌گویند اطاعت از اقطاب در أمر طریقت است، اما اطاعت از مراجع تقلید در أمر شریعت است؟
من: دراویش با استفاده از واژه طریقت و حقیقت، شرع مقدس اسلام را کنار گذاشته‌ و مرتکب انحرافاتی شده‌اند که در اسلام از آن نهی شده است. آن‌ها به اسم طریقت، در نماز موظف‌اند به جای یاد خدا، صورت قطب را تجسم کنند، دراویش علی‌رغم تأکید اسلام، از مساجد گریزانند و خانقاه‌های خود را در مقابل مساجد عَلَم می‌کنند. این صوفیان خمس و زکات را کنار گذاشته و با تأسی به یهود، عشریه دریافت می‌کنند. دراویش اعتقادی به حجاب نداشته و قطب و مشایخ معمولاً با زنان نیز مصافحه می‌نمایند.
این انحرافات، در کجای اسلام جایز دانسته شده که صوفیان به اسم طریقت مرتکب آن شده و مردم را از خدا و اهل‌بیت (علیهم‌السلام) دور کرده‌اند.

پی‌نوشت
[1]. اصول کافی، شیخ کلینی، اصول کافی، تهران: دارالكتب الاسلامية، 1388 هـ، ج 1، ص 67.
[2]. شيخ صدوق‏، كمال الدين و تمام النعمه، به‌تصحیح على‌اكبر غفارى، تهران‏، انتشارات اسلاميه‏، 1395 ق‏، چاپ دوم‏ ، ج‏2، ص 484.

تولیدی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.