دینی که سبب اختلاف شود، نبودش بهتر است!
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در یکی از برنامههای شبکهی «نوین تیوی» وابسته به فرقهی بهائیت، برنامهای تحت عنوان «اندیشه نو» پخش شد. در این برنامه، گزارشی از رویکرد نزولی جوانان به مذهب، در جهان امروز و نقش منفی مذاهب در همزیستی مسالمتآمیز میان مردم، پرداخته شد. کارشناس برنامه در ادامه مدعی شد: متأسفانه نقش مذهب در جهان امروز، بسیار مخرب است، چرا که بیشتر مردم، حس خود برتر بینی را از مذهب برداشت میکنند وخیلی از گروههای تندرو، برای توجیه اقدامات خود، توجیه مذهبی دارند.[1] در میان صحبتهای گویندهی برنامه، به این نکته اشاره شد که در دیانت بهائی گفته شده، اگر دین سبب اختلاف شود، بهتر است که نباشد![2]
در پاسخ به بیانات و تحلیلاتی که در این برنامه صورت و هدف اصلی آن، بزرگنمایی اختلاف میان مسلمانان بوده است، میگوییم؛ از نظر دین اسلام، محبت و همزیستی، بیشترین نقش را در ساماندهی جامعهی آرمانی انسانها دارد؛ چرا که پیشوایان بزرگ اسلام همواره، مردم را به دوستی، محبت و الفت میان مردم تشویق میکردند.[3] حال اگر عدهای در طبل نزاع و اختلاف بکوبند، این دیگر ربطی به اصل دین اسلام ندارد.
اما بر خلاف میل گوینده برنامه که سعی کرد آئین بهائی را بر خلاف ادیان دیگر، به دور از هرگونه اختلاف و نزاع معرفی کند؛ با گذری اجمالی در تاریخ کوتاه بهائیت به این مطلب پی میبریم که این فرقه از بدو تشکیل تا کنون، زمینهساز پیدایش اختلافها و نزاعهای بسیاری بوده است. از بهم زدن امنیت ملّی ایران به نفع دولتهای خارجی گرفته تا به جان هم افتادن سرکردگان این فرقه، حتی برادر با برادر.[4] فرقهای که در ظاهر از اختلاف بیزاری میجوید، اکنون به چند دسته نظیر ثابتین، ناقضین، سهرابی، بیتالعدلی و ارتدکس، منشعب شده است.[5]
اختلافات درونی در بهائیت، در زمان رهبران این فرقه به جایی میرسد که حسینعلینوری (ملقب به بهاءالله)، اظهار میدارد که با آمدن آئین بهائی، بغض، کینه و حسدی به وجود آمد، که پیش از آن سابقه نداشته و در زمانهای بعدی هم پدید نخواهد آمد![6]
بنابراین، اگر ملاک در پذیرش ادیان، همانگونه که گویندهی این برنامه بدان اشاره کرد، عدم بروز اختلاف و نزاع، میان رهبران و پیروانش باشد و وجود دین، سبب بروز اختلاف و دشمنی شود؛ بهائیت خود مصداق بارز اختلاف و نزاع است، در نتیجه بیدینی، از بهائی بودن بهتر است.
پینوشت:
[1]. شبکهی نوین تیوی، نام برنامه: اندیشه نو.
[2]. عباسافندی، خطابات، مصر: چ 1، 1921 م، به همت فرجالله زکی الکردی، ج 1، صص 19-18.
[3]. جهت اطلاع بیشتر میتوان به منابع ذیل مراجعه کرد: الف: امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، ترجمه: محمد دشتی، حکمت 211. رسول محلاتی، غررالحکم، ترجمه: سید هاشم، ج 1، ص 217 و 215. محمدمهدی ریشهری، میزانالحکمه، ترجمه: حمیدرضا شیخی، نرم افزار گنجینه روایات، مؤسسه فرهنگی دارالحدیث، ج 2، ص 932، ح 3041. و...
[4]. عباس افندی، مکاتیب، ج 1، ص 271.
[5]. اسماعیل رائین، انشعاب در بهائیت پس از مرگ شوقی ربانی، تهران، مؤسسه تحقیقی رائین، بیتا، (به نقل از: مرتضی احمدی، تاریخ و نقش سیاسی رهبران بهائی)، صص 16-15.
[6]. حسینعلینوری، ایقان، مصر: فرجالله زکی، 1352 ق، ص 166.
افزودن نظر جدید