تجلی وحدت امت در سيره علي (عليه السلام)
پایگاه جامع فرق و ادیان و مذاهب_ در عصری که عدهای جاهل و نادان بر طبل کینه و عداوت و از هم پاشیدگی مسلمانان میکوبند، ولی سیره و سخنان علی (علیهالسلام) مطلب دیگری را بیان میکند. هم از سخنان و هم از سیره آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) به وضوح به دست میآید که حضرت اهتمام بسیاری بر وحدت و یکپارچگی امت اسلامی داشتهاند. امام علی (علیهالسلام) در نصیحت به فرزندانش میفرماید: «ای فرزندانم، بر شما باد به پیوند داشتن با یکدیگر و بخشیدن و نیکی کردن به یکدیگر؛ از دو رویی و پشت کردن و بریدن از هم و پراکندگی، بر حذر باشید.»[۱] همچنین آنحضرت میفرماید: «مَعَهُ فَإِیَّاکُمْ وَ التَّلَوُّنَ فِی دِینِ اللَّهِ فَإِنَّ جَمَاعَةً فِیمَا تَکْرَهُونَ مِنَ الْحَقِّ خَیْرٌ مِنْ فُرْقَةٍ فِیمَا تُحِبُّونَ مِنَ الْبَاطِلِ وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ یُعْطِ أَحَداً بِفُرْقَةٍ خَیْراً مِمَّنْ مَضَی وَ لَا مِمَّنْ بَقِیَ.[۲] از تنوع و تکثر در دین خدا بر حذر باشید، زیر اجتماع در حقی که شما را ناپسند آید، بهتر از تفرقه در باطلی است که دوستش میدارید، و خداوند به هیچ کس از گذشتگان و نه آیندگان، به خاطر پراکندگی خیری عطا نکرده است».
آنحضرت همچنین تفرقه را، عملی شیطانی و با هدف فتنهگری دانسته است و میفرماید: «إِنَّ اَلشَّیْطَانَ یُسَنِّی لَکُمْ طُرُقَهُ وَ یُرِیدُ أَنْ یَحُلَّ دِینَکُمْ عُقْدَةً عُقْدَةً وَ یُعْطِیَکُمْ بِالْجَمَاعَةِ اَلْفُرْقَةَ وَ بِالْفُرْقَةِ اَلْفِتْنَةَ فَاصْدِفُوا عَنْ نَزَغَاتِهِ وَ نَفَثَاتِهِ.[۳] شیطان راههای خود را برایتان هموار نموده میخواهد گره رشته ایمانتان بگسلد و به جای اتحاد، کارتان را به تفرقه کشد و با تفرقه، فتنه برانگیزد. پس از وسوسهها و افسونهایش اعراض کنید». در سخنی دیگر، آن حضرت (علیهالسلام) منشأ اصلی تنازع و تفرق اجتماعی را، هواهای نفسانی دانسته است و میفرماید: «إِنَّمَا أَنْتُمْ إِخْوَانٌ عَلَی دِینِ اللَّهِ مَا فَرَّقَ بَیْنَکُمْ إِلَّا خُبْثُ السَّرَائِرِ وَ سُوءُ الضَّمَائِرِ فَلَا تَوَازَرُونَ وَ لَا تَنَاصَحُونَ وَ لَا تَبَاذَلُونَ وَ لَا تَوَادُّونَ.[۴] شما در دین خداوند با هم برادرید. چیزی جز ناپاکی درون و زشتی باطن، میان شما جدائی نیافکنده و از این روست که یکدیگر را در کارها یاری نمیکنید و خیر یکدیگر را نمیخواهید و به یکدیگر چیزی نمیبخشید و باهم دوستی نمیورزید.»
امام (علیهالسلام) در حدیث دیگری ضمن پرهیز دادن از افراط و تفریط نسبت به جایگاه خود، بهترین پیروان خویش را افراد معتدل و میانه رو دانسته است. میفرماید: «فالزموه، و الزموا السواد الأعظم، فإن ید اللّه مع الجماعة، و إیّاکم و الفرقة! فإن الشاذّ من الناس للشیطان، کما أنّ الشاذّ من الغنم للذئب.[۵] با توده مردم همراه باشید، زیرا دست خدا با جماعت است، و از تفرقه حذر کنید، زیرا کسانی که از جماعت کناره گیری کنند، طعمه شیطاناند؛ مانند گوسفندی که از گله جدا میافتد و گرگ او را میدرد».
سیره وحدتطلبانه امام علی (علیهالسلام):
آقا امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در عمل هم تمام تلاش خود را بکار گرفت که امت اسلامی از هم متلاشی نشود و این را در رفتار خود هم نشان دادند. وقتی که عدهای در سقیفه گرد آمدند، و خلافت را غصب کردند، آقا امیرالمؤمنین (علیهالسلام) با صبر و گذشتن از حق مسلم خود، در حقیقت از هم پاشیدگی امت اسلامی و جنگ و منازعه و اختلاف و شقه شقه شدن امت جلوگیری کردند. این در صورتی بود که نه تنها امیرالمؤمنین (علیهالسلام) دست به اقدام تشنجزا نزدند بلکه به مماشات و همکاری فکری و اداری برای تصحیح اشتباهات نظام حاکم نیز پرداختند. حضرت در این زمینه میفرماید: «چون رسول خدا (صلیالله علیه و آله) به دیار باقی شتافت و اصحاب از امر خلافت از اهل بیت او رخ برتافتند، و از هر سو به سوی ابوبکر روی آوردند، در حالی که من سزاوارتر بر این مطلب بودم، وقتی که دیدم برخی مردم از دین باز میگردند و یکدیگر را به نابودی دین خدا و آیین محمد (صلی الله علیه و آله) و ابراهیم (علیهالسلام) دعوت میکنند، ترسیدم که اگر به یاری اسلام و مسلمانان برنخیزم، در دین خدا رخنهای پدید میآید که بنای مسلمانی ویران میگردد، و اگر چنین شود، مصیبت آن بر من بزرگتر خواهد بود. دراین هنگام، نزد ابوبکر رفته و با او بیعت کردم در کشمکش این حوادث دامن عزم بر کمر زدم، تا باطل نابود گردید و سخن خدا بر فراز هر کوی و برزن قرار گرفت؛ هر چند کافرانش ناخوش میداشتند.»
در این سخن بسیار واضح است که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به خاطر مصلحت بزرگتر یعنی حفظ و صیانت از اسلام از حق مسلم خود گذشتند و از جنگ و ستیز و منازعات بیپایان که ممکن بود اصل اسلام را هدف قرار دهد جلوگیری کردند.[۶]
پینوشتها:
[۱]. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ناشر: دارالصعب و دارالعارف، ۱۴۰۱ ه.ق، ج ۴ ص ۱۹۱، ح ۵۴۳۳.
[۲]. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، تحقیق ابراهیم، محمد ابوالفضل، قم، مکتبة آیة الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ قمری.
[۳]. نهج البلاغه، صبحی صالح، ناشر: هجرت، قم، 1414ه.ق، ص ۱۷۸.
[۴]. نهج البلاغه، صبحی صالح، ص ۱۶۸.
[۵]. همان، ص ۳۱.
[۶]. الغارات، الثقفی، ابی اسحاق ابراهیم بن محمد، تحقیق جلالالدین محدث ارموی، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۴، ص ۱۱۰-۱۱۱.

افزودن نظر جدید