آیا کورش برده داری را لغو کرد؟

  • 1392/12/26 - 17:23
گرچه بر هر منصفی روشن است که کورش‌بزرگ، مردم بابل را از یوغ حاکمان بابلی خلاص نموده و آنان را زیر یوغ خود کشید. چه اینکه در بند 13 و 14 از استوانه آمده است:

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در فضای مجازی به وفور مشاهده می‌شود که از لغو برده‌داری در منشور کورش بزرگ سخن گفته می‌شود. به راستی آیا کورش کبیر (پادشاه بزرگی که اصلاحات زیادی در جهان باستان به انجام رساند و صفات نیکش قابل انکار نیست) برده‌داری را لغو کرد؟ او دقیقاً چه موضعی درباره برده‌داری گرفت؟ و سؤالاتی از این دست که در این مبحث به آن پرداخته خواهد شد.
برخی مدعی هستند که در بند بیست و ششم از استوانه‌ی کورش بزرگ، برده‌داری لغو شده است. اما حقیقت این است که پروفسور شاهرخ رزمجو (که از اساتید بخش خاورمیانه‌ی موزه‌ی بریتانیا British Museum هستند) در ترجمه‌ی استوانه، بند بیست و ششم را چنین بیان داشتند: «در پی امنیت [شهرِ] بابل و همه جایگاه‌های مقدسش بودم. برای مردم بابل ........ که بر خلاف خوا[ست خدایان] یوغی بر آنان نهاده بود که شایسته‌شان نبود، خستگی‌هایشان را تسکین دادم (و) از بندها (؟) رهایشان کردم. مردوک، سرور بزرگ، از رفتار [نیک من] شادمان گشت.»[1] 
روشن است که کورش‌بزرگ می‌گوید که یوغی بر مردم بابل نهاده شده بود و من آن‌ها را از این یوغ آزاد ساختم. اما به راستی مردم بابل همگی برده بودند؟ واضح است که چنین نبود و منظور از یوغ، حکومت ستمگر بابل بود. استاد عبدالحمید ارفعی (از برترین اساتید باستان‌پژوه و زبان‌شناسِ جهان) در ترجمه‌ی این گفتار چنین آورده است: «درماندگی‌هاشان را چاره کردم و ایشان را از بیگاری برهانیدم. مردوک، خدای بزرگ از کردارهای من شاد شد.» ایشان در حقیقت جمله ی  «anhussn upasih usaptir sarbasunu» را به معنی «رهانیدن از بیگاری و ناحقی» ترجمه کرده اند. در ترجمه‌ی پریچارد (Pritchard) در Ancient Near Eastern Texts نیز همین گفتار آمده است.[2] مشاهده می‌کنیم که برخی، چگونه «رهانیدن عده ای محدود از بیگاری» را به «برانداختن برده داری» تعبیر نمودند، و این برداشتی نادرست و احتمالاً مغرضانه است. از خود استوانه نیز به روشنی فهمیده می‌شود که منظور از آن یوغ، حکومت فرومایگان بر مردم (بند سوم)، گستاخی به خدایان و بت‌ها (بند ششم) بود. حتی در بند هشتم از استوانه به صراحت آمده است که منظور از یوغ و آن بند رها نشدنی، ستم به مردم بوده است: «هر روز به شهرش (=شهر مردوک) بدی روا می داشت... همه مردما[نش را...] (=مردمان مردوک) را با یوغی رها نشدنی به نابودی کشاند.»
گرچه بر هر منصفی روشن است که کورش‌بزرگ، مردم بابل را از یوغ حاکمان بابلی خلاص نموده و آنان را زیر یوغ خود کشید. چه اینکه در بند 13 و 14 از استوانه آمده است: «او (مردوک) سرزمین گوتی (و) همه سپاهیان مادی را در برابر پاهای او (=کورش) به کرنش درآورد و همه مردمان سرسیاه (=عامه مردم) را که (مردوک) به دستان او (=کورش) سپرده بود، به دادگری و راستی شبانی کرد.» روشن است که مردمان در برابر پاهای کورش به خاک می‌افتند و نیز کورش‌بزرگ، شبان (چوپان) مردم نامیده شده است و این یعنی همگان همچون گوسفندان تحت اختیار کورش‌بزرگ بوده‌اند. در بند هجدهم نیز آمده است که مردمان همگی پاهای کورش را بوسیدند و در برابرش کرنش کردند. در بند 30 نیز آمده است که مردم از اقصی نقاط جهان، باج‌هایی بسیار سنگین برای کورش آوردند و در برابرش به خاک افتادند.[3] این یعنی کورش‌بزرگ، مردم بابل را از ستم پادشاه آنجا رهایی بخشید و همه‌ی آنان را برده‌ی خود ساخت. گذشته از اینکه در این استوانه کورش به صراحت بت مردوک و دیگر بت‌ها را می‌ستاید و خود را نماینده‌ی آنان معرفی می‌کند.[4] گرچه برخی چنین اذعان داشته اند که مردم بابل با اختیار خود و با شادکامی در برابر کورش به خاک افتادند و باج‌های سنگینی به وی دادند (!) در حالیکه این یک دروغ بزرگ تبلیغاتی است. چه اینکه مردم بابل هیچ‌گاه به حکومت هخامنشیان رضایت ندادند و همواره در حال تلاش برای خروج از قیمومیت هخامنشیان بودند. شورش‌های فراوان آن مردم (مخصوصاً در عصر حکومت داریوش اول) به روشنی گویای این امر است. گذشته از اینکه از ابتدا نیز اشغال بابل به دست کورش هخامنشی به واسطه‌ی یک ترفند سیاسی بود، نه خواست ملت بابل. البته این موضوع گفتاری مفصل می‌طلبد. لذا کورش‌بزرگ هیچ‌گاه برده‌داری را لغو نکرد. تنها اسیران یهودی را از بند آزاد نمود و بیگاری را برانداخت، یعنی جیره‌ای بسیار اندک برای بردگان قرار داد. لیکن این به معنی لغو برده‌داری نیست. روشن است که برده‌داری در عصر هخامنشیان (در زمان حکومت کورش و پس از آن) امری کاملاً رایج بود. بردگان، همواره بخشی از بدنه‌ی جامعه‌ی طبقاتی بودند، بردگان و کنیزان، رسماً خرید و فروش می‌شدند، و در مقابلِ دریافت جیره‌ای بسیار اندک، مجبور به کارکردن برای اشراف و ثروتمندان بودند.[5]

پی‌نوشت :

[1]. بنگرید به «ترجمه‌ی فارسی از منشور کورش هخامنشی، در موزه بریتانیا، پروفسور شاهرخ رزمجو» The British Museum , Translation of the text on the Cyrus Cylinder
[2]. The British Museum , Translation of the text on the Cyrus Cylinder , Translation given in Pritchard, 'Ancient Near Eastern Texts', pp.315-316
[3]. بنگرید به «ترجمه‌ی فارسی از منشور کورش هخامنشی، در موزه بریتانیا، پروفسور شاهرخ رزمجو» The British Museum , Translation of the text on the Cyrus Cylinder 
[4]. بنگرید به «کورش هخامنشی و پرستش مردوک»
[5]. بنگرید به مقاله «برده‌داری در عصر هخامنشیان»

تولیدی

دیدگاه‌ها

واقعا که دلم برای اصالت بر باد رفته مان میسوزد که با دست خودمان لکه ننگ بر پیشانی اش میزنیم.

از قدیم گفتن باد آورده رو باد می‌بره !!! اصالت بر باد رفته !!! اصالتی که باد بیاردش باد هم می‌بردش ! این لکه ننگ بر پیشونی کورش هست! پس سعی نکنید که این لکه ننگ رو به عنوان "همه هویت ایران" معرفی کنید !

دوست عزیز شما ک ب این شدت برده داری رو نفی میکنی میشه بگی چرا در اسلام ک دینی الهیست برده داری نفی نشده و دقیقا کنیزان و برده ها خرید و فروش میشدند؟چرا حضرت علی کنیز داشتن؟چرا در انجیل حضرت عیسی از لفظ چوپان برای خودش استفاده کرده؟حالا کار نداریم ب اینکه تفسیر و برداشت شما از ادبیات و شرایط فرهنگی مردم اون زمان چقد درسته و این تفسیر با مقایسه کردن این دو دوره کاملا متفاوت هم از لحاظ ادبی و هم از لحاظ فرهنگی چقداشتباه،اینکه شما با توجه ب فرهنگ و شرایط الان اون دوران و ادبیات اون دوران رو تفسیر کنی

دوستان ایات ۲۱ تا ۲۴ سوره نسا و ایات اولیه سوره مومنون رو بهمراه تفسیر مطالعه کنن،کاملا برده داری و کنیز داری و شرایط استفاده از کنیز رو در این ایات توضیح داده،مسلما اینکه اسلام برده داری و کنیز داری رو نفی نکرده دلیل محکم و منطقی داره ک مربوط میشه ب شرایط فرهنگی و سیستم مدیریتی اون زمان،منتها اینکه شما این شرایط رو فقط منحصر ب اسلام بدونی و در مورد کوروش نفی کنی میشه افراط،یادمون باشه خوارج و معاویه و یزید و امثالهم هم مسلمان بودند و ادعای مسلمانی داشتند،درگیر افراط نشیم،در هر موردی منطقی و عاقلانه و علمی صحبت کنیم

از خواننده مطلب فوق می خوام به جای خوندن و باور کردن این مطلب بدرد نخور به ویکیپدیا یا کتاب هتی ذکر شده مراجعه کنه که تاریخ دقیق تر واقعی متوجه بشه نه یک در سایت یک مشت تازی پرست دنبال حقیقت باشه

آنچه در این مقاله آمده، از ترجمه استوانه کوروش و الواح هخامنشی است. مطمئناً انسان عاقل، این اسناد را رها نمیکند و به طناب پوسیده ویکی‌پدیا چنگ نمی‌اندازد. ویکی پدیا، سایتی است که "هرکس" میتواند برای آن مطلب بنویسد و یا آن را ادیت کند. از ماجرای امیر دولاب عبرت بگیرید و چهار نعل در جاده حماقت پیشروی نکنید و بدانید که در آخر آن جاده، یک اقیانوس متعفن، پر از جمجمه‌های انسان‌های متعصب قرار دارد.

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا به این سوال امنیتی پاسخ دهید.
Fill in the blank.