اعتقادات
ابنتیمیه با سخنان مبهم خود درباره مسأله زیارت قبور، به تشویش اذهان عمومی مسلمانان پرداخت و جرقه فتنهای را زد که شعلههای آن تا به امروز دامنگیر مسلمانان میباشد. این در حالی است که با مراجعه به کتابهای روایی و تاریخی به شواهد مختلفی از سیره پیامبر اکرم در زیارت قبور برمیخوریم که نشانگر رواج و این عمل در زمان آن حضرت میباشد
میرزا ابوطالب در سفرنامه آورده است: قریب به بیست و پنج هزار وهابی وارد کربلا شدند و صدای «اقتلوا المشرکین و اذبحوا الکافرین» مشرکین را بکشید و کافران را ذبح کنید، سر میدادند. بیش از پنج هزار نفر را کشتند و زخمیها حساب نداشت. صحن مقدس امام حسین از لاشۀ مقتولین پر شده بود. سرهای مقتولین از بدن جدا شده و خون از بدنها جاری بود.
ابنتیمیه با سخنان مبهم و دو پهلو خود درباره مسأله زیارت قبر نبی مکرم اسلام و تشکیک در مشروعیت و مأجور بودن کسانی که به زیارت قبر شریف آن حضرت میروند، به تشویش اذهان عمومی مسلمانان پرداخته است. این در حالی است که مسلمانان از عهد صحابه تا کنون در مسافرتهای خود به مدینه منوره، به قصد زیارت قبر شریف پیامبر اکرم به مدینه میآمدند.
در تعیین پیشوا و رهبر برای جامعه اسلامی آیا بهترین راه استفاده از قرآن و اولی الامر و عترت شایسته از پیروی از دیگران نیست؟
معمولا اگر ادعاهایی پیرامون یک شخص صورت بگیرد و نظرات متعدد در بین باشد که باعث اختلاف در آن امر گردد، بهترین استدلال را باید از خود آن شخص پرسید یا نظر وی را دید که با کدام گروه همخوانی بیشتری دارد. حال در اثبات وجود خداوند و عدم جسمانیت باری تعالی بالاترین استدلال در این زمینه رجوع به قرآن میباشد.
یکی از مسائل و موضوعات اختلافی میان مسلمانان و وهابیان، مسأله «زیارت قبر پیامبر اکرم و قبور انبیا، صالحان و عموم مسلمانان» است. ابنتیمیه با سخنان مبهم و دو پهلو خود درباره مسأله زیارت قبر نبی مکرم اسلام و تشکیک در مشروعیت و مأجور بودن کسانی که به زیارت قبر شریف آن حضرت میروند، به تشویش اذهان عمومی مسلمانان پرداخته است.
با توجه به پیشرفت علم و کشف مجهولات برای بشر که در زمینههای مختلف اتفاق میافتد، باید پس از مکشوف شدن حقیقت انسان از عقاید باطل خود دست برداشته و طریق مستقیم و علم نافع را در دستور کار خویش قرار دهد. وهابیت بعد از گذشت قرنها هنوز قائل به جسمانیت خداوند میباشند و در فتاوای جدید خود بر آن تکیه میکنند.
بعد از پیشرفتهای علم بشر نسبت به کروی بودن زمین و اینکه زمین در یک مدار منظم به دور خورشید در حال گردش و دوران است، باز هم کوردلان وهابی که همیشه چشم خود را بر روی واقعیات میبندند در مورد این رخداد طبیعی نیز واقعیت را انکار کرده و فتوا میدهند که قائل شدن به کرویت زمین باطل است و معتقد به صحت آن از اسلام خارج شده و کافر است.
یکی از مسائل و موضوعات اختلافی میان مسلمانان و وهابیان، مسأله «زیارت قبر پیامبر اکرم و قبور انبیا، صالحان و عموم مسلمانان» است. ابنتیمیه با سخنان مبهم و دو پهلو خود درباره مسأله زیارت قبر نبی مکرم اسلام و تشکیک در مشروعیت و مأجور بودن کسانی که به زیارت قبر شریف آن حضرت میروند، به تشویش اذهان عمومی مسلمانان پرداخته است.
ابنتیمیه و وهابیان با استناد به حدیث «لا تشدّ الرحال إلّا إلی ثلاثة: المسجد الحرام و مسجدی و مسجد الأقصی»، معتقدند سفر کردن به مدینه به قصد زیارت قبر پیامبر اکرم حرام است و کسانیکه به مدینه مسافرت میکنند، باید به قصد زیارت مسجد پیامبر و نماز خواندن در آن، مسافرت کنند و به تبع زیارت مسجد، قبر شریف آن حضرت را نیز زیارت کنند.
ابنتیمیه حرّانی زیارت قبور را به دو قسم «شرعی» و «بدعی» تقسیم کرده و مینویسد: اگر کسی به زیارت قبر برود و تنها قصد سلام دادن و دعا کردن برای میت و صاحب قبر را داشته باشد، زیارت شرعی است و اشکال ندارد، اما اگر به زیارت قبر برود و بخواهد که او را شفاعت کند، چنین زیارتی زیارت بدعی و منهی عنه و حرام است.
یکی از مسائل و موضوعات اختلافی میان مسلمانان و وهابیان، مسأله «زیارت قبر پیامبر اکرم و قبور انبیا، صالحان و عموم مسلمانان» است. ابنتیمیه با سخنان مبهم و دو پهلو خود درباره مسأله زیارت قبر نبی مکرم اسلام و تشکیک در مشروعیت و مأجور بودن کسانی که به زیارت قبر شریف آن حضرت میروند، به تشویش اذهان عمومی مسلمانان پرداخته است.
وهابیان معقتدند که عزاداری بدعت است. این در حالی است که احمد بن حنبل در کتاب مسند، حدیثی را نقل کرده که عایشه در عزای پیامبر گرامی اسلام گریه و زاری کرد و حتی به صورت خود زد. روایت به این صورت است: «وقتی رسول خدا از دنیا رفتند، سر ایشان را روی بالشتی گذاشتم. بلند شدم و به همراه زنان به سر و صورت و سینه خود میزدم.»
محمد بن عبدالوهاب همه فقهای اسلام را تکفیر کرده و میگوید: همانگونه که احبار و رهبانیان غیر خدا را میپرستیدند، فقها نیز همینگونه هستند و این فقه است که خداوند آن را شرک نامیده است و آن را ارباب غیر از خدا معرفی کرده است. همچنین وی همه متکلمین را نیز تکفیر کرده و بلکه ادعای اجماع در تکفیر متکلمین کرده است.