اهل حق

04/14/1397 - 22:14

با بررسی منابع مطالعاتی منسوب به خانواده الهی، متوجه می‌شویم ایشان برای توجیه حضور خود در کشورهای اروپایی، چنان زیرکانه و عوام فریبانه دست به توجیه زده‌اند که حضور خود را در آنجا نه از روی قصد و غرض و منفعت‌طلبی، بلکه به امر سلطان اسحاق، قلمداد می‌کنند.

04/14/1397 - 22:07

نورعلی الهی که سال‌ها در دوران حکومت پهلوی اول و دوم در مناصب مختلف قضایی فعالیت می‌نمود، در آن دوران که ترویج بی‌حجابی توسط خاندان پهلوی به‌شدت در حال اجرا بود، معتقد بود که بی‌حجاب بودن بانوان بنا بر مقتضای زمان هیچ گناه و اشکالی ندارد.

04/14/1397 - 21:54

"نورعلی الهی"، پایه‌گذار جریان "مکتب" در فرقه اهل حق، که مدعی تبعیت از شریعت اسلامی و مکتب علوی است، برای عوام‌فریبی و کسب مقام و موقعیت در بین مردم ساده‌لوح، مدعی است که با انداخته شدن قطره‌ای از آب دهان پدرش در دهان او، صاحب فتوا گشته است.

04/14/1397 - 21:46

سادات اهل حق در طول تاریخ و در سیر تطور این مسلک، به خاطر حفظ مقام و موقعیت خود که تنها از راه موروثی و بصورت خودکار نه به خاطر شایستگی یا فضایلشان، به آن دست‌ یافته‌ و برای نفوذ در جامعه یارسان، همیشه سعی داشته‌اند که پیروان خود را در فقر فرهنگی و بی‌سوادی نگه‌دارند و آنان را از کسب سواد، منع می‌کردند.

04/13/1397 - 23:49

"نورعلی الهی"، پایه‌گذار جریان "مکتب" در فرقه اهل حق، برای عوام‌فریبی و کسب مقام و موقعیت در بین مردم ساده‌لوح، مدعی است که امام حسین (علیه‌السلام) خود را در مقابل او کوچک می‌کند و حال آنکه بیان چنین داستانی از سوی افرادی که به نوعی خود را منسوب به دین و دینداری می‌کنند واقعا بعید است.

04/13/1397 - 23:42

نورعلی الهی مطالبی در دفاع از بت‌پرستان می‌گوید:«کافر به اشخاصی اطلاق می‌شود که اصلاً منکر وجود خدا بوده خدا را دروغ می‌دانند بت‌پرست چنین نیست زیرا او می‌داند که خدا هست و بت را هم خدا نمی‌داند بلکه به یاد خدا بت را می‌پرستد پس چنین بت‌پرستی کافر محسوب نمی‌شود.» درحالی که ازنظر اسلام بت‌پرستی در هر شکلی که باشد شرک و کفر است.

04/13/1397 - 11:38

برخی از نواندیشان فرقه اهل حق که داعیه استقلال آیین یارسان از سایر ادیان آسمانی مخصوصاٌ دین مبین اسلام را دارند، بیان می‌کنند که یکی از نتایج حاصل از دونادون، نفی شیون و زاری هنگام از دست دادن یکی از بستگان و ساخت گنبد و تشریفات قبر برای او است.

04/07/1397 - 00:00

نورعلی الهی علیرغم ادعای خود مبنی بر تبعیت از شریعت محمدی و مکتب علوی، مطالبی بیان می‌کند که به‌هیچ‌وجه با سخنان مؤمن به دین مبین اسلام، سنخیتی ندارد. نورعلی الهی در ادعایی مضحکی مدعی شوخی خداوند متعال با پیامبر اسلام (ص) است.

04/06/1397 - 23:38

نورعلی الهی در کتاب آثار الحق، که توسط پسرش، بهرام الهی، جمع‌آوری‌شده است، به حضرت موسی (علیه‌السلام) مطالبی نسبت می‌دهد که سراسر توهین و افترا می‌باشد. وی آن حضرت را، الكن، لال، بي‌سواد، تندخو و عصباني می‌خواند و حال آنکه پیروان ادیان الهی برای پیامبران احترام خاصی قائل هستند.

04/04/1397 - 19:15

یکی از سلاح‌هایی که برخی از بزرگان اهل حق برای پیشبرد اهداف و مقاصد خود به‌کار برده‌اند استفاده از علوم غریبه و سحر و جادو، بوده است."نورعلی الهی"، که همواره سعی داشت آراء و افکار خود را منطبق با اندیشه‌های اسلامی شیعی، جلوه دهد، اعتراف به آموختن و استفاده از سحر و جادو توسط خود و پدرش،می‌کند.

04/04/1397 - 19:05

نورعلی الهی، معتقد است؛ در برزخ نیز مانند دنیا امکان پیشرفت و سیر به‌سوی کمال برای انسان، وجود دارد و این موهبتی است نسبت به انسان، البته امتحان در آنجا بسی سنگین‌تر است و در عوض سیر نیز بیشتر است و اگر کسی نتواند در آنجا سیر کند، دوباره به دنیا بازگردانده می‌شود.

04/03/1397 - 18:42

با بررسی منابع مطالعاتی اهل حق، متوجه می‌شویم، پیروان این مسلک مانند بسیاری از عقاید و آداب‌ورسوم خود، درباره نحوه به وجود آمدن"جَوز" داستان‌سرائی و افسانه‌سازی خرافی بیان کرده‌اند. در این منابع آمده است که درخت جوز، با ریختن قطره‌ای از عرق پیشانی "پیر بنیامین" از یاران خاص سلطان اسحاق، به وجود آمده است.

04/02/1397 - 22:18

نورعلی الهی، بنیان‌گذار جریان "مکتب" در فرقه اهل حق، علیرغم اینکه مدعی پیروی از دین مبین اسلام و مذهب تشیع اثنا عشری است، معتقد می‌باشد که عالم برزخ برای همه انسان‌ها نیست، بلکه گروهی از مردم که به کمال رسیده باشند، عالم برزخ را درک نخواهند کرد و مستقیماً وارد بهشت می‌شوند.

04/01/1397 - 00:00

پیروان و سرسپردگان فرقه اهل حق برای اندیشه دونادون ثمره‌هایی ذکر کرده‌اند که "یگانگی ادیان" یکی از ثمرات آن اندیشه است. درحالی‌که یگانگی ادیان الهی، مورد تأکید خداوند متعال می‌باشد که در آیات قرآن کریم نیز به آن اشاره‌شده است و برای اثبات این مدعی نیاز نیست به سراغ دلیلی همچون دونادون برویم که خود سخن باطلی می‌باشد.

صفحه‌ها