زرتشت و باستانگرایی
برخی ژست روشنفکری به خود گرفته اند که ای ملت! از چه روی در اشک و آه و ناله فرورفتهاید؟ در پاسخ میگوییم که ما هم اهل خنده و نشاطیم و هم اهل اشک و ماتم! و این، دو رکنِ فطرت آدمیزاد است. ما بر حسین اشک میریزیم چون اشک بر حسین، جوششِ عزت و انسانیت، و خروشِ شرف و غیرت است.
در سوگِ عزیزان از دست رفته نشستن، حتی در شریعت زرتشتی هم وجود دارد. لیکن برخی به مجلس عزای حسین (ع) ایرادهای بنیاسرائیلی میگیرند. به هر روی، حسین (ع) قلب تپنده جامعه است. و عزاداری ما، جوششِ عقل و عشق است که جامعه را زنده نگه میدارد.
اعلام عزای عمومی در ایـران به دستور محمدرضا پهلوی به مناسبت مرگ ملک فیصل (پادشاه عربستان) آن هم در ایام عید نوروز ! یعنی 6 فروردین 54...! به راستی که سلطنتطلبان چرا به این شاه عرب پرست اعتراضی نکردند؟!
آملی کورت (Amélie Kuhrt) تاریخنگار و ایرانشناس اهل بریتانیا مینویسد که عزاداری در مرگ بزرگان، جزوی از تاریخ ایرانیان باستان بود. ایرانیان در هنگام عزاداری موی سر خود را کوتاه میکردند و لباس عزا میپوشیدند...
آیین سیاوشان یا سوگ سیاوش یکی از سنتهای عزادارانه در فرهنگ ایران است. در شاهنامه، سیاوش از پدر دلگیر است و به دیار غریب میرود و در آنجا ناجوانمردانه کشته میشود. عزاداری برای مرگ او، در کتابهای تاریخی ثبت و ضبط شده است و هزاران سال ادامه داشت.
واقعیت این است که این نماد، نه آرمِ کورش است و نه علامتِ زرتشت. حتی اسم واقعیاش فروهر هم نیست. بلکه نماد خدایان دروغین باستانی است که به تدریج، در عصر باستان وارد ایران شد و طبق اسنادِ روشن، در عصر نوین توسط فراماسونها به عنوان نماد هویت ایرانی (!) به بخشی از بدنه جامعه ایرانی تزریق شد.
هخامنشیان همپیمان عربها بودند و به کمک همین عربها، غزه را تصرف کردند. بله! هخامنشیان به غزه هم لشکرکشی کردند و آن دیار را فتح کردند. مگر این جماعت شعار نمیدهند «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران»؟ خوب هخامنشیان در غزه چه میکردند؟!
دکتر عبدالحسین زرینکوب در کتاب «دو قرن سکوت» پیرامون اشکالتراشیها و ایرادگرفتنهای موبدان زرتشتی به اسلام مینویسند که موبدان، کتابهایی بر ضد اسلام مینوشتند (آنقدر آزادی داشتند که علیه اسلام مطلب بنویسند و نقد کنند) و در مقابل، علمای اسلام هم پاسخهای «درست» و «دقیق» به اشکالتراشیهای آنان میدادند.
دعوت كفار و مشركين به اسلام، مراتب و مراحلی دارد و در اين ميان، مباهله در اسلام جايگاهی مطمئن دارد، و به تجربه ثابت گشته كه حق را از باطل متمايز كرده و حقيقت را روشن میكند. در تاريخ ايران باستان نيز موارد متعددی از مباهله را سراغ داريم. اكنون باستانگرايانِ ضدّ اسلام را به مباهله فرامیخوانيم تا حق آشكار شود.
در کتاب «رویت پهلوی» که یک متن فقهی-حقوقی زرتشتی است، آمده است که اگر یک دختر 12 ساله شوهر کند، در صورتی که راضی به همبستری با شوهرش نشود، مرگ ارزان (مهدور الدم: سزاوار اعدام) میشود.
وقتی ما طبق اسناد تاریخی، حرف میزنیم، باستانگرایان به ما میگویند که چون مدرک دانشگاهی ندارید، صلاحیت اظهار نظر ندارید! اما وقتی علی کریمی (فوتبالیست!) با دروغهای خنده دار و شاخدار، به تمجید از کورش پرداخت، همین باستانگرایان از او حمایت کردند! این جماعت هر جا دروغ برایشان سود و منفعت داشته باشد، از آن حمایت میکنند.
باستانگرایان به خاطر ضعف شدید عقلی و منطقی هر روز یک سخن جدید (!) به کورش هخامنشی نسبت میدهند. در جدیدترین اقدام، علی کریمی (فوتبالیست) سخن امیرالمؤمنین را به کورش هخامنشی نسبت داد و با جعل چند عبارت به سود کورش، سعی در لجن پراکنی کرد. به راستی جامعهای که هر دروغگوی بیهنری به صرف داشتن چشم و ابرو حق اظهار نظر در هر زمینه را دارد، محکوم به نابودی نیست؟
بنا بر شریعت زرتشتی، پدر حق دارد فرزند خود را به عنوان بَرده و حتی برای کتک خوردن و کشته شدن به شخص دیگری بفروشد. پندار نیک... گفتار نیک... کردار نیک... التماس تفکر
در منابع تاریخی ایرانی، پیرامون کورش، تنها و تنها (پس از حذف مطالب تکراری) شاید دو خط مطلب داشته باشیم که در آن هم آمده کورش اصلاً شاه ایران نبود. بلکه یک فرمانده نظامی و یک حاکم دست نشانده محلی بود که از مادر، یهودی زاده (و نژاد بنی اسرائیل) بود.