زرتشت و باستانگرایی
مطالعه نکردن و عدم آگاهی بعضی از مواقع موجب حماقت و عقده حماقت میشود. یکی از آن موارد نادیده گرفتن تاریخ واقعی ایران باستان است. زمانی که اسلام به ایران آمد، منفعتها و سودهایی برای ایرانیان داشت که سعدی و حافظ و ناصر خسرو و شیخ طوسی و دیگر دانشمندان ایران اسلامی از نمونههای بارز آن میباشد.
در تخت جمشید، تصویری از یک پادشاه هخامنشی وجود دارد که خنجری را تا دسته در شکم یک شیر فرو میکند. انصافاً اگر این تصویر مربوط به یک اثر اسلامی بود، روشنفکرنماهای وطنی تیتر میزدند: «خنجر اسلام در قلب محیط زیست»! اما چون مربوط به یک اثر اسلامی نیست (و نمیتوانند از آن سوء استفاده کنند) کلاً سکوت کردهاند.
هیچ دلیل عقلانی و تاریخی بر زرتشتی بودن کورش وجود ندارد. بلکه طبق اسناد تاریخی، کورش خدایان مختلفی را پرستش میکرد که یکی از آنان بت مردوک (به معنی گوساله) و دیگری بعل بود. جالب اینکه هخامنشیان، یک خدای دیگری را نیز پرستش میکردند به نام آلیلات که پرستش این خدا را از عربها یاد گرفته بودند...
فردوسی یک حکیم است؛ تعارف که نکردیم به فردوسی، حکیم گفتیم. الان چند صد سال است که دارند به فردوسی، حکیم میگویند. حکمت فردوسی چیست؟ حکمت الهیِ اسلامی.
یکی از سایتهایی که جدیداً به ترویج آریاگرایی (نژادپرستی) میپردازد و با دروغ و جعل و تنافضگویی در پی اثبات کورش هخامنشی به عنوان نماد هویت ایرانی است، پایگاه خردگان (مشهور به خُردِگان و بیخردگان) است. همیاران ما بارها به آنان پیشنهاد مناظره در فضای مجازی (و با حضور تعداد زیادی از تاریخدوستان) را دادند که هر بار ادمین پایگاه مذکور از مناظره شانه خالی کرد.
برخلاف تبلیغات فریبنده و رنگین برخی رسانهها، حقیقت این است که در باور زرتشتی؛ زن جانوری از نژاد اهریمن است که باید مطلقاً از شوهر خود اطاعت کند. حتی در روایات زرتشتی، هر زنی که از شوهر اطاعت نکند، فاحشه خوانده میشود.
یک خانم دانشجوی جوان به نام سحر مهرابی، بدون اینکه هیچ قدرت سیاسی و حزبی داشته باشد، در دیدار آیت الله خامنهای با دانشجویان، در برابر رهبرِ این سرزمین میایستد، و سرتاپای نظام و شخص رهبر را به صریحتربن شکل انذار میدهد و نقد میکند. آیا این چیزی جز اوج آزادی بیان و دموکراسی است؟
موبد مانِکجی نوشیروانجی دهالا: "طبق متن اوستا، آریاییان از خارج سرزمینهای کنونی به فلات ایران وارد شدند." حال باید از باستانگرایان افراطیِ آریاگرا که غرق در نژادپرستی هستند، پرسید که آیا راضی میشوند کسی به آنان بگوید: «از این مملکت بیرون بروید و به همان سیبری یا هر سرزمین دیگری برگردید»؟!
در منابع تاریخی ایرانی (پس از حذف سخنان تکراری) سر جمع (تَکرار و تِأکید میکنم! سر جمع...) دو خط درباره کورش هم مطلب ندارند و آن دو خط هم بیشتر او را یک حاکم کوچکِ دست نشانده نامیده اند که از مادر، یهودیزاده بود. از همین روی، کورش هخامنشی ابداً و مطلقاً نماد هویت ایرانی شناخته نمیشد.
شریعت زرتشتی: بردهای که کار نکند، مانند گاوِ تنبل است. آنقدر باید او را کتک زد تا فرمانبرداری کند. اگر باز هم اطاعت نکرد، مرگ ارزان شده و میتوان او را به قتل رساند. (به راستی این منطق برای چه کسی پذیرفتنی است؟)
متن زرتشتی روایت پهلوی: اگر زنی از شوهر خود اطاعت نکند، در این هنگام شوهر حق دارد بر بدن زن، داغ بگذارد و اگر زن 3 مرتبه از شوهر خود نافرمانی کند، جزای او اعدام خواهد بود. به تعبیری، زن "مرگارزان" شده و شوهر حق دارد که او را بکشد.
در سال 1320 روسها از شمال و انگلیسیها از جنوب و غرب به ایران حمله کردند. اما متأسفانه ارتش رضاشاه ظرف چند ساعت متلاشی و پرسنل آن فرار کردند. حکومت رضاشاه حتی یک روز هم نتوانست در برابر اجنبی مقاومت کند و ایران ظرف چند ساعت به اشغال متفقین درآمد.
سامانیان حامی فرهنگ اسلامی بودند. در قرن دهم میلادی، اندیشه های دینی و شرعی و... که عربی بود، به قالب فارسی ریخته شد و محافظت از فارسی شدن ادبیات و زبان دین تا قرن بیست و یک و توسط علمای دین اسلام ادامه داشت.
در 8 سال دفاع مقدس چه کسانی را سراغ داریم که به عشق کورش و هخامنشیان، جان خود را فدا کرده باشد؟ اصلاً کورشگرایی این خاصیت را دارد که چنین نسلی تربیت کند؟ خیر. مرام و مکتب باستانگرایی تنها میتواند شخصیتی پرادعا، بیهویت، غربگرا، ترسو، خودباخته و مادیگرا تربیت کند.