وهابیت
یکی از شبهات وهابیت در موضوع شهادت امام حسین (علیه السّلام) انکار اتفاقاتی است که پس از شهادت آن حضرت در عالم کون و مکان روی داده است؛ ابن تیمیه حرّانی، سرکردهی وهابیت که چشم دیدن هیچ فضیلتی از اهل بیت (علیهم السّلام) را ندارد، در اینباره میگوید: «به خوبی روشن است که اینها جز مزخرفات چیزی نیست.»
از شاخصههای فرقهی وهابیت به پیروی از سرکرده و سردمدار خود، ابنتیمیه حرّانی به کارگیری کلمات و عبارات تند، زشت و اهانتآمیز نسبت به اهلبیت و شیعیان است؛ چنان که گویا فرهنگ استدلال و احترام به نظز مخالف، جایی نزد او و پیروانش ندارد. او و پیروانش در موضوع عزاداری سیدالشهداء نیز تعبیرات زشت و زنندهای به کار بردهاند.
وهابیت با نقاب اسلامی و تلاوت قرآن مجید در جامعه اسلامی حضور دارند ولی طبق فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بهرهای از قرآن نمیبرند و این تلاوتها تاثیری در اعماق وجود ایشان ندارد.
از دیدگاه وهابیت، دعا همان عبادت است و بر این فرض باید هر آن کس که دیگران را میخواند، مشرک خوانده شود. این در حالی است که آیات قرآن بر معانی دیگر دعا هم چون تبلیغ، درخواست و... دلالت دارد.
وهابیت ادعا دارند که با اهل سنت برادرهستند و شیعه دشمن مشترک آنهاست. اما با مراجعه به سخنان عالمان وهابی مشاهده میشود که وهابیت شیعه و سنی را تکفیر کرده و مشرک خطاب میکنند! اکنون چگونه ادعای برادری با اهل سنت را دارند!
عقاید نتیجه ناگسستنی مبانی است که در افکار اشخاص شکل میگیرد. از جمله مبانی وهابیت تکفیرورزی است که عقاید ایشان به شدت از آن متاثر بوده و در این مسیر دست به دامان حیلههایی همچون اجماعهای ساختگی و افترا شدهاند.
در طول تاریخ همیشه تکفیریها با زبان خشونت و فحش دیگران را تکفیر کردهاند. محمد بن عبدالوهاب رئیس فرقه وهابیت با الفاظ رکیک شیعیان را تکفیر کرده است و نسبت زنان به شیعیان داده است.
توسل از اعتقادات مسلمانان است. مسلمانان برای تقرب به خداوند از انبیا و اولیا استمداد میکنند، ولی محمد بن عبدالوهاب نه تنها توسل را جایز نمیداند، بلکه توسل کنندگان را نیز تکفیر میکند.
وهابیت با قدمتی که از دویست سال تجاوز نمیکند خود را پیرو سلف صالح میدانند ولی بزرگترین جنایات امروز بشریت را مرتکب شدهاند.
براهین و استدلالات شیعیان چنان در قلب جوانان اهل سنت تاثیر کرد که عالم وهابی در این مورد میگوید: ... این جوان بیچاره، تصور کرده است شیعیان، ملائک رحمت و شیر بیشه حقّ میباشند. و حقیقت مخفی اسن است که مردم به سمت آن متمایل میشوند.
منهجشناسی وهابیت در باب تکفیر این نتیجه را در پی دارد که ظاهرگرایی و ادعای سلفگرایی از سوی ایشان، سبب شده است که دیگر مسلمانان با برچسب مشرک شناخت شوند. زمانی که ظاهرگرایی و سلفگرایی در شناخت متون دینی یک شاخصه به شمار بیاید باید نتیجه آن یعنی تکفیر مسلمانان نیز پذیرفته شود.
محمد بن عبدالوهاب به زور شمشیر به مکه و مدینه مسلط شد و عالمان مذاهب اسلامی را مجبور کرد که حکم کفر خود را امضا کنند و گواهی دهند که کافر هستند.
محمد بن عبدالوهاب فقط برداشت خود از دین را درست میدانست. گویی فقط فهم او از دین درست است و دیگران همه اشتباه میکنند. به همین جهت عالمان معاصر خود را تکفیر میکرد.
از شاخصههای فرقهی وهابیت به پیروی از سرکرده و سردمدار خود، ابنتیمیه حرّانی به کارگیری کلمات و عبارات تند، زشت و اهانتآمیز نسبت به اهلبیت و شیعیان است؛ چنان که گویا فرهنگ استدلال و احترام به نظز مخالف، جایی نزد او و پیروانش ندارد. او و پیروانش در موضوع عزاداری سیدالشهداء نیز تعبیرات زشت و زنندهای به کار بردهاند.