وهابیت
در قرآن آیات بسیاری در مورد جواز توسل ذکر شده است که با ذکر آنها به راحتی جواز توسل صادر میشود، اما برخی با چشم پوشی آنان، برداشتی دیگری کرده و به چیز دیگری ربط میدهند. از جمله البانی نویسندهی معروف وهابیت که در قرآن از آیهی 35 مائده برداشت عدم جواز توسل را کرده است و این آیه را مصداق توسل نمیداند.
بعضی افراد برعلیه شیعه شبهه میکنند ونسبتهای ناروا و خلاف واقعیت را به مذهب تشیع نسبت میدهند. مانند ابن تیمیه و وهابیت عصر حاضرکه به تبعیت از ابن تیمیه بر علیه تشیع تهمت میزنند. ابن تیمیه در مقایسه با یهود انواع دروغها را به شیعه نسبت داده که روح شیعه از آنها بیخبر است و در هیچ کتاب اعتقادی شیعه این امور وجود نداشته است.
خیر الدین زرکلی، یکی از وهّابیون معاصر است که به ولادت حضرت مهدی تصریح کرده است. وی میگوید: «(محمد) فرزند حسن عسکری... آخرین امام از ائمه دوازدهگانه نزد شیعه است. او از دیدگاه شیعیان به مهدی، صاحب الزمان، منتظر، حجت و صاحب سرداب مشهور است. او در سامرا به دنیا آمد و در هنگام وفات پدرش پنج سال داشته است.»
در حالی که بیشتر بزرگان و علمای اهلسنت بر ولادت حضرت مهدی در سال 255 هجری و آغاز غیبتش در سال 260 هجری صراحت دارند، اما در این میان، گروهی از شبههگران وهّابی با عبارات و ترفندهای گوناگون کوشیدهاند در اصل این که اساسا امام عسکری (علیه السّلام) فرزندی داشته که غیبت نموده باشد یا خیر، تشکیک نمودهاند.
لیبرالهای سعودی یکی از اهرمهای فشار بر وهابیت درباری و حاکمان سعودی هستند، که با انتقادات جدی تابوی وهابیت را درهم شکستهاند، تا جایی که به خاطر این فشارها و نامههای سرگشاده، ملک فهد پادشاه سعودی در سال 1992 مجبور شد قانون اساسی را در 83 بند بنویسد. زیرا تا قبل از آن، جامعه پادشاهی آل سعود از هیچ قانونی تبعیت نمیکرد.
یکی از پرسشهای مهم این است که چگونه از شخصی که مرده است می توان استمداد کرد؟ کسی که این پرسش را دارد باید درباره حقیقت توسل بلکه حقیقت انسان چیزهایی را بداند؛ اینکه حقیقت انسان روح اوست نه بدن مادی او و دیگر اینکه هر کس به پیامبری توسل میکند در حقیقت از خدا توسل کرده است. بعد از فهم این دو میتواند درستی آن را درک کند.
بسیاری از علما و بزرگان مورد قبول وهابیت به «تواتر احادیث مهدویت» تصریح نمودهاند. به عنوان نمونه: ابوالقاسم علی بن حسن بن عساکر در کتاب «تاریخ مدینة دمشق» نقل میکند: «احادیثی که درباره خروج مهدی روایت شده، صحیحترین اسناد را داراست و در آنها بیان شده که مهدی از عترت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است.»
مردم کشور عربستان از هیچ گونه اظهار نظر و رای برخوردار نیستند، و زنان حتی کارت شناسایی ندارند، تا جایی که یک خانم نوزده ساله عربستانی میگوید: یکبار در تاکسی تصادف کردیم و آمبولانس حاضر نشد تا رسیدن سرپرست، مرا به بیمارستان ببرد، خون زیادی ازدستداده بودم، اگر سرپرستم دقیقه آخر نرسیده بود، حتماً الآن مرده بود.
با بیان دو واژهی توسل و شفاعت، به سراغ تفاوت بین این دو میرویم. برخی با دیدن ظاهر این دو به این میرسد که فرق بسیاری بین آنهاست با این که با بیان مطالبی روشن میشود هیچ فرقی میان آنها نیست. گروهی با قائل شدن فرق میان آن دو شفاعت را قبول دارند اما توسل را قبول ندارند که این اعتقاد آنان باطل و بی اساس است.
توسل از نگاه دیگر به دو قسم تقسیم میشود: از آیات قرآن استفاده میشود که دو نوع توسل وجود دارد؛ یک نوع توسلی که به شرک منتهی میشود و نوعی دیگر آن در جهت توحید است. چنانکه دیگر اعمال و عقاید را نیز میتوان به این دو نوع منقسم کرد؛ نظیر: شفاعت صحیح و شفاعت باطل، ولایت صحیح و ولایت باطل، اطاعت صحیح و اطاعت باطل و...
اعتقاد به توسل از اعتقاداتی است که در قرآن و روایت به آن اهتمام ورزیده شده و حتی قرآن کریم مومنین را امر به توسل کرده است. توسل انواع و اقسامی دارد که برخی را وهابیت رد میکند و قبول ندارد. آلبانی یکی از آنان است که مشروع بودن و نبودن انواع توسلات را بیان کرده است، اما به دلیل دوگانگی مورد قبول نیست.
وهابیها خوارج عصر حاضرند و میبینیم که به یهودیها نه تهمت میزنند نه بیحرمتی میکنند و نه آنها را تکفیر میکنند. «علی الشعیبی» مشاور ملک فهد پادشاه سابق عربستان و از وهابیهای تندرویی بود که پس از تحقیقات بسیار به مکتب اهل بیت گروید. او در دهه 80 میلادی، رئیس مرکز پژوهشهای ملک فیصل و همزمان مشاور وی هم بود.
علیرغم آنکه وهابیت ادعای اسلام حقیقی دارد ولی با وجود قرائن وشواهد وبررسی متون اسلامی روشن میگردد نه تنها عملکرد آنها ریشه در اسلام ندارد بلکه مغایر ومخالف با اموزههای اسلامی است بنابراین با توجه به فرافکنیهای گسترده مبنی بر یهودی بودن تشیع میتوان با اثبات اینکه وهابیت ریشه در یهودیت دارد تهمت ونقشه آنها راخنثی کرد.
وقتی صفحات تاریخ را با دقت بیشتری ورق میزنی وعصر حاضر را مقایسه میکنی متوجه عملکردی شبیه به یهود در فرقهای به نام وهابیت میشوی یعنی همان کینه توزی وسوء نیت در لباس با شعار اسلامی. درست مثل یهودیان که برای رسیدن به هدفهای خود به نیرنگ وفریب متوسل شدند، در واقع وهابیت، نیرنگ و دشمنی آن کمتر از یهود نیست.