وهابیت
یکی از جریانهای درون وهابی، جریانی است به نام جریان درباری یا جامیه که در حقیقت پشتوانهای است برای مشروعیت بخشی به سیاستهای آل سعود. این جریان توسط محمد امان جامی به صورت یک جریان معرفی شد و اکنون ربیع هادی مدخلی، ریاست این جریان را برعهده دارد. در حقیقت آل سعود و جریان جامی دو روی یک سکه هستند که همدیگر را کامل میکنند. آل سعود به جریان جامی قدرت معنوی میدهد و جامیه به آل سعود قدرت سیاسی میدهد.
از زمان ورود محمد بن عبدالوهاب به درعیه در سال 1157 هجری قمری و منعقد شدن پیمان همکاری بین وی و محمد بن سعود، حکومت وهابی- سعودی پیریزی شد.
چندعامل در گسترش وهابیت موثر بود؛ از جمله اینکه: محمد بن عبدالوهاب منطقهای را برای دعوت خود انتخاب کرد که علمای زیادی در آن منطقه وجود نداشتند و مردم به خاطر عدم حضور عالمان از مبادی اسلامی به دور بودند و قابلیت پذیرش باطل در آنان به سهولت فراهم بود.
در یکی از روزها که به محمد بن عبدالوهاب خبر رسید عدهای از مخالفین وهابیت عازم زیارت قبر پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) و حج بیت الله الحرام هستند، هنگام عبور کاروان ایشان از درعیه، زائرین را مشرک خواند.
کسانیکه قصد پیروی از آیین وهابیت را داشته باشند، باید به مشرک و کافر بودن خود و پدر و مادرشان و ... شهادت میدادند تا اجازه ورود به آیین وهابیت به آنان داده شود.
هیئت امر به معروف و نهی از منکر عربستان یا همان پلیس دینی در اختیار آل شیخ و مفتیان وهابی است که مسلمانان زیادی را به جرم دعا و توسل دستگیر کرده است.
محمد بن عبدالوهاب به کسیکه از بخشش خداوند در ماه رمضان پرسیده بود، گفت: خداوند در هر شب ماه رمضان صدهزار نفر را میآمرزد و در آخرین شب ماه رمضان به اندازه تمامی شبهای گذشته، گنهکاران را میبخشد. او گفت: آنان مسلمانند، در حالیکه پیرو تو نیستند.
اما محمد بن عبدالوهاب با تشبیه دعوت خود به دعوت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) کسانی را که از اهالی منطقه درعیه به وی ایمان میآوردند را «انصار» و کسانی را که از خارج از منطقه درعیه ایمان میآوردند، «مهاجرین» نامید.
ابن عابدین حنفی با تشبیه وهابیت به خوارج در دوران صدر اسلام اینگونه مینویسد: یکی از ویژگیهای خوارج این است که تنها خودشان را مسلمان میدانند و تمامی مخالفانشان را تکفیر میکنند. پیروان محمد بن عبدالوهاب نیز همین ویژگی را دارند.
وهابیت اطلاق کلمه «مفتی اعظم» را برای خودشان جایز میدانند، ولی اطلاق کلمه «سیدنا محمد» را برای پیامبر (ص) جایز نمیدانند!
مفتی وهابی بازی فوتبال را حرام میداند، چون معتقد است که بازی قمار است.
محمد بنعبدالوهاب با پایین آوردن شآن پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در حد یک انسان معمولی از ایشان تعبیر به طارم یا پستچی کرده است و با این تشبیه بر این باور است که ایشان صرفا یک پیامرسان بوده و پس از رحلت کاری از او ساخته نیست!
رفاعی از علمای بزرگ کویت خطاب به وهابیان عربستانی میگوید: شما به تخریب خانه ام المومنین خدیجه کبری اولین حبیبه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رضایت دادید و هیچ عکس العملی از خود نشان ندادید ... چرا از خدا نمیترسید؟
محمد بن عبدالوهاب با تاکید بر حرمت توسل به پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) و کافر دانستن متوسلین به آن حضرت، در تمامی خطبههای نماز جمعه خود، همواره این جمله را تکرار میکرد: «من توسّل بالنّبی فقد کفر»