وهابیت
سلمان العوده معتقد است که عید غدیر از اعیاد اسلامی نیست. این در حالی است که با تاکیدات صورت گرفته از سوی جهان اسلام بر ولایت حضرت امیر (علیهالسلام) در روز غدیر خم، عید گرفتن این روز کمترین عمل ممکن است.
وهابیون ادعا میکنند که اهل بیت را دوست دارند، ولی گاهی دشمنی و بغض اهل بیت در کلام آنان هویدا میشود؛ مثلاً عبدالله بسام، از شیوخ وهابی در بررسی سند روایتی گفته است: امام صادق در سند آن است که ضعیف است و احادیث را به صورت وجاده نقل میکند، که معتبر نیست؛ این استدلال نشاندهنده مکنونات قلبی او در مورد اهل بیت است.
امام خمینی در سالهای پایانی عمرشان بارها و بارها از اسلام آمریکایی گفتند و به مردم و جهانیان اعلام کردند، اگر عربی ادعای اسلام کرد ولی سودای جنگ علیه کشورهای اسلامی را در سر داشت، مسلمان نیست، هر چند که ادعای مسلمانی کند، بلکه او اسلام آمریکایی دارد و اکنون بعد از 30 سال، این سخن امام وجهه بین المللی به خود گرفت.
وهابیان در سال 1344 پس از حمله به مدینه منوره، بنای ساخته شده بر قبور ائمه (علیهم السلام) را تخریب کردند و ضریح مقدس آن را به سرقت بردند. سؤال این است که اگر آن ضریح شرک آلود است، چرا معدوم نکردند و به یغما بردند؟!
استعمار انگلیس برای تسلط در خاورمیانه و کوبیدن اسلام و مسلمانان، تنها راه ضربه زدن بر مسلمین را اختلاف و تفرقه میان آنها را در نظر گرفتند، لذا با محور قرار دادن مذهب تسنن در مقابل دیگر مذاهب اسلامی خصوصاً تشیع، اختلافات شدیدی را پایهریزی کردند و با این روش مسلمانان را به جان یکدیگر انداختند و چهره اسلام را مخدوش کردند.
کشتارشیعیان توسط وهابیها در عتبات عالیات به راستی صفحه تاریخ را سیاه کرده ولکه ننگی برای همیشه بر پیشانی وهابیان نهاده است. جمیل صدقی زهاوی درقضیه حمله وهابیها به طائف مینویسد: برصغیر وکبیر رحم نکردند. طفل شیرخوار را بر روی سینه مادرش سر بریدند. جمعی را که مشغول فرا گرفتن قرآن بودند کشتند.
ابوالفرج اصفهانی از ابوالبختری روایت میکند که وقتی خبر شهادت امیرالمومنین (علیهالسلام) را به گوش عائشه رساندند وی شادمان گشته و سجده شکر به جای آورد. این حدیث از احادیث صحیحی است که میتوان اوج اختلاف میان عائشه با امیرالمومنین (علیهالسلام) را در رفتار عائشه پس از شنیدن خبر شهادت حضرت مشاهده کرد.
بر فرض که این حدیث صحیح السند باشد، اما باید گفت که اولا کثرت طلاق، یا به عبارتی مطلاق بودن هیچ منافاتی با مقام امامت و عصمت ندارد. آنچه در روایات دیگر از آن نهی شده است، طلاق از روی خوش گذرانی و هوسرانی است، یعنی اینکه فرد زنی را به عقد خود در آورده و بعد به خاطر تنوع در انتخاب همسری دیگر، او را طلاق دهد.
کارشناس شبکه وهابی وصال حق در برنامه «آن روی سکه» مدعی شد که عقیده به ظهور مبارک حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجه) از مختصات شیعه بوده و تمام منابع و مدارک آن هم مربوط به آنان است و راویان روایات مربوط به ظهور نیز همه دانشمندان و بزرگان و علمای شیعه هستند. در پاسخ به این مدعا باید گفت: عقیده به ظهور مبارک حضرت مهدى (علیه السلام) از مختصات شیعه و منحصر به شیعه نیست و بسیارى از فرقههاى اسلامى در این عقیده و مرام با هم اتفاق نظر دارند و آن را جزء عقاید قطعى و مسلم خود مىدانند.
در حالیکه بیشتر بزرگان و علمای اهلسنت بر ولادت حضرت مهدی در سال 255 هجری و آغاز غیبتش در سال 260 هجری صراحت دارند، اما در این میان، گروهی از شبههگران وهّابی هستند که با عبارات و ترفندهای گوناگون کوشیدهاند در اصل اینکه اساساً امام عسکری (علیه السّلام) فرزندی داشته، که غیبت نموده باشد یا خیر، تشکیک کنند.
ابن تیمیه یکی از نواصب است که ضمن انتقاد شدید از عملکرد امام حسین (علیهالسلام) چنین میگوید: «و در خروج او (حسین بن علی) نه مصلحت دین بود و نه مصلحت دنیا؛ بلکه این ظالمین سرکش بر ضد نوه رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) قدرت پیدا کردند، تا این که...
شيخ «عبدالعزيز آل الشيخ» مفتی عربستان سعودی، مدعی شد که شیعیان روز 27 رجب را عید مبعث نبوی میدانند در صورتیکه اگر تاریخ را بررسی کنیم، این عید در 10 محرم واقع شدهاست! وی در ادامه افزود: «رافضیها تاریخ را به انحراف کشیدهاند. آنها میگویند که 10 محرم روز قتل حسین بن علی است در صورتی که ما برای 10 محرم اعیاد فراوانی داریم»!
خداوند پیامبران را به ملکه عصمت تجهیز نموده تا مردم به کلام و عمل او اعتقاد داشته و بتوانند ایشان را به عنوان میزان و ملاک در جهت خداپرستی برای خود مبنا قرار دهند و اعمال و رفتار خود را بر پایه آن بسنجند؛ اما ابن تیمیه با تشکیک در این امر، عملا منکر مقام عصمت پیامبر (ص) شده و نسبت رسوخ شیطان در کلام ایشان را محتمل دانسته است.
علامه حلی (علیه الرحمة) در کتاب «منهاج الکرامة»، یکی از فضائل امام موسی کاظم (علیه السلام) را توبه بشر حافی به دست حضرت، برمیشمرد، ولی ابن تیمیه که کتاب «منهاج السنة» را در رد کتاب «منهاج الکرامة»ِ نگاشته است، با جهل و ناآگاهی تمام از تاریخ، به انکار این واقعیت میپردازد و آن را از اکاذیب علامه حلی میداند.